پارس جنوبی امروز ستون اصلی صنعت گاز ایران است، اما ایران نزدیک به دو دهه پس از قطر به بخش خود از این ساختار عظیم رسید. بخش قطری میدان، «گنبد شمالی»، در سال ۱۹۷۱ با حفاری چاه North West Dome-1 توسط شل کشف شد. در ایران، نخستین فعالیتهای اکتشافی هدفمند در اواخر دهه ۱۳۶۰ آغاز شد.
شرکت ملی نفت ایران برای بررسی این منطقه با شرکت هلندی Delft Geophysical قرارداد لرزهنگاری بست. یک منبع معتبر درباره تاریخ صنعت گاز قطر گزارش میدهد که غلامرضا آقازاده، وزیر نفت وقت، در اوایل سال ۱۹۸۹ اعلام کرد نتایج لرزهنگاری دلفت نشان داده است ساختار گازی قطر دستکم ۲۰ کیلومتر وارد آبهای ایران میشود. ایران در آن مقطع برآورد میکرد حدود ۳۰ درصد کل ساختار در سمت ایرانی مرز قرار دارد. (کتاب «از طلای سیاه تا گاز منجمد؛ قطر چگونه به یک ابرقدرت انرژی تبدیل شد»)
نکته جالبتر اینکه قطر پیش از این مطالعات نیز از ادامه میدان در ایران اطلاع داشت. براساس اسناد دیپلماتیک بریتانیا که در همین پژوهش نقل شده، شیخ حمد، ولیعهد وقت قطر، در سال ۱۹۸۵ به سفیر بریتانیا گفته بود گنبد شمالی «چند مایل» از مرز عبور کرده و وارد آبهای ایران میشود. چهار سال بعد، بررسی دلفت این امتداد را دستکم ۲۰ کیلومتر برآورد کرد. (اسناد دیپلماتیک بریتانیا، ۱۹۸۵؛ نقلشده در کتاب «از طلای سیاه تا گاز منجمد»)
این اسناد خارجی با روایتی کمتر شنیدهشده در کتاب «پیشگامان اکتشاف؛ تاریخ شفاهی مدیریت اکتشاف شرکت ملی نفت ایران» تلاقی جالبی دارد. براساس این روایت، پیتر منس، از کارشناسان پروژه دلفت که پیشتر در شل و قطر کار کرده بود، نقشهای قدیمی از گنبد شمالی را در اختیار کارشناسان ایرانی قرار داد. در نقشه منتشرشده قطری، تاقدیس پیش از رسیدن به مرز ایران بسته شده بود، اما نقشهای که منس در اختیار تیم ایرانی گذاشت نشان میداد ساختار ادامه دارد و حدود یکسوم آن در آبهای ایران قرار گرفته است.
هنوز سند خارجی مستقلی پیدا نشده که ثابت کند قطر عمداً نقشه منتشرشده را برای پنهانکردن امتداد میدان ناقص کرده بود؛ اما سند بریتانیایی سال ۱۹۸۵ دستکم نشان میدهد مقامات قطر پیش از آغاز حفاری ایران از ادامه ساختار در آبهای ایران اطلاع داشتند.
پس از لرزهنگاری، ایران به مرحله تعیینکننده حفاری رسید. مقالهای در مجله علمی Marine and Petroleum Geology بخش ایرانی میدان را کشفشده در سال ۱۹۹۰ با حفاری چاه SP-1 میداند. پژوهش دیگری در نشریه آکادمی علوم فرانسه نیز همین تاریخ را ثبت کرده و میگوید SP-01 به مخازن عظیم گازی سازندهای کنگان و دالان رسید. (مجله Marine and Petroleum Geology، ۲۰۰۹؛ نشریه Comptes Rendus Geoscience آکادمی علوم فرانسه، ۲۰۱۱)
در مقابل، طرح جامع توسعه زیرسطحی فاز ۱۲ پارس جنوبی، کشف را در ۱۹۹۱ ثبت کرده و میگوید پس از SP-01، سه چاه SP-02، SP-03 و SP-04 در سالهای ۱۹۹۱ و ۱۹۹۲ برای تأیید و ارزیابی میدان حفاری شدند. همین سند میگوید بخش ایرانی ساختار پیشتر از طریق عملیات لرزهنگاری سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۲ شناسایی شده بود. (طرح جامع توسعه زیرسطحی فاز ۱۲ پارس جنوبی، شرکت نفت و گاز پارس)
بنابراین میتوان تاریخ را اینگونه جمعبندی کرد: ایران در اواخر دهه ۱۳۶۰ با لرزهنگاری دلفت به شناخت جدی از امتداد گنبد شمالی در آبهای خود رسید و در ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۱ با حفاری SP-1 وجود مخزن عظیم گازی پارس جنوبی را اثبات کرد.
اما هنوز یک سؤال تاریخی جذاب باقی است: اگر روایت «پیشگامان اکتشاف» درباره نقشه پیتر منس درست باشد، شل و قطر پیش از ایران دقیقاً چه میزان از امتداد گنبد شمالی در آبهای ایران اطلاع داشتند؟ پاسخ این سؤال میتواند بخش ناشناختهای از تاریخ اولین کشف ایران در پارس جنوبی را روشن کند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه