فرزین سوادکوهی
شش ماه پس از آغاز جنگ در خاورمیانه و اختلال گسترده در جریان نفت از تنگه هرمز، جهان با تصویری متفاوت از پیامدهای این بحران روبهرو شده . برخلاف انتظار سنتی که شوکهای نفتی معمولاً سرمایهها را به سمت سوختهای فسیلی بازمیگرداند، گزارشهای تازه بلومبرگ، رویترز و آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که افزایش شدید قیمت سوختهای فسیلی، شتابی تازه به سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر بخشیده است. سرمایهگذاری جهانی در انرژی پاک در سال ۲۰۲۵ به بیش از دو تریلیون دلار رسید؛ رقمی که بیش از دو برابر سرمایهگذاری در نفت، گاز و زغالسنگ است. این تحول ساختاری نهتنها تقاضای نفت را تحت فشار قرار داده، بلکه افق بلندمدت بازار را نیز دگرگون کرده است.
بحران کنونی یادآور شوکهای نفتی دهه ۱۹۷۰ است، اما با یک تفاوت بنیادین که اینبار جایگزینهای مقرونبهصرفه و مقیاسپذیر در دسترساند. آژانس بینالمللی انرژی در گزارش سرمایهگذاری جهانی ۲۰۲۶ اعلام کرد که سرمایهگذاری در انرژی پاک به ۲٫۱۵۵ تریلیون دلار رسیده، در حالی که سرمایهگذاری در سوختهای فسیلی حدود ۱٫۰۰۸ تریلیون دلار بوده است. سرمایهگذاری در بخش نفت حتی به زیر ۵۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۶ پیشبینی شده و برای سومین سال پیاپی کاهش مییابد. این جابهجایی سرمایه از استخراج سوخت به تولید برق، ذخیرهسازی و برقرسانی، نشاندهنده تغییر عمیق در منطق اقتصادی انرژی جهان است.
برای نخستینبار در تاریخ معاصر، انرژی خورشیدی بهعنوان بزرگترین منبع رشد تقاضای انرژی جهانی در سال ۲۰۲۵ ظاهر شد. طبق دادههای آژانس بینالمللی انرژی، بخش خورشیدی بیش از ۲۵ درصد از افزایش تقاضای انرژی را پوشش داد و منابع کمانتشار در مجموع نزدیک به ۶۰ درصد رشد را تأمین کردند. تولید برق از محل خورشید و باد در اروپا نیز برای طولانیترین دوره ثبتشده از تولید گاز پیشی گرفته و سهم سوختهای فسیلی را در سبد برق این قاره بهطور محسوسی کاهش داده است.
در نیمه نخست ۲۰۲۶، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر به ۳۲۷٫۵ میلیارد دلار رسید. سرمایهگذاری در خورشیدی آمریکا ۴۱ درصد رشد کرد و به رکورد ۴۵٫۸ میلیارد دلار رسید، در حالی که سرمایهگذاری در باد نیز بیش از دو برابر شد. بلومبرگ تأکید میکند که بخش خورشیدی تا سال ۲۰۳۲ به بزرگترین منبع تولید برق جهان تبدیل خواهد شد. این رشد حتی با وجود تغییرات سیاستی در بازارهای کلیدی مانند آمریکا و چین، نشاندهنده پایداری روند بلندمدت است. هزینه تمامشده برق خورشیدی همراه با باتری اکنون در بسیاری از مناطق آسیا پایینتر از هزینه برق تولیدشده از گاز مایع است و این مزیت رقابتی با هر افزایش قیمت سوخت فسیلی تقویت میشود.
خودروهای برقی و ضربه مستقیم و قابلاندازهگیری به تقاضای نفت
بیشترین تأثیر مستقیم تجدیدپذیرها بر بازار نفت از مسیر حملونقل میآید. گلدمن ساکس برآورد کرده که شتاب فروش خودروهای برقی میتواند تا پایان ۲۰۲۷ بین ۰٫۱۳ تا ۰٫۳۲ میلیون بشکه در روز از تقاضای جهانی نفت بکاهد. فروش جهانی خودروهای برقی در ماه مه به بیش از ۲۶ درصد از کل فروش خودرو رسید. در چین، سهم مدلهای برقی و هایبریدی پلاگین در فروش خردهفروشی مسافری به ۶۳ درصد در ژوئن رسید و صادرات خودروهای برقی این کشور برای نخستینبار از مرز ۱۰ میلیارد دلار عبور کرد.
تحلیلگران گلدمن ساکس میگویند هر یک میلیون رانندهای که در آمریکا به خودروی برقی روی میآورند، حدود ۳۰ هزار بشکه در روز از تقاضا کم میکنند. این رقم در خارج از آمریکا حدود ۲۰ هزار بشکه است. رویترز گزارش داده که افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ، رانندگان اروپایی و آسیایی را نیز به سمت خودروهای برقی سوق داده و پیشبینیهای قبلی رشد تقاضای نفت برای حملونقل را معکوس کرده است. در چین، برقرسانی حملونقل حدود یکسوم از کاهش واردات نفت خام در ماههای اخیر را توضیح میدهد.
واردکنندگان سوخت فسیلی از فوریه تاکنون بیش از ۳۳۰ میلیارد دلار هزینه اضافی پرداخت کردهاند؛ رقمی معادل تولید ناخالص داخلی فنلاند در سال ۲۰۲۵. در مقابل، کشورهایی که پیش از این به سمت تجدیدپذیرها حرکت کرده بودند، آسیب کمتری دیدهاند. چین با پروژههای تجدیدپذیر خود از سال ۲۰۲۰ توانسته نزدیک به ۸ میلیارد دلار از واردات سوخت فسیلی را بین مارس تا ژوئیه صرفهجویی کند. صادرات فناوری پاک چین نیز پنج ماه پیاپی رکورد زده و این کشور را به برنده اصلی بازآرایی نقشه انرژی تبدیل کرده است.
برای تولیدکنندگان سنتی نفت، این روند معنایی دوگانه دارد. در کوتاهمدت، اختلال عرضه و قیمتهای بالاتر سودآوری ایجاد کرده، اما در میانمدت، کاهش ساختاری تقاضا و مهاجرت سرمایه، افق سرمایهگذاریهای بلندمدت را محدود میکند. بسیاری از شرکتهای بزرگ نفتی از اهداف جاهطلبانه قبلی در حوزه تجدیدپذیرها عقبنشینی کردهاند و تمرکز را به کسبوکار اصلی بازگرداندهاند؛ نشانهای از اینکه بازدهی پروژههای سبز هنوز با انتظارات سرمایهگذاران نفتی همخوانی کامل ندارد. در عین حال، سرمایهگذاری در خطوط لوله و بنادر جایگزین در منطقه خلیج فارس افزایش یافته، اما این اقدامات بیشتر جنبه دفاعی دارند تا تهاجمی.
افق ایران و کشورهای صادرکننده منطقه
برای ایران و کشورهای صادرکننده منطقه، شتاب تجدیدپذیرها هم تهدید و هم فرصت است. کاهش تدریجی تقاضای جهانی نفت میتواند فشار بیشتری بر درآمدهای صادراتی وارد کند، بهویژه اگر اختلال کنونی در هرمز به تسریع جایگزینی در بازارهای آسیایی منجر شود. آسیا که حدود ۴۰ درصد از نفت خود را از طریق تنگه هرمز وارد میکند، اکنون همان محاسبهای را انجام میدهد که اروپا پس از بحران ۲۰۲۲ انجام داد، با این تفاوت که گزینههای الکتروتکنولوژی امروز بهمراتب رقابتیتر هستند.
در عین حال، کاهش وابستگی جهانی به نفت خاورمیانه میتواند در بلندمدت از شدت رقابت ژئوپلیتیک بر سر منابع بکاهد. کشورهای منطقه نیز با سرمایهگذاری در خورشیدی، بهویژه عربستان که پروژههای چند گیگاواتی را پیش میبرد، در حال آزادسازی بخشی از نفت مصرفی داخلی برای صادرات هستند. این استراتژی به آنها اجازه میدهد همزمان از مزایای صادرات نفت بهره ببرند و سهم خود را در اقتصاد آینده انرژی حفظ کنند.
بازار نفت دیگر تنها تابع عرضه و تقاضای سنتی نیست. هر شوک ژئوپلیتیک، منطق اقتصادی برقرسانی و تجدیدپذیرها را تقویت میکند. بررسی های تحلیلگران نشان میدهد که اوج تقاضای نفت ممکن است زودتر از آنچه پیشبینی میشد فرا برسد و مسیر بازار از این پس بیش از پیش با سرعت گسترش خورشیدی، بادی و خودروهای برقی تعیین شود. این تحول، نه یک روند حاشیهای، بلکه بازتعریف قواعد بازی در اقتصاد انرژی جهان است؛ قواعدی که تولیدکنندگان سنتی یا باید خود را با آن تطبیق دهند یا در معرض خطر حاشیه رفتن قرار گیرند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 11 ساعت قبل
حدود 11 ساعت قبل
حدود 11 ساعت قبل
حدود 11 ساعت قبل
حدود 12 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه