طی روزهای اخیرمسئله کشورهای صنعتی برای مهار فشار قیمت و کمبود سوخت، لزوما افزایش تولید نفت نیست چرا که این کشورها حالا به ناچار به سراغ ذخایر اضطراری رفتهاند.
فرزین سوادکوهی
طی روزهای اخیرمسئله کشورهای صنعتی برای مهار فشار قیمت و کمبود سوخت، لزوما افزایش تولید نفت نیست چرا که این کشورها حالا به ناچار به سراغ ذخایر اضطراری رفتهاند. کشورهای گروه هفت(G7) با هماهنگی آژانس بینالمللی انرژی تصمیم گرفتهاند در چهار ماه آینده ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از ذخایر خود آزاد کنند و بخش قابلتوجهی از این حجم را در همان هفتههای نخست به گازوئیل اختصاص دهند. این تصمیم در شرایطی گرفته شده که اختلال در صادرات فرآوردههای خاورمیانه، آسیب به ظرفیت پالایشی روسیه و محدود شدن صادرات سوخت چین، بازار گازوئیل را با یکی از سختترین دورههای سالهای اخیر روبهرو کرده است.
آنچه اهمیت این تصمیم را بیشتر میکند، تفاوت بحران کنونی با شوکهای معمول بازار نفت است. در بسیاری از بحرانهای گذشته، افزایش قیمت نفت خام مهمترین نشانه کمبود عرضه بود و دولتها تلاش میکردند با افزایش تولید یا آزادسازی بخشی از ذخایر نفت خام بازار را آرام کنند. اما این بار فشار اصلی در بخش فرآوردهها، بهویژه گازوئیل، احساس میشود. پالایشگاهها در چند منطقه جهان با محدودیت خوراک، اختلال در صادرات و هزینه بالای حملونقل روبهرو هستند و همین مسئله باعث شده فاصله قیمت فرآوردهها با نفت خام افزایش پیدا کند.
آژانس بینالمللی انرژی در تازهترین ارزیابی خود تأکید کرده که آثار بحران هرمز همچنان در بازار گازوئیل شدید است. صادرات نفت خام خاورمیانه تا حدی بهبود یافته، اما جریان فرآوردههای پالایشی هنوز بهشدت محدود است. در کنار اختلال در خاورمیانه، حملات به پالایشگاههای روسیه نیز صادرات گازوئیل این کشور را کاهش داده و فشار بیشتری بر بازار وارد کرده است.
در چنین شرایطی، کشورهای گروه هفت تصمیم گرفتهاند ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری را طی چهار ماه وارد بازار کنند. نکته مهم این است که آزادسازی گازوئیل قرار است در ابتدای این برنامه با سرعت بیشتری انجام شود؛ بهگونهای که بخش قابلتوجهی از عرضه جدید در ۲۰ روز نخست به بازار برسد. هدف، کاهش فوری فشار در بازار فرآوردههاست، نه اینکه صرفاً حجم نفت خام موجود در بازار افزایش پیدا کند.
این اقدام نشان میدهد دولتهای بزرگ صنعتی اکنون با مسئلهای فراتر از قیمت نفت مواجهاند. گازوئیل برای حملونقل جادهای، کشاورزی، صنایع و بخش بزرگی از فعالیت اقتصادی ضروری است. افزایش شدید قیمت آن میتواند مستقیماً هزینه حمل کالا و تولید را بالا ببرد و در نهایت به قیمت مصرفکننده منتقل شود. بنابراین، نگرانی دولتها فقط درباره بازار انرژی نیست؛ مسئله به تورم و رشد اقتصادی هم کشیده شده است.
از طرف دیگر، آزادسازی ذخایر یک راهحل دائمی نیست. ذخایر اضطراری دقیقاً برای دورههایی ساخته شدهاند که بازار با اختلال شدید روبهرو میشود و دولتها نیاز دارند برای مدت محدودی کمبود عرضه را جبران کنند. هرچه بحران طولانیتر شود و ذخایر بیشتری مصرف شود، حاشیه امن کشورهای مصرفکننده کاهش پیدا میکند.
آژانس بینالمللی انرژی (IEA) اعلام کرده که اعضای این نهاد تاکنون حدود ۳۲۵ میلیون بشکه نفت و فرآورده از ذخایر اضطراری خود آزاد کردهاند؛ رقمی که بیش از ۸۰ درصد از تعهد ۴۰۰ میلیون بشکهای اعلامشده در ماه مارس است. بنابراین تصمیم جدید گروه هفت را نمیتوان یک اقدام مجزا دانست چون ذخایر اضطراری از ماهها قبل در حال استفاده بودهاند و اکنون فشار بازار باعث شده مرحله دیگری از این مداخله آغاز شود.
چین برخلاف G7، سوخت را برای داخل نگه میدارد
در همین زمان، اتفاقی در جهت مخالف در حال رخ دادن است. پالایشگاههای چین صادرات فرآوردههای نفتی در ماه اکتبر را متوقف کردهاند یا محمولههای صادراتی خود را لغو کردهاند. هدف پکن افزایش ذخایر داخلی و اطمینان از تأمین بازار خود است.
رویترز هم این روزها تأیید کرده که این تصمیم برای بازار آسیا اهمیت زیادی دارد. چین یکی از منابع مهم عرضه بنزین، گازوئیل و سوخت جت در منطقه است و کاهش صادرات این کشور میتواند بخشی از کمبود ایجادشده در اثر اختلال در جریان نفت و فرآوردههای خاورمیانه را تشدید کند. به بیان ساده تر، در همان زمانی که کشورهای G7 برای افزایش عرضه جهانی به ذخایر اضطراری خود متوسل شدهاند، چین ترجیح داده بخشی از عرضه خود را از بازار بینالمللی خارج و برای مصرف داخلی ذخیره کند.
این تضاد نشان میدهد دولتها در شرایط بحران انرژی ابتدا به امنیت عرضه داخلی خود فکر میکنند. اگر بحران طولانی شود، احتمال رقابت بیشتر کشورها برای تأمین سوخت افزایش پیدا میکند و بازار جهانی با مشکل تازهای روبهرو خواهد شد بدین معنا که کشورهایی که ذخایر و ظرفیت پالایشی بیشتری دارند، انگیزه بیشتری برای حفظ سوخت در بازار داخلی پیدا میکنند.
برای بازار نفت، این اتفاق یک تغییر مهم تلقی می شود. نفت خام همچنان اهمیت دارد، اما گلوگاه اصلی در مقطع کنونی به سمت پالایش و انتقال فرآوردهها حرکت کرده. اگر نفت خام تولید شود ولی پالایشگاهها نتوانند آن را به گازوئیل و سایر فرآوردهها تبدیل کنند، یا اگر فرآورده تولیدشده نتواند با هزینه قابلقبول به بازار مصرف برسد، افزایش تولید نفت بهتنهایی مشکل را حل نمیکند.
ایران در برابر بازار گازوئیل چه موقعیتی دارد؟
درچنین شرایطی برای ایران دو وجه شکل می گیرد چون از یک طرف، افزایش قیمت و کمبود فرآورده در بازار جهانی میتواند برای صادرکنندگان فرآورده فرصت ایجاد کند و هرچه بازار گازوئیل و سایر محصولات پالایشی فشردهتر شود، ارزش اقتصادی هر محموله صادراتی افزایش پیدا میکند.
اما از طرف دیگر، ایران خود با مصرف بالای فرآوردههای نفتی روبهروست و هرگونه کاهش عرضه داخلی یا افزایش جذابیت صادرات میتواند فشار بیشتری بر بازار داخل ایجاد کند. بنابراین افزایش قیمت جهانی گازوئیل الزاماً به معنای منفعت خالص برای ایران نیست. میزان تولید واقعی پالایشگاهها، کیفیت فرآورده، مصرف داخلی، هزینه حملونقل و امکان دسترسی به بازارهای صادراتی تعیین میکند که ایران تا چه اندازه میتواند از این شرایط استفاده کند.
نکته مهمتر این است که بحران فعلی مثل همیشه نشان میدهد داشتن نفت خام بهتنهایی برای برخورداری از امنیت انرژی کافی نیست. کشورهایی که پالایشگاههای آماده، ذخایر استراتژیک، شبکه حملونقل مطمئن و امکان جابهجایی سریع فرآورده دارند، در برابر چنین شوکهایی آسیبپذیری کمتری دارند.
تصمیم جدید گروه هفت در واقع اعترافی به همین واقعیت است که بازار جهانی فقط با کمبود نفت خام مواجه نیست بلکه مشکل اصلی اکنون دسترسی به سوختی است که کامیونها، کشتیها، ماشینآلات، صنایع و هواپیماها به آن نیاز دارند. بنابر این اگر اختلالات ادامه پیدا کند، رقابت اصلی میان کشورها نه فقط بر سر محموله های بیشتر نفتی، بلکه بر سر میزان گازوئیل و ظرفیت هر پالایشگاه خواهد بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 4 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
حدود 5 ساعت قبل
حدود 5 ساعت قبل
ویدئو مرتبط