به گزارش تجارت نیوز، ریسپانسیبل استیت کرفت با انتشار یادداشتی مدعی شد: قانون «سیاست انرژی و صرفهجویی» که سال ۱۹۷۵ و در پی شوک ناشی از تحریم نفتی اعراب در سال ۱۹۷۳ به امضای جرالد فورد، رئیسجمهور وقت آمریکا، رسید، «ذخایر راهبردی نفت آمریکا» (SPR) را ایجاد کرد. هدف از این ذخایر، ایجاد پشتوانهای برای روزهای بحرانی بود؛ ذخیرهای که در صورت بروز اختلال جدی در عرضه نفت، بتواند از اقتصاد و مصرفکنندگان آمریکایی حمایت کند.
چرایی کاهش ذخایر راهبردی آمریکا
این وبگاه در ادامه آورد: اما امروز، پس از دو دولت متوالی، این ذخایر به پایینترین سطح خود از سال ۱۹۸۳ رسیدهاند. جو بایدن در دوران همهگیری کرونا ۵۰ میلیون بشکه از این ذخایر را آزاد و یک سال بعد نیز، در واکنش به حمله روسیه به اوکراین، ۱۸۰ میلیون بشکه دیگر را روانه بازار کرد؛ بزرگترین برداشت تاریخ از ذخایر راهبردی نفت آمریکا. کاخ سفید آن زمان اعلام کرد این اقدام برای کنترل قیمت بنزین و کاهش فشار ناشی از جنگ ضروری است.
اکنون نیز دولت دونالد ترامپ برای مدیریت شوکهای قیمتی و اختلالات عرضه ناشی از رویارویی با ایران، به برداشت از همین ذخایر ادامه داده است. تازهترین برداشت، شامل آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه نفت، باعث شده حجم ذخایر راهبردی آمریکا تا ۱۷ ژوئیه به ۳۱۱.۴ میلیون بشکه کاهش یابد؛ سطحی که در شرایطی که بحران خاورمیانه میتواند سایر گلوگاههای راهبردی انرژی را نیز درگیر کند، امنیت انرژی آمریکا را بیش از پیش تضعیف کرده است.حال اگر دور تازهای از تنشها باعث جهش دوباره قیمت نفت شود، آمریکا دیگر حاشیه امن گذشته را برای مهار اثرات افزایش قیمت سوخت در اختیار نخواهد داشت.
مخازن آمریکا در مرز بحران
به نوشته ریسپانسیبل استیت کرفتک ذخایر راهبردی نفت آمریکا در ۶۰ حفره عظیم نمکی در سواحل خلیج مکزیک، عمدتا در ایالتهای تگزاس و لوئیزیانا، نگهداری میشود. ویژگی طبیعی این غارهای نمکی باعث میشود نفت با حداقل نشت و در شرایطی پایدار برای دههها ذخیره شود. این مجموعه در صورت نگهداری صحیح، ظرفیت ذخیرهسازی ۷۲۷ میلیون بشکه نفت را دارد.
با این حال، بسیاری از کارشناسان معتقدند سطح ۳۰۰ میلیون بشکه حداقل میزان عملیاتی این ذخایر است. دلیل این موضوع، محدودیتهای فنی در فرآیند برداشت نفت از این مخازن قلمداد می شود. دفتر حسابرسی دولت آمریکا (GAO) هشدار داده که پایین رفتن ذخایر از این سطح، توان عملیاتی SPR را برای مقابله با بحرانهای آینده انرژی بهطور جدی تهدید میکند.
مشکل صرفا کاهش حجم نفت نیست، بلکه به سازوکار استخراج آن بازمیگردد. برای بیرون کشیدن نفت، حجم زیادی آب شیرین به درون غارهای نمکی تزریق میشود تا نفت سبکتر به سطح رانده شود. اما هر بار که این فرآیند تکرار میشود، آب، دیوارههای نمکی غار را حل میکند و بهتدریج شکل و استحکام آنها را تغییر میدهد. ادامه برداشتهای مکرر در سطوح پایین ذخیره، فرسایش دیوارهها را سرعت میبخشد و حتی میتواند خطر فروپاشی ساختاری این مخازن را افزایش دهد.
جالب آنکه خود ترامپ نیز اخیرا به این آسیبپذیری اذعان کرده است. او در یک نشست خبری هشدار داد: «با این روند، ذخایر ما ظرف حدود چهار هفته تمام میشود.»
دیپلماسی بیرمق و تشدید تنش بدون راهبرد
در حالی که دولت ترامپ همچنان به برداشت گسترده از ذخایر راهبردی نفت ادامه میدهد، مخالفتها در واشنگتن نیز رو به افزایش است. از توماس مسی، نماینده جمهوریخواه کنگره، تا شماری از سناتورها و نمایندگان دموکرات هشدار دادهاند که ادامه این روند، امنیت انرژی آمریکا را با خطر جدی مواجه میکند.
به عنوان نمونه یکی از آنها صراحتا اعلام کرده که استفاده از ذخایر راهبردی برای جبران تبعات جهانی جنگ، «خطر فروپاشی فیزیکی غارهای نمکی محل نگهداری نفت» را افزایش میدهد. مارتین هاینریش، سناتور دموکرات نیز تاکید کرده آمریکا باید ذخایر راهبردی خود را در سطحی حفظ کند که توان مقابله با شوکهای انرژی را داشته باشد، نه اینکه مصرفکنندگان آمریکایی همچنان هزینه جهش قیمت بنزین را بپردازند.
اما دولت ترامپ به جای مهار بحران، وارد بازی پرخطری با ایران شده است؛ بازیای که بازار جهانی نفت را در آستانه بحرانی تازه قرار داده است.به دنبال لغو مجوز ویژه وزارت خزانهداری آمریکا در ۲۲ ژوئن – مجوزی که فروش محدود نفت ایران را امکانپذیر میکرد – تهران نیز با تشدید اقدامات نظامی واکنش نشان داد. در این چارچوب، چند نفتکش تجاری عبوری از تنگه هرمز، از جمله یک کشتی حامل گاز قطر و یک نفتکش سعودی، هدف حملات پهپادی و موشکی قرار گرفتند. آمریکا نیز در پاسخ، طی دو روز حدود ۹۰ هدف را در سواحل جنوبی ایران بمباران کرد.
این چرخه متقابل تنش، هزینه بیمه حملونقل دریایی را بهشدت افزایش داده و بسیاری از شرکتهای کشتیرانی را از فعالیت در منطقه منصرف کرده است.
ناظران بر این باورند که دولت ترامپ با عدول از بخش مهمی از یادداشت تفاهمی که پیشتر با ایران امضا کرده بود، بازار جهانی نفت را وارد مرحلهای از بیثباتی کرده است.
روری جانستون، بنیانگذار مؤسسه Commodity Context، در گفتوگو با این رسانه گفت بازار نفت اکنون «ریسک بسیار بالاتری» را در قیمتها لحاظ میکند؛ زیرا با تشدید دوباره تنشها، حجم عبور کشتیها از تنگه هرمز بهشدت کاهش یافته است.
بر اساس دادههای حملونقل دریایی، میزان تردد نفتکشهای تجاری از تنگه هرمز اکنون به حدود یکپنجم سطح پیش از آغاز درگیریها رسیده است؛ موضوعی که باعث شده تنها بخش کوچکی از حدود ۲۰ میلیون بشکه نفتی که پیشتر روزانه از این گذرگاه عبور میکرد، همچنان امکان انتقال داشته باشد.
در چنین شرایطی، آمریکا تا همین اواخر با افزایش صادرات نفت خود بخشی از کمبود عرضه جهانی را جبران میکرد. اما تازهترین آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) نشان میدهد صادرات نفت خام این کشور نیز بهطور محسوسی کاهش یافته است. صادرات روزانه نفت آمریکا در هفته گذشته ۷۴۶ هزار بشکه افت کرده و از بیش از ۴ میلیون بشکه به حدود ۳.۲ میلیون بشکه در روز رسیده است.
دولت آمریکا تاکنون توضیحی درباره علت این کاهش ارائه نکرده، اما نویسنده احتمال میدهد این تصمیم با هدف جلوگیری از کمبود سوخت در بازار داخلی و همزمان با نزدیک شدن ذخایر راهبردی به حداقل سطح عملیاتی اتخاذ شده باشد.
سناریوی خفگی بازار نفت
به نوشته این وبگاه اقتصاد جهانی اکنون در شرایطی بهشدت بیثبات قرار دارد؛ وضعیتی که باعث شده قیمت هر بشکه نفت تنها ظرف چند روز بین محدوده ۷۰ تا نزدیک ۱۰۰ دلار در نوسان باشد. پس از کاهش نسبی قیمتها در اواخر ژوئن و اوایل ژوئیه، که ناشی از امید به تداوم آتشبس بود، بهای نفت بار دیگر به مرز ۱۰۰ دلار نزدیک شده است.
در چنین شرایطی این احتمال نیز وجود دارد که مصرف ذخایر عظیم نفتی چین و برداشت گسترده آمریکا از ذخایر راهبردی خود، بهطور موقت مانع افزایش بیشتر قیمتها شده باشد. اما اگر پکن در ماههای آینده واردات نفت خود را از سر بگیرد، این تقاضای پنهان دوباره وارد بازار خواهد شد و میتواند قیمتها را به شکل چشمگیری افزایش دهد.
ناظران هشدار میدهند که اگر دولت ترامپ به سیاست تشدید متقابل تنش با ایران ادامه دهد، بحران بهتدریج سایر زیرساختهای انرژی منطقه را نیز در بر خواهد گرفت. به باور آنها نشانههای این روند از هماکنون آشکار شده؛ ابتدا حملات آمریکا به پالایشگاهها و تاسیسات فرآوری نفت ایران و سپس حملات متقابل ایران به زیرساختهای نفتی کشورهای عربی خلیج فارس، از جمله خطوط لوله پترولاین عربستان و ADCOP امارات؛ خطوطی که برای انتقال نفت بدون عبور از تنگه هرمز طراحی شدهاند.
در ادامه این زنجیره، حوثیهای یمن نیز با حمله به بنادر و نفتکشهای سعودی، مسیر جنوبی دریای سرخ و تنگه بابالمندب را با تهدید جدی روبهرو کردهاند.باب مکنالی، رئیس مؤسسه Rapidan Energy، معتقد است اگر درگیریها به این گلوگاههای راهبردی کشیده شود، قیمت نفت بهسرعت به بالای ۱۰۰ دلار بازخواهد گشت و کاهش ریسک قیمتی که بازار در ماه ژوئن در نظر گرفته بود، از میان خواهد رفت.
آخرین کارت ایران
به ادعای این وبگاه کاخ سفید از یک سناریوی مهم غفلت کرده؛ اینکه اگر ایران خود را در موقعیتی بدون راه بازگشت ببیند، ممکن است آخرین شریان دریایی منطقه یعنی کانال سوئز را هدف قرار دهد. در چنین شرایطی حتی یک اختلال محدود در کانال سوئز نیز میتواند پیامدهای اقتصادی گستردهای به همراه داشته باشد؛ همانگونه که در سال ۲۰۲۱ و به گل نشستن کشتی اور گیون (Ever Given)، تجارت جهانی برای روزها مختل شد.
در چنین شرایطی ایران یا گروههای همپیمانش، در صورت تصمیم به تشدید تنش، میتوانند با هدف قرار دادن یک کشتی در کانال، عبور و مرور در این مسیر حیاتی را مختل کنند. در چنین شرایطی، سومین و آخرین مسیر اصلی انتقال انرژی از خاورمیانه نیز مسدود خواهد شد. با این حال ماجرا تنها به کاهش ذخایر نفتی آمریکا محدود نمیشود، بلکه به نحوه مدیریت قدرت آمریکا بازمیگردد.
مارنیکس آمند، اقتصاددان دانشگاه ییل، در گفتوگو با این رسانه، رویکرد کلی دولت ترامپ را اینگونه توصیف میکند: «او در حال مصرف کردن ذخایری است که طی دههها از قدرت، اعتبار و نفوذ آمریکا انباشته شده؛ آن هم برای دستیابی به اهداف سیاسی کوتاهمدت.»
ذخایر راهبردی نفت آمریکا نماد عینی همین رویکرد هستند؛ سرمایهای که طی دههها برای مقابله با بحرانهای واقعی ایجاد شد، اما اکنون برای کاهش هزینههای سیاسی جنگی مصرف میشود که دولت ترامپارادهای برای پایان دادن به آن ندارد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 4 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
حدود 5 ساعت قبل
حدود 5 ساعت قبل
حدود 5 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه