حسین حاجی، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاست بینالملل، با تأکید بر نقش قدرت رابطهای و امنیت انرژی در معادلات جدید بینالمللی اظهار کرد: تنگه هرمز و دیگر گلوگاههای حیاتی انتقال انرژی میتوانند فراتر از کارکرد اقتصادی خود، به اهرمهای راهبردی در رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شوند؛ روندی که در صورت تشدید تنشها میان ایران و آمریکا، میتواند بر موازنه قدرت در غرب آسیا، امنیت انرژی جهانی و آرایش نظم بینالمللی تأثیر بگذارد.
حسین حاجی، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاست بینالملل، با تأکید بر نقش قدرت رابطهای و امنیت انرژی در معادلات جدید بینالمللی اظهار کرد: تنگه هرمز و دیگر گلوگاههای حیاتی انتقال انرژی میتوانند فراتر از کارکرد اقتصادی خود، به اهرمهای راهبردی در رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شوند؛ روندی که در صورت تشدید تنشها میان ایران و آمریکا، میتواند بر موازنه قدرت در غرب آسیا، امنیت انرژی جهانی و آرایش نظم بینالمللی تأثیر بگذارد.
به گزارش نفت خبر- حسین حاجی، استاد دانشگاه و تحلیلگر سیاست بینالملل، با تأکید بر نقش قدرت رابطهای در معادلات بینالمللی، در گفت و گو با «نفت خبر» اظهار کرد: هیچیک از مؤلفههای قدرت بهتنهایی نمیتواند تعریف جامع و کاملی از قدرت ارائه دهد، اما نفت و انرژیهای حاصل از آن را میتوان از مهمترین منابع قدرت در نظام بینالملل دانست. از این منظر، جایگاه نفت و امنیت انرژی از یک موضوع صرفاً اقتصادی و مرتبط با تداوم جریان کالا فراتر رفته و به یکی از محورهای اصلی راهبردی در معادلات قدرت بینالمللی تبدیل شده است.
وی افزود: در پارادایم جدید امنیت بینالملل، نفت دیگر تنها یک منبع انرژی نیست، بلکه به اهرمی برای اعمال فشار سیاسی و امنیتی و حتی تهدید موجودیت بازیگران تبدیل شده است. در چنین شرایطی، رقابت بر سر منابع و مسیرهای انتقال انرژی میتواند زمینهساز شکلگیری الگوهای جدیدی از نبرد نامتقارن باشد.
حاجی با اشاره به تنشهای مستمر میان ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: تقابلهای امروز دیگر به میدانهای کلاسیک نظامی محدود نیستند، بلکه در لایههای زیرساختهای نفتی، شبکههای مالی بینالمللی و مسیرهای راهبردی دریایی، از جمله تنگه هرمز و دریای سرخ، نیز جریان دارند. استفاده از ابزارهای غیرنظامی، نظیر تحریمها، حملات سایبری علیه زیرساختهای حیاتی و عملیات اخلالگرانه در مسیرهای انتقال انرژی، نشاندهنده تلاش بازیگران برای بازتعریف نظم منطقهای از طریق تضعیف توان بازدارندگی اقتصادی طرف مقابل است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: نظم منطقهای پس از تقابلهای اخیر میان آمریکا و متحدان منطقهای و فرامنطقهای آن، ممکن است بیش از گذشته تحت تأثیر امنیت شبکهای و کنترل جریانهای انرژی قرار گیرد و صرفاً بر مبنای موازنه سنتی قدرت نظامی تعریف نشود. در این میان، گذار جهانی به سمت انرژیهای پاک، شکلگیری شبکههای موازی تجارت نفت، فعالیت بازیگران غیردولتی، تراستهای اقتصادی، قاچاق انرژی و نقشآفرینی ساختارهای غیرشفاف قدرت که از آنها با عنوان «دولت پنهان» (Deep State) یاد میشود، چالشهای تازهای را در برابر مفهوم سنتی حاکمیت ملی بر منابع ایجاد کردهاند و میتوانند آسیبپذیری امنیت ملی کشورها را در برابر تهدیدات ترکیبی افزایش دهند.
وی با بیان اینکه تحلیل این تحولات مستلزم بررسی پیامدهای آنها در سطوح منطقهای و بینالمللی است، گفت: برای درک تأثیر این روندها بر موازنه قدرت، باید علاوه بر خلیج فارس و کشورهای غرب آسیا، تحولات نظم بینالمللی و نقش قدرتهای بزرگ را نیز در نظر گرفت. در این چارچوب، اهمیت راهبردی تنگه هرمز و دیگر شریانهای انرژی در اقتصاد جهانی، موازنه نامتقارن دریایی ایران، قابلیتهای موشکی و پهپادی، شناورهای تندرو و توانمندیهای مرتبط با مینهای دریایی، در برابر حضور ناوگان قدرتهای فرامنطقهای، از جمله مؤلفههای تعیینکننده به شمار میروند.
حاجی خاطرنشان کرد: دگرگونی در دکترینهای بازدارندگی، تلاش بازیگران منطقهای و فرامنطقهای برای مدیریت بحران یا تغییر نظم امنیتی خلیج فارس، نقش عربستان سعودی و قدرتهایی مانند روسیه و چین و همچنین کشورهای مصرفکننده انرژی، از جمله هند، در شکلدهی به تحولات آینده اهمیت دارد. در این میان، باید فرصتها و تهدیدهای پیش روی ایران و آمریکا و نیز نقش تنگه هرمز و بابالمندب در امنیت انرژی جهانی را بهصورت همزمان بررسی کرد.
وی در تشریح سناریوی نخست اظهار کرد: اگر آمریکا نتواند هزینههای سنگین ناشی از انسداد احتمالی تنگه هرمز و بابالمندب را مدیریت کند و ایران بتواند موازنه قدرت را از کنترل گستره دریایی به سمت کنترل گلوگاههای حیاتی انتقال انرژی سوق دهد، دو پیامد عمده قابل تصور خواهد بود. نخست، ممکن است انسجام ائتلافهای موجود تضعیف شود و بلوکها و ائتلافهای جدیدی شکل بگیرند؛ دوم، احتمال تشدید بیثباتی، افزایش تنش میان دولتها و تیرهتر شدن روابط بینالمللی وجود خواهد داشت.
این تحلیلگر سیاست بینالملل افزود: در چنین وضعیتی، پیامدهای بحران از خلیج فارس فراتر میرود و به اقتصاد جهانی و نظام بینالملل تسری پیدا میکند. افزایش ناامنی در مسیرهای کشتیرانی، تهدید تجارت دریایی و اختلال در عرضه انرژی میتواند هزینههای سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند و خطر رکودی گسترده را افزایش دهد؛ هرچند شدت این پیامدها به دامنه و مدت بحران و واکنش بازیگران بینالمللی بستگی دارد. ایران نیز از تبعات اقتصادی و امنیتی چنین وضعیتی مصون نخواهد ماند.
حاجی در تبیین سناریوی دوم گفت: در صورت تداوم بحران، فشارهای ناشی از اختلال در جریان انرژی میتواند بهتدریج متوجه قدرتهای بزرگ مصرفکننده نفت، از جمله چین، هند و ژاپن شود. این کشورها ممکن است برای حفاظت از منافع اقتصادی و امنیت انرژی خود، نقش فعالتری در مدیریت بحران ایفا کنند. چنین روندی میتواند معادلات منطقهای را از تقابل دوجانبه ایران و آمریکا به سمت ترتیبات چندجانبه سوق دهد و زمینه را برای بازنگری در الگوهای مدیریت امنیت انرژی فراهم کند.
وی در پایان تأکید کرد: گسترش نقش قدرتهای بزرگ و افزایش وابستگی متقابل کشورها به امنیت مسیرهای انرژی میتواند بر ساختار نظم بینالمللی و گذار احتمالی از الگوی تکقطبی به نظمی چندقطبی تأثیر بگذارد. در این چارچوب، امکان شکلگیری سازوکارهای بومیتر برای تأمین ثبات و امنیت منطقهای نیز مطرح میشود؛ با این حال، تحقق چنین وضعیتی به نحوه مدیریت بحران، تعامل قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای و میزان آمادگی آنها برای همکاری در حوزه امنیت انرژی بستگی خواهد داشت.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 9 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه