naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

هرمزِ باز اما نا امن و ایرانِ بیرون از جشن گازوئیل

بازار نفت در هفته پایانی مهر تصویری متناقض از خود به نمایش گذاشته چرا که جریان صادرات از خلیج‌فارس به سطح پیش از جنگ بازگشته اما قیمت برنت دوباره از صد و ده دلار عبور کرده است. نفتکش‌هایی که با اسکورت نظامی عبور می‌کنند و کرایه‌ای که هفت برابر شده است، نشان می‌دهد بحران از مرحله کمبود محموله به مرحله گرانی رساندن آن رسیده است؛ مرحله‌ای که هم برای منطقه و هم برای ایران معنایی متفاوت دارد و عملا سر ایران از تجارت جدیدی که شکل گرفته و سودهای کلان به بار آورده بی کلاه مانده است.

۲ آبان ۱۴۰۵ | ۲۲:۰۵

0
0
هرمزِ باز اما نا امن و ایرانِ بیرون از جشن گازوئیل

فرزین سوادکوهی: بازار نفت در هفته پایانی مهر تصویری متناقض از خود به نمایش گذاشته چرا که جریان صادرات از خلیج‌فارس به سطح پیش از جنگ بازگشته اما قیمت برنت دوباره از صد و ده دلار عبور کرده است. نفتکش‌هایی که با اسکورت نظامی عبور می‌کنند و کرایه‌ای که هفت برابر شده است، نشان می‌دهد بحران از مرحله کمبود محموله به مرحله گرانی رساندن آن رسیده است؛ مرحله‌ای که هم برای منطقه و هم برای ایران معنایی متفاوت دارد و عملا سر ایران از تجارت جدیدی که شکل گرفته و سودهای کلان به بار آورده بی کلاه مانده است.

سه‌شنبه‌شب بازار یک نمایش کامل از عصبی بودن خود اجرا کرد. برنت در میانه معاملات تا ۱۱۱/۹۹ دلار بالا رفت؛ بالاترین رقم در پنج ماه گذشته. ساعتی بعد تا محدوده ۱۰۸ دلار عقب نشست و روز چهارشنبه دوباره به بالای ۱۱۰ دلار برگشت. نفت آمریکای شمالی هم در کانال ۹۷ تا ۹۹ دلار نوسان کرد. بهانه این رفت و برگشت چند دلاری در یک روز، خبرهای متناقض از تنگه بود؛ از یک‌سو ادعای برخورد چند نفتکش با مین در مسیر جنوبی تنگه و آتش گرفتن یک سوپرنفتکش حامل بیش از دو میلیون بشکه، از سوی دیگر زمزمه گفت‌وگوهای غیرمستقیم و طرح هفت روزه برای بازگشایی. در دو هفته گذشته دست‌کم ۱۸ حمله به کشتی‌ها ثبت شده و همزمان حمله به ینبع، میدان شیبه و دو فرودگاه در عربستان، دامنه ناامنی را از دریا به خشکی کشانده است.
در این معادله نکته مهم اما نه خود قیمت بلکه هزینه رساندن نفت بود. میانگین جهانی کرایه حمل هر بشکه نفت( در برابر حدود ۳ دلار در سال گذشته) حالا از ۲۰ دلار عبور کرده چون حدود ۷ دلار آن صرف ریسک عبور از هرمز می‌شود و حدود ۴ دلار دیگر هزینه انتقال کشتی‌به‌کشتی در بیرون خلیج‌فارس است. خریداران آسیایی برای کم کردن ریسک هر سفر به نفتکش‌های کوچک‌تر روی آورده‌اند و پالایشگران آسیایی که حاشیه سودشان زیر فشار کرایه و بیمه له شده، ناچارند این هزینه را به مصرف‌کننده منتقل کنند. به همین دلیل است که بازار کاغذی و بازار فیزیکی از هم فاصله گرفته‌اند؛ نفت روی تابلو هست، اما رساندن آن به مقصد داستان دیگری است.
شاید به تعبیری متناقض‌ترین عددهای این روزها از خود تنگه هرمز استخراج می شود . برآوردها نشان می‌دهد جریان نفت از خاورمیانه در هفته منتهی به ۱۸ اکتبر به حدود ۲۴ میلیون بشکه در روز رسیده و از سطح پیش از جنگ عبور کرده است. در هفت روز گذشته حدود ۴۰۰ کشتی تجاری از تنگه عبور کرده‌اند و حجم نفت جابه‌جا شده با کمک اسکورت به بیش از صد میلیون بشکه رسیده است. گفته می‌شود حدود ۸۰ درصد ترافیک هرمز برگشته و عربستان صادرات شهریور خود را با دور زدن تنگه از مسیر دریای سرخ بیش از دو برابر کرده است.
اما همین آمار امیدوارکننده وقتی دقیق‌تر دیده شود،انگار که ترک برمی‌دارد. برآورد جریان عبوری از داخل تنگه بین ۸/۵ تا ۱۴ میلیون بشکه در روز اختلاف دارد؛ در حالی که پیش از جنگ حدود ۲۰ میلیون بشکه از آن عبور می‌کرد. این اختلاف شش میلیون بشکه‌ای به اندازه کل صادرات دریایی عربستان است و نشان می‌دهد «بازگشت» بیشتر به مسیرهای جایگزین و انتقال‌های کشتی‌به‌کشتی در شمال خلیج‌فارس مدیون است تا عبور امن از تنگه. تهران مسیر جنوبی نزدیک به ساحل عمان را غیرمجاز می‌داند و این همان مسیری است که باید با اسکورت از آن عبور کرد. درگیری حالا بر سر تعریف مسیر مجاز است، نه فقط عبور نفت. تا وقتی این اختلاف پابرجا باشد، هر نفتکش یک هدف بالقوه است.
مسیرهای دور زدن هرمز هم دیگر حاشیه امن نیستند. خط لوله شرق به غرب و بندر ینبع که قرار بود برگ برنده عربستان باشد، خود هدف حمله قرار گرفته است. عراق با تخفیف‌های سنگین حدود ۳۵ تا ۳۷ دلاری برای گریدهای بصره، صادرات اکتبر را به بالای ۳/۴ میلیون بشکه رسانده و به سطح ۳/۷ میلیون بشکه‌ای پیش از جنگ نزدیک شده، اما ناوگان محدودش او را به معامله‌گران و کشتی‌های خارجی وابسته کرده است. در حوزه گاز، وضعیت شکننده‌تر است؛ جریان گاز مایع قطر که یک‌پنجم عرضه دریایی جهان است، به‌طور کامل از هرمز می‌گذرد و برآوردها حاکی از آن است که بازگشت کامل آن شاید تا آوریل سال آینده طول بکشد. اروپا در همین مدت ممکن است حدود ۲۰ میلیارد مترمکعب از واردات خود را از دست بدهد؛ یعنی بحران نفت به‌سرعت به بحران گاز و برق زمستانی گره می‌خورد.

جنگ دوم؛ بر سر نفت گاز
اگر هرمز جبهه اول جنگ انرژی است، نفت گاز جبهه دوم و شاید تعیین‌کننده‌تر آن است. قیمت عمده نفت گاز در اروپا(در برابر حدود ۸۰ دلار در ابتدای سال ) همچنان حدود ۲۰۰ دلار در هر بشکه است. شکاف قیمت محصول با نفت خام دوباره به حدود ۸۰ دلار برگشته و این انگار که نشانه ای از کمبود سوخت پالایش‌شده است و نه فقط نفت خام گران. ذخایر تجاری گازوئیل اروپا به پایین‌ترین سطح در ۲۵ سال رسیده و ذخایر آمریکای شمالی هم در کف فصلی ۱۴ ساله است.
اروپا حالا وارد فاز مدیریت اضطراری شده است. گروه هماهنگی نفت اتحادیه اروپا می‌گوید عرضه دیزل و سوخت جت تنگ است، هرچند هنوز کمبود فیزیکی رخ نداده است. بروکسل تصمیم گرفته در چهار ماه آینده صد میلیون بشکه نفت و نفت گاز از ذخایر آزاد کند و همزمان گفت‌وگوی راهبردی با پالایشگاه‌ها را برای روشن نگه داشتن ظرفیت آغاز کرده است. فرانسه در سفر منطقه‌ای رییس‌جمهوری خود معادل ۱۰ درصد مصرف معمولش را از سه کشور حاشیه خلیج‌فارس خریده یعنی چیزی نزدیک به حدود ۱۹۰ هزار تن از عربستان برای مهر و آبان به‌علاوه حدود صد هزار تن از امارات و بحرین. کارشناسان می‌گویند این محموله‌ها قیمت در فرانسه را ارزان نمی‌کند، اما از گران‌تر شدن آن جلوگیری می‌کند چرا که ارزش اصلی آن روانی است و بازار مطمئن می‌شود محموله ای در راه است و پریمیوم وحشت کمی فروکش می‌کند.
با این حال، بانک‌های بزرگ هشدار می‌دهند آزادسازی ذخایر مُسکن است، نه درمان چون نفت امروز را بدون آتش‌بس ارزان تر می خرد و شکاف پالایش و حمل پابرجا می‌ماند.
همین ابهام در پیش‌بینی‌ها دیده می‌شود. برآوردها برای برنت در سه‌ماه پایانی سال(نه به دلیل کمبود فیزیکی، بلکه به دلیل کرایه و ریسک) تا حدود ۱۰۵ دلار بالا رفته و برای سه‌ماه نخست سال آینده حدود صد دلار است. برخی سناریوها در صورت تشدید حملات، نفت ۱۲۰ دلاری و در صورت بازگشت به صادرات عادی، نفت ۸۰ دلاری را محتمل می‌دانند. منحنی آتی که تحویل یک سال بعد را همچنان بالای ۹۵ دلار نشان می‌دهد، به وعده‌های بازگشایی اعتماد نکرده است. بازار به حرف بیش از محموله واکنش نشان می‌دهد و همین آن را شکننده کرده است.

تهران بیرون از جشن بازگشت
اینک همسایگان جنوبی از بازگشت پرهزینه سودهای فراوان می‌برند و ایران همانگونه که گفته شد سرش بی کلاه می ماند.شنیدیم که اعلام شد با گذشت صد روز از برقراری دوباره محاصره دریایی از اواسط ژوئیه، از صادرات دست‌کم ۲۵ میلیارد دلار نفت خام ایران جلوگیری شده و به‌جز کمک‌های بشردوستانه، هیچ صادرات و وارداتی دریایی انجام نشده است. شهریور نخستین ماه کامل بدون بارگیری نفت خام و میعانات از پایانه‌های ایران از سال ۱۳۵۷ بود. ذخایر شناور ایران که اواسط تابستان نزدیک به ۹۰ میلیون بشکه بود، به حدود ۸ میلیون بشکه رسید و عملا آخرین درآمدهای شناور تا اواسط آذر به پایان می‌رسد.
نشانه‌های دور زدن محدود هم دیده می‌شود، اما در مقیاس کلان تغییر ایجاد نکرده است چرا که از ابتدای محاصره تنها حدود ۴/۱ میلیون بشکه گاز مایع، معادل حدود ۳۵۰ هزار تن، از کشور خارج شده و یک محموله سوخت جت به مقصد میانمار رسیده است. تحریم هفده نفتکش ناوگان سایه و مسدود شدن حدود ۳۵۰ میلیون دلار دارایی رمزارزی، حلقه فشار را تنگ‌تر کرده است. نتیجه در داخل، افت تولید نفت و گاز، تنگنای ارزی و فشار بر پرداخت‌ها در صنایع انرژی و وابسته است. در شرایطی که عربستان برای حفظ سهم بازار تخفیف می‌دهد و روسیه خلأ ایران در بازار چین را پر می‌کند، تهران با دشواری فزاینده در تامین ارز و حفظ تولید در آستانه زمستان روبه‌روست.
پرسش ماه‌های آینده دیگر این نیست که آیا نفت هست یا نه؛ بلکه این است که رساندن آن چقدر هزینه دارد و چه کسی هزینه را می‌پردازد. اگر طرح بازگشایی چند روزه به نتیجه برسد، صرف ریسک ۲۴ دلاری می‌تواند به‌سرعت فروکش کند. اگر مین‌گذاری ادامه پیدا کند و ناو سوم در اواخر آبان با گزینه‌های تهاجمی وارد شود، ۱۱۰ دلار کف می‌شود و نه سقف. در هر دو حالت، جهان یاد گرفته نفت را دور هرمز بچرخاند، اما هنوز یاد نگرفته آن را ارزان بگرداند. این گران چرخاندن، سرنوشت زمستان اروپا، بودجه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و تاب‌آوری اقتصاد ایران را همزمان رقم می‌زند.

انتهای پیام

#گازوئیلی
#فرزین سوادکوهی
#هرمز
#گازوئیل
#فرزین سوادکوهی
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط