naftkhabar-header-2k

بین الملل

چین آخرین امید ترامپ برای پایان جنگ ایران؟

تشدید جنگ ایران می‌تواند اقتصاد جهان را وارد بحرانی مهارنشدنی کند، اما همکاری چین و آمریکا هنوز روزنه‌ای برای توافق باقی گذاشته است.

۱۵ مهر ۱۴۰۵ | ۱۶:۳۰

0
0
چین آخرین امید ترامپ برای پایان جنگ ایران؟

ریسپانسیبِل اِستیت‌کرفتدر گزارشی نوشت:جنگ ایران، ایالات متحده و سراسر جهان را با خطری بسیار بزرگ مواجه کرده است. در بهترین سناریو، طرف‌های درگیر وارد مذاکراتی تحت تاثیر ملاحظات شخصی و سیاسی خواهند شد؛ اقدامی که به‌معنای تکرار رویه‌های پیشین با امید به کسب نتیجه‌ای متفاوت است.

در بدترین سناریو نیز این بحران می‌تواند به احتمال به‌کارگیری تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی برای حل مناقشه دامن بزند.

شدت بحران و پیامدهای ویرانگرش برای اقتصاد جهانی به جایی رسیده که حتی چین، با وجود پرهیز منضبط و مشهورش از گرفتار شدن در منازعات کشورهای دیگر، آمادگی خود را برای پیوستن به تلاش میانجیگرانه با هدف پایان‌ دادن به جنگ نشان داده است.

چین و آمریکا دلایل موجهی برای نگرانی دارند و حل بحران و جلوگیری از تبدیل‌شدن آن به عاملی مخرب‌تر، منفعتی مشترک برای دو قدرت محسوب می‌شود.

اقدام مشترک واشنگتن و پکن می‌تواند امکان نظارت دقیق بر تداوم جریان نفت از خلیج فارس و دریای سرخ و پیامدهای جهانی اختلال در آن را فراهم کند. از این رو، همکاری میان این دو کشور ضرورتی کاملا آشکار به‌شمار می‌رود.

گروهی ورود چین را زمینه‌ساز تحولی ناخواسته و عاملی برای سردرگمی و آشوب بیشتر می‌دانند، اما گروهی دیگر فرصت شکل‌گیری الگوی تازه‌ای از همکاری را در آن می‌بینند.

آینده‌ بحران به توان طرف‌ها برای تبدیل‌ کردن منفعت مشترک به سازوکاری دیپلماتیک وابسته خواهد بود و شکست چنین تلاشی ممکن است راه را برای تشدیدی باز کند که هیچ‌یک از بازیگران قادر به مهار آن نباشند.

دود غلیظ ناشی از اصابت پهپاد و موشک به شناور آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز
خطر تشدید جنگ
دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا کنترل جنگ را از دست داده است. او با اطمینانی بسیار بالا تصور می‌کرد جنگ بیش از ۱۰۰ ساعت طول نخواهد کشید و تحولات برخلاف تصور اولیه پیش رفت و پس از گذشت بیش از هفت ماه، ترامپ معتقد است همه‌ گزینه‌ها جز جنگ تمام‌عیار را آزموده است.

از روز چهارم عملیات آمریکا و با از دست رفتن کنترل، ترامپ ایران را به اقداماتی بی‌سابقه چون حمله به زیرساخت‌های انرژی، تصرف جزایر و اراضی و حتی نابودی تمدنش تهدید کرد.

با این‌حال، او به‌دلیل ترس از پاسخ تلافی‌جویانه و فاجعه‌بار ایران، در کنار فشارهای منطقه‌ای، نگرانی از تلفات و پیامدهای اقتصادی و سیاسی داخلی، هیچ‌یک را عملی نکرد.

با رفع محدودیت‌های ناشی از انتخابات پس از ۳ نوامبر و ناامیدی از دیپلماسی، تحریم یا جنگ محدود، شواهد از آماده‌ شدن ترامپ برای تشدید سریع و گسترده تنش حکایت دارد.

تشدید گسترده درگیری‌ها ضمن تعمیق مشکلات پیشین، با پاسخ وسیع تهران همراه خواهد شد.

قمار ترامپ ممکن است برای چین نیز فراتر از حد تحمل باشد. پکن به‌طور سنتی از میانجیگری در منازعات دوری کرده تا ناخواسته مالک بحران‌هایی نشود که مسئولیتی در ایجادشان ندارد و شکست احتمالی در حل آن‌ها نیز به اعتبار دیپلماتیکش آسیب نزند.

با این‌ همه، اگر ترامپ پس از انتخابات میان‌دوره‌ای مسیر تشدید را برگزیند، شی جین‌پینگ رئیس‌جمهور چین شاید به جمع‌بندی برسد که مهار هزینه‌های جنگ دیگر ممکن نیست.

مخازن بزرگ ذخیره‌سازی نفت در یک پایگاه صنعتی در چین
کاهش تقاضای چین تاکنون مانع عبور قیمت نفت از بشکه‌ای ۱۵۰ دلار شده است، اما با گسترش جنگ به نابودی تاسیسات انرژی منطقه، پکن دیگر توان مهار جهش قیمت‌ها و بحران عمیق‌تر اقتصاد جهانی را نخواهد داشت.

احتمالا به همین دلیل، شی در اجلاس ماه گذشته‌ بریکس به مداخله‌ دیپلماتیک اشاره کرد و دیپلمات‌های چینی نیز در گفت‌وگوهای خصوصی از آمادگی پکن برای ورود -در صورت درخواست طرف‌ها- خبر داده‌اند.

جایگاه بی‌همتای چین برای میانجی‌گری
عمان، قطر و پاکستان به‌دلیل ابتکار، خلاقیت و پایداری‌شان در میانجیگری شایسته‌ تقدیرند، ولی هیچ‌کدام اهرمی هم‌سنگ جمهوری خلق چین بر آمریکا و ایران ندارند. همان اهرم در سال ۲۰۲۳ به پکن امکان داد توافق عادی‌سازی روابط ایران و عربستان را به سرانجام برساند.

عراق و عمان طی سال‌های پیش از توافق بیشتر کارهای مقدماتی میانجیگری را انجام داده بودند، اما بی‌اعتمادی تهران و ریاض بیش از اندازه عمیق باقی مانده بود.

البته وضعیت کنونی کاملا مشابه پرونده‌ ایران و عربستان نیست. رابطه‌ واشنگتن و پکن بسیار پیچیده‌تر و حساس‌تر محسوب می‌شود، زیرا نه ایران و نه عربستان چین را رقیب یا همتای راهبردی خود نمی‌بینند، درحالی‌که آمریکا چنین برداشتی دارد.

با وجود پیچیدگی‌ها، نفوذ هم‌زمان چین بر تهران و واشنگتن به پکن اجازه می‌دهد برای دستیابی به توافقی پایدار فشار وارد کند؛ امکانی که میانجیگران فعلی در اختیار ندارند و این ظرفیت روزنه‌ای کوچک برای امید می‌گشاید.

پرچم‌های ایران، چین و آمریکا روی یک سطح بتنی ترک‌خورده
چین چه اقدامی می‌تواند انجام دهد؟
نخستین چالش پکن ایجاد یک گشایش دیپلماتیک خواهد بود، زیرا ترامپ روشن کرده که فعلا علاقه‌ای به دیپلماسی ندارد. برداشت دولت آمریکا آن است که ترکیب محاصره‌ ایران و احیای بخش بزرگی از جریان نفت در تنگه‌ هرمز، در صورت برخورداری از زمان کافی، ورق را علیه تهران برمی‌گرداند.

ترامپ به میانجیگران منطقه‌ای گفته حتی اگر تهران با بازگشایی کامل تنگه موافقت کند، محاصره را برنمی‌دارد.

او برای پیروزی در تنگه به محاصره نیاز ندارد و می‌خواهد از محاصره برای پیروزی در پرونده‌ هسته‌ای بهره بگیرد.

راهبرد واشنگتن دو نقص مرگبار دارد. نخست، آسیب وضعیت موجود به متحدان منطقه‌ای آمریکا و اقتصاد جهانی را نادیده می‌گیرد و دوم، فرض می‌کند ترامپ قادر است ثبات خلیج فارس و بازار نفت را تضمین کند.

بسته‌ شدن باب‌المندب به روی کشتی‌های سعودی از سوی انصارالله و حملات به خط لوله‌ شرق به غرب عربستان، فرض دوم را زیر فشار جدی قرار داده‌اند.

هزینه‌ بسیار بالای عملیات آمریکا برای اسکورت کشتی‌ها نیز ظاهرا پایدار و قابل‌تحمل نیست.

آمریکا بار دیگر برتری تاکتیکی در تنگه را با تغییری راهبردی و تعیین‌کننده اشتباه گرفته است. واشنگتن با وجود آنکه واقعیت‌های میدانی توجیهی برای چنین رویکردی فراهم نمی‌کنند، موضع خود را به‌شدت سخت‌تر کرده و چشم‌انداز توافق دیپلماتیک را دورتر برده است.

ترامپ هنگام دیدار با شی در واشنگتن در ۲۴ سپتامبر علاقه‌ای به گفت‌وگو درباره‌ دیپلماسی نداشت و در عوض خواستار همراهی چین با تحریم‌های فرامرزی آمریکا علیه ایران شد.

چین می‌تواند با ارائه‌ پیش‌نویس یک مصالحه، در برابر فشارهای واشنگتن ایستادگی کند. پیشنهاد پکن باید نگرانی‌های اصلی همه‌ طرف‌ها را پوشش دهد، به ترامپ تضمین بدهد که چین مذاکرات را با سرعت پیش خواهد برد و هم‌زمان درباره‌ پایبندی آمریکا و اجرای توافق به ایران اطمینان دهد.

مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد
مبنای طرح؛ تفاهم‌نامه‌ اسلام‌آباد
مبنای طرح می‌تواند تفاهم‌نامه‌ اسلام‌آباد در ژوئیه‌ ۲۰۲۶ و برنامه‌ جامع اقدام مشترک سال ۲۰۱۵ باشد.

چهار مؤلفه‌ کلیدی برای طرح پیشنهادی مطرح شده‌اند. نخست، آتش‌بس دائمی در سراسر منطقه -از جمله لبنان و یمن- باید منطقه را در مسیر کاهش تنش قرار دهد. دوم، تنگه‌ هرمز باید به‌طور دائمی باز بماند و هزینه‌های خدمات زیست‌محیطی میان همه‌ کشورهای ساحلی خلیج فارس تقسیم شود تا برای احیای زیست‌محیطی آب‌ها، بازسازی و نیازهای انسانی ناشی از جنگ به کار رود. سوم، آمریکا باید محاصره‌ ایران را بردارد و چهارم، گروه‌های کاری برای مذاکره درباره‌ توافق نهایی فعالیت‌های هسته‌ای ایران ظرف شش ماه تشکیل شوند؛ چین نیز تضمین هر چهار بخش را بر عهده بگیرد.

هر توافق باید دسترسی کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به همه‌ تاسیسات هسته‌ای ایران را تضمین کند. اگر شواهد معتبری درباره‌ استفاده‌ی هسته‌ای از مکان‌های اعلام‌نشده به دست آید، بازرسان باید به آن مکان‌ها نیز دسترسی داشته باشند. اجرای چنین سازوکاری آسان یا ساده نخواهد بود، ولی برای اطمینان جهان از پایبندی کامل ایران به تعهداتش ذیل پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای ضرورت دارد.

اورانیوم
نقش آفرینی چین در موضوع اورانیوم غنی شده
چین همچنین می‌تواند در حل اختلاف بر سر ذخیره‌ اورانیوم ۶۰ درصد غنی‌شده‌ ایران نقشی کلیدی ایفا کند. آمریکا خواهان انتقال تمام ذخیره به خارج است، درحالی‌که ایران پیش‌تر با انتقال ۹۸ درصد آن موافقت کرده بود، اما دو طرف نتوانستند درباره‌ کشور مقصد به توافق برسند.

واشنگتن پیش‌تر با نگهداری ذخیره‌ ایران در چین موافق نبود، ولی اگر راهکار مزبور در توافقی گسترده‌تر با پکن گنجانده شود، ممکن است پذیرش بیشتری نشان دهد.

مدیریت تنگه را می‌توان به نهادی تازه زیر نظر سازمان ملل متحد سپرد تا هم مشروعیت بین‌المللی فراهم شود و هم در برابر تلاش احتمالی تهران برای کنترل کامل هرمز، حائل‌هایی شکل بگیرد.

کشورهای صادرکننده -از جمله ایران- هزینه‌ها را دریافت می‌کنند و بلافاصله در اختیار نهاد سازمان ملل می‌گذارند. نهاد تازه وجوه را مستقیما با پیمانکارانی مدیریت خواهد کرد که مجازند از طرف آن در همه‌ کشورهای منطقه پروژه اجرا کنند.

تخصیص منابع باید به‌صورت دوره‌ای و دست‌کم تا حدی بر پایه‌ ارزیابی نیازهای انسانی و محاسبه‌ خسارت با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای انجام گیرد. همه‌ کشورها اجازه خواهند داشت اطلاعات خود درباره‌ هرگونه نقض توافق‌های هسته‌ای یا مقررات تنگه را در اختیار نهاد تازه بگذارند و سازوکار در صورت نیاز باب‌المندب را نیز پوشش دهد.

استفاده از منابع مالی برای هر نوع فعالیت نظامی نیز ممنوع خواهد بود.

تاسیسات هسته ای ایران سانتریفیوژ
پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم منطقه‌ای
گامی تکمیلی در حوزه‌ انرژی هسته‌ای نیز سزاوار بررسی بسیار دقیق است. کنسرسیومی منطقه‌ای با حضور ایران و عربستان سعودی می‌تواند تمام تولید سوخت رآکتورهای هسته‌ای و دیگر فعالیت‌های حساس را به‌طور مشترک برنامه‌ریزی و اجرا کند.

حضور چند بازیگر در هر یک از فعالیت‌ها، اطمینان بیشتری به جامعه‌ بین‌المللی می‌دهد که کنسرسیوم باید به‌طور منظم به آن گزارش ارائه کند و نشان دهد توافق به‌درستی عمل می‌کند.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و نهاد تازه‌ی سازمان ملل برای تنگه‌ها باید هر سه ماه یک‌بار به شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل گزارش دهند.

همه‌ توافق‌های مرتبط با بحران نیز باید به تصویب شورای امنیت برسند. قطعنامه‌ تصویبی به‌طور مشخص مجوز بازرسی‌ها و ترتیبات کنترلی سازمان ملل را مطابق نتیجه‌ نهایی مذاکرات صادر خواهد کرد.

دونالد ترامپ (Donald Trump) و شی جین‌پینگ (Xi Jinping) در حال قدم زدن در سالن رسمی
چین باید وارد شود و ترامپ باید استقبال کند؟
پیشنهاد مطرح‌ شده برخلاف برخی گرایش‌های کنونی در پکن و واشنگتن حرکت می‌کند. چین ترجیح می‌دهد از منازعاتی که مستقیما در آن‌ها درگیر نیست دور بماند و آمریکا نیز نمی‌خواهد نقشی دیپلماتیک به پکن بدهد، چه رسد به آنکه جمهوری خلق چین نجاتش دهد.

با این‌حال، بدون مداخله‌ دیپلماتیک چین، احتمال دارد جنگ فراتر از پیش‌بینی کنونی همه‌ طرف‌ها گسترش یابد و شدیدتر شود.

تشدید درگیری تا امروز کنترل‌ و حساب‌ شده بوده، اما دور سوم جنگ ممکن است از کنترل هر دو طرف خارج شود.

آمریکا و چین هر دو در جلوگیری از وقوع چنین سناریویی منفعت دارند. اگر واشنگتن به‌دلیل بهره‌بردن پکن از همکاری سر باز زند و پکن نیز به این دلیل که سازنده‌ بحران نبوده وارد عمل نشود، هر دو قدرت با خطر تبدیل‌شدن جنگی منطقه‌ای به بحرانی جهانی با ابعادی مهارنشدنی روبه‌رو خواهند شد.

انتخاب پیش روی آن‌ها میان رهبری آمریکا و حضور چین نیست. دو کشور باید میان همکاری ناخواسته و پیامدهایی انتخاب کنند که هیچ‌یک توان کنترل یا تحمل هزینه‌هایش را نخواهد داشت.

#جنگ ایران
#جنگ ایران و آمریکا
#جنگ ایران
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید