تحریره نفت خبر: بازار جهانی انرژی بار دیگر در نقطهای ایستاده که بحران ژئوپلیتیک میتواند مسیر گذار انرژی را تغییر دهد. حمله اخیر آمریکا به تأسیسات نظامی در جزیره لارک و افزایش دوباره تنشها در اطراف تنگه هرمز، قیمت نفت برنت را در معاملات ۳۱ اوت به بالای ۹۰ دلار رساند. تداوم اختلال در تردد کشتیها در هرمز نیز نگرانیها درباره امنیت عرضه نفت و گاز را افزایش داده است.
به گزارش نفت خبر- اما اثر این بحران فقط در بازار نفت و قیمت سوخت خلاصه نمیشود. یکی از پیامدهای کمتر دیدهشده آن، تغییر محاسبات کشورها درباره آینده انرژی است؛ کشورهایی که سالها امنیت انرژی خود را بر واردات نفت و گاز بنا کرده بودند، اکنون بیش از گذشته به این نتیجه میرسند که وابستگی به سوختهای فسیلی، علاوه بر هزینه زیستمحیطی، یک ریسک ژئوپلیتیک و اقتصادی نیز محسوب میشود.
گزارش اخیر رویترز نشان میدهد بحران ناشی از جنگ ایران، بهویژه اختلال در تنگه هرمز، موجب شده کشورهای اروپایی و آسیایی برنامههای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را سرعت ببخشند. کره جنوبی، تایلند و اتحادیه اروپا از جمله اقتصادهایی هستند که در واکنش به افزایش نااطمینانی در بازار سوختهای فسیلی، حمایت از انرژیهای تجدیدپذیر را افزایش دادهاند.
این واکنش از یک منطق اقتصادی ساده پیروی میکند، هرچه نفت و گاز پرریسکتر و گرانتر شوند، جذابیت اقتصادی انرژیهایی که وابستگی کمتری به واردات دارند افزایش پیدا میکند. خورشید و باد را نمیتوان تحریم کرد، مسیر انتقال آنها از یک تنگه دریایی عبور نمیکند و قیمت آنها به طور مستقیم تحت تأثیر حمله به یک تأسیسات نفتی یا توقف حرکت نفتکشها قرار نمیگیرد. به همین دلیل، بحران نفتی میتواند به شکل پارادوکسی به محرکی برای سرمایهگذاری سبز تبدیل شود.
تأثیر این تغییر را میتوان در بازار خودرو نیز مشاهده کرد. قیمت بالاتر سوخت، هزینه استفاده از خودروهای بنزینی را افزایش داده و در برخی بازارها جذابیت خودروهای برقی را بیشتر کرده است. چین و اروپا از جمله بازارهایی هستند که در آنها افزایش قیمت سوخت و نگرانی درباره امنیت عرضه، به تقویت تقاضا برای خودروهای برقی کمک کرده است.
با این حال، داستان به همین سادگی نیست. بحران انرژی الزاماً به معنای حرکت مستقیم و بدون بازگشت به سمت انرژی پاک نیست. زمانی که عرضه نفت و گاز دچار اختلال میشود، دولتها در کوتاهمدت به دنبال سریعترین و در دسترسترین جایگزین میروند؛ و در برخی کشورها این جایگزین همچنان زغالسنگ است.
گزارش رویترز نشان میدهد همزمان با افزایش سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، مصرف زغالسنگ نیز در برخی کشورهای آسیایی افزایش یافته است. هند و ویتنام نمونههایی هستند که برای جبران بخشی از کمبود انرژی و محدودیتهای عرضه، به سوختهای فسیلی متکی ماندهاند. بنابراین بحران فعلی یک دوگانه زیستمحیطی ایجاد کرده است، امنیت انرژی میتواند سرمایهگذاری در انرژی پاک را افزایش دهد، اما ناامنی انرژی میتواند در کوتاهمدت انتشار کربن را نیز بیشتر کند.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که گذار انرژی تنها با افزایش ظرفیت نیروگاههای خورشیدی و بادی اتفاق نمیافتد. شبکه برق، ذخیرهسازی انرژی، زیرساخت انتقال، خودروهای برقی و تأمین مالی نیز باید همزمان توسعه پیدا کنند. اگر این زیرساختها آماده نباشند، کشورها در زمان بحران ناچار خواهند شد دوباره به سوختهای فسیلی روی بیاورند.
دادههای آژانس بینالمللی انرژی نیز نشان میدهد بحران فعلی بازار نفت را وارد مرحلهای متفاوت کرده است. این نهاد در گزارش اوت خود پیشبینی کرده تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند، کاهش تقاضایی که بخشی از آن ناشی از اختلال در تنگه هرمز و بخشی ناشی از افزایش قیمت سوخت است. در همین حال، عرضه جهانی نفت نیز تحت تأثیر بحرانهای منطقهای حدود ۴.۳ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت.
در این میان، یک پیام مهم برای اقتصادهای نفتی مانند ایران وجود دارد. اگر بحرانهای ژئوپلیتیک به صورت مداوم امنیت عرضه نفت را تهدید کنند، ممکن است بزرگترین مشتریان نفت جهان به سمت کاهش وابستگی ساختاری به سوختهای فسیلی حرکت کنند. به بیان دیگر، افزایش قیمت نفت در کوتاهمدت میتواند درآمد تولیدکنندگان را افزایش دهد، اما در بلندمدت ممکن است انگیزه سرمایهگذاری در جایگزینهای نفت را تقویت کند.
این همان پارادوکسی است که اقتصادهای نفتی باید جدی بگیرند: هرچه نفت در اثر بحران کمیابتر و گرانتر شود، ممکن است جهان سریعتر برای جایگزین کردن آن تلاش کند.
برای ایران، این مسئله اهمیت بیشتری دارد. اقتصاد کشور همچنان به درآمدهای نفتی وابستگی بالایی دارد، در حالی که همزمان با افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک، مشتریان بزرگ نفتی مانند چین نیز در حال بازنگری در امنیت زنجیره تأمین خود هستند. در چنین شرایطی، اتکا به افزایش قیمت نفت بهعنوان راهحل پایدار درآمدی میتواند پرریسک باشد.
از سوی دیگر، ایران خود با ناترازی گسترده انرژی مواجه است. بنابراین گذار انرژی برای کشور تنها یک تعهد زیستمحیطی نیست، میتواند بخشی از راهبرد امنیت انرژی نیز باشد. توسعه خورشیدی، بهبود بهرهوری انرژی، کاهش شدت مصرف سوخت و جایگزینی تدریجی خودروهای پرمصرف میتواند هم انتشار آلایندهها را کاهش دهد و هم وابستگی اقتصاد داخلی به نفت و گاز را کمتر کند.
در نهایت، بحران هرمز یک آزمون بزرگ برای اقتصاد جهانی است: آیا کشورها از این بحران برای کاهش وابستگی به نفت استفاده خواهند کرد یا پس از آرام شدن بازار، دوباره به همان الگوی قبلی بازمیگردند؟
پاسخ این پرسش تعیین میکند که بحران نفتی ۲۰۲۶ تنها یک شوک موقت به بازار انرژی بوده یا نقطه عطفی در مسیر گذار جهانی از سوختهای فسیلی. آنچه تاکنون دیده میشود، هر دو سناریو را محتمل میداند؛ سرمایهگذاری در انرژی پاک در حال شتاب گرفتن است، اما زغالسنگ و سایر سوختهای فسیلی هنوز در زمان بحران بهعنوان ابزار فوری امنیت انرژی روی میز هستند. به همین دلیل، شاید مهمترین درس بحران فعلی این باشد که گذار انرژی زمانی پایدار خواهد بود که انرژی پاک نه فقط سبزتر، بلکه از نفت و گاز نیز امنتر، قابلاتکاتر و اقتصادیتر باشد.
انتهای پیام
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه