naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

از امید به پیشرفت تا نگرانی برای بقا؛

جنگ، توسعه را از صنعت نفت ایران ربود

۲۸ تیر ۱۴۰۵ | ۱۲:۳۰

0
0
جنگ، توسعه را از صنعت نفت ایران ربود

فرزین سوادکوهی: صنعت نفت ایران این روزها تنها با تحریم دست‌وپنجه نرم نمی‌کند بلکه سایه تهدیدی دیگر نیز بر فراز میدان‌های نفت و گاز، پالایشگاه‌ها، خطوط انتقال و پایانه‌های صادراتی کشور سنگینی می‌کند. تهدیدی که اگر روزی از مرحله هشدار عبور کند، هزینه آن شاید به‌مراتب سنگین‌تر از محدودیت‌های اقتصادی باشد. در شرایطی که تنها چند هفته پیش روزنه‌هایی برای کاهش فشار تحریم‌ها و بازگشت تدریجی صادرات و سرمایه‌گذاری در حال شکل‌گیری بود، تشدید دوباره تنش‌های منطقه‌ای، صنعت نفت ایران را بار دیگر به نقطه‌ای بازگرداند که در آن، نااطمینانی مهم‌ترین واژه برای توصیف آینده است.


تحولات هفته‌های گذشته نشان داد که اقتصاد انرژی، بیش از هر زمان دیگری، اسیر تحولات ژئوپلیتیکی است. در پی توافق اولیه میان تهران و واشنگتن، فضای محتاطانه‌ای برای کاهش بخشی از محدودیت‌های نفتی و ازسرگیری برخی مبادلات شکل گرفته بود. حتی برخی تحلیلگران بین‌المللی از امکان افزایش تدریجی صادرات نفت ایران و فراهم شدن زمینه برای احیای پروژه‌های توسعه‌ای سخن می‌گفتند. اما این پنجره دیری نپایید. CBS News در این باره گفت که با ازسرگیری درگیری‌ها در خلیج فارس و حملات به شناورها، دولت آمریکا مجوز موقت فروش نفت ایران را لغو و بار دیگر فشارهای تحریمی را تشدید کرد؛ اقدامی که امیدهای شکل‌گرفته برای تنفس دوباره صنعت نفت را با ابهام جدی روبه‌رو ساخت.

شاید مهم‌ترین زیان این تحولات، نه کاهش چند هزار یا حتی چند صد هزار بشکه‌ای صادرات نفت، بلکه از دست رفتن فرصت توسعه باشد. تجربه صنعت نفت نشان داده که سرمایه‌گذاران، بیش از آنکه به حجم ذخایر یک کشور توجه کنند، به ثبات سیاسی، امنیت سرمایه و قابلیت پیش‌بینی آینده نگاه می‌کنند. ایران همچنان ظرفیت جذب میلیاردها دلار سرمایه را دارد، اما سرمایه به جایی می‌رود که آینده آن قابل پیش‌بینی باشد.


در ماه‌های اخیر برخی مؤسسات بین‌المللی انرژی مانند (S&P Global بر این باور بودند که در صورت تداوم روند کاهش تنش‌ها، ایران می‌توانست به‌تدریج بخشی از ظرفیت‌های از دست‌رفته خود را بازیابی کند؛ هرچند همین مؤسسات نیز هشدار داده بودند که سال‌ها تحریم و کمبود سرمایه‌گذاری، زیرساخت‌های صنعت نفت را فرسوده کرده و حتی در صورت کاهش محدودیت‌ها، بازگشت به ظرفیت‌های پیشین، زمان‌بر خواهد بود. 


اما جنگ، معمولاً نخستین قربانی خود را از میان پروژه‌های توسعه‌ای انتخاب می‌کند. وقتی نااطمینانی بر بازار حاکم می‌شود، شرکت‌های بین‌المللی قراردادهای جدید را به تعویق می‌اندازند، بانک‌ها سختگیرانه‌تر عمل می‌کنند، هزینه بیمه پروژه‌ها افزایش می‌یابد و تأمین تجهیزات تخصصی نیز دشوارتر می‌شود. در چنین شرایطی حتی اگر تولید امروز ادامه داشته باشد، توسعه فردا متوقف می‌شود.

این همان اتفاقی است که بسیاری از کارشناسان انرژی درباره صنعت نفت ایران نسبت به آن هشدار می‌دهند. ایران تنها برای حفظ ظرفیت تولید فعلی خود، به سرمایه‌گذاری مستمر در میادین نفتی، پروژه‌های فشارافزایی پارس جنوبی، نوسازی خطوط لوله، توسعه پالایشگاه‌ها و تکمیل طرح‌های پتروشیمی نیاز دارد. هر سال تأخیر در این سرمایه‌گذاری‌ها، هزینه‌های بیشتری را به صنعت تحمیل می‌کند و فاصله ایران را با رقبای منطقه‌ای افزایش می‌دهد.


در همین حال، کشورهای همسایه با سرعتی قابل توجه در حال توسعه ظرفیت‌های انرژی خود هستند. عربستان میلیاردها دلار برای افزایش ظرفیت تولید نفت و توسعه صنایع پایین‌دستی هزینه می‌کند. قطر پروژه عظیم توسعه میدان شمالی را پیش می‌برد و جایگاه خود را در بازار جهانی LNG تثبیت می‌کند. امارات نیز با جذب سرمایه خارجی، زنجیره ارزش صنعت انرژی خود را گسترش داده است. در چنین رقابتی، هر دوره جدید از تحریم یا تنش، تنها یک مانع اقتصادی نیست؛ بلکه به معنای از دست رفتن زمان در رقابتی است که رقبای ایران حتی برای یک روز هم آن را متوقف نکرده‌اند.


اما شاید مهم‌ترین پرسش امروز، دیگر به صادرات نفت محدود نباشد. پرسش اصلی این است که اگر دامنه تنش‌ها از بازارهای مالی و تحریم‌ها فراتر برود، آیا زیرساخت‌های حیاتی صنعت انرژی ایران از حاشیه امنیت کافی برخوردار هستند؟ این پرسشی است که با افزایش تهدیدها علیه زیرساخت‌های انرژی در منطقه، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده و پاسخ آن، تنها برای صنعت نفت، بلکه برای کل اقتصاد ایران تعیین‌کننده است.

صنعت نفت ایران، برخلاف تصور رایج، تنها به چاه‌های نفت و گاز محدود نمی‌شود. از میدان‌های عظیم نفتی جنوب غرب کشور گرفته تا پالایشگاه‌ها، مجتمع‌های پتروشیمی عسلویه و ماهشهر، خطوط انتقال نفت و گاز، پایانه راهبردی صادرات نفت در جزیره خارک، تأسیسات فرآورش، مخازن ذخیره‌سازی و شبکه گسترده انتقال انرژی، همگی حلقه‌هایی از زنجیره‌ای هستند که طی دهه‌ها و با صرف صدها میلیارد دلار سرمایه شکل گرفته‌اند. آسیب دیدن هر یک از این حلقه‌ها، تنها به معنای کاهش چند روزه تولید نیست؛ بلکه می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که جبران آن سال‌ها زمان و میلیاردها دلار سرمایه نیاز داشته باشد.


در چنین شرایطی، مسئولیت حفاظت از این زیرساخت‌ها نیز تنها بر عهده یک نهاد نیست. وزارت نفت، شرکت ملی نفت ایران، شرکت ملی گاز، شرکت ملی پالایش و پخش، شرکت ملی صنایع پتروشیمی، مجموعه‌های عملیاتی مستقر در مناطق نفت‌خیز، سازمان پدافند غیرعامل و نهادهای مسئول امنیتی و نظامی، هر یک بخشی از مسئولیت حفاظت و افزایش تاب‌آوری این تأسیسات را بر عهده دارند. با این حال، تجربه حملات به زیرساخت‌های انرژی در نقاط مختلف جهان، از تأسیسات نفتی عربستان در سال ۲۰۱۹ گرفته تا خطوط انتقال انرژی در جنگ اوکراین، نشان داده است که هیچ زیرساخت راهبردی در برابر تهدیدهای نوین، مصونیت مطلق ندارد. آنچه اهمیت پیدا می‌کند، میزان آمادگی، سرعت بازیابی و توان ادامه تولید در شرایط بحران است.


از سوی دیگر، حتی اگر هیچ حمله مستقیمی نیز رخ ندهد، صرف افزایش احتمال وقوع یک درگیری، هزینه فعالیت صنعت انرژی را افزایش می‌دهد. شرکت‌های بیمه نرخ‌های خود را بالا می‌برند، حمل‌ونقل دریایی گران‌تر می‌شود، بانک‌ها سختگیرانه‌تر عمل می‌کنند و سرمایه‌گذاران تصمیم‌های خود را به تعویق می‌اندازند. در نتیجه، هزینه‌ای که صنعت نفت پرداخت می‌کند، تنها ناشی از خسارت فیزیکی نیست؛ بلکه هزینه نااطمینانی نیز به همان اندازه سنگین است؛ هزینه‌ای که در صورت تداوم تنش‌ها، آرام‌آرام به کاهش سرمایه‌گذاری، کند شدن توسعه و از دست رفتن فرصت‌های اقتصادی منجر می‌شود.


واقعیت آن است که صنعت نفت ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به سرمایه، فناوری و ثبات نیاز دارد. بسیاری از میدان‌های نفتی کشور برای حفظ یا افزایش تولید، نیازمند فناوری‌های نوین ازدیاد برداشت هستند. پروژه فشارافزایی میدان گازی پارس جنوبی، توسعه میادین مشترک، نوسازی پالایشگاه‌ها و تکمیل طرح‌های نیمه‌تمام پتروشیمی، همگی پروژه‌هایی هستند که بدون دسترسی پایدار به سرمایه، تجهیزات و همکاری‌های بین‌المللی، با سرعت مطلوب پیش نخواهند رفت. به همین دلیل، هر دور تازه از تحریم‌ها یا هر موج جدید از نااطمینانی سیاسی، تنها بر صادرات امروز اثر نمی‌گذارد، بلکه آینده صنعت انرژی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در این میان، شاید مهم‌ترین زیان، از دست رفتن زمان باشد. صنعت انرژی برخلاف بسیاری از صنایع دیگر، با افق‌های بلندمدت حرکت می‌کند. تصمیمی که امروز برای توسعه یک میدان نفتی یا ساخت یک پالایشگاه گرفته می‌شود، ممکن است پنج تا هفت سال بعد به تولید و درآمد تبدیل شود. بنابراین، هر سال تعویق در آغاز پروژه‌ها، به معنای عقب افتادن چندین ساله در بهره‌برداری است؛ در حالی که رقبای منطقه‌ای با سرعت در حال افزایش ظرفیت تولید، توسعه صنایع پایین‌دستی و جذب مشتریان جدید هستند.


اینک هنوز در ظاهرجریان تولید و صادرات نفت ایران ادامه دارد و هیچ گزارش رسمی مبنی بر آسیب گسترده به زیرساخت‌های اصلی صنعت نفت منتشر نشده است. اما واقعیت این است که بازار انرژی، پیش از وقوع بحران واکنش نشان می‌دهد. همان‌گونه که سرمایه‌گذاران به نشانه‌های ثبات حساس هستند، به همان اندازه نیز نسبت به افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیکی واکنش نشان می‌دهند. از این منظر، حتی اگر هیچ تأسیساتی هدف قرار نگیرد، تداوم فضای پرتنش می‌تواند هزینه توسعه صنعت نفت را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.

غلی ایحال فعلا، دغدغه اصلی صنعت نفت ایران تنها فروش چند بشکه بیشتر یا کمتر نفت نیست؛ مسئله اصلی، حفظ توان توسعه در آینده است. تحریم‌ها می‌توانند صادرات را محدود کنند و درآمدها را کاهش دهند، اما نااطمینانی و تهدید علیه زیرساخت‌های حیاتی، مستقیماً ظرفیت تولید و سرمایه‌گذاری را نشانه می‌گیرد. تفاوت این دو، تفاوت میان کاهش درآمد و به خطر افتادن توان توسعه یک صنعت راهبردی است.


و شاید همین، مهم‌ترین درسی باشد که تحولات هفته‌های اخیر برای صنعت انرژی ایران به همراه داشته است؛ کشوری که بر یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز جهان تکیه دارد، برای بهره‌برداری از این مزیت، بیش از هر چیز به ثبات، امنیت و افقی قابل پیش‌بینی نیاز دارد.

جنگ‌ها شاید در میدان‌های نبرد آغاز شوند، اما یکی از نخستین قربانیان آنها، توسعه اقتصادی است؛ توسعه‌ای که اگر متوقف شود، بازگرداندنش بسیار دشوارتر از بازسازی یک تأسیسات یا احیای یک خط لوله خواهد بود.


#آثار جنگ
#نفت
#جنگ
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط