naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

آیا بحران هرمز در حال تغییر جغرافیای تجارت نفت است؟

۲۷ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۷:۲۴

0
0
آیا بحران هرمز در حال تغییر جغرافیای تجارت نفت است؟

تحریریه نفت خبر:  تنگه هرمز سال‌ها یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی بازار انرژی جهان بوده است؛ اما بحران جاری نشان داده است که مسئله آینده نفت فقط باز یا بسته بودن این آبراه نیست، بلکه تلاش فزاینده تولیدکنندگان، پالایشگران و شرکت‌های کشتیرانی برای کاهش وابستگی به آن است. اگر این روند تثبیت شود، ممکن است نقشه تجارت نفت جهان بدون آنکه هرمز از اهمیت بیفتد، به تدریج تغییر کند.

به گزارش نفت خبر- تنگه هرمز را نمی‌توان به سادگی از معادلات انرژی جهان حذف کرد. در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از این مسیر عبور کرده است؛ رقمی که نشان‌دهنده اهمیت کم‌نظیر این آبراه برای بازار جهانی نفت است. با این حال، تحولات ماه‌های اخیر یک واقعیت مهم را آشکار کرده است: بازارها برای کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر هرمز، به دنبال مسیرهای جایگزین هستند.

این روند در روزهای اخیر شتاب بیشتری گرفته است. عربستان سعودی بار دیگر بخشی از بارگیری نفت خود را از پایانه‌های داخل تنگه هرمز آغاز کرده، اما همزمان آرامکو برای عرضه نفت به مشتریان آسیایی از انتقال کشتی‌به‌کشتی در نزدیکی فجیره استفاده کرده است. سه نفتکش بسیار بزرگ نیز در فاصله ۱۲ تا ۱۶ اوت هرکدام حدود دو میلیون بشکه نفت عربستان را از پایانه‌های جعیماه و رأس‌تنوره بارگیری کرده‌اند.

اهمیت این اتفاق در آن است که صادرکننده‌ای مانند عربستان، به جای اتکا به یک مسیر واحد، در حال استفاده همزمان از مجموعه‌ای از گزینه‌هاست. در دریای سرخ نیز بخشی از صادرات عربستان به مسیرهایی مانند ینبع و بندر سیدی کریر مصر منتقل شده است؛ هرچند ظرفیت و کارایی این مسیرها با مسیرهای معمول تفاوت زیادی دارد. برای نمونه، صادرات از سیدی کریر به مقصد آسیا در ماه جاری حدود ۶۷۰ هزار بشکه در روز برآورد شده که بسیار پایین‌تر از ظرفیت اولیه ۴ میلیون بشکه‌ای ینبع است.

اما یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر رفتار بازار، اقدام شرکت ژاپنی ایدمیتسو است. این پالایشگر اعلام کرده که برای دریافت نفت عربستان از مسیر کانال سوئز و دماغه امید نیک استفاده می‌کند؛ مسیری که زمان حمل را از حدود ۲۰ روز به ۵۰ تا ۶۰ روز افزایش می‌دهد و هزینه بیشتری دارد. با وجود این، شرکت می‌گوید عرضه نفت ژاپن همچنان پایدار است و بخشی از آن از طریق فجیره و همچنین آمریکای شمالی تأمین می‌شود.

این تحول از منظر اقتصادی بسیار مهم است. زیرا نشان می‌دهد امنیت و قابلیت اطمینان مسیر در حال تبدیل شدن به متغیری هم‌وزن هزینه حمل است.

در شرایط عادی، کوتاه‌ترین و ارزان‌ترین مسیر معمولاً انتخاب اول بازار است. اما وقتی ریسک امنیتی یک مسیر افزایش پیدا می‌کند، شرکت‌ها حاضر می‌شوند هزینه و زمان بیشتری بپردازند تا وابستگی خود را به آن مسیر کاهش دهند. این همان نقطه‌ای است که یک بحران کوتاه‌مدت می‌تواند به تغییرات بلندمدت در زنجیره تأمین منجر شود.

چین؛ مهم‌ترین آزمون تغییر مسیر

تحولات مربوط به چین حتی اهمیت بیشتری دارد. دو شرکت بزرگ کشتیرانی دولتی این کشور، COSCO Shipping Energy Transportation و China Merchants Energy Shipping، از اواخر ژوئیه عبور نفتکش‌های خود از تنگه هرمز و باب‌المندب را متوقف کرده‌اند. این شرکت‌ها در عوض به انتقال کشتی‌به‌کشتی در خارج از خلیج فارس، به‌ویژه در نزدیکی فجیره و بنادر عمان، روی آورده‌اند.

این تغییر برای بازار جهانی نفت قابل توجه است؛ زیرا این دو شرکت پیش‌تر حدود نیمی از واردات نفت چین از خاورمیانه را جابه‌جا می‌کردند. تغییر مسیر به معنای افزایش زمان حمل و کاهش بهره‌وری ناوگان است، اما همزمان نشان می‌دهد که بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان حاضر است برای کاهش ریسک ژئوپلیتیکی هزینه بیشتری بپردازد. نرخ حمل نفتکش‌ها از عمان به چین نیز به حدود ۱۴۰ هزار دلار در روز رسیده که تقریباً چهار برابر سطح پیش از بحران است.

در نتیجه، مسئله دیگر فقط «قیمت نفت» نیست؛ بلکه قیمت امنیت مسیر نفت نیز در حال شکل‌گیری است.

با این حال، تغییر جغرافیای تجارت نفت از امروز آغاز نشده است. کشورهای خلیج فارس سال‌هاست تلاش می‌کنند بخشی از صادرات خود را از وابستگی به هرمز خارج کنند.

آژانس بین‌المللی انرژی برآورد می‌کند که در حال حاضر تنها عربستان سعودی و امارات متحده عربی خطوط لوله عملیاتی دارند که امکان انتقال نفت خام برای دور زدن هرمز را فراهم می‌کنند. ظرفیت قابل استفاده این مسیرها در مجموع حدود ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز برآورد شده است؛ در حالی که حجم عبوری از هرمز بسیار بیشتر از این رقم است.

خط لوله شرق ـ غرب عربستان نفت را به ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند و خط لوله ابوظبی ـ فجیره نیز نفت امارات را بدون عبور از هرمز به ساحل دریای عمان می‌رساند. ظرفیت خط لوله ابوظبی ـ فجیره حدود ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز گزارش شده است.

اما تحول مهم‌تر در حال وقوع است: امارات ساخت خط لوله جدیدی را برای افزایش ظرفیت صادرات از فجیره سرعت بخشیده و انتظار می‌رود این پروژه در سال ۲۰۲۷ وارد مدار شود. گزارش‌های صنعتی نیز از هدف‌گذاری افزایش ظرفیت صادرات خارج از هرمز به حدود ۳.۶ میلیون بشکه در روز خبر می‌دهند.

بنابراین بحران فعلی ممکن است نقشی شبیه یک شتاب‌دهنده ژئوپلیتیکی داشته باشد؛ یعنی پروژه‌هایی که پیش از این به عنوان گزینه‌های احتیاطی در نظر گرفته می‌شدند، اکنون اهمیت استراتژیک بیشتری پیدا کنند.

آیا هرمز اهمیت خود را از دست می‌دهد؟ پاسخ کوتاه، «نه» است.

هیچ‌یک از مسیرهای موجود یا در حال توسعه نمی‌تواند در کوتاه‌مدت جایگزین کامل تنگه هرمز شود. آژانس بین‌المللی انرژی نیز تأکید کرده که ظرفیت مسیرهای جایگزین محدود است و زیرساخت و زنجیره تأمین لازم برای انتقال حجم بسیار بزرگی از نفت از این مسیرها هنوز به شکل کامل آزموده نشده است.

اما مسئله اصلی چیز دیگری است: حتی کاهش بخشی از وابستگی نیز از نظر ژئوپلیتیکی اهمیت دارد.

اگر یک کشور یا شرکت پیش‌تر ۱۰۰ درصد به یک مسیر وابسته بود و پس از توسعه زیرساخت‌های جایگزین بتواند ۲۰ یا ۳۰ درصد تجارت خود را از مسیرهای دیگر عبور دهد، قدرت آسیب‌پذیری آن در برابر اختلال کاهش یافته است. در واقع، رقبا لزوماً هرمز را از نقشه حذف نمی‌کنند؛ بلکه تلاش می‌کنند وابستگی خود به هرمز را کاهش دهند.

در نهایت، بحران هرمز بیش از آنکه به معنای حذف این آبراه از معادلات انرژی باشد، نشانه آغاز تلاش برای کاهش وابستگی ساختاری به آن است.اگر این روند ادامه یابد، هرمز همچنان یک گلوگاه حیاتی باقی می‌ماند، اما سهم آن در تعیین مسیر و امنیت تجارت نفت جهان می‌تواند به تدریج کاهش پیدا کند.



#نفت
#تجارت جهانی نفت
#تنگه هرمز
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط