naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

آسیب شناسی عملکرد مجمع کشورهای صادرکننده گاز( GECF)

اساس تشکیل مجمع کشورهای صادر کننده گاز ( GECF) را می توان در اولین نشست وزرا در 19-20 مه 2001 (اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۰ ) در تهران دانست، از یک سو قیمتهای گاز (قبل از تشکیل مجمع) در سال 2001 چندان قابل ملاحظه نبود، لذا میتوان یکی از دلایل تاسیس مجمع را همین موضوع قلمداد کرد

۶ آبان ۱۴۰۵ | ۱۰:۱۰

0
0
آسیب شناسی عملکرد مجمع کشورهای صادرکننده گاز( GECF)

نویسنده: جواد خواجه تراب

دکتری اقتصاد نفت و گاز؛ شاغل در امور بینالملل شرکت ملی گاز ایران 

مقدمه

اساس تشکیل مجمع کشورهای صادر کننده گاز ( GECF) را می توان در اولین نشست وزرا در 19-20 مه 2001 (اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۸۰ ) در تهران دانست، از یک سو قیمتهای گاز (قبل از تشکیل مجمع) در سال 2001 چندان قابل ملاحظه نبود، لذا میتوان یکی از دلایل تاسیس مجمع را همین موضوع قلمداد کرد. از سوی دیگر تاسیس مجمع مصادف با رونق اقتصادی در سطح کشورهای جهان بود که موجب رشد اقتصادی و افزایش قیمت نفت گردید. متعاقب آن تقاضای گاز (نزدیکترین جایگزین نفت) افزایش یافت. در واقع بالا بودن تقاضای گاز در سال 2001 و سالهای بعد از آن و عدم تکافوی عرضه در پاسخگویی به تقاضای بازار باعث قیمت گاز در سال 2001 گردید که روند افزایش قیمت تا سال 2008 ادامه داشت. در نتیجه توجه عوامل بازار گاز به سمت تشکیل مجمع و وجود سازمانی برای بررسی موضوعات بازار گاز جلب گردید. در نهایت، اساسنامه مجمع در تاریخ 23 دسامبر2008 در هفتمین اجلاس وزیران در مسکو به تصویب رسید که اولین دبیرکل مجمع کار خود را از ابتدای ژانویه 2010 رسما آغاز کرد.

     شایان ذکر است از زمان تاسیس تاکنون مجمع کشورهای صادرکننده گاز ( GECF) تعداد 5 دبیرکل را تجربه کرده است. مدت دوره هر فرد براساس اساسنامه 2 سال (قابل تمدید) میباشد. آقای لئونید بوخانسفکی از روسیه از اول ژانویه 2010تا دسامبر 2013؛ آقای محمد حسین عادلی از ایران از ژانویه 2014 تا دسامبر 2018؛ آقای یوری سنتورین از روسیه از ژانویه 2018 تا دسامبر 2021؛ آقای محمد حامل از الجزایر از ژانویه 2022 تا دسامبر 2025 عهده‌دار این سمت بوده‌اند، در حال حاضر آقای فلیپ مشلبیلا از نیجریه از ژانویه 2026 به عنوان دبیرکل کار خود آغاز کرده است. 

مجمع کشورهای صادرکننده گاز( GECF) که متشکل از تولیدکنندگان بزرگ گاز طبیعی به عنوان سازمان بین‌المللی و بین دولتی می باشد، اهداف خود را ارتقاء سطح هماهنگی‌ها و تقویت همکاری‌های کشورهای عضو، طراحی سازوکاری برای ثمربخشی گفتمان بین تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان گاز جهت ثبات و امنیت عرضه و تقاضا در بازارهای گاز طبیعی تبیین نموده است.

ماموریت و اهداف مجمع کشورهای صادر کننده گاز ( GECF)

مطابق اساسنامه مجمع، مأموریت و هدف مجمع چنین تعریف شده است: «حمایت از حق حاکمیت کشورهای عضو نسبت به ذخایر گاز طبیعی آنان و توانمندی‌های هر یک از اعضاء در برنامه‌ریزی و مدیریت مستقل جهت توسعه پایدار، کارا و آگاه نسبت به ملاحظات زیست‌محیطی و بهره‌بردای و صیانت از ذخایر گاز طبیعی به نفع مردم هر یک از کشورهای عضو»

وضعیت و جایگاه مجمع کشورهای صادرکننده گاز( GECF) در مدیریت بازار جهانی گاز

اعضای مجمع شامل الجزایر، بولیوی، مصر، گینه استوایی، ایران، لیبی، نیجریه، قطر، روسیه، ترینیدادوتوباگو ، ونزوئلا و امارات متحده عربی به عنوان اعضای اصلی؛ آنگولا، آذربایجان، عراق، مالزی، موریتانی، موزامبیک، پرو و سنگال به عنوان عضو ناظر می باشند. در مجموع 12عضو اصلی و 8 عضو ناظر(GECF Annual Statistical Bulletin2025) 

سیاستهای مجمع در خصوص عضوگیری، مبتنی بر افزایش اعضا بوده تا بدین ترتیب بتواند قدرت بیشتری در روابط حاکم بر بازارهای انرژی و به‌ویژه بازارهای گاز طبیعی داشته باشد.

با نگاهی به چنین مجموعه‌‌ای از کشورها، این مجمع در نوع خود می‌تواند نقش فعال‌تری در بازار جهانی گاز بعهده بگیرد. در حال حاضر، مجمع با تعداد اعضای فعلی و داشتن سهم 70 درصد از ذخایر اثبات شده گاز طبیعی جهان ، 38 درصد سهم گاز عرضه شده به بازار جهانی، 47 درصد سهم از صادرات LNG و 32 درصد سهم از تجارت گاز طبیعی از طریق خط لوله در پهنه جهانی GECF Annual Statistical) Bulletin2025) نه تنها صرف در بازار جهانی انرژی دارای موقعیت ممتازی میباشد، بلکه میتواند در میان سازمانهای بینالمللی هم جایگاه با اهمیتی را کسب نموده و نقش آفرین در دیپلماسی جهانی انرژی بوده و در ژئوپلیتیک منطقه خاورمیانه و همچنین منطقه منا موثر باشد.

 برای بررسی موقعیت مجمع در مدیریت بازار جهانی (منطقهای) گاز طبیعی ابتدا می بایست جایگاه و اهمیت هر یک از اعضای مجمع را از دیدگاه سیاست‌های همکاری اعضا در طراحی الگوی همکاری در راستای دستیابی به اهداف مجمعرا مورد کنکاش قرار گیرد. لذا در مطالعات متعدد برای درک نقش هر یک از اعضای مجمع ضمن در نظر گرفتن متغییر زمان(کوتاه مدت/بلند مدت) براساس سه شاخص کلی زیر موردبررسی قرار گرفته است؛

1- کشورهای عضو به لحاظ درجه تأثیرگذاری آنها بر سیاست‌های مجمع.

2- متغیرهای کلان نفت و گاز کشورهای عضو مجمع.

3- کشورهای عضو مجمع به لحاظ تأثیر بر بازار گاز طبیعی (کوتاه مدت- بلندمدت)

در کوتاه‌مدت و میان‌مدت کشورهای روسیه، قطر و الجزایر جزو کشورهای قوی مجمع به شمار می‌آیند اما در بلندمدت کشورهای روسیه، قطر و ایران کشورهای قوی مجمع خواهند بود. از آنجائیکه هر یک از کشورهای عضو، قید حداکثرسازی منافع خود را در نظر میگیرند، توفیق سیاست‌های این کشورها در کوتاه‌مدت و میان‌مدت تابعی از دسترسی آنها به بازارهای مصرف و زیرساخت‌های مناسب برای خطوط انتقال و تأسیسات تولید و حمل LNG و وجود پایانه‌های تبدیل در بازارهای مقصد است. ضریب تأثیر در بلندمدت نیز تابعی از امکانات و دورنمای توسعه میادین گازی، ساخت خطوط لوله و احداث تأسیسات و تجهیزات تولید LNG و صنایع مرتبط با آن می‌باشد. 

دیگر کشورهای عضو به دلیل نقش کم اهمیت خود در تأمین گاز مورد نیاز بازار، بصورت منفعل عمل می‌کنند و در بیشتر مواقع پیرو روند قیمت‌گذاری با طرفین خود هستند. این ناهمگونی تاکنون باعث عدم کارایی کارکرد مجمع برای مدیریت کلان و نظارت بر عرضه گاز شده است. 

از طرف دیگر استراتژی‌های مطلوب اعضاء به شدت تحت تأثیر موقعیت جغرافیایی آنها میباشد. دسترسی به خطوط انتقال موجود از یک‌سو و دسترسی به آب‌های بین‌المللی به‌منظور ورود به تجارت LNG از متغیرهای کلیدی در تدوین این استراتژی‌هاست. دو کشور روسیه و قطر به ترتیب در رتبه‌های اول و دوم اثرگذاری‌های کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت در بازارهای منطقه‌ای و جهانی قرار دارند اما الگوی صادرات و تجارت گاز طبیعی هر یک از این دو کشور به شدت تحت تأثیر موقعیت جغرافیایی آنهاست. قطر با استفاده از مزیت دسترسی به آب‌های بین‌المللی، منافع خود را طبعاً در سرمایه‌گذاری‌های سنگین برای توسعه صنعت LNG و ورود به بازار تجارت منطقه‌ای و جهانی LNG متمرکز کرده است. در حالی که منافع روسیه اقتضاء می‌کند که صادرات و تجارت گاز طبیعی خود را بر مبنای خط لوله متمرکز نماید.

         جمهوری اسلامی ایران، در وضعیتی به مراتب بهتر از قطر قرار دارد به دلیل اینکه به لحاظ دسترسی به آبهای آزاد، هم توان صادرات گاز طبیعی به صورت LNG را داشته و هم به علت موقعیت جغرافیایی ویژه، به واسطه دسترسی به بازارهای بزرگ مصرفی در شرق و غرب کشور (بویژه اروپا، هند، پاکستان، افغانستان، عراق، چین و...) فرصت و توان صادرات گاز طبیعی از طریق خط لوله را دارد. برخلاف بسیاری از تولیدکنندگان گاز که به دلیل موقعیت جغرافیایی خود فقط به یک شیوه صادراتی متکی هستند و همچنین دسترسی به آب‌های آزاد نقش کنترلی را در بازار جهانی گاز در هر دو حوزه خط لوله و LNG ایفا میکند. در عین حال ایران توان حضور در بازارهای تک‌محموله‌ای گاز را نیز دارد، این موارد که از جمله عوامل اثرگذار بر قدرت مجمع کشورهای صادرکننده گاز است.‌ از این‌رو، نقش جمهوری اسلامی ایران در اثرگذاری‌های بلندمدت در مجمع حائز اهمیت بوده و همچنین قابل پیگیری است.

اثرگذاری در خصوص انتقال گاز طبیعی از طریق خط لوله میتواند با حضور کشورهای ترانزیت‌کننده گاز در ساختار مجمع به دلیل ضرورت هماهنگیها پررنگتر باشد. البته نباید از این موضوع غافل شد که زمانی اثرگذاری کارآمدتر خواهد بود که ایران بتواند سهم قابل ملاحظه‌ای در تولید و صادرات جهانی گاز طبیعی از هر دو روش خط لوله وLNG داشته باشد. دستیابی به این امر مستلزم سرمایه‌گذاریهای جدید درتوسعه میادین گازی و افزایش ضریب بازیافت میادین گازی مانند پارس جنوبی و همچنین سرمایه گذاری در زمینه تولیدLNG می باشد. از سویی حضور مؤثر ایران در مجمع، هم ماهیت سیاسی و هم ماهیت اقتصادی دارد، اقتصادی از این منظر که درآمد حاصل از دیپلماسی گازی سبب افزایش درآمدهای ارزی کشور می‌گردد و سیاسی از این منظر که این افزایش درآمد سبب افزایش توانایی کشور در پیگیری اهداف سیاست خارجی خود خواهد بود که نتیجه آن در موثر بودن در مجمع متبلور میشود. لذا مسیر اثرگذاری قدرت اعضاء بر عملکرد کلی مجمع یک مسیر دو سویه است. 

از طرفی براساس تفاوتهای ساختاری و اساسی بازار گاز و بازار نفت، مانند تجارت منطقهای گاز در مقابل تجارت جهانی نفت، دورهای(بلندمدت) و فصلی بودن تجارت گاز در مقابل تجارت همیشگی و پایدار نفت، تجویز و شبیههسازی سناریوها در دو سازمان OPEC و GECF از منظر مدیریت بر بازار و روشهای کشف قیمت یکسان نمی باشد. به عنوان مثال تعیین مکانیزم سهمیه بندی منطبق با شرایط جاری هر عضو و یا تعیین حجم بهینه تولید در هر دوره به عنوان مبنایی برای تعیین سهمیه کشورهای عضو د رمجمع کشورهای صادر کننده گاز مانند کشورهای عضو اوپک کارایی لازم را نداشته و بطور کلی مجمع (GECF) می بایست سیاستهایی متناسب با شرایط منطقهای و همچنین کشورهای صادرکننده و وارد کننده برای مدیریت بازار گاز تعریف نماید. 

در عین حال نباید از این موضوع غافل بود که از آنجائیکه کشورهای ایران، قطر و روسیه، حدود نیمی از ذخایر گاز طبیعی جهان را در اختیار دارند و با توجه به نقش مهم این سه عضو اصلی در دورههای بلندمدت و کوتاه مدت بر عملکرد سازمان، قدرت اقتصادی و سیاسی، رفتارها و اقدامات این کشورها بصورت عینی در عملکرد کلان مجمع متبلور خواهد شد، لذا ضرورت همگرایی این کشورها برای دستیابی به اهداف و ماموریتهای سازمان دارای اهمیت بسزایی میباشد.

پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که تا سال ۲۰۵۰ تولید و مصرف گاز طبیعی افزایش خواهد یافت، در این راستا منطقه آسیا- اقیانوسیه با توجه به ظرفیت مصرف عظیم آن به بزرگترین مصرف کننده گاز تبدیل گردیده و بیشترین سهم افزایش تولید گاز طبیعی در جهان، مربوط به کشورهای روسیه، ایران، قطر و ترکمنستان خواهد بود. بر این اساس نقش و جایگاه مجمع کشورهای صادرکننده گاز به‌عنوان نهادی بین‌المللی در نقش‌آفرینی بازار، بویژه برای ایران به‌عنوان دارنده دومین ذخایر عظیم گازی جهان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، لذا نحوه عملکرد و تعاملات کشور در این حوزه و نحوه نقش‌آفرینی به‌عنوان بازیگری فعال در حوزه دیپلماسی انرژی( گازی)، در جهت منافع ملی و امنیت عرضه و پایدار انرژي پاک تأثیرگذار خواهد بود.

با عنایت به مدیریت سنتی بازار جهانی گاز طبیعی و خرید و فروش آن بر بستر توافق‌های دوجانبه خریدار و فروشنده، بدون توجه به وضعیت بازار، این روش موجب افزایش ریسک قیمتی و عملیاتی عوامل بازار گاز می گردد، از این رو مجمع با سازوکارهای مناسب می‌تواند از طریق ایجاد شفافیت، ضامن همکاری عادلانه بین کشورهای تولیدکننده گاز شده و از رقابت‌های ناسالم جلوگیری کند و با ایجاد فضای رقابتی (بهبود قیمت رقابتی گاز) موجب افزایش قدرت تأثیرگذاری بر قیمت گاز شود. این نوع اقدام از جمله مهم‌ترین اهدافی بوده است که کشورهای عرضه کننده گاز با تشکیل مجمع به‌دنبال تامین آن بوده‌اند. نتیجه این اقدام افزایش موقعیت استراتژیک کشورهای عضو در سطح جهان در حیطه مدیریت انرژی (بازار گاز) خواهد بود. از سوی دیگر پدیدار شدن بازارهای رقابتی ناسالم ناشی از فقدان مرجع قیمت‌گذار بین‌المللی می باشد که منجر به کاهش بهره‌وری اقتصادی برای کشورهای صادرکننده گاز می‌شود. علاوه بر آن ، مجمع می‌تواند امکان همکاری با سایر صادرکنندگان گاز در خصوص تبادل فناوریهای تکنولوژیکی مرتبط از طریق انعقاد موافقتنامهها و توافق‌های دوجانبه یا چندجانبه را تسهیل نموده و وابستگی کشورهای عضو به فناوریهای کشورهای غربی در صنعت گاز را کاهش دهد. 

با نگاهی به وضعیت هر عضو در بازار گاز متوجه ناهمگنی در درون مجمع می شویم. بدین صورت که بازار گاز طبیعی به قطر، روسیه و الجزایر به‌عنوان بازیگران فعال در تامین تقاضای بازار تکیه دارد، در حالی که برای دیگر اعضاء، بازار اغلب دارای چنین رویکردی نیست. با این حال، قطر اکنون قابل‌اعتمادترین تأمین‌کننده LNG است. لذا یکی از اصلیترین اقدامات مجمع می تواند به حداقل رساندن این نوع از ناهمگنی باشد.

با توجه به تغییرات کوچک و بزرگ بازار انرژی در سالیان گذشته، طبیعتا رویکرد مجمع(GECF) هم می باید همسو با آن ، تغییر و بهبود یابد. مسائلی مانند جلوگیری از انتشار گازهای گلخانه‌ای و حذف کربن که مجمع باید ظرفیت خود را برای تبدیل شدن به یک منبع یکپارچه و قابل‌اعتماد عرضه گاز افزایش دهد. 

نتیجه گیری 

  مجمع کشورهای صادرکننده گازکه از تولیدکنندگان (عرضه کنندگان) بزرگ گاز طبیعی جهان تشکیل شده است؛ ارتقاء سطح هماهنگی‌ها و تقویت همکاری‌های کشورهای عضو جهت ثبات و امنیت عرضه و تقاضا در بازارهای گاز طبیعی را به عنوان ماموریت و اهداف خود تبیین نموده است. مجمع برای داشتن قدرت بیشتر در بازارهای انرژی و بالاخص بازار گاز طبیعی با عضوگیری بیشتر، درصدد دستیابی به هدف مزبور می باشد. ولی در عمل مجمع با داشتن تعداد 20عضو ولی تنها 3 کشور روسیه، قطر و ایران که حدود نیمی از ذخایر گاز طبیعی جهان را در اختیار دارند، در دورههای بلندمدت و کوتاه مدت در زمره کشورهای قوی و تاثیرگذارمجمع طبقهبندی شدهاند و دیگر اعضاء به دلیل سهم ناچیز خود در تأمین تقاضای بازارگاز، منفعل عمل می‌کنند. در نتیجه سیاست افزایش اعضاء بدون در نظرگرفتن شاخصهای قدرت آنها در بازارجهانی گازطبیعی در عمل نتوانسته است اثر مطلوبی بر عملکرد مجمع داشته باشد، بلکه بیشتر باعث گسترش آشفتگی بازارهای جهانی گاز طبیعی شده است و در این خصوص کارکرد مجمع در حوزههای قیمت‌گذاری و نظارت بر عرضه گاز، اگر بدرستی صورت گیرد، میتواند راهگشا باشد. در عین حال می توان با حضور کشورهای ترانزیت‌کننده گاز در ساختار مجمع به اثرگذاری بیشتر مجمع بر تحولات بازار جهانی گاز دست یافت.

بطور کلی مجمع کشورهای صادر کننده گاز(GECF) در صورت محقق نمودن موارد زیر می تواند نقطه اتکای مهمی برای ادامه حیات خود خلق نماید: 

-تاثیرگذاری در جهت منافع ملی و امنیت کشورهای عضو به ‌عنوان نهاد تخصصی بین‌المللی در حوزه دیپلماسی گازی

- تشکیل بازار گاز طبیعی شفاف و تقویت رقابتهای مبتنی بر منافع عوامل بازار

- تبدیل شدن به یک مرجع معتبرقیمت‌گذار بین‌المللی در بازار جهانی گاز

-ایجاد فضای همدلی و همکاری بین صادرکنندگان گاز در خصوص تبادل فناوریهای تکنولوژیکی مرتبط و سرمایهگذاریهای مشترک 

- تلاش در جهت همهمگن نمودن بازیگران بازار جهانی گاز در حوزه عرضه گاز طبیعی

- تلاش جهت تبدیل شدن به یک منبع یکپارچه و قابل‌اعتماد عرضه گازطبیعی با تغییرات در رویکرد همگام با تغییرات بازار انرژی بویژه گاز در حوزه منطقهای و جهانی.





          پایان



#جی‌ای‌سی‌اف
#نفت و گاز
#نفت
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید