naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

تاثیرات جنگ بر صادرات گاز

پروژه فشارافزایی قطر به کجا رسید؟

از خسارت سالانه ۲۰ میلیارددلاری در رأس‌لفان تا سرنوشت پروژه‌های فشارافزایی میدان شمالی؛ نخستین تأسیسات جدید قطر چه زمانی به مدار می‌رسند؟

۲ آبان ۱۴۰۵ | ۹:۲۴

0
0
پروژه فشارافزایی قطر به کجا رسید؟





جنگ اخیر خاورمیانه یکی از بزرگ‌ترین برنامه‌های توسعه صنعت گاز جهان را در موقعیتی دشوار قرار داده است. قطر که طی سال‌های گذشته میلیاردها دلار برای افزایش ظرفیت تولید گاز طبیعی مایع و حفظ تولید میدان مشترک پارس جنوبی سرمایه‌گذاری کرده بود، اکنون با دو مسئله هم‌زمان مواجه است: بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده در جنگ و ادامه اجرای پروژه‌های عظیم توسعه و فشارافزایی میدان شمالی.


اهمیت ماجرا تنها به خسارت‌های واردشده به تأسیسات قطر محدود نمی‌شود. این کشور در حال اجرای یکی از بزرگ‌ترین برنامه‌های فشارافزایی دریایی جهان است؛ برنامه‌ای که قرار است با نصب مجموعه‌های عظیم کمپرسور در خلیج فارس، امکان حفظ تولید گاز از میدان شمالی را در سال‌های آینده فراهم کند.


اکنون پرسش این است که جنگ چه میزان از ظرفیت تولید و صادرات قطر را از مدار خارج کرده، پروژه‌های فشارافزایی این کشور در چه وضعیتی قرار دارند و نخستین مجموعه‌های جدید چه زمانی وارد مدار خواهند شد؟


خسارت جنگ؛ از دست رفتن ۱۷ درصد ظرفیت تولید LNG


روزهای ۱۸ و ۱۹ مارس ۲۰۲۶، مجتمع صنعتی رأس‌لفان قطر هدف حملات موشکی قرار گرفت. این مجتمع بزرگ‌ترین مرکز تولید و صادرات گاز طبیعی مایع قطر و یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های انرژی جهان محسوب می‌شود.


شرکت قطرانرژی در ۱۹ مارس اعلام کرد که دو خط تولید گاز طبیعی مایع، خطوط شماره چهار و شش، در این حملات آسیب دیده‌اند. ظرفیت مجموع این دو خط تولید ۱۲.۸ میلیون تن LNG در سال است؛ رقمی معادل حدود ۱۷ درصد ظرفیت تولید گاز طبیعی مایع قطر پیش از جنگ.


خط تولید شماره چهار متعلق به مشارکت قطرانرژی با سهم ۶۶ درصد و اکسون‌موبیل با سهم ۳۴ درصد است. در خط تولید شماره شش نیز قطرانرژی ۷۰ درصد و اکسون‌موبیل ۳۰ درصد سهم دارند.


سعد الکعبی، وزیر انرژی و مدیرعامل قطرانرژی، در نخستین ارزیابی رسمی اعلام کرد که بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده ممکن است سه تا پنج سال طول بکشد. او همچنین درآمد ازدست‌رفته ناشی از توقف این ظرفیت را حدود ۲۰ میلیارد دلار در سال برآورد کرد.


این رقم، برآورد درآمد ازدست‌رفته سالانه است و نباید آن را با هزینه مستقیم بازسازی تأسیسات اشتباه گرفت.


در ارزیابی جدیدتری که سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، الکعبی زمان موردنیاز برای تعمیر دو خط تولید آسیب‌دیده LNG را حدود سه سال اعلام کرد. همچنین پیش‌بینی شد که واحد آسیب‌دیده تبدیل گاز به مایعات یا GTL در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۷ به مدار بازگردد.


بنابراین، حتی در صورت پایان اختلالات ناشی از جنگ و بازگشایی کامل مسیرهای صادراتی، قطر نمی‌تواند فوراً تمام ظرفیت پیشین تولید LNG خود را احیا کند.


ضربه بزرگ‌تر؛ توقف جریان صادرات از تنگه هرمز


بااین‌حال، خسارت جنگ به صنعت گاز قطر بسیار فراتر از تخریب دو خط تولید بوده است.


بخش عمده صادرات LNG قطر برای رسیدن به بازارهای جهانی باید از تنگه هرمز عبور کند. اختلال طولانی در این مسیر، عملاً امکان استفاده از بخش بزرگی از ظرفیت سالم تولید و صادرات این کشور را نیز محدود کرده است.


بر اساس گزارش رویترز در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶، صادرات LNG قطر در سپتامبر به حدود ۱.۶ میلیون تن کاهش یافت؛ رقمی که کمتر از یک‌چهارم سطح صادرات این کشور پیش از جنگ بود.


همچنین پیش‌بینی شده است که صادرات اکتبر به حدود ۶۰۰ هزار تن برسد.


این ارقام نشان می‌دهند که بحران صادرات قطر را نمی‌توان صرفاً با خسارت فیزیکی ۱۷ درصدی توضیح داد. حتی بخش بزرگی از ظرفیت تولیدی که مستقیماً در حملات آسیب ندیده، به دلیل محدودیت حمل‌ونقل، ظرفیت ذخیره‌سازی و دشواری مدیریت زنجیره تولید LNG امکان فعالیت عادی ندارد.


قطرانرژی در ماه‌های گذشته برای بخشی از تعهدات صادراتی خود وضعیت فورس‌ماژور اعلام کرده و تحویل محموله‌ها به برخی مشتریان اروپایی و آسیایی را به تعویق انداخته است.


سعد الکعبی در سپتامبر اعلام کرد که اگر تنگه هرمز بازگشایی شود، قطر می‌تواند بخش سالم ظرفیت تولید خود را ظرف چند هفته به شرایط عادی بازگرداند. البته این بازگشت شامل دو خط تولید آسیب‌دیده رأس‌لفان نخواهد بود.


پروژه فشارافزایی قطر چه شد؟


در میان خسارت‌های جنگ و اختلال صادرات LNG، سرنوشت پروژه‌های فشارافزایی میدان شمالی اهمیت ویژه‌ای دارد.


قطر سال‌ها پیش برنامه‌ای با عنوان «پایداری تولید میدان شمالی» یا North Field Production Sustainability، موسوم به NFPS، تعریف کرد.


هدف این برنامه، حفظ توان تولید گاز از میدان شمالی در شرایط تغییر فشار مخزن و افزایش نیاز به تجهیزات تقویت فشار است.


این برنامه از چند بخش تشکیل شده است؛ از حفاری چاه‌ها و توسعه خطوط انتقال گرفته تا احداث مجموعه‌های بزرگ کمپرسور در دریا.


در بخش فشارافزایی دریایی، قطر اجرای پروژه‌ها را در قالب بسته‌های قراردادی مختلفی مانند COMP2، COMP3، COMP4 و COMP5 پیش برده است.


نکته مهم آن است که تاکنون در اطلاعیه‌های رسمی بررسی‌شده، گزارشی مبنی بر تخریب مستقیم مجموعه‌های فشارافزایی NFPS در حملات جنگ منتشر نشده است.


همچنین اعلام رسمی مشخصی درباره لغو قراردادهای اصلی این پروژه‌ها به دلیل جنگ وجود ندارد.


بااین‌حال، اختلال در انتقال تجهیزات از تنگه هرمز، محدودیت فعالیت‌های دریایی و افزایش تقاضا برای تجهیزات صنعتی موردنیاز بازسازی، خطر تأخیر در اجرای این پروژه‌ها را افزایش داده است.


در نتیجه باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: خسارت قطعی به تأسیسات تولید LNG قطر و تأثیر احتمالی جنگ بر زمان‌بندی پروژه‌های فشارافزایی.


میلیاردها دلار قرارداد برای حفظ تولید میدان شمالی


قطر اجرای پروژه فشارافزایی را میان چند پیمانکار بزرگ بین‌المللی تقسیم کرده است.


شرکت ایتالیایی سایپم از پیمانکاران اصلی این برنامه محسوب می‌شود و قراردادهای متعددی در بسته‌های COMP2، COMP3 و COMP5 دریافت کرده است.


در سپتامبر ۲۰۲۴، سایپم قراردادی به ارزش حدود چهار میلیارد دلار برای اجرای بسته‌های COMP3A و COMP3B به دست آورد.


این قرارداد شامل مهندسی، تأمین تجهیزات، ساخت و نصب شش سکوی دریایی و حدود صد کیلومتر خطوط لوله زیردریایی است.


در مارس ۲۰۲۵ نیز شرکت هندی لارسن اند توبرو اجرای بسته COMP4 را بر عهده گرفت. ارزش این قرارداد در گزارش‌های صنعتی حدود چهار تا پنج میلیارد دلار برآورد شده است.


اما یکی از مهم‌ترین قراردادهای این مجموعه در دسامبر ۲۰۲۵ منعقد شد.


در آن زمان، سایپم با مشارکت شرکت چینی COOEC قرارداد بسته COMP5 را به ارزش مجموع حدود چهار میلیارد دلار دریافت کرد.


سهم سایپم از این قرارداد حدود ۳.۱ میلیارد دلار اعلام شد.


موضوع قرارداد، طراحی و ساخت دو مجموعه عظیم فشارافزایی دریایی است که هرکدام شامل سکوی کمپرسور، سکوی اقامتی، سکوی مشعل و پل‌های ارتباطی خواهند بود.


وزن هر مجموعه حدود ۶۸ هزار تن پیش‌بینی شده است.


بر اساس اعلام رسمی سایپم، عملیات نصب دریایی این دو مجموعه برای سال‌های ۲۰۲۹ و ۲۰۳۰ برنامه‌ریزی شده است.


این زمان‌بندی نشان می‌دهد که برنامه فشارافزایی قطر پروژه‌ای کوتاه‌مدت نیست، بلکه مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌های پیوسته برای حفظ ظرفیت تولید میدان شمالی در سال‌های آینده است.


نخستین بهره‌برداری‌ها چه زمانی آغاز می‌شود؟


یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره برنامه فشارافزایی قطر، زمان ورود نخستین مجموعه‌های کمپرسور به مدار عملیاتی است.


بررسی زمان‌بندی پروژه‌ها نشان می‌دهد که باید میان تاریخ تکمیل ساخت، نصب دریایی، راه‌اندازی آزمایشی و بهره‌برداری تجاری تفاوت گذاشت.


در فهرست پروژه‌های صنعتی قطر که پیش از جنگ منتشر شده، پایان اجرای بسته COMP2 برای سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۵ پیش‌بینی شده بود.


در همان فهرست، زمان تکمیل بسته COMP3 سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۷ و بسته COMP4 سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۷ اعلام شده بود.


برای بسته COMP5 نیز در برنامه‌های اولیه، سال ۲۰۳۰ به‌عنوان افق تکمیل پروژه مطرح شده است.


بااین‌حال، این تاریخ‌ها مربوط به برنامه‌های پیش از جنگ هستند و نمی‌توان آنها را تأیید قطعی بهره‌برداری دانست.


اطلاعیه رسمی سایپم در دسامبر ۲۰۲۵ تأیید می‌کند که بسته‌های COMP2 و COMP3 در آن زمان در دست اجرا بوده‌اند.


در مورد COMP5 نیز برنامه نصب دریایی در سال‌های ۲۰۲۹ و ۲۰۳۰ اعلام شده است.


اما تا ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶، در منابع رسمی بررسی‌شده تاریخ تازه و تأییدشده‌ای برای ورود نخستین مجموعه فشارافزایی NFPS به مدار تولید پس از جنگ پیدا نمی‌شود.


بنابراین، می‌توان گفت نخستین مراحل تکمیل پروژه‌های فشارافزایی قطر طبق برنامه‌های قبلی برای میانه دهه جاری میلادی و سال‌های ۲۰۲۷ به بعد پیش‌بینی شده بودند، اما وضعیت دقیق راه‌اندازی تجاری آنها پس از جنگ همچنان نیازمند اعلام رسمی قطرانرژی است.


این موضوع به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که تکمیل یک سکوی دریایی لزوماً به معنای آغاز فوری عملیات فشارافزایی نیست.


توسعه میدان شمالی؛ نخستین تولید جدید در سال ۲۰۲۷


در کنار پروژه‌های فشارافزایی، قطر برنامه عظیم افزایش ظرفیت تولید LNG خود را نیز دنبال می‌کند.


این برنامه شامل توسعه بخش شرقی میدان شمالی، موسوم به North Field East، توسعه بخش جنوبی یا North Field South و در مرحله بعد توسعه بخش غربی میدان است.


هدف نهایی قطر افزایش ظرفیت تولید LNG از ۷۷ میلیون تن در سال به ۱۴۲ میلیون تن در سال است.


اما جنگ بر زمان‌بندی این پروژه‌ها نیز اثر گذاشته است.


سعد الکعبی در سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که نخستین خط تولید گاز طبیعی مایع پروژه North Field East با ظرفیت هشت میلیون تن در سال، در نیمه نخست سال ۲۰۲۷ به بهره‌برداری خواهد رسید.


او همچنین ابراز امیدواری کرد که چند خط تولید دیگر این پروژه نیز در طول سال ۲۰۲۷ وارد مدار شوند.


برای پروژه North Field South نیز آغاز تولید در سال ۲۰۲۸ پیش‌بینی شده است.


در گزارش تازه‌تری که رویترز در هفتم اکتبر منتشر کرد، به نقل از منابع آگاه آمده است که نخستین خط تولید پروژه NFE ممکن است در نوامبر ۲۰۲۶ برای آغاز مراحل راه‌اندازی آماده شود، اما تولید واقعی LNG احتمالاً در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۷ آغاز خواهد شد.


این نخستین بهره‌برداری جدید از برنامه توسعه ظرفیت LNG قطر است، نه نخستین بهره‌برداری از پروژه فشارافزایی NFPS.


تمایز میان این دو پروژه اهمیت اساسی دارد؛ زیرا توسعه ظرفیت LNG با احداث خطوط جدید مایع‌سازی انجام می‌شود، درحالی‌که فشارافزایی برای حفظ جریان تولید گاز از تأسیسات بالادستی میدان طراحی شده است.


جنگ چگونه بر زمان‌بندی پروژه‌ها اثر گذاشت؟


اطلاعات منتشرشده از سوی پیمانکاران بین‌المللی نشان می‌دهد که جنگ باعث توقف موقت برخی فعالیت‌های ساختمانی و تغییر مسیر انتقال تجهیزات شده است.


شرکت‌های تکنپ انرژی فرانسه و چیودای ژاپن، از پیمانکاران اصلی پروژه North Field East، در گزارش‌های خود اعلام کرده‌اند که فعالیت‌های اجرایی پس از وقفه اولیه ادامه یافته است.


تکنپ انرژی همچنین اعلام کرده که برای تعمیر تأسیسات آسیب‌دیده رأس‌لفان، تیم جداگانه‌ای اختصاص داده تا نیروهای پروژه توسعه میدان شمالی به عملیات بازسازی منتقل نشوند.


این تصمیم نشان می‌دهد که قطر تلاش کرده میان بازسازی تأسیسات موجود و ادامه پروژه‌های توسعه‌ای تفکیک عملیاتی برقرار کند.


بااین‌حال، مشکل انتقال تجهیزات از تنگه هرمز همچنان پابرجاست.


وزیر انرژی قطر نیز هشدار داده که تداوم محدودیت حمل‌ونقل می‌تواند زمان‌بندی برخی پروژه‌های توسعه میدان شمالی را تغییر دهد.


درباره پروژه‌های فشارافزایی NFPS، هنوز مشخص نیست این محدودیت‌ها چه میزان تأخیر واقعی ایجاد کرده‌اند. انتشار برنامه زمان‌بندی بازنگری‌شده از سوی قطرانرژی یا پیمانکاران اصلی می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت ارائه دهد.


آیا جنگ برنامه فشارافزایی قطر را متوقف کرده است؟


بر اساس اطلاعات رسمی موجود، تاکنون سندی برای توقف کامل این برنامه منتشر نشده است.


قراردادهای اصلی فشارافزایی همچنان برقرارند و پیمانکاران بین‌المللی نیز لغو آنها را اعلام نکرده‌اند.


اما این به معنای اجرای پروژه‌ها دقیقاً مطابق برنامه‌های پیش از جنگ نیست.


قطر اکنون باید هم‌زمان سه برنامه پرهزینه را مدیریت کند: بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده رأس‌لفان، ادامه توسعه ظرفیت LNG و تکمیل پروژه‌های فشارافزایی میدان شمالی.


هر سه برنامه به تجهیزات تخصصی، نیروی مهندسی و ظرفیت اجرایی پیمانکاران بزرگ بین‌المللی نیاز دارند.


از این منظر، مهم‌ترین اثر احتمالی جنگ بر فشارافزایی قطر نه تخریب مستقیم سکوهای کمپرسور، بلکه افزایش پیچیدگی اجرای پروژه‌ها در شرایط اختلال زنجیره تأمین است.


بااین‌حال، نباید فراموش کرد که قطر بخش مهمی از قراردادهای فشارافزایی خود را پیش از آغاز جنگ منعقد کرده و برای مراحل مختلف اجرای آنها پیمانکار تعیین کرده بود.


به همین دلیل، حتی در شرایط جنگی نیز پروژه‌ها از نقطه صفر آغاز نمی‌شوند.


رقابت ایران و قطر وارد مرحله تازه‌ای شده است


تحولات اخیر صنعت گاز قطر برای ایران نیز اهمیت مستقیمی دارد.


میدان شمالی قطر و پارس جنوبی ایران، دو بخش از یک مخزن مشترک هستند و هر دو کشور برای حفظ ظرفیت تولید بلندمدت خود به سرمایه‌گذاری در تأسیسات بالادستی نیاز دارند.


جنگ نشان داد که حتی سرمایه‌گذاری‌های عظیم و دسترسی گسترده به فناوری بین‌المللی نیز نمی‌تواند صنعت گاز را از مخاطرات امنیتی و ژئوپلیتیکی مصون نگه دارد.


اما در سوی دیگر، تجربه قطر اهمیت تصمیم‌گیری زودهنگام درباره پروژه‌های حیاتی را نیز آشکار می‌کند.


قطر پیش از جنگ قراردادهای چندمیلیارددلاری فشارافزایی را منعقد کرده، پیمانکاران اصلی را انتخاب کرده و برای ساخت و نصب مجموعه‌های دریایی برنامه‌ریزی کرده بود.


در ایران نیز ضرورت فشارافزایی پارس جنوبی سال‌هاست مطرح است و قراردادهای بزرگی برای اجرای آن منعقد شده، اما ارزیابی پیشرفت واقعی پروژه باید بر اساس میزان تکمیل مهندسی، سفارش‌گذاری تجهیزات اصلی، ساخت سکوها و تاریخ قابل اتکای بهره‌برداری انجام شود.


مسئله اصلی دیگر صرفاً مقایسه حجم سرمایه‌گذاری دو کشور نیست؛ بلکه باید دید کدام‌یک می‌تواند در شرایط دشوار پس از جنگ، پروژه‌های حیاتی نگهداشت تولید را سریع‌تر به مرحله بهره‌برداری برساند.


قطر در جنگ اخیر بخشی از ظرفیت تولید LNG خود را برای چند سال از دست داده و با اختلال گسترده در صادرات مواجه شده است. بااین‌حال، شواهد موجود نشان نمی‌دهد که این کشور از برنامه فشارافزایی میدان شمالی صرف‌نظر کرده باشد.


نخستین خط تولید جدید LNG قطر احتمالاً در سال ۲۰۲۷ به تولید خواهد رسید و نصب مجموعه‌های جدید فشارافزایی در سال‌های بعد ادامه پیدا می‌کند.


پرسش تعیین‌کننده برای ایران این است که وقتی نخستین مجموعه‌های بزرگ فشارافزایی قطر وارد مدار می‌شوند، پروژه فشارافزایی پارس جنوبی در چه مرحله‌ای خواهد بود؟

#جنگ
#قطر
#فشارافزایی
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط