naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

آنگاه که انتخاب ها سخت می شود؛

نفت بیشتر یا گاز صادراتی، دوراهی تازه گویان

گویان، کشور کوچکی در شمال آمریکای جنوبی که در چند سال گذشته با کشف و توسعه میدان‌های عظیم فراساحلی به یکی از کانون‌های جدید رشد تولید نفت جهان تبدیل شده، اکنون با یک چالش راهبردی روبه‌روست و آن اینکه گازی که می‌تواند به سوخت صادراتی و منبع درآمد تازه تبدیل شود،حالا برای حفظ و افزایش تولید نفت نیز مورد نیاز است و این در حالیست که درخواست اکسون‌موبیل برای تزریق حجم بیشتری از گاز به مخازن نفتی ممکن است برنامه‌های این کشور برای صادرات گاز طبیعی مایع‌شده را کوچک‌تر کند یا به تأخیر بیندازد.

۲۲ مهر ۱۴۰۵ | ۱۷:۰۰

0
0
نفت بیشتر یا گاز صادراتی، دوراهی تازه گویان

فرزین سوادکوهی

گویان، کشور کوچکی در شمال آمریکای جنوبی که در چند سال گذشته با کشف و توسعه میدان‌های عظیم فراساحلی به یکی از کانون‌های جدید رشد تولید نفت جهان تبدیل شده، اکنون با یک چالش راهبردی روبه‌روست و آن اینکه گازی که می‌تواند به سوخت صادراتی و منبع درآمد تازه تبدیل شود،حالا برای حفظ و افزایش تولید نفت نیز مورد نیاز است و این در حالیست که درخواست اکسون‌موبیل برای تزریق حجم بیشتری از گاز به مخازن نفتی ممکن است برنامه‌های این کشور برای صادرات گاز طبیعی مایع‌شده را کوچک‌تر کند یا به تأخیر بیندازد.


بخش مهمی از تحولی که در گویان صورت گرفته به فعالیت اکسون‌موبیل و شرکای آن در بلوک فراساحلی استابروک مربوط می‌شود؛ منطقه‌ای که از زمان کشف نخستین میدان‌های مهم آن، به کانون سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ نفتی تبدیل شده است. اکسون‌موبیل اپراتور اصلی این مجموعه است و شرکت‌هایی چون شورون و شرکت ملی نفت فلات قاره چین نیز در آن سهم دارند. توسعه سریع تأسیسات تولید شناور و ورود پروژه‌های تازه، چشم‌انداز افزایش بیشتر تولید نفت گویان را تقویت کرده است.

با این حال، تجربه جدید این کشور نشان می‌دهد که کشف ذخایر بزرگ هیدروکربوری لزوماً به معنای برخورداری آسان از همه منافع اقتصادی آن نیست چون مسئله فقط استخراج نفت و فروش آن نیست بلکه چگونگی مدیریت گاز همراه، تأمین انرژی داخلی، انتخاب زیرساخت‌های صادراتی و تعیین اولویت میان مصارف مختلف منابع نیز می‌تواند مسیر توسعه را تغییر دهد.

رویترز دیروز گفته اکسون‌موبیل به دولت گویان اعلام کرده که برای حفظ اهداف تولید نفتی خود به حجم بیشتری از گاز طبیعی نسبت به برآوردهای اولیه نیاز دارد. برآورد مطرح‌شده از سوی کنسرسیوم فعال در این میدان‌ها، نیاز به حدود دو میلیارد فوت مکعب گاز در روز برای تزریق مجدد به مخازن است؛ یعنی حجمی قابل‌توجه که می‌تواند میزان گاز در دسترس برای مصارف دیگر را محدود کند.

تزریق گاز به مخازن نفتی، روشی شناخته‌شده در مهندسی مخزن است. با کاهش فشار طبیعی مخزن در جریان برداشت نفت، تزریق گاز می‌تواند به حفظ فشار، پشتیبانی از تولید و افزایش بازیافت کمک کند. در میدان‌هایی که توسعه آنها با سرمایه‌گذاری سنگین و برنامه تولید بلندمدت همراه است، حفظ عملکرد مخزن اهمیت اقتصادی بالایی دارد؛ زیرا کاهش تولید یا افت زودهنگام فشار می‌تواند بر بازده سرمایه‌گذاری اثر بگذارد.

اما گاز تزریق‌شده به مخزن، دست‌کم در همان مقطع، دیگر در دسترس نیروگاه، صنایع یا تأسیسات صادراتی نیست. اینجاست که مسئله فنی به تصمیمی اقتصادی و ملی تبدیل می‌شود که آیا اولویت باید با استفاده از گاز برای پشتیبانی از تولید نفت باشد یا بخشی از آن باید به مصرف داخلی و صادرات اختصاص پیدا کند؟

این انتخاب البته به معنای آن نیست که گویان ناگزیر است یکی از این مسیرها را به‌طور کامل کنار بگذارد. پاسخ نهایی به میزان واقعی گاز قابل‌تولید، نیاز هر میدان، هزینه انتقال و فرآورش، زمان‌بندی پروژه‌ها و قیمت‌های بازار بستگی دارد. با این حال، اختلاف میان برآوردهای اولیه و نیاز اعلام‌شده از سوی اپراتور نشان می‌دهد که برنامه‌ریزی برای توسعه گاز بدون شناخت دقیق از نیازهای تولید نفت می‌تواند به بازنگری پرهزینه در طرح‌ها منجر شود.

پروژه ال‌ان‌جی در معرض بازنگری

پیامد مستقیم این وضعیت، تردید درباره ابعاد برنامه گویان برای ورود به بازار صادرات گاز طبیعی مایع‌شده، یا ال‌ان‌جی، است. طبق گزارش رویترز، یکی از طرح‌های پیشنهادی، تأسیسات شناور ال‌ان‌جی با ظرفیت سالانه شش میلیون تن است؛ اما افزایش نیاز گاز برای تزریق به چاه‌های نفت ممکن است اجرای این پروژه را به تأخیر بیندازد یا ظرفیت آن را به حدود سه میلیون تن در سال کاهش دهد.

این تغییر احتمالی، صرفاً یک جابه‌جایی در ارقام مهندسی نیست. پروژه‌های ال‌ان‌جی به سرمایه‌گذاری سنگین، قراردادهای بلندمدت، زیرساخت‌های تخصصی و اطمینان از دسترسی پایدار به خوراک نیاز دارند. کاهش ظرفیت یا تغییر زمان راه‌اندازی می‌تواند بر هزینه تمام‌شده، مذاکرات با خریداران و جذابیت اقتصادی طرح برای سرمایه‌گذاران اثر بگذارد. از سوی دیگر، ساخت زیرساخت صادراتی پیش از روشن‌شدن تراز واقعی گاز نیز خطر ایجاد ظرفیت بلااستفاده یا کم‌بازده را به همراه دارد.

به همین خاطر دولت گویان در حال بررسی این است که آیا بهتر است بخشی از برنامه‌های گازی را به سمت مصرف داخلی، به‌ویژه تأمین سوخت نیروگاه گازی، هدایت کند یا نه. این گزینه می‌تواند مزایایی فراتر از درآمد مستقیم صادراتی داشته باشد. دسترسی به برق پایدار برای خانوارها و صنایع، کاهش وابستگی به سوخت‌های وارداتی و ایجاد زمینه برای فعالیت‌های اقتصادی بیشتر، همگی در محاسبه منافع ملی گاز اهمیت دارند.

با این همه، مصرف داخلی نیز رایگان نیست. گازی که به نیروگاه یا صنعت اختصاص پیدا می‌کند، دیگر به همان شکل قابل فروش در بازار صادراتی نخواهد بود و توسعه شبکه انتقال، تأسیسات فرآورش و نیروگاه‌ها هم هزینه دارد. بنابراین تصمیم‌گیران باید میان درآمد ارزی احتمالی صادرات، ارزش افزوده حاصل از مصرف داخلی و منفعت اقتصادی حفظ تولید نفت مقایسه‌ای واقعی انجام دهند؛ مقایسه‌ای که صرفاً به قیمت روز نفت و گاز محدود نمی‌شود.

درس گویان برای کشورهای صاحب ذخایر گاز

اهمیت این خبر برای کشورهای تولیدکننده هیدروکربور، در همین تعارض میان کاربردهای مختلف یک منبع مشترک است. گاز طبیعی می‌تواند خوراک پتروشیمی باشد، در نیروگاه برق تولید کند، به شبکه خانگی برسد، به شکل ال‌ان‌جی صادر شود یا برای افزایش بازیافت نفت به مخازن تزریق شود. هر یک از این مصارف، منافع و هزینه‌های متفاوتی دارد و ارزش اقتصادی آنها نیز به شرایط هر کشور و هر میدان وابسته است.

در نگاه نخست، گویان با ایران تفاوت‌هایی اساسی دارد. صنعت نفت این کشور بر میدان‌های فراساحلی نسبتاً جدید و توسعه سریع پروژه‌ها استوار است، در حالی که ایران با مجموعه‌ای گسترده از میدان‌های قدیمی و جدید، شبکه عظیم مصرف داخلی گاز و محدودیت‌های سرمایه‌گذاری و فناوری روبه‌روست. بنابراین نمی‌توان نسخه‌ای واحد برای دو کشور پیچید یا برآورد نیاز گاز در میدان‌های گویان را مستقیماً به مخازن ایران تعمیم داد.

با این حال، اصل مسئله برای ایران کاملاً درس آموخته هایی قابل توجه دارد. در میدان‌های نفتی ایران نیز تزریق گاز یکی از ابزارهای مهم پشتیبانی از فشار مخزن و افزایش ضریب بازیافت به شمار می‌رود. در عین حال، در دوره‌های اوج مصرف، گازرسانی به بخش خانگی و تجاری، نیروگاه‌ها و صنایع با محدودیت‌هایی مواجه می‌شود و بخش پتروشیمی نیز برای تأمین خوراک به گاز طبیعی وابستگی دارد. در چنین شرایطی، هر تصمیم درباره تخصیص گاز باید آثار آن را بر تولید نفت، درآمد صادراتی، امنیت انرژی و ارزش افزوده صنعتی هم‌زمان در نظر بگیرد.

مسئله کشور ما فقط کمبود یا وفور گاز نیست بلکه کیفیت تصمیم‌گیری درباره تولید، انتقال، مصرف و تزریق آن هم اهمیت دارد. اگر نیاز میدان‌های نفتی به تزریق در برنامه‌ریزی بلندمدت جدی گرفته نشود، ممکن است هزینه آن در سال‌های بعد به شکل افت تولید و کاهش بازیافت ظاهر شود. اگر هم بدون توجه به ارزش اقتصادی و نیازهای داخلی، منابع به یک مصرف خاص اختصاص یابد، فرصت‌های دیگر توسعه از دست می‌رود. در سوی مقابل، تزریق گاز به مخزن نیز باید بر پایه مطالعات مهندسی، ارزیابی اقتصادی و مقایسه با گزینه‌های دیگر صورت گیرد، نه صرفاً به‌عنوان یک راه‌حل ثابت برای همه میدان‌ها.

تجربه گویان همچنین بر اهمیت هماهنگی میان شرکت‌های بهره‌بردار و دولت تأکید می‌کند. اپراتور میدان، بر اساس اطلاعات فنی و اهداف تولیدی خود، ممکن است به تزریق گاز بیشتر نیاز داشته باشد؛ اما دولت باید تصویر گسترده‌تری از منافع ملی، نیازهای برق و صنعت، فرصت‌های صادراتی و تعهدات سرمایه‌گذاری داشته باشد. این دو نگاه الزاماً متضاد نیستند، اما بدون شفافیت در داده‌ها و توافق بر سر اولویت‌ها ممکن است به تأخیر پروژه‌ها و اختلاف بر سر تخصیص منابع بینجامند.

در نهایت، گویان هنوز تصمیم قطعی درباره ابعاد و زمان‌بندی طرح ال‌ان‌جی نگرفته و برآوردهای مطرح‌شده را باید بخشی از فرایند بازنگری در برنامه توسعه دانست، نه پایان قطعی رؤیای صادرات گاز این کشور. با این حال، همین بازنگری یک نکته مهم را آشکار می‌کند و آن اینکه برخورداری از ذخایر بزرگ نفت و گاز، به‌تنهایی تضمین‌کننده بیشترین درآمد ممکن نیست. ارزش واقعی منابع زمانی محقق می‌شود که توسعه میدان، نیازهای فنی تولید، مصرف داخلی و بازار صادراتی در قالب یک برنامه هماهنگ دیده شوند. در غیر این صورت، موفقیت در استخراج یک منبع می‌تواند محدودیت تازه‌ای برای بهره‌برداری از منبع دیگر ایجاد کند.



#نفت
#فرزین سوادکوهی
#گویان
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط