فرزین سوادکوهی: این مجتمع با سرمایهگذاری حدود ۱.۶ میلیارد دلار، با هدف توقف سوزاندن گازهای همراه نفت و تبدیل آنها به محصولات با ارزش افزوده احداث شده است؛ گازهایی که سالها در مشعلها میسوختند و علاوه بر اتلاف منابع ملی، بار زیستمحیطی قابل توجهی بر منطقه تحمیل میکردند.
ظرفیت اسمی این مجتمع روزانه حدود ۲۴۰ میلیون فوت مکعب گاز همراه نفت اعلام شده و خوراک آن از میادین دهلران، چشمهخوش، آذر، پایدار غرب، دانان و دالپری تأمین میشود.
برای تحقق این هدف، کارخانه فرآورش گاز و استحصال مایعات گازی احداث شده و شبکهای گسترده از خطوط لوله انتقال خوراک و محصول به طول بیش از ۳۰۰ کیلومتر در منطقه اجرا شده است. همچنین ایستگاههای تقویت فشار گاز، تأسیسات جانبی، پست برق فشار قوی و یک نیروگاه اختصاصی با ظرفیت حدود ۱۰۰ مگاوات در مجموعه پیشبینی شده تا پایداری عملیاتی مجتمع تضمین شود.
بهرهبرداری در مرحله نخست با ظرفیتی کمتر از سقف اسمی آغاز شده و مسئولان اعلام کردهاند با تکمیل زنجیره تأمین خوراک، تولید بهتدریج افزایش خواهد یافت.
تبدیل گازهای مشعل به ارزش افزوده
مهمترین دستاورد این پروژه، مهار بخش قابل توجهی از فلرینگ در غرب کشور است. بر اساس برآوردهای رسمی، ارزش گازهایی که پیش از این در مشعلها میسوخت، سالانه صدها میلیون دلار بوده است؛ رقمی که اکنون به جای دود شدن، وارد چرخه تولید و اقتصاد میشود.
محصولات این مجتمع شامل گاز شیرین برای تزریق به شبکه سراسری، ترکیبات سنگینتر گازی (C2+) به عنوان خوراک پتروشیمی، میعانات گازی و گوگرد گرانوله است. تأمین خوراک پتروشیمی دهلران از محل این مجتمع، گامی مهم در تکمیل زنجیره ارزش در غرب کشور محسوب میشود و میتواند وابستگی به انتقال خوراک از سایر مناطق را کاهش دهد.
در دوره ساخت پروژه، بیش از ۴۵۰۰ فرصت شغلی ایجاد شد و اکنون نیز صدها شغل مستقیم و غیرمستقیم در مرحله بهرهبرداری فعال است؛ موضوعی که برای استان ایلام، به عنوان یکی از استانهای کمتر برخوردار، اهمیت ویژهای دارد.
خاموش شدن یا کاهش محسوس فعالیت چندین مشعل در منطقه، مهمترین اثر زیستمحیطی راهاندازی این مجتمع است. کاهش انتشار گازهای گلخانهای و آلایندههای محلی، علاوه بر بهبود کیفیت هوا در منطقه، جایگاه صنعت نفت ایران را در مسیر سیاستهای کاهش فلرینگ تقویت میکند.
گازهایی که پیش از این به صورت بیرویه سوزانده میشدند، اکنون به خوراک صنایع پاییندستی و انرژی قابل استفاده تبدیل شدهاند؛ تغییری که میتوان آن را نمونهای از گذار تدریجی از اتلاف منابع به مدیریت بهینه انرژی دانست.
تأخیر طولانی؛ تجربهای برای آینده
با وجود اهمیت راهبردی پروژه، تأخیر بیش از ۱۳ ساله آن قابل چشمپوشی نیست. تغییرات مدیریتی، مشکلات تأمین مالی، شرایط تحریم و پیچیدگیهای اجرایی از جمله عواملی بودند که روند تکمیل پروژه را طولانی کردند. این تأخیر، به معنای تداوم سالها فلرینگ و از دست رفتن فرصتهای اقتصادی و زیستمحیطی بود؛ موضوعی که ضرورت بازنگری در سازوکار مدیریت پروژههای ملی را برجسته میکند.
از سوی دیگر، تثبیت عملکرد مجتمع در ظرفیت کامل، مستلزم تأمین پایدار خوراک از تمامی میادین هدف است. رسیدن به سقف اسمی تولید تنها در صورت هماهنگی کامل میان توسعه میادین، حفاری چاهها و مدیریت یکپارچه زنجیره تأمین امکانپذیر خواهد بود.
در سطح منطقهای نیز برخی مطالبات درباره سهم اشتغال نیروهای بومی مطرح شده است؛ مطالبهای که توجه جدی به آن میتواند سرمایه اجتماعی پروژه را تقویت کند.
NGL 3100 دهلران امروز به نقطهای رسیده که میتواند نماد پایان بخشی از ثروتسوزی در غرب کشور باشد. این پروژه، همزمان یک دستاورد اقتصادی و زیستمحیطی محسوب میشود و نقش مهمی در تکمیل زنجیره ارزش گاز و پتروشیمی ایفا میکند. با این حال، موفقیت واقعی آن نه در افتتاح رسمی، بلکه در دستیابی پایدار به ظرفیت کامل، تثبیت تأمین خوراک و بهرهبرداری حداکثری سنجیده خواهد شد.
به هر رو تجربه این طرح نشان میدهد پروژههای ملی آینده نیازمند ثبات مدیریتی، تأمین مالی مطمئن و زمانبندی واقعبینانهتر هستند تا منافع آنها با کمترین هزینه فرصت در اختیار کشور قرار گیرد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 4 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه