قطر انرژی، همان قطر پترولیوم سابق، یکی از منظمترین مدلهای مسئولیت اجتماعی و بومیسازی صنعت انرژی در منطقه را ارائه کرده است. سرمایهگذاری اجتماعی، برنامه «توطین»، افزایش ارزش درونکشوری، قطریسازی مشاغل تخصصی و الزامات محیطزیستی، اجزای این مدل هستند. اما برای ارزیابی کامل آن باید یک موضوع دیگر را هم دید: جایگاه نیروی کار مهاجر در اقتصادی که بخش بزرگی از نیروی انسانی آن غیرقطری است.
اینجا یک تفکیک ضروری وجود دارد. مشکلات کارگران مهاجر در قطر را نمیتوان مستقیماً به قطر انرژی نسبت داد. گزارشهای سازمان بینالمللی کار و نهادهای حقوق بشری درباره هزینههای استخدام، دستمزدهای معوق، دشواری جابهجایی شغلی، ضبط گذرنامه یا مخاطرات کار در گرمای شدید، عمدتاً درباره بازار کار قطر در سطح ملی است و نه مشخصاً کارکنان قطر انرژی.
با این حال قطر انرژی کاملاً بیرون از این بحث هم نیست؛ زیرا بخش قابلتوجهی از فعالیتهای عملیاتی و پروژهای آن توسط پیمانکاران، پیمانکاران فرعی و کارکنان آنها انجام میشود.
خود قطر انرژی این واقعیت را به رسمیت شناخته و برای زنجیره تأمین خود «اصول رفتاری تأمینکنندگان» تعیین کرده است. براساس این اصول، پیمانکاران و پیمانکاران فرعی نباید اجازه دهند کارگران برای استخدام هزینه پرداخت کنند، نباید مدارک هویتی آنان را ضبط کنند، باید دستمزد کامل و بهموقع بپردازند، ساعات کار معقول، محیط کار ایمن و شرایط مناسب اسکان فراهم کنند و سازوکاری ایجاد کنند که کارگر بتواند بدون ترس از تلافی شکایت کند.
شرکت حتی مشخصاً از پیمانکاران خواسته است نسبت به پیامدهای احتمالی فعالیتشان بر گروههای آسیبپذیر، از جمله کارگران مهاجر، حساس باشند.
این نکته مهمی به نفع مدل قطر انرژی است: شرکت دستکم در سطح سیاست رسمی، مسئولیت خود را پشت دروازه پالایشگاه یا در فهرست کارکنان مستقیم متوقف نکرده و استانداردهای حقوق کار را به زنجیره پیمانکاری گسترش داده است.
اما درست از همینجا پرسش انتقادی آغاز میشود.
فاصله میان استاندارد و واقعیت
قطر طی سالهای گذشته اصلاحات مهمی در قوانین کار انجام داده است؛ حداقل دستمزد غیرتبعیضآمیز برقرار کرده، نظام حفاظت از دستمزد را توسعه داده، امکان تغییر کارفرما را افزایش داده و مقررات سختگیرانهتری برای کار در گرمای شدید وضع کرده است.
سازمان بینالمللی کار این اصلاحات را پیشرفت مهمی دانسته، اما همزمان از باقیماندن مشکلات اجرایی سخن گفته است. نهادهای حقوق بشری نیز همچنان مواردی از هزینههای غیرقانونی استخدام، تأخیر یا عدم پرداخت دستمزد، ضبط گذرنامه و موانع عملی جابهجایی شغلی را در بازار کار قطر گزارش میکنند.
اینها را نمیتوان بدون سند به پروژههای قطر انرژی تعمیم داد. اما وجود چنین مشکلاتی در محیط کار ملی، مسئولیت نظارتی یک شرکت بزرگ دولتی را مهمتر میکند.
سؤال اصلی بنابراین این نیست که «آیا قطر انرژی کارگران مهاجر را استثمار میکند؟» شواهدی که در اختیار داریم چنین حکم کلیای را پشتیبانی نمیکند.
سؤال دقیقتر این است:
قطر انرژی چگونه اطمینان پیدا میکند استانداردهایی که برای کارگران مهاجر نوشته، در تمام زنجیره پیمانکاری و پیمانکاری فرعی واقعاً اجرا میشوند؟
برای پاسخ کامل به این سؤال، گزارش پایداری شرکت باید علاوه بر سیاستها، دادههای بیشتری از نتیجه نظارت منتشر کند: چه تعداد کارگر پیمانکاری در پروژههای شرکت فعالیت میکنند؟ چند بازرسی رفاه نیروی کار انجام شده؟ چند مورد تخلف درباره دستمزد، هزینه استخدام، اسکان یا مدارک هویتی کشف شده؟ چند شکایت ثبت شده و نتیجه آنها چه بوده است؟ چند پیمانکار به دلیل نقض استانداردهای کار جریمه، تعلیق یا حذف شدهاند؟
اینجاست که تفاوت میان وجود استاندارد و اثبات اجرای استاندارد آشکار میشود.
قطریسازی یک چیز است، حقوق کار چیز دیگر
برنامه قطریسازی قطر انرژی نیز باید از مسئله کارگران مهاجر جدا دیده شود.
قطریسازی یک سیاست توسعه ملی است: افزایش سهم شهروندان قطر در مشاغل تخصصی، مدیریتی و فرصتهای اقتصادی صنعت انرژی.
اما مسئولیت اجتماعی نیروی انسانی مفهوم گستردهتری دارد. این مفهوم باید شهروند قطری، کارمند خارجی متخصص و کارگر مهاجری را که در پایینترین حلقه یک پیمانکار فرعی کار میکند، همزمان ببیند.
بنابراین موفقیت در افزایش تعداد مهندسان و مدیران قطری، به خودی خود پاسخی به وضعیت نیروی مهاجر نیست.
مدل مسئولیت اجتماعی قطر انرژی زمانی کاملتر خواهد بود که در کنار اعلام میزان ICV، قطریسازی و سرمایهگذاری اجتماعی، بتوان اثر سیاستهای حقوق بشری خود را بر نیروی کار پیمانکاری و مهاجر نیز با همان دقت عددی گزارش کند.
در نهایت، درباره قطر انرژی با دو گزاره متفاوت روبهرو هستیم که نباید آنها را با هم مخلوط کرد:
قطر در سطح ملی همچنان با چالشهای حقوق کار مهاجران مواجه است.
و در مقابل، قطر انرژی برای پیمانکاران و پیمانکاران فرعی خود استانداردهایی درباره دستمزد، استخدام، اسکان، مدارک هویتی، ایمنی و حقوق کارگران مهاجر تعیین کرده است.
حلقهای که باید دقیقتر بررسی شود، فاصله میان این دو است: آیا استانداردهای روی کاغذ قطر انرژی، در پایینترین حلقه زنجیره پیمانکاری هم به واقعیت روزمره کارگر مهاجر تبدیل میشود؟
برای شرکتی که مسئولیت اجتماعی را با عدد و شاخص گزارش میکند، پاسخ به همین پرسش میتواند یکی از مهمترین شاخصهای واقعی مسئولیت اجتماعی باشد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه