به تازگی ادعاهایی در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود مبنی بر اینکه ایالات متحده تنها برای دو هفته دیگر نفت در اختیار دارد. به نظر میرسد این محاسبه با تقسیم ۲۸۶.۶ میلیون بشکه نفت موجود در ذخایر راهبردی نفت بر حدود ۲۰.۷ میلیون بشکه مصرف روزانه فراوردههای نفتی در آمریکا به دست آمده و عدد چهارده روز را تولید کرده است.
اما این محاسبات نشاندهنده ناآگاهی از نحوه عملکرد ساختار نفتی ایالات متحده است. ذخایر راهبردی حاوی نفت خام است در حالی که عدد ۲۰.۷ میلیون بشکه نشاندهنده مجموع فراوردههای نفتی عرضهشده است، یک شاخص کلان برای مصرف که شامل بنزین، گازوئیل، سوخت جت و سایر محصولات پالایشی میشود.
نشریه فوربس نوشت: گزارش وضعیت هفتگی نفت به خوبی نشان میدهد که چرا این ادعا گمراهکننده است. ایالات متحده در حال حاضر روزانه حدود ۱۳.۹ میلیون بشکه نفت خام تولید میکند، موجودی تجاری نفت خام آن حدود ۴۲۴.۵ میلیون بشکه است و پالایشگاهها روزانه حدود ۱۷.۵ میلیون بشکه نفت را فراوری میکنند. علاوه بر این حجم عظیمی از نفت خام نیز به صورت روزانه وارد و خارج از کشور میشود. ذخایر راهبردی تنها یک لایه اضطراری و پشتیبان برای این سامانه پیوسته در حال کار است نه مخزنی که آمریکا از آن ارتزاق کند تا زمانی که خشک شود.
کارکرد واقعی ذخایر راهبردی چیست؟
ذخایر راهبردی نفت آمریکا پس از تحریم نفتی اعراب در سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴ ایجاد شد، تحریمی که آسیبهای اقتصادی ناشی از قطع عمده عرضه نفت را آشکار کرد. این نفت خام در غارهای نمکی زیرزمینی در امتداد سواحل خلیج مکزیک، نزدیک به پالایشگاهها، خطوط لوله و بنادر بزرگ ذخیره میشود. وزارت انرژی این ذخایر را به عنوان ابزاری برای کاهش تاثیر اختلالات شدید عرضه معرفی میکند که ظرفیت طراحی فعلی آن ۷۱۴ میلیون بشکه است. موجودی این ذخایر تا ۲۸ اوت به ۲۸۶.۶ میلیون بشکه رسیده که پایینترین سطح از نوامبر ۱۹۸۲ محسوب میشود.
بهترین تعبیر برای این ذخایر، تشبیه آن به یک بیمهنامه است. کاهش پوشش بیمه ممکن است پیامد فوری نداشته باشد اما گزینههای شما را در زمان بروز شرایط اضطراری بعدی محدود میکند. کاهش حجم ذخایر به معنای پایان یافتن نفت کشور نیست بلکه به این معنا است که دولت نفت کمتری برای مقابله با اختلالات بعدی در اختیار دارد.
بازگشت ترامپ به راهبرد بایدن در استفاده از ذخایر
پس از آزادسازی گسترده ذخایر در سال ۲۰۲۲ توسط دولت بایدن برای مهار تبعات جنگ اوکراین، دولت موفق شد این ذخایر را تا پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۴۱۳ میلیون بشکه برساند.
آزمون بزرگ بعدی در سال جاری و در پی اختلالات شدید جریان نفت در تنگه هرمز به دلیل جنگ با ایران فرا رسید. در ماه مارس اعضای آژانس بینالمللی انرژی با آزادسازی ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری موافقت کردند که ایالات متحده متعهد به تامین ۱۷۲ میلیون بشکه از این رقم شد.
دادهها نشان میدهد که موجودی ذخایر از ۴۱۳.۳ میلیون بشکه در ماه آوریل به ۲۸۶.۶ میلیون بشکه در اواخر اوت سقوط کرده است. بر خلاف برنامه ۲۰۲۲ که به طور عمده مبتنی بر فروش نفت بود، برنامه فعلی آمریکا ساختار مبادلهای دارد به این معنا که شرکتها اکنون نفت خام را از ذخایر راهبردی دریافت میکنند و باید پس از آن نفت خام با کیفیت مشابه را به همراه بشکههای اضافی به عنوان سود بازگردانند. این سازوکار اگرچه در نهایت ذخایر را بازسازی میکند اما بشکههایی که قول بازگشت آنها برای آینده داده شده نمیتوانند امروز در برابر یک وضعیت اضطراری جدید پاسخگو باشند.
دادههای هفتگی چه میگویند؟
در چهار هفته گذشته در حالی که موجودی تجاری نفت خام آمریکا روزانه حدود ۶۲۴ هزار بشکه افزایش یافته، ذخایر راهبردی روزانه حدود ۶۵۰ هزار بشکه کاهش یافته است. این تغییرات تا حد زیادی یکدیگر را خنثی کرده و مجموع موجودی نفت خام را با احتساب ذخایر راهبردی تا حدودی بدون تغییر نگه داشتهاند. این موضوع نشان میدهد که چگونه آزادسازی اضطراری به طور قابل توجهی تعادل کلی بازار را حفظ میکند.
نرخ آزادسازی حدود ۶۵۰ هزار بشکه در روز معادل کمتر از ۴ درصد از نفت خام ورودی به پالایشگاههای فعلی است. در همین حال آمریکا علاوه بر تولید ۱۴ میلیون بشکهای، روزانه ۶.۷ میلیون بشکه نفت خام وارد و چندین میلیون بشکه نیز صادر میکند. وجود این جریانهای عظیم و پیوسته نشان میدهد که چرا اختلالات در خارج از مرزها همچنان بر قیمتهای آمریکا تاثیر میگذارند و چرا تزریق روزانه چند صد هزار بشکه اضافی از ذخایر راهبردی میتواند در حاشیه بازار بر قیمتها اثرگذار باشد.
وقتی برداشتها متوقف شود، چه رخ میدهد؟
آزادسازی فعلی محدود است و سرانجام این بشکههای اضافی از بازار حذف خواهند شد. در آن زمان تعادل بازار باید از طریق ترکیبی از افزایش تولید داخلی، واردات بیشتر، صادرات کمتر، برداشت از موجودیهای تجاری، کاهش فراوری پالایشگاهها یا کاهش تقاضا تنظیم شود.
ساختار مبادلهای همچنین به این معنا است که در آینده باید مقداری نفت از دست شرکتهای تجاری به ذخایر دولتی بازگردد. اگر تا آن زمان عرضه جهانی مطلوب باشد، جذب این تقاضا آسان خواهد بود اما اگر بازار همچنان با کمبود مواجه باشد، فرایند پر کردن دوباره مخازن میتواند فشار بیشتری بر بازار وارد کند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 15 ساعت قبل
حدود 15 ساعت قبل
حدود 15 ساعت قبل
حدود 15 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه