فرزین سوادکوهی
جنگ ایران برای عراق فقط یک بحران امنیتی نبود بلکه یک واقعیت قدیمی را با شدت بیشتری به بغداد یادآوری کرد.اینکه کشوری که بیش از سه میلیون بشکه نفت خود را از یک مسیر واحد صادر میکند، در برابر هر شوک ژئوپلیتیکی آسیبپذیر است. حالا نخستوزیر عراق از هدفگذاری تولید روزانه ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت طی شش سال آینده خبر داده؛ هدفی که مستلزم بیش از دو برابر کردن تولید پیش از جنگ است. همزمان بغداد به دنبال افزایش صادرات از مسیر جیهان ترکیه و ایجاد مسیرهای تازه به بندر بانیاس سوریه و عقبه اردن است. عراق میخواهد هم نفت بیشتری تولید کند و هم راههای بیشتری برای فروش آن داشته باشد؛ اما میان این بلندپروازی و واقعیت، موانعی چون سهمیه اوپک، نیاز به سرمایهگذاری سنگین، زیرساختهای فرسوده و سابقه طولانی شکست پروژههای صادراتی قرار گرفته است.
عراق حالا با یک معادله تازه در بازار نفت روبهرو است. از یک سو، کشوری با یکی از بزرگترین ذخایر نفت جهان که بخش عمده اقتصادش به درآمدهای نفتی وابسته است و میخواهد تولید خود را در فاصلهای ششساله از حدود ۴ میلیون بشکه پیش از جنگ به ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز برساند؛ از سوی دیگر، کشوری که بحران اخیر نشان داد حتی اگر ظرفیت تولید بیشتری ایجاد کند، بدون مسیرهای مطمئن صادراتی نمیتواند نفت خود را به بازار برساند.
این تناقض، اکنون سیاست نفتی بغداد را به سمت یک بازنگری جدی سوق داده است. نخستوزیر عراق، علی الزیدی، در نشست «گفتوگوی بغداد» اعلام کرده که دولت در حال تلاش برای افزایش سهم عراق در اوپک و افزایش تولید تا محدوده ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز طی شش سال آینده است. همزمان، بغداد برای افزایش صادرات از طریق بندر جیهان ترکیه و توسعه مسیرهای صادراتی از طریق بانیاس سوریه و عقبه اردن برنامهریزی میکند.
در ظاهر، این ایده های افزایش تولید، مذاکره با اوپک و توسعه خط لوله چند خبر جدا از هم هستند. اما در واقع همه آنها بخشی از یک استراتژی واحدند: عراق میخواهد از یک تولیدکننده نفت وابسته به هرمز، به صادرکنندهای با چند مسیر دسترسی به بازار تبدیل شود.
بحران هرمز به عراق نشان داد که آسیبپذیری صادرات این کشور بسیار بیشتر از چیزی است که در سالهای گذشته تصور میشد. پیش از جنگ، عراق بیش از ۳ میلیون بشکه در روز نفت خام را عمدتا از پایانههای جنوبی و از مسیر تنگه هرمز صادر میکرد. برآوردهای پیش از بحران حتی رقم صادرات از هرمز را به حدود ۳.۴ میلیون بشکه در روز میرساند. با اختلال در این مسیر، تولید نفت عراق نیز بهشدت کاهش یافت و در مقطعی تولید کشور به حدود ۲.۷۵ میلیون بشکه در روز و صادرات به حدود ۱.۷۵ میلیون بشکه رسید.
این فاصله برای اقتصادی مانند عراق بسیار سنگین است. نفت حدود ۹۰ درصد درآمدهای بودجهای این کشور را تأمین میکند و کاهش صادرات نفت، مستقیما به معنای کاهش منابع دولت است. بنابراین برای بغداد، مسیر صادرات دیگر صرفا یک موضوع تجاری نیست؛ بخشی از امنیت اقتصادی و حتی امنیت ملی کشور است و اتفاقا همین جاست که جیهان دوباره به مرکز توجه بازگشته است.
خط لوله کرکوک–جیهان سالها یکی از مهمترین مسیرهای صادرات نفت عراق بوده، اما اختلافات بغداد و اقلیم کردستان، مناقشات حقوقی با ترکیه و توقفهای طولانیمدت، این مسیر را از ظرفیت واقعی خود دور کرده است. اکنون عراق در تلاش است صادرات از طریق این خط را افزایش دهد. طبق آخرین اطلاعات، خط عراق–ترکیه در شرایط فعلی حدود ۱۷۰ هزار بشکه در روز نفت منتقل میکند؛ رقمی که فاصله بسیار زیادی با ظرفیت بالقوه آن و البته نیاز صادراتی عراق دارد.
این شکاف، خود یکی از مشکلات اصلی برنامه بغداد است. عراق میتواند درباره تولید ۱۰ میلیون بشکهای صحبت کند، اما اگر شبکه انتقال و صادرات آن متناسب با چنین تولیدی توسعه پیدا نکند، بخشی از این ظرفیت عملا روی زمین خواهد ماند.
بغداد به همین دلیل فقط به جیهان چشم ندوخته است. دولت عراق همزمان به دنبال توسعه مسیر صادراتی به بانیاس سوریه و عقبه اردن است. در میان این دو، پروژه سوریه بلندپروازانهتر و البته پرریسکتر است.
برنامه عراق ایجاد یک خط لوله جدید از مناطق نفتی کشور به ساحل مدیترانه و بندر بانیاس است. این پروژه قرار است ظرفیتی در حدود ۲ میلیون بشکه در روز داشته باشد؛ ظرفیتی که در صورت تحقق میتواند بخش مهمی از صادرات عراق را از مسیر خلیج فارس و تنگه هرمز دور کند.
اما این پروژه نه ارزان است و نه نزدیک به بهرهبرداری. برآوردهای فعلی نشان میدهد ساخت آن حدود چهار سال زمان میبرد و دستکم ۱۵ میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. خط لوله قدیمی کرکوک–بانیاس نیز به دلیل آسیبهای گسترده و فرسودگی، گزینهای برای یک تعمیر ساده نیست و عراق عملا باید به سمت ساخت زیرساختی جدید حرکت کند.
این پروژه در ماههای اخیر وارد مرحله جدیتری شده و شرکتهایی از جمله شورون نیز در بررسیهای مربوط به آن مشارکت کردهاند. با این حال، مسائل امنیتی سوریه، وضعیت زیرساختها، مسائل مربوط به زمین و مسیر خط لوله و البته تأمین مالی، همچنان موانع جدی هستند.
بنابراین بغداد نمیتواند روی بانیاس بهعنوان یک راهحل فوری حساب کند. جیهان در کوتاهمدت اهمیت بیشتری دارد و بانیاس، در صورت موفقیت، میتواند در میانمدت یک مسیر راهبردی برای صادرات عراق باشد.
اما بلندپروازی اصلی عراق بدون تردید در افزایش تولید است. هدف ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز، در مقایسه با تولید حدود ۴ میلیون بشکهای پیش از جنگ، به معنای افزایش دو برابری یا حتی بیشتر تولید است. این نخستین بار نیست که بغداد اهداف بزرگ برای افزایش تولید اعلام میکند. در سالهای گذشته نیز برنامههایی برای رساندن ظرفیت تولید به بیش از ۶ میلیون بشکه در روز مطرح شده بود و حتی در ماههای اخیر برخی مقامهای نفتی عراق از هدف ۷ میلیون بشکهای سخن گفته بودند.
اکنون اما سقف هدف بالاتر رفته است. مشکل اینجاست که رسیدن به چنین سطحی از تولید، صرفا با امضای قراردادهای جدید نفتی امکانپذیر نیست. عراق به سرمایهگذاری سنگین در حفاری، توسعه میادین، تأسیسات فرآورشی، خطوط انتقال و زیرساختهای آب نیاز دارد. بسیاری از میادین بزرگ عراق برای حفظ فشار مخزن و افزایش برداشت به پروژههای گسترده تزریق آب نیاز دارند و همین مسئله یکی از گلوگاههای توسعه تولید این کشور است.
از سوی دیگر، بغداد باید تکلیف خود را با اوپک روشن کند. عراق در حال مذاکره برای افزایش سهمیه تولید خود است و هیأتی متشکل از وزیران نفت و دارایی را برای گفتوگو با عربستان به ریاض فرستاده است. اوپکپلاس نیز یک شرکت مشاور مستقل را مأمور بررسی ظرفیت پایدار تولید اعضا کرده و ظاهرا نتایج این ارزیابی قرار است در ماه سپتامبر ارائه شود و مبنایی برای گفتوگو درباره خطوط پایه تولید در سال ۲۰۲۷ قرار گیرد.
این نقطه میتواند یکی از سختترین بخشهای برنامه بغداد باشد. افزایش ظرفیت فنی یک موضوع است و اجازه تولید آن ظرفیت موضوعی دیگر.
اگر عراق واقعا بتواند ظرفیت خود را به ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز نزدیک کند، سهم این کشور در بازار اوپک به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت. اما چنین افزایشی در شرایطی که اوپک تلاش میکند عرضه اعضا را مدیریت کند، نمیتواند صرفا تصمیم داخلی بغداد باشد.از این منظر، هدف ۱۰ میلیون بشکهای عراق هنوز بیشتر یک هدف راهبردی است تا یک برنامه تولید قطعی و نزدیک به اجرا.
با این حال، نباید اهمیت آن را دستکم گرفت. عراق اکنون برای نخستین بار افزایش تولید و تنوع مسیر صادرات را در یک چارچوب واحد دنبال میکند. این کشور فهمیده است که ظرفیت تولید بدون ظرفیت صادراتی ارزش محدودی دارد و مسیر صادراتی بدون نفت کافی نیز توجیه اقتصادی ندارد.
باید دقت کرد که در عین حال جنگ ایران و بحران هرمز این دو موضوع را به یکدیگر گره زده است. برای عراق، وابستگی به هرمز پیش از این یک واقعیت اقتصادی بود؛ اکنون به یک ریسک امنیتی تبدیل شده است. اگر مسیرهای جایگزین جیهان، بانیاس و عقبه توسعه پیدا کنند، بغداد در برابر شوکهای آینده دست بازتری خواهد داشت. البته هیچیک از این مسیرها بدون ریسک نیستند. جیهان خود سابقه طولانی اختلاف و توقف دارد، بانیاس به یک سرمایهگذاری ۱۵ میلیارد دلاری و چند سال زمان نیاز دارد و عقبه نیز ظرفیت محدودی دارد.
با این حال، منطق بغداد روشن است و آن اینکه هیچ مسیر جایگزینی بهتنهایی قرار نیست جای هرمز را بگیرد و مجموعهای از مسیرهای کوچکتر و بزرگتر باید ریسک وابستگی به یک مسیر را کاهش دهند.
این تغییر رویکرد برای بازار نفت منطقه نیز مهم است. عراق در صورت موفقیت در افزایش تولید، به یکی از معدود منابع بزرگ رشد عرضه نفت در خاورمیانه تبدیل خواهد شد. ورود چند میلیون بشکه ظرفیت جدید به بازار جهانی میتواند معادلات اوپک و رقابت میان تولیدکنندگان بزرگ منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. از طرف دیگر، توسعه مسیرهای صادراتی عراق میتواند نقش ترکیه و مدیترانه شرقی را در تجارت نفت منطقه افزایش دهد.
اما تجربه عراق یک هشدار جدی هم دارد چون فاصله میان وعده تولید و تولید واقعی میتواند بسیار طولانی باشد.
این کشور ذخایر عظیم نفتی دارد، شرکتهای بزرگ بینالمللی را جذب کرده و حالا اهداف بلندپروازانهای برای تولید و صادرات ترسیم کرده است؛ اما زیرساختهای فرسوده، اختلافات سیاسی داخلی، مشکلات امنیتی، محدودیتهای اوپک و نیاز به سرمایهگذاری سنگین همچنان پابرجاست.
به همین دلیل، عدد ۱۰ میلیون بشکه را نباید بهعنوان تولید قطعی آینده عراق خواند. اهمیت خبر در جای دیگری است و در حقیقت بغداد تصمیم گرفته معماری نفتی خود را تغییر دهد.
عراق میخواهد نفت بیشتری تولید کند، سهم بیشتری از اوپک بگیرد و همزمان راههای بیشتری برای رساندن نفت به بازار ایجاد کند. جیهان، بانیاس و عقبه سه قطعه از همین نقشهاند؛ نقشهای که بحران هرمز آن را با سرعت بیشتری روی میز بغداد گذاشته است.
اگر این برنامه عملی شود، عراق تنها تولیدکننده بزرگتری نخواهد بود بلکه صادرکنندهای خواهد بود که بخشی از ریسک ژئوپلیتیکی نفت خود را نیز مدیریت کرده است. اما تا رسیدن به آن نقطه، بغداد باید از یک آزمون دشوار عبور کند و آن آزمون تبدیل وعده ۸ تا ۱۰ میلیون بشکهای به ظرفیت واقعی، و تبدیل خطوط روی نقشه به مسیرهای واقعی صادرات نفت است. اما این دو کار، از اعلام یک هدف بسیار دشوارترند. و حالا باید منتظر ماند و دید آیا عراق می تواند از پس چنین مشکلاتی بر بیاید یا خیر.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 4 ساعت قبل
حدود 5 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه