در حالی که نفت برنت از ۱۱۴ دلار عبور کرده و گاز اروپا به بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲ رسیده، مصرف سوختهای فسیلی همچنان به رکورد تاریخی نزدیک شده اما در بخش برق ورق برگشته چون باد و خورشید در اروپا برای نخستینبار از مجموع فسیلیها پیشی گرفتهاند و خودروهای برقی روزانه بیش از دو میلیون بشکه نفت را از بازار حذف میکنند. آیا گرانی هیدروکربور گذار انرژی را کند میکند یا به شتابدهنده آن تبدیل شده است؟ نفتی به این گران قیمتی که فعلا حرف دیگری می زند.
فرزین سوادکوهی
در حالی که نفت برنت از ۱۱۴ دلار عبور کرده و گاز اروپا به بالاترین سطح از سال ۲۰۲۲ رسیده، مصرف سوختهای فسیلی همچنان به رکورد تاریخی نزدیک شده اما در بخش برق ورق برگشته چون باد و خورشید در اروپا برای نخستینبار از مجموع فسیلیها پیشی گرفتهاند و خودروهای برقی روزانه بیش از دو میلیون بشکه نفت را از بازار حذف میکنند. آیا گرانی هیدروکربور گذار انرژی را کند میکند یا به شتابدهنده آن تبدیل شده است؟ نفتی به این گران قیمتی که فعلا حرف دیگری می زند.
بحران امروز بازار انرژی نه از جنس کمبود تولید بلکه از جنس نرسیدن است. چاهها همچنان تولید میکنند اما محصول بهسختی به مقصد میرسد. نفت برنت در روزهای گذشته تا محدوده ۱۱۳ تا ۱۱۴ دلار بالا رفت و نفت آمریکا از مرز روانی ۱۰۰ دلار گذشت، گاز هلند بهعنوان شاخص اروپا از ۹۳ یورو در هر مگاواتساعت عبور کرد که بالاترین سطح از دسامبر ۲۰۲۲ و بیش از دو برابر قیمت پیش از جنگ است و گازوئیل در شمالغرب اروپا همچنان حدود ۲۰۰ دلار در هر بشکه معامله میشود. ریشه این گرانی در تنگه هرمز است. تحلیل بانکهای سرمایهگذاری نشان میدهد در سناریوی پایه قیمت گاز اروپا تا پایان سال حدود ۷۰ یورو میماند اما اگر اختلال خاورمیانه ادامه پیدا کند و زمستان یک درجه سردتر از نرمال باشد، قیمت میتواند با حدود ۷۰ درصد جهش به ۱۵۰ یورو برسد و به قیمت برق هم سرایت کند.
پارادوکس بازار می گوید رکورد فسیلی در کنار جهش پاک متناقض بهنظر میرسد اما هر دو واقعیت همزمان درستاند چون جهان هم بیشتر سوخت فسیلی میسوزاند و هم سریعتر از همیشه به سمت برق پاک میرود. مصرف جهانی نفت همچنان نزدیک ۱۰۵ میلیون بشکه در روز است و پیشبینی میشود سال آینده به حدود ۱۰۶ میلیون بشکه برسد و مصرف گاز و زغالسنگ نیز در سقف تاریخی قرار دارد و سرمایهگذاری در بالادست نفت و گاز برای پاسخ به تقاضا ادامه دارد. در همین حال، سرمایهگذاری جهانی در انرژی پاک در سال جاری به حدود ۲/۲ تریلیون دلار رسیده، ظرفیت تجدیدپذیر نصبشده در یک دهه گذشته بیش از دو برابر شده و تولید برق از این منابع حدود ۶۷ درصد رشد کرده است.
حالا تحلیلگرانی که از «عصر کمبود» سخن میگویند، معتقدند داستان امروز جهان نه جایگزینی کامل، بلکه «افزایش انرژی» است؛ یعنی جهان به همهچیز بیشتر نیاز دارد و حتی اگر سهم انرژیهای جایگزین در دو دهه آینده دو برابر شود، مصرف انرژیهای سنتی بدون احتساب زغالسنگ همچنان حدود ۲۳ درصد رشد خواهد کرد. جهان از فسیلیها جدا نشده اما وابستگیاش به آنها دیگر بیرقیب نیست. برق سریعترین حامل در حال رشد انرژی است و بخش بزرگی از این رشد را خورشید، باد، برقآبی و زمینگرمایی پوشش میدهند. سهم فسیلیها آب میرود حتی اگر حجم مطلق آنها فعلاً کم نشود.
سه سرعت متفاوت گذار
برای فهم این تناقض باید سه سطح فروش تجهیزات نو، ناوگان نصبشده و تقاضای کل سوخت را از هم جدا کرد. در سطح فروش، گذار با سرعت خیرهکنندهای در جریان است. فروش خودروهای برقی در سال گذشته از ۱۷ میلیون دستگاه گذشت، در اروپا سهم باد و خورشید در تولید برق در سال ۲۰۲۵ به ۳۰/۱ درصد رسید و برای نخستینبار از مجموع همه سوختهای فسیلی که ۲۹ درصد بود پیشی گرفت و در آمریکا سهم گاز در تولید برق به حدود ۴۰ درصد افزایش یافت تا ترکیب تولید برق بهکلی دگرگون شود. اما در سطح ناوگان، تغییر کندتر است؛ حدود ۵۸ میلیون خودروی برقی تا پایان سال گذشته فقط اندکی کمتر از چهار درصد ناوگان جهانی خودرو را تشکیل میدادند و نیروگاههای گازی و زغالی ساختهشده در دهههای گذشته همچنان سر جای خود هستند. همین چهار درصد اما هماکنون روزانه اندکی بیش از دو میلیون بشکه نفت را جابهجا کرده است و برآورد میشود این رقم با سیاستهای جاری به حدود پنج میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۳۰ و حدود ۹ میلیون بشکه در سال ۲۰۳۵ برسد. در سطح تقاضای کل، اثر این جابهجایی هنوز زیر سایه رشد هوانوردی، کشتیرانی، پتروشیمی و ناوگان چندصد میلیونی خودروهای بنزینی موجود گم است. به همین دلیل میتوان همزمان سه جمله درست اما بهظاهر متضاد گفت؛ فروش فناوری پاک جهش کرده، ناوگان بهآرامی در حال تغییر است و تقاضای جهانی نفت فقط نشانههای اولیه فشار را نشان میدهد.
واقعیت همچنان همان است که بود چون نیاز به نفت از بین نمیرود اما در عین حال نقطه تعیینکننده جایی است که رشد انرژی پاک از رشد کل تقاضای خدمات انرژی جلو بزند. تا وقتی تجدیدپذیرها فقط جواب تقاضای جدید را میدهند، فسیلیها سر جای خود میمانند اما وقتی رشدشان بیشتر شود، عرضه فسیلی باید منقبض شود. این مقوله پیچیده ای نیست بلکه حساب ساده عرضه و تقاضاست. اروپا در بخش برق دقیقاً به همین نقطه رسیده است؛ جایی که باد و خورشید از فسیلی جلو زدهاند. اما در گرمایش ساختمانها، حملونقل سنگین و خوراک پتروشیمی هنوز اینطور نشده. به همین دلیل گذار در برق قابل مشاهده است و در نفت هنوز در آمار فروش خودرو و نه در آمار کل مصرف.
هیچ کشوری به اندازه چین سرنوشت این معادله را تعیین نمیکند. چین هم بزرگترین مصرفکننده زغالسنگ و نفت و هم بزرگترین سازنده و نصبکننده پنل خورشیدی، توربین بادی، باتری و خودروی برقی در جهان است. ظرفیت تجدیدپذیر جهان بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ بیش از دو برابر شد و تولید برق از این منابع ۶۷ درصد رشد کرد که بخش بزرگی از آن در چین رخ داد. اطلاعات منتشر شده سال گذشته نشان داد انرژی پاک توانست کل رشد تقاضای برق این کشور را پوشش دهد و تولید برق با زغالسنگ کاهش یافت. نهادهای پژوهشی معتقدند پرسش کلیدی دیگر تعداد پنلهای نصبشده نیست، بلکه این است که آیا رشد برق پاک آنقدر کافی هست که تولید فسیلی را کنار بزند یا فقط پاسخگوی تقاضای رو به رشد است؟
سال گذشته پاسخ برای نخستینبار مثبت بود اما تداوم آن قطعی نیست؛ اگر رشد اقتصادی و مصرف برق از جمله با توسعه مراکز داده و هوش مصنوعی تندتر شود، زغالسنگ دوباره برمیگردد و اگر برق پاک جلوتر بماند، افت زغالسنگ ساختاری میشود. همین ابهام توضیح میدهد چرا برآوردها درباره تقاضای نفت در سال جاری تا این حد از هم فاصله گرفتهاند. یک تصویر با تکیه بر اثر قیمتهای بالا و اختلال عرضه، از افت بیش از یکونیم میلیون بشکهای تقاضا در سال ۲۰۲۶ و کاهش تجمعی بیش از یک میلیارد بشکهای مصرف از ابتدای درگیریها سخن میگوید که بخش بزرگی از آن در چین با جایگزینی برقی رخ داده است. تصویر دیگر اما همچنان رشد اندک تقاضا تا حدود ۱۰۵/۷ میلیون بشکه در روز را محتمل میداند. اختلاف این دو، اختلاف در قضاوت درباره ماندگاری اثر قیمتی است؛ اگر گرانی موقتی باشد تقاضا برمیگردد و اگر رفتار را تغییر دهد، بخشی از کاهش دائمی میشود.
واقعیات موجود، بحث داغ «مرگ خالص صفر» را داغ کرده است. سناریوی خالص صفر در ابتدای دهه میخواست تقاضای نفت تا سال ۲۰۳۰ به کمی بیش از ۷۰ میلیون بشکه در روز و تا سال ۲۰۵۰ به حدود ۲۵ میلیون بشکه برسد، در حالی که جهان امروز نزدیک ۱۰۵ میلیون بشکه مصرف میکند و سال آینده به حدود ۱۰۶ میلیون بشکه میرسد و انتشار دیاکسیدکربن همچنان بسیار بالاتر از مسیر مهار گرمایش است. از این منظر، هدفگذاری اقلیمی دهه گذشته شکست خورده تلقی میشود و صنایعی که زیر فشار قیمت انرژی و مقررات اقلیمی له شدهاند، هشدار میدهند که سختگیری بیشتر فقط به مهاجرت تولید به جای دیگر منجر میشود. اما شکست آن هدف به معنای پایان انرژی تجدیدپذیر نیست. برق پاک به حیات وحتی رشد بیشترخود ادامه میدهد چون دیگر فقط کالای اقلیمی نیست بلکه کالای اقتصادی و امنیتی است. وقتی گاز ۹۳ یورویی و گازوئیل ۲۰۰ دلاری باشد، برق خورشیدی و بادی بدون هیچ بهانه ای بیشتر از قبل توجیه پیدا میکنند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
حدود 18 ساعت قبل
حدود 18 ساعت قبل
حدود 18 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه