وقتی آتشنشان لباس کارش را میپوشد، فقط لباس بر تن نمیکند، لایهلایه تجهیزات ایمنی را با خود حمل میکند تا بتواند وارد مکانی شود که دیگران از آن دور میشوند. لباسهای آتشنشانی سه لایه دارند و در کنار کلاه، دستکش، چکمه، تجهیزات تنفسی و دیگر تجهیزات حفاظتی، وزن مجموعه تجهیزات آتشنشان به حدود ۲۱ کیلوگرم میرسد؛ باری که باید در گرما، دود، آتش و گاهی در شرایط جنگی با خود حمل کند.
به گزارش خبرنگار شانا، سنگینی لباس، فقط روی شانههای آتشنشان نیست؛ پشت هر لباس، خانوادهای ایستاده است که هر بار خروج او از خانه را با نگرانی بدرقه میکند و چشمانتظار بازگشت او میماند.
خانوادهای که میداند آتشنشانش ممکن است برنگردد
غلامرضا احمدیپور، افسر شیفت آتشنشانی سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس، ۲۷ سال است که با این شغل زندگی میکند. او میگوید: آتشنشانی ذاتاً شغلی پرخطر است، اما جنگ شرایط متفاوتی ایجاد میکند؛ زیرا در جنگ، آتشنشان ممکن است در حالی به محل حادثه اعزام شود که احتمال حمله دوباره نیز وجود دارد.
او در روزهای جنگ در منطقه حضور داشت و خانوادهاش که حدود ۱۰۰ کیلومتر با محل کار او فاصله دارند، نگران وضعش بودند. احمدیپور به دلیل شرایط کاری، گاهی ۱۴ روز در منطقه میماند و بیشتر اوقات در کنار همکارانش در منطقه است.
بااینحال، خانواده پس از ۲۷ سال زندگی با یک آتشنشان، خطرهای این شغل را میشناسد.
احمدیپور از واکنش همسرش در روزهای جنگ روایت میکند؛ زمانی که نگرانیها درباره ماندن او در منطقه بالا گرفته بود، همسرش بهجای اینکه از او بخواهد در دوران استراحتش در خانه بماند، تشویقش کرد به محل کارش برگردد و گفت: «برو سر کار، باید در این شرایط در منطقه باشی، هرچه خدا بخواهد همان میشود.»
پشت همین جمله کوتاه، داستان خانوادهای قرار دارد که سالهاست با خطر زندگی کرده است؛ خانوادهای که میداند همسر و پدر خانواده برای چه کاری از خانه خارج میشود و در روزهایی که بسیاری از مردم در حال دورشدن از منطقه خطر هستند، او باید بهسمت همان خطر حرکت کند.
۲۱ کیلوگرم تجهیزات و چند ثانیه برای تصمیمگیری
نوید بردستانی، آتشنشان ایستگاه ۲ پردیس، میگوید: لباسهای عملیاتی آتشنشانی سه لایه دارد و در کنار تجهیزات تنفسی، وزن مجموعه تجهیزات به حدود ۲۱ کیلوگرم میرسد.
به گفته او، علاقه به شغل و آمادگی جسمانی دو عامل مهم برای آتشنشان است؛ زیرا آتشنشان باید سریع عمل کند، اما همزمان آرامش خود را حفظ کند و بتواند در چند ثانیه درباره ورود به یک موقعیت خطرناک تصمیم بگیرد.
این آمادگی در جنگ ۱۲روزه معنای دیگری پیدا کرد؛ زمانی که آتشنشانان افزونبر آتش و دود، احتمال اصابت دوباره و بازگشت هواپیماها را نیز در محاسبات خود داشتند.
وقتی آتشنشان باید به سمت خطر برود
پیمان مرادی، آتشنشان راننده شاغل در واحد ایمنی و آتشنشانی سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس میگوید: کسی که لباس آتشنشانی را انتخاب میکند، از ابتدا میداند که با شغلی سخت و پرخطر روبهروست؛ شغلی که گاهی او را از خانواده دور میکند و جانش را در معرض خطر قرار میدهد.
او در جریان جنگ در شیفت کاری حضور داشت. پس از اعلام حادثه، به همراه همکارانش برای پشتیبانی و عملیات به محل اعزام شد. نخستین انفجار را از پشت ایستگاه دیدند و شنیدند؛ حادثهای که حدود ساعت ۱۴ و ۱۴ دقیقه در محدوده پالایشگاههای ۱۵ و ۱۶ رخ داد.
مرادی میگوید: در زمان عملیات و خنکسازی تأسیسات، خطر همچنان ادامه داشت. در همان شرایط به نیروها اعلام شد که چند فروند هواپیما برای بمباران دوباره در حال بازگشت هستند و باید محل را ترک کنند.
برای آتشنشانی که در فاصله نزدیک حادثه ایستاده و مشغول مهار پیامدهای آن است، چنین خبری یعنی در چند لحظه باید میان ادامه عملیات و حفظ جان نیروها تصمیمگیری شود.
او میگوید: شاید بتوان از «ترس» صحبت کرد، اما روحیه آتشنشانان فراتر از این واژه است؛ آنها با علم به خطر، لباسشان را میپوشند و برای انجام وظیفه وارد میدان میشوند.
آتشنشان دیر نمیرسد
بردستانی از مردم میخواهد درباره زمان رسیدن آتشنشان به محل حادثه قضاوت عجولانه نکنند. به گفته او، آتشنشان دیر نمیرسد؛ شرایط حادثه گاهی اجازه نمیدهد نیرو همان لحظهای که مردم انتظار دارند وارد محل شود.
او تأکید میکند که هیچ آتشنشانی نمیخواهد در رسیدن به حادثه تأخیر داشته باشد یا از کمک به مردم باز بماند. گاهی پیش از ورود نیروها باید شرایط ایمن شود، مسیر دسترسی بررسی شود یا خطرهای ثانویه از بین برود.
این جمله برای آتشنشانی که هر ثانیه را میشناسد، معنای خاصی دارد؛ او میخواهد مردم بدانند پشت فاصله چند دقیقهای میان اعلام حادثه و حضور نیرو، بیتفاوتی یا کمکاری نیست. آتشنشان هم میخواهد برسد؛ اما گاهی برای اینکه بتواند وارد میدان شود و جان دیگری را نجات دهد، ابتدا باید مطمئن شود خودش در همان لحظه قربانی حادثه نخواهد شد.
جایی که صدای انفجار، خانواده را نگران میکند
مرادی میگوید: خانوادهاش در شهرستان زندگی میکنند و او و همکارانش در روزهای جنگ تلاش میکردند نگرانیهای خود را به خانه منتقل نکنند.
خانوادهها اخبار را از رسانهها میشنیدند و از شرایط منطقه باخبر بودند، اما آتشنشانان تلاش میکردند در تماسهای خود شرایط را عادیتر نشان دهند و بگویند در حال انجام وظیفه هستند.
آنها میدانستند هر خبری که از منطقه به خانه برسد، میتواند ساعتها نگرانی ایجاد کند؛ برای همین، گاهی بخشی از واقعیت را نزد خود نگه میداشتند تا خانواده بتواند آرامتر منتظر بماند.
اما خانواده آتشنشان میداند که «انجام وظیفه» برای او فقط یک عبارت نیست؛ یعنی ممکن است تلفن در میانه عملیات زنگ بخورد، صدای انفجار شنیده شود و کسی در خانه، بیآنکه بتواند کاری انجام دهد، فقط منتظر یک جمله باشد: «خوبم، برمیگردم.» و یا اینکه در اوج آتش و دود به یک پیامک بسنده کند: «خبری نیست همه جا امن و امان است.»
اتوبوس خاص؛ چشم و گوش مدیریت بحران در جنگ
در کنار آتشنشانانی که در خط مقدم حادثه حضور دارند، تجهیزات فرماندهی و ارتباطات نیز بخشی از مدیریت بحران است. سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس یک اتوبوس خاص فرماندهی و ارتباطات در اختیار دارد که برای مدیریت صحنه حوادث طراحی شده و در شرایط بحرانی، امکان استقرار و هماهنگی نیروها را فراهم میکند.
اهمیت این اتوبوس در روزهای جنگ ۱۲روزه، زمانی بیشتر خود را نشان داد که مدیریت حادثه فقط به یک نقطه محدود نبود و احتمال وقوع همزمان حوادث در نقاط مختلف منطقه وجود داشت. در چنین شرایطی، فرماندهی عملیات باید در کوتاهترین زمان اطلاعات صحنه را دریافت، نیروها را هماهنگ و تصمیم مناسب را به گروههای عملیاتی منتقل کند.
این اتوبوس خاص میتواند در چنین شرایطی نقش یک نقطه فرماندهی متحرک را ایفا کند؛ جایی که ارتباطات مختلف در کنار هم قرار میگیرند تا فرماندهی بتواند تصویری دقیقتر از وضع داشته باشد و عملیات را بر اساس اطلاعات لحظهای مدیریت کند.
امکان ارتباط با شبکههای مختلف رادیویی، ارتباط با برخی مدیران خارج از سازمان، تقویت ارتباطات اینترنتی در محدوده عملیات و انتقال تصویر و صدا، بخشی از ظرفیتهایی است که این مجموعه برای مدیریت صحنه حادثه در اختیار نیروهای عملیاتی قرار میدهد.
در روزهایی که دود و آتش چند نقطه از منطقه را درگیر کرده بود، چنین تجهیزاتی فقط ابزار ارتباطی نبودند؛ بخشی از زنجیره مدیریت بحران بودند؛ زنجیرهای که یک سوی آن در اتاق فرماندهی و ارتباطات قرار داشت و سوی دیگرش، آتشنشانی بود که با لباس سنگین و تجهیزات ۲۱ کیلوگرمی در دل حادثه ایستاده بود.
در این وضع، مدیرانی که در صحنه حاضر بودند از طریق این اتوبوس در منطقه خطر از نزدیک به مدیریت و فرماندهی پرداختند؛ همان کاری که دلگرمی آتشنشانان را از حضور مدیران در صحنه به همراه داشت.
این اتوبوس فقط یک وسیله حملونقل نیست؛ یک مجموعه تخصصی ارتباطی و مدیریتی است که دو بخش اصلی دارد: بخشی برای نشست و هماهنگی و بخشی برای عملیات ارتباطی و اعزام. در بخش ارتباطات نیز چند اپراتور و یک هماهنگکننده فعالیت میکنند.
سامانههای GSM ،VHF ،UHF، فیبر نوری، اینترنت و وایفای در این مجموعه پیشبینی شده است و امکان ارتباط میان شبکههای مختلف و انتقال اطلاعات از صحنه حادثه را فراهم میکند.
روایت آتشنشانان سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس از جنگ، فقط روایت آتش، انفجار و عملیات نیست؛ روایت خانوادههایی نیز هست که در تمام این لحظهها سهمی از اضطراب را به دوش کشیدهاند.
بااینحال، در روزهای جنگ ۱۲روزه، وقتی بسیاری از خودروها از منطقه دور میشدند، آتشنشانان مسیر دیگری را انتخاب کردند؛ مسیری بهسمت حادثه.
پشت آن لباس ۲۱ کیلوگرمی، فقط تجهیزات ایمنی قرار ندارد؛ مسئولیت، تعهد، نگرانی خانواده و سالها انتخاب آگاهانه برای نجات دیگران قرار گرفته است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 6 ساعت قبل
حدود 7 ساعت قبل
حدود 7 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه