در سال ۲۰۲۴، بیش از سهچهارم کشتیهای حامل گاز طبیعی مایع (LNG) که در آبهای جهانی تردد میکردند، مقصد نهاییشان بنادر آسیا بود، واقعیتی که نه تنها برتری عددی بلکه داستانی عمیق از قدرت ژئوپلیتیکی، گسلهای ساختاری و تحولات بنیادین بازار انرژی را روایت میکند.
آسیا با میزبانی بیش از نیمی از جمعیت جهان، دیگر مصرفکنندهای منفعل نیست؛ بلکه با بازنویسی قواعد بازار جهانی، از ارکان آینده انرژی بدل شده است. در حالی که اروپا واردات LNG خود را از اوج ۱۲۱ میلیون تن در بحران انرژی ۲۰۲۲ به ۷۲ میلیون تن در ۲۰۲۴ کاهش داد، آسیا با ۲۸۸ میلیون تن واردات معادل بیش از ۷۰ درصد تجارت جهانی، رکوردهای تازهای ثبت کرد و مسیر بازار را دگرگون ساخت. چین که تنها پنج سال پیش ۶۶ میلیون تن وارد میکرد، اکنون با ۷۸.۶۴ میلیون تن (رشد ۱۰.۵ درصدی) به دومین واردکننده بزرگ جهان صعود کرده است. هند نیز با جهشی ۱۹.۱ درصدی به ۲۶.۱۵ میلیون تن، سریعترین رشد را در میان قدرتهای اقتصادی عمده تجربه میکند.
بررسی روندهای تاریخی نشان میدهد که واردات LNG در آسیا طی پنج سال اخیر رشدی قابل توجه داشته است. در سال ۲۰۲۰، همزمان با همهگیری کرونا، چین حدود ۶۶ میلیون تن و هند نزدیک به ۲۰ میلیون تن LNG وارد کردند. پس از فروکشکردن بحران و بازگشایی اقتصادها، چین واردات خود را به ۷۲ میلیون تن در سال ۲۰۲۲ رساند؛ هرچند با نوسانات قیمتی همراه بود. در همان دوره هند واردات خود را تقریباً ثابت نگه داشت. در مقابل اروپا تحت تأثیر جنگ اوکراین، وارداتش از ۸۰ میلیون تن در ۲۰۲۰ به ۱۲۱ میلیون تن در ۲۰۲۲ افزایش یافت، اما این رشد ادامه نداشت و تا ۲۰۲۴ به ۷۲ میلیون تن کاهش یافت که نشانگر تلاش این قاره برای تنوعبخشی است.
آمریکا هم صادرکننده اصلی LNG باقی ماند و واردات ناچیزی دارد اما آسیا به طور میانگین سالانه ۲۵ درصد افزایش واردات را تجربه کرد و میزان مصرف را از ۲۵۰ میلیون تن در ۲۰۲۰ به نزدیک ۲۸۰ میلیون تن در ۲۰۲۴ رساند. این روند نه تنها وابستگی قاره به سوختهای فسیلی آلاینده مانند زغالسنگ را کم کرده، بلکه آسیا را به نیروی محرکه بازار جهانی LNG تبدیل کرده است.
پروژههای زیرساختی عظیمی در این زمینه نقش کلیدی ایفا میکنند. در چین، فاز سوم ترمینال ژوشان به ظرفیت سالانه ۱۰ میلیون تن از تابستان ۲۰۲۵ راهاندازی شد و تاثیر قابل توجهی بر افزایش واردات داشت.
در هند توسعه پایانههای LNG در ایالتهای گجرات و ماهاراشترا در دستور کار است که هدفشان دو برابر کردن ظرفیت واردات تا ۲۰۳۰ است. ویتنام نیز با راهاندازی هابهای منطقهای، نقش جدیدی در بازار LNG پیدا کرده است. البته چین و هند بخشهایی از این داستان را تشکیل میدهند؛ ژاپن با واردات ۷۰ میلیون تن و کره جنوبی با ۵۰ میلیون تن در ۲۰۲۴ نقشی ثباتساز دارند. همزمان صادرات ۴۰ میلیون تنی اندونزی و مالزی تضمینکننده زنجیره تأمین در منطقه است. چنین مجموعهای آسیا را از مصرفکننده صرف به مجموعهای پویا و اثرگذار تبدیل کرده که هر کشور سهمی مشخص در شکلدهی به آینده انرژی دارد.
ایران با دومین ذخایر بزرگ گاز طبیعی جهان به میزان حدود ۳۴ تریلیون متر مکعب، پتانسیل قابل توجهی برای ورود به بازار LNG آسیا به عنوان صادرکنندهای کلیدی دارد. با این حال تحریمهای بینالمللی، اصلیترین مانع بر سر این مسیر بوده و ایران را از صادرات LNG بازداشته است؛ در حال حاضر ظرفیت صادراتی LNG ایران صفر است و هیچ حجم رسمی صادراتی ثبت نشده. این وضعیت نه تنها فرصتهای اقتصادی بالقوه ایران را محدود میسازد، بلکه بر امنیت انرژی منطقهای نیز سایه میافکند، زیرا LNG ایرانی میتوانست به عنوان منبع متنوع و ارزانقیمت، وابستگی بازارهای آسیایی به تأمینکنندگان اصلی را کاهش دهد. برای بهرهبرداری از این پتانسیل، تهران نیازمند دیپلماسی فعالتر برای کاهش تحریمها، سرمایهگذاری بیشتر در فناوریهای بومی مانند تولید تجهیزات داخلی مانند جعبههای سرد و توربو اکسپندرها و همکاریهای منطقهای است؛ در غیر این صورت رقبایی مانند قطر و روسیه سهم بازار را تثبیت خواهند کرد و فرصتهای ایران را به حاشیه خواهند راند.
رشد سریع آسیا در حوزه LNG مبتنی بر عوامل اقتصادی کلان و سیاستهای محیط زیستی این منطقه است. پیشبینی میشود تولید ناخالص داخلی کشورهای آسیایی ۵ درصد رشد کند و LNG به عنوان سوختی با انتشار تا ۵۰ درصد کمتر کربن نسبت به زغالسنگ، مورد توجه بیشتری قرار گیرد. چین با هدف کاهش کربن تا سال ۲۰۶۰ و هند با سیاست دو برابر کردن واردات تا ۲۰۳۰، LNG را ابزاری گذرا برای رسیدن به انرژیهای تجدیدپذیر میدانند. انتشار آلایندهها هم به شکل محسوسی کاهش یافته و بهبود کیفیت هوای شهرهای بزرگ را به همراه داشته است.
با این حال این مسیر پرچالش است. استخراج، حمل و نقل و ذخیره LNG آثاری قابل توجه بر محیط زیست محلی از جمله آلودگی آبهای ساحلی و جابجایی جوامع بومی دارد. هزینههای بالای لجستیکی نیز از مشکلات توسعه پروژهها هستند؛ حملونقل، ذخیره و تبدیل دوباره آن به گاز بخش بزرگی از هزینهها را شامل میشود که سودآوری را تحت فشار قرار میدهد.
بازار جهانی LNG پرنوسان است و پیشبینی میشود تا ۲۰۲۸ مازاد عرضه ۵۰ میلیارد متر مکعب ایجاد شود که قیمتها را به کمتر از ۶ دلار برای هر MMBtu میرساند و حاشیه سود پروژهها را به حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد محدود میکند؛ این در حالی است که تقاضای آسیا باید ۱۵ درصد رشد داشته باشد تا مازاد عرضه را جذب کند. از منظر ژئوپلیتیکی نیز تنشهایی مانند مناقشه دریای جنوبی چین، وابستگی قطر به واردات چین و احتمال تحریمها ریسکهای امنیتی مسیرهای انتقال را افزایش داده و سرمایهگذاران را محتاطتر کرده است.
به طور کلی، آینده LNG در آسیا مانند دریایی پرتلاطم است که فرصتهای بزرگ و خطرات جدی را به طور همزمان پیشروی بازیگران بازار قرار میدهد. این سوخت توانایی تأمین حدود ۳۰ درصد انرژی پاکتر از منابع آلاینده قدیمی را دارد و میتواند محرک رشد اقتصادی منطقه باشد. اگر ریسکهای مالی، زیستمحیطی و ژئوپلیتیکی به درستی مدیریت شود، آسیا میتواند سهمی مهم و پایدار در بازار جهانی انرژی داشته باشد. موفقیت در این مسیر نیازمند اتخاذ تصمیمات هوشمندانه، سیاستهای مبتنی بر دادههای دقیق و توسعه همکاری عملی میان کشورهای منطقه است. کارشناسان هشدار میدهند که اقدام فوری و استراتژیک ضروری است تا آسیا موج جدید بازار انرژی را با موفقیت مدیریت کند و نقش تعیینکنندهای در آینده انرژی جهان ایفا کند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 15 ساعت قبل
حدود 15 ساعت قبل
حدود 15 ساعت قبل
حدود 15 ساعت قبل
حدود 15 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه