naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

مهاراجه ها دور اندیشی کرده اند؛

ذخیره سازی هند برای روز مبادا و ایرانی که در حاشیه امنیت خوابیده

۱۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۲:۴۱

0
0
ذخیره سازی هند برای روز مبادا و ایرانی که در حاشیه امنیت خوابیده

فرزین سوادکوهی: بحران‌های اخیر بازار انرژی دفتر یک درس قدیمی را دوباره پیش چشم ها گشوده و آن اینکه نفت فقط زمانی ارزشمند نیست که بشود آن را تولید یا صادر کرد بلکه مهم‌تر این است که وقتی مسیر عرضه مختل شد، چند روز و چند هفته می‌توان بدون نفت وارداتی دوام آورد. به همین دلیل، ذخیره‌سازی استراتژیک نفت دوباره در مرکز سیاست انرژی کشورها قرار گرفته و از هند گرفته تا چین و آمریکا این درس همچنان معتبر مانده است. اما در این میان، فاصله میان کشورهایی مانند هند که حالا برای روز مبادا برنامه می‌ریزند و کشورهایی که در لحظه بحران مجبور به مدیریت روزمره می‌شوند، بیشتر خودش را نشان می‌دهد.

هند واقعا نمونه جالبی است. این کشور حدود ۸۵ درصد نیاز نفت خام خود را از خارج تأمین می‌کند و طبیعتاً هر اختلالی در مسیر واردات می‌تواند مستقیماً پالایشگاه‌ها، حمل‌ونقل و اقتصادش را تحت فشار قرار دهد. به همین دلیل، هند سال‌هاست بخشی از نفت مورد نیاز خود را در قالب ذخایر استراتژیک در تأسیسات زیرزمینی نگهداری می‌کند.
اما جنگ و اختلال‌های اخیر در منطقه نشان داد که همین ذخایر هم برای دهلی‌نو کافی نیست.
بر اساس اطلاعاتی که وزارت نفت هند در پارلمان این کشور ارائه کرده، ظرفیت ذخایر استراتژیک نفت هند در سه محل اصلی حدود ۵.۳۳ میلیون تن نفت خام است، اما در مارس ۲۰۲۶ تنها دو سوم ظرفیت یعنی حدود ۳.۳۷ میلیون تن نفت در آنها ذخیره شده بود. به بیان دیگر، حتی هند هم با وجود سال‌ها سرمایه‌گذاری در امنیت انرژی، هنوز تمام ظرفیت دفاعی خود را پر نکرده است.
این موضوع بعد از بحران اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده است. وقتی یک کشور بخش بزرگی از نفت خود را وارد می‌کند، ذخیره استراتژیک فقط یک انبار نفت نیست بلکه یک بیمه اقتصادی در برابر شوک عرضه است.
البته هند تنها نیست. چین در سال‌های اخیر ذخایر نفت خود را با سرعتی بسیار بیشتر افزایش داده است. برآورد اداره اطلاعات انرژی آمریکا نشان می‌دهد ذخایر استراتژیک نفت چین در پایان ۲۰۲۵ به حدود ۱.۴ میلیارد بشکه رسیده بود؛ رقمی که فاصله عظیم چین با هند را نشان می‌دهد. آمریکا نیز در پایان ۲۰۲۵ بیش از ۴۰۰ میلیون بشکه نفت در ذخایر استراتژیک خود داشت.
مقایسه همین اعداد، اصل ماجرا را روشن می‌کند بدین معنا که امنیت انرژی فقط به اندازه تولید نفت یک کشور وابسته نیست بلکه به اندازه حاشیه امنی که برای زمان اختلال ساخته نیز بستگی دارد.
البته نباید از یاد برد که اینجا یک نکته مهم وجود دارد. ذخیره استراتژیک قرار نیست جایگزین تولید داخلی یا واردات شود. قرار نیست کشوری ماه‌ها اقتصادش را فقط با انبار نفت بچرخاند. فلسفه این رویکرد آنست که اگر جنگ، تحریم، بسته شدن یک مسیر دریایی، حمله به زیرساخت یا هر شوک دیگری جریان عادی عرضه را مختل کرد، کشور فرصت داشته باشد تا بازار را مدیریت کند و برای جایگزین کردن منابع تصمیم بگیرد.
در واقع، ارزش ذخیره نفت در روزهای عادی چندان دیده نمی‌شود وعملا ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که نفت به موقع نرسد.
اتفاقات اخیر منطقه دقیقاً همین مسئله را به رخ همه کشورها کشید. اختلال در مسیرهای مهم حمل‌ونقل نفت، کاهش رفت‌وآمد نفتکش‌ها و نگرانی درباره امنیت تردد در خلیج فارس و تنگه هرمز، نشان داد که حتی تولیدکننده بزرگ نفت نیز اگر مسیر صادرات یا وارداتش آسیب ببیند، با یک مسئله امنیت انرژی روبه‌رو می‌شود. گزارش‌های اخیر رویترز نیز از کاهش شدید تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز حکایت دارد.
اما وقتی بحث به ایران می‌رسد، مسئله پیچیده‌تر می‌شود.ایران برخلاف هند، یک واردکننده بزرگ نفت خام نیست. کشور ما صاحب ذخایر عظیم نفت و گاز است و بخش مهمی از نیاز پالایشگاه‌های خود را از تولید داخلی تأمین می‌کند. بنابراین ممکن است در نگاه اول تصور شود که ذخیره استراتژیک برای ایران اهمیت کمتری دارد.اما این برداشت به تنهایی می‌تواند گمراه‌کننده باشد، چون امنیت انرژی ایران فقط به داشتن نفت در زیر زمین وابسته نیست بلکه به این هم بستگی دارد که نفت استخراج‌شده کجا ذخیره می‌شود، چه مقدار ظرفیت ذخیره عملیاتی وجود دارد، پالایشگاه‌ها چه میزان ذخیره خوراک دارند، فرآورده‌های نفتی چه حاشیه امنی دارند و در صورت اختلال در صادرات یا حمل‌ونقل، کشور تا چه مدت می‌تواند بدون فشار شدید به تولید و مصرف ادامه دهد.
و دقیقاً همین‌جا است که داستان ایران از هند جدا می‌شود یعنی همان جایی که باید میان دو مفهوم ذخیره نفت در زمین و ذخیره نفت برای روز بحران. تفاوت گذاشت.
ایران از بزرگ‌ترین دارندگان ذخایر نفت جهان است، اما بشکه‌ای که چند کیلومتر زیر زمین قرار دارد، ذخیره استراتژیک محسوب نمی‌شود. تا زمانی که نفت استخراج، انتقال، ذخیره و در صورت نیاز به پالایشگاه یا بازار منتقل نشود، در برابر یک اختلال ناگهانی در زنجیره تأمین، لزوماً نقش یک ضربه‌گیر را ندارد.
حتی ممکن است کشوری میلیاردها بشکه نفت زیر زمین داشته باشد، اما در صورت اختلال در صادرات یا محدود شدن ظرفیت مخازن، با مشکل فوری مواجه شود.
اتفاقات سال ۲۰۲۶ این مسئله را برای ایران به شکلی متفاوت از هند آشکار کرد. گزارش‌های منتشرشده در جریان بحران نشان دادند که فشار بر ظرفیت ذخیره‌سازی نفت ایران افزایش یافته است. برآورد Kayrros که یک موسسه تحلیل داده و اطلاعات انرژی است در ماه مه از حدود ۲۲ میلیون بشکه ظرفیت مؤثر خالی در ذخایر ساحلی ایران حکایت داشت؛ رقمی که با فرض پر نکردن مخازن تا بیش از ۸۰ درصد، حدود ۱۳ روز صادرات عادی نفت و میعانات کشور را پوشش می‌داد. در همان مقطع، این مؤسسه برآورد کرده بود که ظرفیت خالی موجود با سرعت فعلی انباشت می‌توانست در حدود شش هفته پر شود.
این اعداد یک نکته مهم را نشان می‌دهند و آن اینکه مسئله ایران فقط کمبود مخزن نیست بلکه مسئله، ظرفیت قابل استفاده و انعطاف‌پذیری کل زنجیره نفت است.
در شرایط عادی شاید این تفاوت چندان به چشم نیاید. اما وقتی صادرات مختل می‌شود، پالایشگاه‌ها با محدودیت خوراک یا تغییر در الگوی تولید مواجه می‌شوند یا مسیرهای حمل‌ونقل تحت فشار قرار می‌گیرند، مخزن به یک دارایی استراتژیک تبدیل می‌شود.

ذخیره‌سازی؛ چیزی فراتر از چند مخزن

در ایران، بحث ذخیره‌سازی نفت نباید فقط به ساخت چند مخزن جدید تقلیل پیدا کند. یک نظام واقعی ذخیره‌سازی باید بتواند چند سؤال را همزمان پاسخ دهد.پرسش هایی با این عناوین که چه مقدار نفت خام در دسترس است؟ چه مقدار ظرفیت خالی وجود دارد؟ این نفت با چه سرعتی قابل انتقال است؟ پالایشگاه‌ها چه میزان خوراک ذخیره دارند؟ فرآورده‌های اصلی چه میزان ذخیره دارند؟ و در صورت قطع یا محدود شدن یک مسیر، جایگزین آن چقدر سریع فعال می‌شود؟
این همان تفاوتی است که میان ظرفیت اسمی و ظرفیت عملیاتی وجود دارد.
ممکن است روی کاغذ چند میلیون بشکه ظرفیت ذخیره وجود داشته باشد، اما همه آن ظرفیت در هر لحظه قابل استفاده نباشد. بخشی از مخازن ممکن است پر باشند، بخشی نیازمند تعمیر یا آماده‌سازی باشند و بخشی نیز به دلیل محدودیت‌های انتقال، پایانه یا کیفیت نفت، عملاً انعطاف‌پذیری محدودی داشته باشند.بنابراین امنیت انرژی را نمی‌توان فقط با عدد ظرفیت مخازن سنجید.
الان هند هم فهمیده که یک ذخیره کافی نیست.اتفاقاً جالب است که هند، با وجود داشتن ذخایر استراتژیک فعال، اکنون در حال رفتن به مرحله بعدی است.
رویترز در پنجم اوت گزارش داد که دولت هند در حال بررسی ایجاد یک ذخیره استراتژیک سوخت به ارزش حدود ۴۲ میلیارد دلار است که برای نخستین بار LPG و LNG را هم در کنار نفت خام وارد مفهوم ذخیره‌سازی ملی کند. طبق این گزارش، هند حتی در حال بررسی دریافت عوارض از مصرف‌کنندگان LPG و گاز طبیعی برای تأمین مالی این زیرساخت است؛ طرحی که هنوز به تصویب کابینه نرسیده است.
این تصمیم از یک جهت بسیار مهم است و در واقع هند فهمیده امنیت انرژی فقط با ذخیره نفت خام تأمین نمی‌شود.

کشوری که تقریباً ۹۰ درصد نفت خام خود را وارد می‌کند، حالا می‌خواهد برای LPG و LNG هم حاشیه امن بسازد. ذخیره‌سازی برای دهلی‌نو دیگر یک پروژه جانبی نیست بلکه بخشی از معماری امنیت ملی و اقتصادی کشور است.
هند حتی در ماه ژوئیه اعلام کرده بود که شرکت نفت و گاز هند (ONGC) قصد دارد یک ذخیره استراتژیک جدید با ظرفیت حدود ۱۷.۵ میلیون بشکه ایجاد کند. این طرح در کنار برنامه افزایش ظرفیت ذخایر استراتژیک موجود، نشان می‌دهد مسیر هند از داشتن ذخیره به سمت ساختن یک شبکه ذخیره و تاب‌آوری انرژی حرکت کرده است.
مسئله ایران از اینجا جدی‌تر می‌شود چون ایران نباید فقط تولیدکننده بماند. مدیران سیاستگزار نفتی ما سال‌هاست درباره افزایش تولید نفت، افزایش ظرفیت پالایش و توسعه میادین صحبت می‌کنند؛ اما در شرایطی که بحران‌های ژئوپلیتیکی می‌توانند در چند روز مسیرهای معمول عرضه و صادرات را مختل کنند، تاب‌آوری زنجیره نفت باید به اندازه ظرفیت تولید جدی گرفته شود.
ایران به دلیل تحریم‌ها و موقعیت خاص جغرافیایی، حتی بیشتر از بسیاری از کشورها به این حاشیه امن نیاز دارد.
اگر صادرات مختل شود، ظرفیت ذخیره باید اجازه دهد تولید فوراً متوقف نشود. اگر مسیر حمل‌ونقل آسیب ببیند، باید امکان تغییر مسیر یا استفاده از ذخایر جایگزین وجود داشته باشد. اگر پالایشگاه‌ها با مشکل مواجه شوند، باید ذخیره فرآورده وجود داشته باشد تا فشار مستقیماً به مصرف‌کننده منتقل نشود.
اما در این میان یک مشکل اساسی وجود دارد: اطلاعات عمومی و به‌روز و یکپارچه‌ای درباره میزان ذخیره استراتژیک نفت ایران، ظرفیت واقعی مخازن، میزان پرشدگی آنها و تعداد روزهای پوشش مصرف یا صادرات در دسترس نیست و از قضا همین خلأ اطلاعات هم بخشی از مسئله است.
کشوری که امنیت انرژی را جدی می‌گیرد، باید بتواند به یک سؤال ساده و شفاف پاسخ دهد: اگر فردا جریان عادی نفت مختل شود، چند روز فرصت داریم تا قبل از اینکه بحران به پالایشگاه، حمل‌ونقل و مصرف‌کننده برسد؟
هند حداقل می‌داند کجا ایستاده و به همین دلیل دارد ظرفیت خود را افزایش می‌دهد. چین نیز همزمان در حال گسترش ذخایر استراتژیک خود است؛ گزارش EIA نشان می‌دهد چین در پایان ۲۰۲۵ حدود ۱.۴ میلیارد بشکه نفت در ذخایر استراتژیک و تجاری در اختیار داشت.
ایران اما نباید تصور کند که داشتن ذخایر عظیم زیرزمینی، خودبه‌خود به معنای امنیت انرژی است. نفت زیر زمین ثروت است اما نفت ذخیره‌شده و قابل دسترس در زمان بحران، امنیت است و اگر قرار است تجربه بحران‌های اخیر یک درس برای سیاست‌گذار ایرانی داشته باشد، شاید همین باشد که دوره‌ای که امنیت انرژی را فقط با میزان تولید روزانه می‌سنجیدیم، گذشته است.
از این به بعد، کشورها با یک سؤال سخت‌تر روبه‌رو هستند و آن بدین معنا که وقتی عرضه قطع شد، چه چیزی در اختیار داریم که بتواند اقتصاد را سرپا نگه دارد؟ برای ایران، پاسخ این سؤال باید خیلی زودتر از بحران بعدی روشن شود.

#ذخیره سازی هند
#هند
#فرزین سوادکوهی
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط