naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

مسیرهای جایگزین نفت در خاورمیانه چقدر ظرفیت دارند؟

اگر هرمز قفل بماند، نفت از کجا عبور می‌کند؟

۱۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۷:۲۹

0
0
اگر هرمز قفل بماند، نفت از کجا عبور می‌کند؟

تنگه هرمز فقط یک آبراه باریک میان ایران و عمان نیست؛ یکی از بزرگ‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است. در سال ۲۰۲۵ به‌طور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی در روز از این مسیر عبور کرده؛ رقمی معادل حدود یک‌چهارم تجارت دریابرد نفت جهان. نزدیک به ۸۰ درصد این محموله‌ها نیز راهی آسیا می‌شوند. بنابراین اگر اختلال در هرمز طولانی شود، مسئله فقط پیدا کردن یک مسیر جایگزین نیست؛ مسئله این است که آیا زیرساخت‌های موجود اساساً ظرفیت جایگزینی این حجم عظیم را دارند یا نه.

به گزارش نفت خبر- بررسی مسیرهای جایگزین نشان می‌دهد پاسخ چندان امیدوارکننده نیست. آژانس بین‌المللی انرژی برآورد می‌کند که ظرفیت موجود برای انتقال نفت از مسیرهایی که هرمز را دور می‌زنند، حدود ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز است؛ یعنی حتی در بهترین حالت، تنها بخشی از جریان معمول هرمز قابل انتقال به مسیرهای جایگزین است.

عربستان؛ بزرگ‌ترین مسیر فرار از هرمز

مهم‌ترین گزینه، عربستان سعودی است؛ کشوری که از سال‌ها قبل برای کاهش وابستگی صادرات نفت خود به هرمز یک مسیر زمینی به سمت دریای سرخ ایجاد کرده است.

خط لوله East-West Pipeline یا «پترولاین» نفت را از منطقه ابقیق در شرق عربستان به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند. ظرفیت اسمی این خط حدود ۵ میلیون بشکه در روز است و عربستان در مقاطعی حتی ظرفیت آن را به حدود ۷ میلیون بشکه در روز افزایش داده است.

این مسیر در بحران فعلی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. عربستان بخشی از صادرات خود را به‌جای عبور از خلیج فارس، به سمت ینبع منتقل کرده و سپس از طریق دریای سرخ به بازارهای خارجی رسانده است. اما مشکل از جایی آغاز می‌شود که «دور زدن هرمز» لزوماً به معنای «دور شدن از ریسک ژئوپلیتیک» نیست.

در اواخر ژوئیه، حوثی‌های یمن مدعی حمله به زیرساخت‌های انتقال نفت عربستان در مسیر شرق به غرب شدند؛ همان زیرساختی که قرار است در زمان بحران، جایگزین بخشی از مسیر هرمز باشد.

به بیان دیگر، عربستان یک مسیر جایگزین دارد، اما این مسیر خود به امنیت دریای سرخ و باب‌المندب وابسته است.

و این یک تناقض مهم در معماری انرژی خاورمیانه است: هرچه نفت بیشتری برای فرار از هرمز به سمت دریای سرخ برود، اهمیت امنیت باب‌المندب بیشتر می‌شود.

فجیره؛ راه فرار امارات از هرمز

امارات متحده عربی از معدود کشورهای منطقه است که یک مسیر مستقیم برای دور زدن هرمز در اختیار دارد.

خط لوله Abu Dhabi Crude Oil Pipeline (ADCOP) نفت میادین خشکی ابوظبی را از منطقه حبشان به بندر فجیره در ساحل دریای عمان منتقل می‌کند. ظرفیت اسمی این خط حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز بوده و ظرفیت فعلی آن نزدیک به ۱.۸ میلیون بشکه در روز گزارش شده است.

اما نکته مهم اینجاست که همه این ظرفیت آزاد نیست. بر اساس برآورد IEA، امارات حدود ۱.۱ میلیون بشکه در روز نفت خود را از این مسیر صادر می‌کند و در نتیجه در شرایط اضطراری حدود ۷۰۰ هزار بشکه در روز ظرفیت اضافی می‌تواند برای دور زدن هرمز داشته باشد.

فجیره به همین دلیل در سال ۲۰۲۶ به یکی از مهم‌ترین نقاط استراتژیک بازار نفت تبدیل شده است؛ بندری در خارج از خلیج فارس که می‌تواند نفت را مستقیماً به اقیانوس هند برساند.

اما این مسیر هم یک راه‌حل کامل نیست. حتی اگر تمام ظرفیت آزاد آن مورد استفاده قرار گیرد، در برابر ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌ای که معمولاً روزانه از هرمز عبور می‌کند، بسیار کوچک است.

عراق؛ گزینه‌ای که ظرفیت دارد اما نفت کافی را عبور نمی‌دهد

در نگاه اول، عراق و بندر جیهان ترکیه می‌توانند یکی از جذاب‌ترین گزینه‌های جایگزین باشند.

خط لوله عراق ـ ترکیه نفت را از شمال عراق به بندر جیهان در مدیترانه منتقل می‌کند و ظرفیت اسمی آن حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز است. اما واقعیت عملیاتی امروز بسیار متفاوت است.

در اول اوت ۲۰۲۶، عراق و ترکیه برای ادامه فعالیت این خط لوله به توافق یک‌ساله رسیدند. ظرفیت توافق‌شده برای این دوره ۷۵۰ هزار بشکه در روز است، اما جریان واقعی خط در حال حاضر حدود ۱۷۰ هزار بشکه در روز گزارش شده است.

این اختلاف میان ظرفیت اسمی و ظرفیت واقعی، یکی از مهم‌ترین نکات در بحث مسیرهای جایگزین است.

روی کاغذ، عراق ـ ترکیه یک مسیر ۱.۵ میلیون بشکه‌ای است؛ در عمل اما زیرساخت، مسائل حقوقی، اختلافات بغداد و اربیل، وضعیت تولید نفت شمال عراق و توافق‌های صادراتی، اجازه نمی‌دهد این ظرفیت به‌سرعت به بازار اضافه شود.

به همین دلیل، عراق فعلاً نمی‌تواند نقش یک «پترولاین دوم» را برای بازار جهانی ایفا کند.

با این حال، اهمیت استراتژیک این مسیر در حال افزایش است. در شرایطی که نفت عراق در جنوب عمدتاً به پایانه‌های خلیج فارس وابسته است، افزایش ظرفیت صادرات از شمال می‌تواند در آینده آسیب‌پذیری بغداد در برابر هرمز را کاهش دهد.

اما یک مشکل بزرگ‌تر وجود دارد: دریای سرخ

حتی اگر عربستان، امارات و عراق بتوانند بخشی از نفت را از مسیرهای جایگزین عبور دهند، هنوز مسئله حمل دریایی باقی است.

مسیر عربستان از ینبع به بازارهای آسیایی باید از دریای سرخ و در ادامه باب‌المندب عبور کند. اما ناامنی در این منطقه باعث شده شرکت‌های کشتیرانی بخشی از محموله‌ها را به مسیر طولانی‌تر از طریق دماغه امید نیک یا کانال سوئز منتقل کنند.

این تغییر مسیر هزینه و زمان حمل را به‌شدت افزایش داده است. رویترز در ژوئیه گزارش داد که برای برخی محموله‌های نفت عربستان، زمان سفر به بازارهای آسیایی از حدود ۱۹ روز به ۴۸ روز افزایش یافته و هزینه سوخت سفر نیز از حدود ۱.۲۶ میلیون دلار به ۲.۸۷ میلیون دلار رسیده است؛ علاوه بر آن، هزینه‌های عبور از کانال سوئز نیز اضافه می‌شود.

بنابراین مشکل فقط «داشتن خط لوله» نیست.

یک زنجیره کامل باید وجود داشته باشد، اگر هر حلقه این زنجیره دچار اختلال شود، ظرفیت اسمی خط لوله روی کاغذ باقی می‌ماند.

آسیا؛ جایی که بحران واقعاً احساس می‌شود

بخش عمده نفت عبوری از هرمز راهی آسیاست. چین، هند، ژاپن و کره جنوبی از مهم‌ترین مصرف‌کنندگان این نفت هستند و در سال ۲۰۲۵ حدود ۸۰ درصد کل جریان نفت و فرآورده‌های عبوری از هرمز به سمت آسیا رفت.

به همین دلیل، مسئله برای آسیا فقط کمبود نفت نیست؛ مسئله دسترسی به نفت در زمان مناسب و با هزینه قابل‌قبول است.

ممکن است نفت عربستان از طریق ینبع یا نفت امارات از فجیره همچنان به بازار جهانی برسد، اما مسیر طولانی‌تر، افزایش هزینه بیمه، محدودیت ظرفیت بنادر و نفتکش‌ها و تغییر مقصد محموله‌ها باعث می‌شود همان یک بشکه نفت با هزینه بیشتری به پالایشگاه آسیایی برسد.

این موضوع به‌ویژه برای پالایشگاه‌هایی اهمیت دارد که برای گریدهای خاص نفتی طراحی شده‌اند و نمی‌توانند به‌سرعت خوراک خود را با نفت تولیدکننده دیگری جایگزین کنند.

آیا می‌توان نفت را از مسیرهای آسیایی جایگزین کرد؟

مسیرهایی مانند خطوط لوله آسیای مرکزی، روسیه، قزاقستان و آذربایجان می‌توانند بخشی از بازار را جابه‌جا کنند، اما نمی‌توانند نفت خلیج فارس را به‌صورت مستقیم جایگزین کنند.

در واقع، بازار جهانی در چنین شرایطی بیشتر به سمت بازآرایی جریان‌ها حرکت می‌کند تا ساختن یک مسیر جدید.

برای مثال، نفت روسیه ممکن است بیشتر به چین یا هند برود و نفت خاورمیانه جای بخشی از آن را در بازارهای دیگر بگیرد. نفت آمریکا نیز می‌تواند سهم بیشتری از بازار آسیا را تصاحب کند و در مقابل، برخی پالایشگاه‌های اروپایی یا آمریکایی به دنبال منابع جایگزین بروند.

بنابراین بازار نفت مانند یک شبکه است؛ اگر یک مسیر بسته شود، محموله‌ها الزاماً همان مسیر را پیدا نمی‌کنند، بلکه کل شبکه تغییر آرایش می‌دهد.

ظرفیت خط لوله با ظرفیت جایگزینی یکی نیست

یکی از خطاهای رایج در تحلیل بحران هرمز، جمع کردن ظرفیت اسمی خطوط لوله و مقایسه آن با جریان نفت هرمز است.

اگر پترولاین عربستان ۵ میلیون بشکه ظرفیت داشته باشد، به این معنا نیست که می‌توان ۵ میلیون بشکه نفت جدید را فردا از هرمز به ینبع منتقل کرد.

ظرفیت آزاد، ظرفیت بندر، مخازن ذخیره‌سازی، نوع نفت، ظرفیت پالایشگاه‌ها، تعداد نفتکش‌ها، بیمه، امنیت مسیر و زمان لازم برای تغییر قراردادهای تجاری همگی تعیین می‌کنند که چه مقدار نفت واقعاً قابل جابه‌جایی است.

IEA نیز دقیقاً به همین محدودیت اشاره کرده و می‌گوید ظرفیت‌های جایگزین موجود حدود ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز است، اما زنجیره لجستیکی لازم برای انتقال حجم بسیار بزرگ نفت از مسیرهای جایگزین، به‌طور کامل آزموده نشده است.

هرمز را نمی‌توان با یک مسیر جایگزین کرد

واقعیت این است که هیچ «هرمز دوم»ی وجود ندارد.

حتی اگر پترولاین عربستان، خط فجیره امارات و خط عراق ـ ترکیه هم‌زمان با حداکثر ظرفیت کار کنند، باز هم نمی‌توانند حجم ۲۰ میلیون بشکه در روز عبوری از هرمز را به‌طور کامل جایگزین کنند.

گزارش آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد که ظرفیت جایگزین موجود تنها بخش محدودی از جریان هرمز را پوشش می‌دهد.

به همین دلیل، اگر اختلال هرمز طولانی شود، بازار نفت با یک مسئله ساده «تغییر مسیر» مواجه نیست؛ بلکه با کسری واقعی ظرفیت انتقال روبه‌رو می‌شود.

و این همان جایی است که قیمت نفت، ذخایر استراتژیک، تولیدکنندگان خارج از منطقه و حتی رفتار مصرف‌کنندگان وارد بازی می‌شوند.

برنده‌های احتمالی کدام‌اند؟

در چنین شرایطی، تولیدکنندگانی که به هرمز وابسته نیستند، موقعیت بهتری پیدا می‌کنند.

نفت آمریکا، برزیل، کانادا، نروژ و برخی تولیدکنندگان آفریقایی می‌تواند اهمیت بیشتری پیدا کند. در سمت تقاضا نیز پالایشگاه‌هایی که انعطاف بیشتری در تغییر نوع خوراک دارند، دست بالا را خواهند داشت.

از سوی دیگر، عربستان و امارات به دلیل برخورداری از زیرساخت‌های صادراتی خارج از هرمز نسبت به کویت، قطر، بحرین و بخش بزرگی از صادرات عراق و ایران، گزینه‌های بیشتری برای مدیریت بحران دارند.

اما این مزیت نسبی به معنای مصونیت نیست. حملات اخیر به زیرساخت‌های عربستان و ناامنی دریای سرخ نشان داده است که مسیر جایگزین هم می‌تواند به یک گلوگاه جدید تبدیل شود.

نتیجه؛ هرمز فقط یک تنگه نیست

بحران هرمز یک واقعیت مهم را دوباره به بازار نفت یادآوری کرده است: امنیت انرژی فقط به مقدار نفت موجود در زیر زمین یا میزان تولید روزانه بستگی ندارد؛ مسیر انتقال نفت به همان اندازه اهمیت دارد.

جهان ممکن است نفت کافی داشته باشد، اما اگر نتواند آن را از میدان نفتی به پالایشگاه برساند، عرضه روی کاغذ هیچ کمکی به بازار نمی‌کند.

عربستان با پترولاین، امارات با فجیره و عراق با مسیر ترکیه تلاش می‌کنند بخشی از وابستگی خود را به هرمز کاهش دهند. اما این مسیرها در مجموع نمی‌توانند جایگزین ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌ای شوند که روزانه از این تنگه عبور می‌کند.

به همین دلیل، پاسخ به سؤال «اگر هرمز قفل بماند، نفت از کجا عبور می‌کند؟» در نهایت یک مسیر مشخص نیست.

بخشی از نفت از ینبع، بخشی از فجیره، بخشی از جیهان و بخشی از مسیرهای طولانی‌تر دریایی عبور خواهد کرد؛ اما بخش قابل‌توجهی از آن اصلاً جابه‌جا نخواهد شد و باید با کاهش مصرف، آزادسازی ذخایر و افزایش تولید سایر کشورها جبران شود.

شاید مهم‌ترین درس بحران ۲۰۲۶ همین باشد: هرمز را می‌توان دور زد، اما نمی‌توان به‌سادگی جایگزین کرد.



#تنگه
#هرمز
#تنگه هرمز
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط