naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

نفتکش‌ها چگونه قیمت طلای سیاه را تعیین می‌کنند؟

۲۰ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۶:۱۶

0
0
نفتکش‌ها چگونه قیمت طلای سیاه را تعیین می‌کنند؟

تحریریه نفت خبر: بازار جهانی نفت در تابستان ۲۰۲۶ بیش از هر زمان دیگری نشان داده است که قیمت «طلای سیاه» فقط در چاه‌های نفت، پالایشگاه‌ها و بازارهای مالی تعیین نمی‌شود، بخش مهمی از قیمت نهایی نفت در دریا شکل می‌گیرد. نفتکش، کرایه حمل، بیمه جنگی، امنیت مسیر و ظرفیت ناوگان اکنون به متغیرهایی تبدیل شده‌اند که می‌توانند حتی بدون کاهش شدید تولید، هزینه واقعی رساندن نفت به بازار را افزایش دهند. تحولات تنگه هرمز نمونه روشنی از همین پیوند میان ژئوپلیتیک و بازار حمل‌ونقل انرژی است. طبق گزارش رویترز در ۱۱ آگوست ۲۰۲۶، قیمت برنت با بیش از ۲ درصد افزایش به ۸۹.۸۱ دلار در هر بشکه رسید؛ هم‌زمان نگرانی درباره تداوم اختلال در مسیر هرمز افزایش یافت.
به گزارش نفت خبر- تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و اختلال در آن فقط به معنای محدود شدن یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه می‌تواند جریان فیزیکی نفت و فرآورده‌های نفتی را تحت تأثیر قرار دهد. در ۱۱ آگوست، رویترز گزارش داد که تعداد کشتی‌های عبوری از هرمز در روز دوشنبه به ۶ فروند کاهش یافته است؛ رقمی که در مقایسه با میانگین حدود ۱۱ کشتی در ۱۰ روز گذشته و سطح معمول ۱۳۰ تا ۱۴۰ کشتی پیش از جنگ، افتی بسیار شدید محسوب می‌شود.
این کاهش تردد یک پیام اقتصادی مهم دارد: حتی اگر نفت در میادین تولید شود و در پایانه‌ها آماده بارگیری باشد، بدون نفتکش و مسیر امن، عرضه فیزیکی آن به بازار با مشکل مواجه می‌شود. به همین دلیل، در بحران‌های ژئوپلیتیکی، بازار نفت هم‌زمان با بررسی تولید و ذخایر، رفتار کشتی‌ها و ظرفیت حمل دریایی را نیز زیر نظر می‌گیرد.
UNCTAD در گزارش خود درباره اختلالات هرمز تأکید کرده است که بحران دریایی می‌تواند هم‌زمان موجب افزایش نرخ حمل نفتکش‌ها، حق بیمه جنگی و هزینه‌های حمل‌ونقل شود. کرایه نفتکش؛ هزینه‌ای که به طور مستقیم وارد قیمت نفت می‌شود.
یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال ریسک ژئوپلیتیک به بازار نفت، نرخ کرایه نفتکش‌ها است. وقتی مالکان کشتی‌ها با خطر حمله، محدودیت بیمه یا کمبود کشتی‌های قابل استفاده مواجه می‌شوند، برای پذیرش یک محموله هزینه بیشتری مطالبه می‌کنند. این هزینه در نهایت بخشی از اقتصاد خرید و فروش نفت می‌شود و می‌تواند قیمت واقعی نفت تحویلی به پالایشگاه را افزایش دهد.
نمونه بسیار روشن آن در ۷ آگوست رخ داد. طبق گزارش رویترز، شرکت هندی Reliance Industries برای اجاره یک ابرنفتکش جهت حمل حدود ۲ میلیون بشکه نفت عراق، بین ۲۳ تا ۲۵ میلیون دلار پرداخت کرده است. رویترز این رقم را حدود ۱۲ برابر نرخ معیار و در مقایسه با حدود ۲ میلیون دلار پیش از جنگ اعلام کرد؛ جهشی که به طور مستقیم از کمبود نفتکش‌های حاضر به ورود به منطقه و افزایش ریسک تردد در هرمز ناشی شده است.
اهمیت این عدد در آن است که نشان می‌دهد حتی اگر قیمت خود نفت در مبدأ ثابت بماند، هزینه رساندن آن به مقصد می‌تواند چندین برابر شود. در چنین شرایطی، رقابت دیگر فقط بر سر خرید ارزان نفت نیست؛ دسترسی به کشتی امن و ظرفیت حمل مطمئن نیز به یک مزیت اقتصادی تبدیل می‌شود.
عامل مهم دیگر، حق بیمه ریسک جنگی است. شرکت‌های بیمه زمانی که احتمال حمله به کشتی یا توقیف آن افزایش پیدا می‌کند، برای پوشش ریسک هزینه بیشتری دریافت می‌کنند. این هزینه ممکن است به‌صورت درصدی از ارزش بدنه کشتی محاسبه شود و برای نفتکش‌های بزرگ به میلیون‌ها دلار در هر سفر برسد.
داده‌های S&P Global نشان می‌دهد حق بیمه اضافی جنگی برای عبور از منطقه هرمز در ماه‌های اخیر جهش قابل توجهی داشته است. بر اساس گزارش ۲۲ ژوئیه این مؤسسه، نرخ بیمه جنگی در منطقه به حدود ۷.۵ تا ۱۰ درصد ارزش بدنه کشتی رسیده بود؛ در حالی که چند هفته پیش این رقم حدود ۱ تا ۳ درصد بود.
برای یک نفتکش بسیار بزرگ یا VLCC که ارزش آن می‌تواند حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون دلار باشد، چنین نرخی به معنای هزینه‌ای چندمیلیون‌دلاری برای هر سفر است. S&P Global در گزارش تحلیلی خود درباره هرمز نیز نشان داده است که حق بیمه اضافی جنگی برای یک VLCC می‌تواند به حدود ۲.۵ تا ۷.۵ میلیون دلار در هر سفر برسد.
بنابراین بیمه دیگر یک هزینه فرعی در تجارت نفت نیست، در شرایط جنگی، بیمه می‌تواند به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده اقتصادی سفر نفتکش تبدیل شود. مالک کشتی باید میان درآمد یک سفر و هزینه واقعی پذیرش ریسک تصمیم بگیرد و اگر این معادله توجیه اقتصادی نداشته باشد، کشتی اساساً وارد منطقه نمی‌شود.
مسئله فقط میزان حق بیمه نیست. شرکت‌های کشتیرانی باید ریسک جانی خدمه، آسیب به کشتی، توقیف، تأخیر و از دست رفتن فرصت‌های تجاری را نیز در محاسبات خود وارد کنند. به همین دلیل، حتی افزایش شدید کرایه حمل نیز الزاماً به معنای بازگشت نفتکش‌ها به یک مسیر پرریسک نیست.
S&P Global در ژوئن گزارش داد که حق بیمه جنگی برای نفتکش‌های عبوری از هرمز همچنان چندین برابر سطح پیش از جنگ بوده و همین موضوع به یک عامل بازدارنده برای ورود برخی کشتی‌ها تبدیل شده است. این مؤسسه همچنین گزارش کرده بود که برای نفتکش‌های حامل فرآورده‌های نفتی، هزینه بالای بیمه حتی می‌تواند انگیزه عبور از هرمز را بیشتر از نفتکش‌های حامل نفت خام کاهش دهد.
به همین دلیل، بازار نفت در شرایط بحرانی با یک تناقض روبه‌رو می‌شود: نرخ حمل بالا می‌رود، اما تعداد کشتی‌های حاضر برای پذیرش این نرخ کاهش پیدا می‌کند. نتیجه، بازاری کم‌عمق‌تر و حساس‌تر به هر شوک جدید است.
اگر یک مسیر دریایی ناامن شود، راه‌حل ظاهری تغییر مسیر است؛ اما تغییر مسیر نیز هزینه دارد. سفر طولانی‌تر به معنای مصرف سوخت بیشتر، زمان بیشتر برای هر محموله و کاهش ظرفیت مؤثر ناوگان است. در نتیجه، حتی اگر نفتکش از مسیر دیگری به مقصد برسد، تعداد سفرهایی که می‌تواند در یک دوره مشخص انجام دهد کاهش پیدا میکند.
UNCTAD در گزارش Review of Maritime Transport 2025 هشدار داده بود که اختلال در مسیرهای اصلی کشتیرانی می‌تواند به تغییر مسیر کشتی‌ها، افزایش زمان سفر، افزایش مصرف سوخت، رشد هزینه حمل و افزایش حق بیمه منجر شود. این مسئله نشان می‌دهد اثر یک بحران دریایی تنها به نقطه وقوع آن محدود نمی‌شود و می‌تواند کل شبکه تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
در بازار نفت، این مسئله اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا نفت خام برخلاف بسیاری از کالاها به حجم عظیمی از حمل دریایی وابسته است و تغییر مسیر بخش بزرگی از ناوگان می‌تواند تعادل عرضه و تقاضای کشتی را به‌سرعت تغییر دهد.
تحولات هرمز در آگوست ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که بازار کشتیرانی به‌شدت به اخبار سیاسی واکنش نشان می‌دهد. رویترز در ۶ آگوست گزارش داد که پیشنهاد مربوط به عبور کشتی‌ها از هرمز از نظر فعالان صنعت کشتیرانی به دلیل مسائل مربوط به کنترل و امنیت مسیر، عملیاتی و قابل اتکا تلقی نمی‌شود.
یک روز بعد، گزارش رویترز درباره قرارداد ۲۳ تا ۲۵ میلیون دلاری Reliance برای یک نفتکش نشان داد که نگرانی درباره امنیت مسیر هنوز به‌طور کامل از بازار خارج نشده است. به این ترتیب، حتی پیش از آنکه میزان واقعی صادرات نفت تغییر کند، ریسک سیاسی به قیمت حمل‌ونقل منتقل شده است.
این همان نقطه‌ای است که بازار نفت و بازار کشتیرانی به یکدیگر گره می‌خورند. معامله‌گران نفت به اخبار سیاسی واکنش نشان می‌دهند، مالکان کشتی بر اساس همان اخبار نرخ تعیین می‌کنند و بیمه‌گران نیز بر مبنای ریسک جدید، حق بیمه را تغییر می‌دهند، سپس این سه متغیر دوباره به قیمت نهایی نفت بازمی‌گردند.
در چنین شرایطی، تعداد کشتی‌هایی که از یک گلوگاه عبور می‌کنند می‌تواند حتی از قیمت لحظه‌ای نفت نیز اطلاعات بیشتری درباره وضعیت واقعی بازار ارائه کند. کاهش تردد نفتکش‌ها نشان می‌دهد آیا معامله‌گران به امنیت مسیر اعتماد دارند یا خیر.
داده‌های ۱۱ آگوست این موضوع را به‌خوبی نشان می‌دهد: تردد از هرمز به ۶ کشتی کاهش یافته، در حالی که مسیر باب‌المندب در همان روز حدود ۲۵ کشتی عبوری داشته و نزدیک به میانگین ۱۰روزه خود باقی مانده است. این تفاوت نشان می‌دهد اختلال در هرمز تنها ناشی از کاهش عمومی فعالیت کشتیرانی نیست، بلکه منعکس‌کننده ریسک خاص این مسیر است.
از این منظر، نفتکش‌ها به یک دماسنج ژئوپلیتیکی بازار نفت تبدیل شده‌اند. هرچه کشتی‌های کمتری حاضر به عبور باشند، بازار سیگنال ریسک بیشتری دریافت می‌کند و هرچه نرخ کرایه و بیمه بالاتر رود، هزینه اقتصادی این ریسک نیز بیشتر می‌شود.
یکی از نکات مهم در تحلیل آینده بازار نفت این است که حتی یک توافق سیاسی یا آتش‌بس الزاماً به معنای بازگشت فوری کشتیرانی به شرایط عادی نیست. شرکت‌های بیمه، مالکان کشتی و اجاره‌کنندگان نفتکش باید ابتدا از پایدار بودن امنیت مسیر مطمئن شوند.
S&P Global در ژوئن تأکید کرد که بازار بیمه دریایی برای بازگشت به شرایط عادی به زمان نیاز دارد و صرف اعلام آتش‌بس برای حذف حق بیمه جنگی کافی نیست. این مؤسسه تصریح کرده بود که بازار بیمه باید دوباره به امنیت مسیر اطمینان پیدا کند و ریسک‌های باقیمانده باید عملاً کاهش یابد.
بنابراین ممکن است بازار نفت از نظر سیاسی «بازگشایی هرمز» را تجربه کند، اما بازار کشتیرانی همچنان محتاط بماند. در این فاصله، نرخ حمل و بیمه می‌تواند بالاتر از سطح پیش از بحران باقی بماند و همین موضوع مانع از کاهش سریع هزینه واقعی انتقال نفت شود.
تحولات ۲۰۲۶ یک نکته اساسی را برای تحلیل بازار نفت برجسته کرده است: قیمت نفت فقط تابع میزان تولید نیست؛ قیمت انتقال نفت نیز اهمیت دارد.
اگر تولیدکننده نفت خود را با هزینه ثابت تولید کند اما کرایه نفتکش چند برابر شود، حق بیمه جنگی جهش کند و کشتی‌های کمتری حاضر به عبور از مسیر باشند، قیمت نهایی نفت همچنان می‌تواند افزایش یابد. نمونه ۲۳ تا ۲۵ میلیون دلاری اجاره یک نفتکش برای انتقال نفت عراق، تصویری روشن از همین وضعیت است.
به همین دلیل، نفتکش‌ها دیگر نباید به‌عنوان یک حلقه فرعی زنجیره نفت دیده شوند. آنها بخشی از زیرساخت واقعی امنیت انرژی جهان هستند؛ زیرساختی که در زمان صلح هزینه آن کمتر دیده می‌شود، اما با نخستین شوک ژئوپلیتیکی، اهمیت آن به‌سرعت آشکار می‌شود.
در نهایت، جنگ واقعی نفت فقط در میدان‌های نفتی رخ نمی‌دهد؛ بخشی از این جنگ روی دریاها، در نرخ کرایه، حق بیمه، مسیر حرکت کشتی‌ها و تصمیم مالکان نفتکش برای عبور یا توقف شکل می‌گیرد. در جهانی که گلوگاه‌های دریایی به ابزار فشار ژئوپلیتیکی تبدیل شده‌اند، شاید یکی از مهم‌ترین شاخص‌های آینده قیمت نفت نه فقط تعداد بشکه‌های تولیدشده، بلکه تعداد نفتکش‌هایی باشد که حاضرند آن بشکه‌ها را جابه‌جا کنند.

انتهای پیام/

#نفت
#ذخایر نفتی
#طلای سیاه
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید