محمدحسین لطفالهی: ۲۴ فوریه امسال، جهان چهارمین سالگرد تهاجم همهجانبه روسیه به اوکراین را در حالی به نظاره مینشیند که این درگیری خونین، فراتر از مرزهای جغرافیایی، معماری بازار جهانی نفت، جریانهای تجاری، سیاستهای تحریمی و امنیت انرژی را برای همیشه دگرگون کرده است. در اوایل سال ۲۰۲۶، با فشارهای دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده برای دستیابی به یک توافق صلح، امیدها برای پایان این جنگ افزایش یافته است. با این حال، تحلیلگران ارشد انرژی معتقدند که حتی در صورت امضای توافقنامه صلح، بسیاری از تغییرات ساختاری که با این تهاجم آغاز شد، غیرقابل بازگشت بوده و تأثیری ماندگار بر بازارهای جهانی نفت بر جای خواهند گذاشت.
تخفیفهای تاریخی و شکاف اورال-برنت
شوک اولیه جنگ واکنش فوری و هیجانی بازارهای نفت را در پی داشت. از همان روزهای نخست، نفت خام روسیه با تخفیفهای بیسابقهای نسبت به شاخصهای جهانی معامله شد؛ تخفیفهایی که عملاً به معنای پرداخت هزینه جنگ از جیب صنعت نفت کرملین بود.
بر اساس ارزیابیهای مؤسسه معتبر پلتس، در اواسط آوریل ۲۰۲۲ و دو ماه پس از آغاز جنگ، تخفیف نفت خام پایه روسیه یا همان اورال نسبت به نفت برنت به رکورد تاریخی و شگفتانگیز ۴۳ دلار در هر بشکه رسید. اگرچه این شکاف در سالهای بعد ترمیم شد، اما همچنان چشمگیر است؛ به طوری که در ۱۹ فوریه ۲۰۲۶، مؤسسه پلتس این تخفیف را ۳۰ دلار در هر بشکه ارزیابی کرد. این تخفیفها همواره تابعی از اعلامیههای تحریمی غرب و تحولات میدانی نبرد بودهاند.
جیم بورکهارد، معاون و رئیس بخش تحقیقات بازار نفت در مؤسسه اساندپی گلوبال انرژی سرا، درباره چشمانداز دوران پساصلح میگوید: «اگر توافقی حاصل شود که به جنگ روسیه و اوکراین پایان دهد و تحریمها در نهایت لغو شوند، قیمت نفت خام روسیه نسبت به شاخصهای جهانی افزایش خواهد یافت؛ اما این امر حداقل در کوتاهمدت به معنای افزایش حجم صادرات نخواهد بود.»
چرخش استراتژیک از اروپا به آسیا
شاید بزرگترین میراث اقتصادی این جنگ، تغییر مسیر کامل جریانهای تجارت دریایی نفت باشد. تخفیفهای جذاب نفت اورال در کنار تحریمهای خریداران سنتی در اروپا، باعث شد تا بشکههای روسی راهی بازارهای تشنه آسیا شوند. کشورهای آسیایی غیرهمسو با تحریمها، بهویژه چین و هند، خلأ بازار اروپا را پر کردند.
آمارهای مؤسسه اساندپی گلوبال ابعاد این چرخش عظیم را به خوبی نشان میدهد. بر اساس این دادهها، تحویل دریایی نفت خام روسیه به چین از ۶۳۷ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۲۱، به بیش از یک میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ جهش یافت. از سوی دیگر، رشد در بازار هند خیرهکنندهتر بود؛ به طوری که واردات دریایی این کشور از مسکو که در سال ۲۰۲۱ تنها ۴۵ هزار بشکه در روز بود، در سال ۲۰۲۵ به بیش از یک و نیم میلیون بشکه در روز رسید. با این حال، این شریانهای جدید اکنون با تهدیدی جدی روبهرو هستند.
دور جدید تحریمها که مستقیماً دو غول صادراتی روسیه یعنی روسنفت و لوکاویل را هدف قرار داده، در کنار محدودیتهای اتحادیه اروپا بر واردات فرآوردههای نفتی تولید شده از نفت خام روسیه، جریان صادرات را در اوایل سال ۲۰۲۶ مختل کرده است. دادههای این مؤسسه نشان میدهد که در ماه ژانویه، ارسال محمولههای دریایی به هند با سقوط ۵۵.۲ درصدی به حدود ۵۰۵ هزار بشکه در روز و محمولههای ارسالی به چین با افت ۳۶.۶ درصدی نسبت به ماه قبل، به حدود ۸۷۳ هزار بشکه در روز رسیده است.
فشاری تدریجی اما فلجکننده
استراتژی متحدان اوکراین در قبال کرملین، اعمال امواج متوالی تحریمها با هدف فلج کردن منبع اصلی درآمد ماشین جنگی پوتین بوده است. این محدودیتها به صورت تدریجی اعمال شدند تا از شوک قیمتی در بازار جهانی جلوگیری شده و به مصرفکنندگان فرصت کافی برای یافتن منابع جایگزین داده شود. امروزه، معماری این تحریمها شامل مجموعهای از اقدامات هماهنگ است.
این اقدامات در برگیرنده هدفگیری مستقیم بزرگترین تولیدکنندگان روسی نظیر روسنفت و لوکاویل، اعمال سیاست سقف قیمتی توسط اتحادیه اروپا، گروه هفت و استرالیا بر نفت خام و فرآوردههای نفتی، و همچنین ممنوعیت واردات دریایی نفت روسیه به اروپا است. افزون بر این، تحریم فرآوردههایی که در کشورهای ثالث از نفت روسیه تولید شدهاند و اعمال محدودیتهای شدید بر انتقال فناوری و تجهیزات کلیدی برای استخراج و پالایش نیز بخش مهمی از این معماری را تشکیل میدهند. در این میان، کشورهای اروپایی که به دلیل شرایط جغرافیایی هنوز نفت روسیه را وارد میکنند، موظف شدهاند تا مارس ۲۰۲۶ برنامههای تنوعبخشی به منابع انرژی خود را ارائه دهند.
تحلیلگران هشدار میدهند که حتی با امضای یک توافق صلح، بسیار بعید است که اروپا تمام محدودیتها را لغو کرده و واردات خود را به سطح پیش از سال ۲۰۲۲ بازگرداند؛ چرا که دیوار بیاعتمادی میان مسکو و بروکسل بسیار بلندتر از آن است که تنها با یک امضا فرو بریزد.
پاشنه آشیل زیرساختهای انرژی مسکو
فراتر از تحریمها، این حملات فیزیکی بودند که آسیبپذیری صنعت نفت روسیه را عیان کردند. گزارشگران پلتس از آغاز جنگ تاکنون، بیش از ۲۳۰ حمله به زیرساختهای نفتی روسیه را ردیابی کردهاند.
استراتژی اوکراین در هدف قرار دادن پالایشگاهها و پایانههای صادراتی روسیه، تأثیری فلجکننده داشته است. تحلیلگران برآورد میکنند که در اواخر اکتبر ۲۰۲۵، حدود ۲۰ درصد از ظرفیت پالایشگاهی روسیه از مدار خارج شده بود. اگرچه این رقم تا اواخر ژانویه ۲۰۲۶ با تلاشهای تعمیراتی به ۷ درصد کاهش یافت، اما به وضوح نشاندهنده شکنندگی بالای این تأسیسات است.
در همین راستا، حملات متقابل به زیرساختهای انرژی، شامل بمباران شبکه برق اوکراین توسط روسیه، به یکی از محورهای اصلی مذاکرات صلح تبدیل شده است. دونالد ترامپ در ۲۹ ژانویه اعلام کرد که روسیه متعهد به یک وقفه یکهفتهای در حملات به کییف شده است، اما این حملات چند هفته بعد مجدداً از سر گرفته شد.
این الگو یادآور آتشبس انرژی در مارس ۲۰۲۵ است که تنها چهار ماه دوام آورد. یک توافق صلح نهایی میتواند فشار امنیتی بر شرکتهای انرژی را کاهش دهد، اما جنگ اوکراین یک حقیقت تلخ را برای همیشه ثابت کرد: زیرساختهای عظیم و متمرکز نفتی، اهدافی بهشدت آسیبپذیر در برابر بازیگران متخاصم و فناوریهای ارزانقیمت مانند پهپادها هستند؛ چالشی امنیتی که تا دههها گریبانگیر صنعت انرژی روسیه و کل جهان خواهد بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 7 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
حدود 12 ساعت قبل
حدود 15 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
ویدئو مرتبط