فرزین سوادکوهی
معاملات نفتی در این هفتهها با وضعیتی روبهرو شده که پیشبینی مسیر آن دشوارتر از همیشه است. طولانی شدن اختلال در جریان نفت خلیج فارس، محدودیت تردد در تنگه هرمز، آسیب به تأسیسات پالایشی و کاهش ذخایر جهانی باعث شده حتی مؤسسات مالی بزرگ نیز نتوانند زمان مشخصی برای بازگشت بازار به شرایط عادی تعیین کنند. حالا در چنین شرایطی، ابهام و پرسش اصلی این است که اختلال در عرضه تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و بازار تا آن زمان چه میزان از ذخایر خود را از دست خواهد داد.
در شرایط عادی بازار نفت با مجموعهای از متغیرهای شناختهشده حرکت میکند. میزان تولید کشورهای بزرگ، سطح تقاضا، ذخایر تجاری، ظرفیت پالایشگاهها و وضعیت تجارت جهانی، مجموعهای از دادهها را در اختیار معاملهگران قرار میدهد که بر اساس آنها میتوان روند احتمالی قیمت را ارزیابی کرد. اما بحران فعلی این نظم را به هم زده. بخش مهمی از عرضه نفت و فرآوردههای نفتی خلیج فارس با محدودیت روبهرو شده و مشخص نیست بازگشت این ظرفیتها به بازار چه زمانی امکانپذیر خواهد بود.
همین ابهام باعث شده یکی از بزرگترین بانکهای سرمایهگذاری جهان یعنی جیپی مورگان، در تازهترین ارزیابی خود اعلام کند که برای بازار نفت دیگر یک سناریوی پایه روشن و از پیش اندیشیده شده ندارد. دلیل این موضع، طولانی شدن درگیری و نامشخص بودن زمان بازگشت جریان نفت از خلیج فارس است. در واقع، مشکل تحلیلگران فقط پیشبینی قیمت نفت نیست چون آنها برای تعیین قیمت، ابتدا باید درباره زمان پایان اختلال در عرضه فرض مشخصی داشته باشند و چنین فرضی در شرایط فعلی وجود ندارد.
گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی نیز نشان میدهد که ابعاد این اختلال از بازار نفت خام فراتر رفته. تولید جهانی نفت در ماه اوت ۱.۶ میلیون بشکه در روز کاهش یافت و بیش از ۱۰ میلیون بشکه در روز از تولید کشورهای خلیج فارس به دلیل شرایط امنیتی از مدار خارج بود. آژانس اکنون پیشبینی میکند عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ به طور متوسط به۵.۷ میلیون بشکه کمتر از سال گذشته یعنی به ۱۰۰.۷ میلیون بشکه در روز برسد.
اما نکته مهمتر در گزارش آژانس، وضعیت پالایشگاههاست. پالایش جهانی در ماه اوت نسبت به سال گذشته ۴.۲ میلیون بشکه در روز کاهش داشته و انتظار میرود مجموع پالایش نفت در سال جاری حدود ۲.۶ میلیون بشکه در روز کمتر از سال گذشته باشد.
این ارقام نشان میدهد که بازار با یک مشکل دوگانه روبهروست. از یک طرف، بخشی از نفت تولیدشده امکان رسیدن به بازار را ندارد و از طرف دیگر، ظرفیت تبدیل نفت خام به فرآورده نیز کاهش یافته است. به همین دلیل، فشار بازار فقط روی قیمت نفت خام دیده نمیشود و بازار فرآوردههایی مانند گازوئیل با مشکل جدیتری مواجه شده است.
گازوئیل در اقتصاد جهانی اهمیت ویژهای دارد. کامیونها، کشتیها، ماشینآلات کشاورزی، بسیاری از واحدهای صنعتی و بخش بزرگی از حملونقل کالا به این سوخت وابستهاند. بنابراین افزایش قیمت گازوئیل مستقیماً هزینه حمل کالا و تولید را بالا میبرد و میتواند آثار تورمی گستردهتری نسبت به افزایش قیمت نفت خام داشته باشد.
تا امروز، بخشی از کمبود عرضه با استفاده از ذخایر نفت جبران شده. این موضوع اجازه داده بازار با وجود کاهش تولید و اختلال در مسیرهای صادراتی همچنان به فعالیت خود ادامه دهد. اما ذخایر موجود نیز محدود است و نمیتوان برای مدت نامحدود از آنها برداشت کرد.
بر اساس گزارش IEA ، ذخایر قابل مشاهده نفت جهان در ماه اوت ۹۵ میلیون بشکه کاهش یافته. این رقم به آن معناست که بازار طی چند ماه گذشته برای جبران بخشی از کاهش عرضه، بیش از نیم میلیارد بشکه از ذخایر خود مصرف کرده است.
بنابراین اگر اختلال در عرضه ادامه پیدا کند، فشار بیشتری بر ذخایر وارد خواهد شد. در مقابل، اگر تولیدکنندگان بتوانند جریان صادرات را به وضعیت عادی برگردانند، بازار فرصت خواهد داشت بخشی از این کاهش ذخایر را جبران کند. مسئله اصلی این است که هنوز مشخص نیست کدام اتفاق زودتر رخ خواهد داد.
هرمز همچنان یکی از مهمترین نگرانیهاست
تنگه هرمز در این میان نقش تعیینکنندهای دارد. آمارهای کشتیرانی نشان میدهد تردد کشتیهای حامل کالا از این مسیر همچنان پایینتر از سطح معمول است. بر اساس دادههای اولیه Kpler، روز پنجشنبه تنها چهار کشتی حامل کالا از تنگه هرمز عبور کردند، در حالی که میانگین ۱۰ روزه حدود ۱۶ کشتی بود.
البته این آمار را نمیتوان به تنهایی معیار دقیقی برای اندازهگیری حجم واقعی تجارت دانست، زیرا برخی کشتیها برای جلوگیری از شناسایی در مناطق پرخطر، سامانههای ردیابی خود را خاموش میکنند. با این حال، کاهش قابل توجه تردد ثبتشده نشان میدهد که فعالیت کشتیرانی در این مسیر همچنان با محدودیت مواجه است.بنابراین هرچه محدودیت در این تنگه طولانیتر شود، فشار بر بازارهای نفت، گاز و فرآوردههای نفتی بیشتر خواهد شد.
یکی از مهمترین تغییرات بازار در هفتههای اخیر این است که توجهها از نفت خام به فرآوردههای نفتی منتقل شده است. گزارش رویترز در ۱۸ سپتامبر نشان میدهد قیمت گازوئیل در آمریکا از ۶ دلار در هر گالن عبور کرده و کاهش صادرات گازوئیل از روسیه و کشورهای خلیج فارس، فشار قابل توجهی بر بازار وارد کرده است.
طبق برآورد IEA ، صادرات خالص گازوئیل و گازوئیل کمگوگرد کشورهای خلیج فارس در ماه اوت به حدود ۳۹۰ هزار بشکه در روز رسید؛ یعنی کمی بیش از یکچهارم سطح صادرات پیش از جنگ. کاهش صادرات روسیه نیز این فشار را بیشتر کرده است.
در چنین شرایطی، پالایشگاههایی که همچنان فعال هستند با حاشیه سود بالایی روبهرو شدهاند. اما افزایش سود پالایشگاهها به این معنا نیست که بازار به سرعت میتواند کمبود فرآورده را جبران کند. ظرفیت پالایش در برخی مناطق به سقف نزدیک شده و در مناطقی که پالایشگاهها آسیب دیدهاند، بازگشت تولید نیازمند تعمیر و تأمین تجهیزات است.
به همین دلیل، حتی اگر فردا بخشی از نگرانیها درباره عرضه نفت خام کاهش پیدا کند، بازار فرآوردهها لزوماً بلافاصله به شرایط قبل برنمیگردد.
بازار گاز اروپا نیز در همین مدت تحت تأثیر کاهش عرضه LNG خاورمیانه قرار گرفته است. قیمت گاز اروپا از حدود ۳۰ یورو در هر مگاوات ساعت به حدود ۸۰ یورو رسیده است. این سطح هنوز فاصله زیادی با رکوردهای بحران انرژی سال ۲۰۲۲ دارد، اما کاهش صادرات LNG قطر و پایین بودن سطح ذخایر گاز اروپا، ریسک افزایش دوباره قیمتها را بالا برده است.
بر اساس گزارش رویترز، ذخایر گاز اروپا در حال حاضر حدود ۷۰ درصد است و اگر عرضه LNG قطر همچنان محدود بماند و زمستان سردتر از انتظار باشد، قیمت گاز میتواند بار دیگر جهش قابل توجهی داشته باشد.
این موضوع نشان میدهد بحران فعلی فقط یک بحران نفتی نیست. نفت، گاز، LNG، فرآوردههای نفتی و کشتیرانی به یکدیگر متصل شدهاند و اختلال در یک بخش، فشار را به بخشهای دیگر منتقل میکند.
ایران؛ میان فرصت درآمدی و ریسک صادرات
چنین بازاری برای ایران، همزمان هم فرصت است و هم تهدید. افزایش قیمت نفت در صورت تداوم میتواند ارزش صادراتی را افزایش دهد، اما بالا رفتن هزینه میتواند بخشی از این منفعت را کاهش دهد.
از سوی دیگر، وضعیت فعلی اهمیت ظرفیت پالایشی ایران را بیشتر کرده است. در بازاری که گازوئیل و سایر فرآوردههای نفتی با کمبود مواجه شدهاند، داشتن ظرفیت کافی برای تبدیل نفت خام به فرآورده میتواند مزیت مهمی باشد. اما استفاده از این فرصت به میزان تولید، کیفیت فرآورده، ظرفیت عملیاتی پالایشگاهها و امکان صادرات بستگی دارد.
بنابراین برای ایران تنها افزایش قیمت نفت نیست که مهم است.موضوع مهمتر این است که صنعت نفت کشور تا چه اندازه میتواند از تغییرات بازار استفاده کند و آیا زیرساختهای تولید، پالایش و صادرات امکان پاسخگویی به چنین شرایطی را دارند یا خیر.
قیمت نفت در معاملات روز جمعه برای سومین روز متوالی کاهش یافت و برنت به حدود ۱۰۴ دلار در هر بشکه رسید. علت اصلی این کاهش، کاهش نگرانیها درباره اختلال در صادرات عربستان و تلاش این کشور برای بازگرداندن بخشی از ظرفیت انتقال نفت بود. با این حال، بازار همچنان به تحولات خاورمیانه و وضعیت تردد کشتیها در مسیرهای اصلی صادراتی حساس است.
بنابراین کاهش چندروزه قیمت نفت را نمیتوان به معنای پایان بحران دانست. بازار در شرایطی قرار دارد که یک خبر درباره بهبود جریان صادرات میتواند قیمتها را پایین بیاورد و یک حمله یا اختلال جدید میتواند روند را برعکس کند.
مشکل اصلی همینجاست. اگر زمان بازگشت عرضه مشخص باشد، بازار میتواند برای کمبود موجود برنامهریزی کند. اما وقتی مشخص نیست اختلال چند هفته دیگر ادامه دارد یا چند ماه، تصمیمگیری برای پالایشگاهها، شرکتهای کشتیرانی، دولتها و حتی خریداران نفت دشوار میشود.
به همین دلیل، بازار نفت اکنون بیش از آنکه به یک پیشبینی دقیق درباره قیمت نیاز داشته باشد، به پاسخ یک سؤال اساسی نیاز دارد که واقعا چه زمانی جریان عادی نفت و گاز از خلیج فارس دوباره برقرار خواهد شد؟ تا زمانی که پاسخ روشنی برای این سؤال وجود نداشته باشد، کاهش یا افزایش چند دلاری قیمت نفت نمیتواند نشانه تغییر مسیر بازار تلقی شود. بحران فعلی فقط عرضه نفت را تحت فشار قرار نداده؛ ذخایر جهانی را کاهش داده، ظرفیت پالایش را محدود کرده و هزینه حملونقل و تأمین انرژی را بالا برده است. به همین دلیل، حتی در صورت کاهش تنشها، بازگشت بازار به شرایط پیش از بحران احتمالاً به زمان نیاز خواهد داشت.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
2 روز قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه