نفت خبر: تنگه هرمز همچنان در مرکز یکی از پیچیدهترین منازعات ژئوپلیتیک جهان قرار دارد. گذرگاهی که بخش قابلتوجهی از تجارت جهانی نفت از آن عبور میکند و هر تغییر در وضعیت آن، فراتر از خلیج فارس، بازارهای انرژی، بیمه و حملونقل دریایی را تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین فضایی، نشنال اینترست در تحلیلی به قلم «وسای میر»، پژوهشگر ریسک ژئوپلیتیک، سه سناریوی محتمل برای آینده این آبراه را بررسی کرده است؛ سناریوهایی که از استمرار وضع موجود تا بازگشت به مسیر دیپلماسی را در بر میگیرند.
به روایت این تحلیل، تفاهمی که در اواسط ژوئن میان تهران و واشنگتن شکل گرفت و از سوی دونالد ترامپ «توافقی کامل» توصیف شد، تنها چند هفته دوام آورد. نویسنده معتقد است اختلاف اصلی نه بر سر اجرای توافق، بلکه بر سر ماهیت حقوقی تنگه هرمز باقی مانده است؛ جایی که ایران بر حق خود برای اعمال کنترل و دریافت عوارض از برخی کشتیهای عبوری تأکید دارد، در حالی که آمریکا همچنان اصل آزادی کشتیرانی در این آبراه بینالمللی را مبنای سیاست خود میداند. اختلافی که اگرچه در ظاهر حقوقی است، اما پیامدهای آن مستقیماً به امنیت انرژی جهان گره خورده است.
تحلیل نشنال اینترست در ادامه به مزیت جغرافیایی ایران اشاره میکند و مینویسد تسلط ایران بر ساحل شمالی تنگه، در کنار استقرار سامانههای موشکی ساحلی، قایقهای تندرو و توان مینریزی دریایی، باعث شده هرگونه تلاش برای تغییر موازنه از مسیر نظامی با هزینههای سنگین همراه باشد. از نگاه نویسنده، کنترل این آبراه صرفاً به حضور ناوهای جنگی وابسته نیست؛ بلکه جغرافیا همچنان یکی از تعیینکنندهترین بازیگران این معادله باقی مانده است.
سناریوی اول
در نخستین سناریو، نویسنده از نوعی «بستهسازی گزینشی» سخن میگوید. وضعیتی که به ادعای او اکنون نیز تا حدی در جریان است. بر اساس این روایت، تردد کشتیها بهطور کامل متوقف نشده، بلکه با سازوکاری محدودکننده و مبتنی بر مجوزهای موردی مدیریت میشود. در این چارچوب، برخی کشورها همچنان امکان عبور دارند، اما کشتیهای متعلق به کشورهای غربی با محدودیتهای بیشتری روبهرو هستند. این تحلیل همچنین به ادعاهایی درباره دریافت هزینه از برخی کشتیها و تلاش برای ایجاد چارچوب قانونی این درآمدها در ایران اشاره میکند؛ ادعاهایی که در گزارش حاضر به نقل از نویسنده مطرح شده و نیازمند تأیید مستقل هستند.
سناریوی دوم
در این سناریو، گزینه نظامی آمریکا برای بازگشایی تنگه بررسی میشود. نویسنده مدعی است که تلاش واشنگتن برای تغییر وضعیت از طریق عملیات نظامی، نه تنها به نتیجه نرسید، بلکه با محدودیتهای عملیاتی و کاهش حمایت برخی شرکای بینالمللی روبهرو شد. از نگاه او، تجربه ماههای اخیر این پیام را منتقل کرده که حتی برتری نظامی نیز الزاماً به معنای بازگرداندن سریع امنیت کشتیرانی نیست. گاهی جغرافیا، سیاست را وادار میکند واقعبینتر از آنچه در اتاقهای فرماندهی تصور میشود، تصمیم بگیرد.
اما محتملترین مسیر، به باور نویسنده، بازگشایی تدریجی اما شکننده تنگه است. تحلیلی که بر این فرض استوار است که حتی اگر عبور و مرور کشتیها از سر گرفته شود، فضای بیاعتمادی باقی خواهد ماند. در چنین شرایطی، صنعت بیمه دریایی و شرکتهای انرژی ناچار خواهند بود ریسکهای جدید را در قراردادهای خود لحاظ کنند و احتمال اختلال در تردد را به بخشی از محاسبات تجاری تبدیل کنند. شاید همین تغییرات، حتی بیش از حضور ناوهای جنگی، نشان دهد که بحران چگونه به اقتصاد جهانی سرایت کرده است.
در مجموع به اعتقاد نویسنده مسیر کمهزینهتر برای واشنگتن، بازگشت به دیپلماسی و دستیابی به توافقی قابل راستیآزمایی درباره برنامه هستهای ایران در برابر کاهش تحریمهاست. به اعتقاد او، پیوند دادن چنین توافقی با ترتیبات امنیتی گستردهتر در منطقه میتواند جایگزینی برای چرخه پرهزینه تنشهای نظامی باشد. این تحلیل در نهایت تصویری از تنگه هرمز ارائه میدهد که بیش از آنکه میدان یک نبرد صرف باشد، به صحنهای برای آزمون همزمان قدرت، دیپلماسی و اقتصاد جهانی تبدیل شده است؛ جایی که حتی عبور یک نفتکش نیز دیگر فقط یک سفر دریایی نیست.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه