naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

بهای واقعی بحران، فقط در تأسیسات آسیب‌دیده خلاصه نمی‌شود؛

صورت‌حساب فرصت سوزی روی دست صنعت نفت ایران

۳۰ تیر ۱۴۰۵ | ۲۲:۵۱

0
0
صورت‌حساب فرصت سوزی روی دست صنعت نفت ایران

فرزین سوادکوهی: صدای انفجارها، دست‌کم فعلاً خاموش شده و التهاب روزهای نخست بحران فروکش کرده ؛ اما برای صنعت انرژی ایران، پایان درگیری‌ها الزاماً به معنای پایان خسارت نیست. در اقتصاد انرژی، هزینه یک جنگ تنها با شمارش مخازن آسیب‌دیده، خطوط لوله تخریب‌شده یا واحدهای از مدار خارج‌شده محاسبه نمی‌شود. بخش مهمی از این صورت‌حساب، در فرصت‌هایی نهفته است که از دست رفته‌اند؛ پروژه‌هایی که به تعویق افتاده‌اند، سرمایه‌گذارانی که محتاط ‌تر شده‌اند، هزینه‌هایی که بر حمل‌ونقل و تجارت تحمیل شده و بازارهایی که ممکن است به آرامی به دست رقبا سپرده شوند.

در هفته‌های گذشته، مسئولان وزارت نفت بارها تأکید کردند که تولید نفت و گاز کشور ادامه یافته و صادرات نیز با وجود دشواری‌های ایجادشده متوقف نشده . این موضوع بدون تردید دستاورد مهمی برای صنعت انرژی ایران محسوب می‌شود؛ زیرا حفظ جریان تولید و صادرات در شرایط بحرانی، از بروز شوک شدیدتر در اقتصاد جلوگیری می کند. با این حال، کارشناسان معتقدند ارزیابی آثار جنگ نباید تنها به میزان تولید روزانه یا حجم صادرات محدود شود. تجربه صنعت انرژی در جهان نشان داده که خسارت‌های واقعی، اغلب پس از پایان درگیری‌ها آشکار می‌شوند؛ زمانی که سرمایه‌گذاری‌ها به تعویق افتاده، هزینه تأمین مالی افزایش یافته و بازارها به تدریج آرایش تازه‌ای پیدا کرده‌اند.
در واقع، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، خسارت فرصت است؛ مفهومی که در صورت‌های مالی شرکت‌ها به سادگی دیده نمی‌شود، اما می‌تواند آینده یک صنعت را تحت تأثیر قرار دهد. اگر یک پروژه توسعه‌ای شش ماه یا یک سال دیرتر به بهره‌برداری برسد، اگر سرمایه‌گذاری به دلیل افزایش ریسک متوقف شود یا اگر یک مشتری خارجی تأمین‌کننده دیگری را جایگزین کند، اینها همگی بخشی از هزینه‌های جنگ هستند؛ هزینه‌هایی که شاید روی هیچ دیوار آسیب‌دیده‌ای دیده نشوند، اما آثار اقتصادی آنها گاه از خسارت‌های فیزیکی نیز ماندگارتر است.

توسعه؛گرفتار در پشت دیوار بی اعتمادی

صنعت نفت و گاز، بیش از بسیاری از صنایع دیگر، به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری نیاز دارد. توسعه یک میدان نفتی یا گازی، احداث یک پتروشیمی یا اجرای طرح‌های بزرگ پالایشی، پروژه‌هایی نیستند که در چند ماه به نتیجه برسند. این طرح‌ها معمولاً به میلیاردها دلار سرمایه، فناوری پیشرفته، تجهیزات تخصصی و برنامه‌ریزی چندساله نیاز دارند. طبیعی است که هرچه ریسک‌های امنیتی و سیاسی افزایش یابد، تصمیم‌گیری درباره این پروژه‌ها نیز دشوارتر شود.
در سال‌های اخیر، صنعت نفت ایران تلاش کرده بود با اتکا به توان داخلی و جذب سرمایه از مسیرهای مختلف، پروژه‌های مهمی را در حوزه بالادستی و پایین‌دستی پیش ببرد. توسعه میادین مشترک، اجرای طرح‌های فشارافزایی در پارس جنوبی، تکمیل زنجیره ارزش پتروشیمی، افزایش ظرفیت پالایشگاهی و توسعه زیرساخت‌های صادراتی، از جمله برنامه‌هایی بودند که تحقق آنها نیازمند فضای باثبات اقتصادی و امنیتی است.
هرچند تاکنون اعلام نشده که پروژه مشخصی به طور رسمی متوقف شده باشد، اما تجربه صنعت انرژی در جهان نشان می‌دهد که حتی دوره‌های کوتاه افزایش ریسک نیز می‌تواند روند اجرای پروژه‌ها را کندتر کند. شرکت‌های تأمین‌کننده تجهیزات، بانک‌های تأمین‌کننده مالی، شرکت‌های بیمه و حتی پیمانکاران بین‌المللی، در شرایط پرریسک معمولاً تصمیم‌های خود را با احتیاط بیشتری اتخاذ می‌کنند. همین احتیاط، به تدریج خود را در طولانی‌تر شدن زمان اجرای پروژه‌ها و افزایش هزینه آنها نشان می‌دهد.
در کنار این موضوع، سرمایه‌گذاری نیز نخستین بخشی است که از فضای نااطمینانی تأثیر می‌پذیرد. سرمایه، بیش از هر چیز به امنیت و قابلیت پیش‌بینی آینده نیاز دارد. حتی سرمایه‌گذاران داخلی نیز زمانی که افق اقتصادی را مبهم ببینند، ترجیح می‌دهند اجرای طرح‌های بزرگ را به تعویق بیندازند یا منابع خود را به فعالیت‌هایی با بازگشت سریع‌تر اختصاص دهند. نتیجه چنین رفتاری، شاید امروز در آمار تولید دیده نشود، اما چند سال بعد می‌تواند خود را به شکل کاهش ظرفیت تولید، عقب‌افتادن پروژه‌های توسعه‌ای یا کند شدن روند نوسازی صنعت نشان دهد.
این مسئله برای ایران اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا بخش قابل توجهی از میادین نفت و گاز کشور، به‌ویژه میادین مشترک، در رقابت مستقیم با کشورهای همسایه قرار دارند. هر ماه تأخیر در توسعه این میادین، تنها یک عقب‌افتادگی فنی نیست؛ بلکه می‌تواند به معنای از دست رفتن بخشی از مزیت رقابتی ایران در بهره‌برداری از منابع مشترک باشد. به همین دلیل است که کارشناسان، ثبات را نه یک امتیاز، بلکه یکی از مهم‌ترین دارایی‌های صنعت انرژی می‌دانند.
از سوی دیگر، تجربه بحران‌های گذشته نشان داده که پایان درگیری نظامی، الزاماً به معنای بازگشت فوری اعتماد نیست. بازارهای مالی، شرکت‌های بیمه، بانک‌ها و سرمایه‌گذاران معمولاً با فاصله زمانی نسبت به تحولات سیاسی واکنش نشان می‌دهند. بنابراین، حتی اگر فضای امنیتی آرام‌تر شود، بازسازی اعتماد و کاهش ریسک ادراک‌شده ممکن است ماه‌ها زمان ببرد. این همان دوره‌ای است که صنعت انرژی باید تلاش کند علاوه بر جبران خسارت‌های فیزیکی، اعتماد سرمایه‌گذاران و شرکای تجاری خود را نیز دوباره به دست آورد.
یکی دیگر از پیامدهای کمتر دیده‌شده بحران، افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه دریایی است. در بازار جهانی انرژی، صرفاً رسیدن نفت یا محصولات پتروشیمی به مقصد اهمیت ندارد؛ هزینه رساندن این محموله‌ها نیز بخش مهمی از رقابت‌پذیری صادرکنندگان را تشکیل می‌دهد. هر زمان که تنش در خلیج فارس یا مسیرهای دریایی منطقه افزایش پیدا می‌کند، شرکت‌های بیمه ریسک جنگ را در محاسبات خود لحاظ می‌کنند و نرخ بیمه نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری افزایش می‌یابد. در هفته‌های اخیر نیز گزارش‌های بین‌المللی از رشد محسوس حق بیمه کشتی‌هایی حکایت داشت که از آبراه‌های حساس منطقه عبور می‌کنند. این افزایش هزینه، حتی اگر موقتی باشد، مستقیماً بر قیمت تمام‌شده صادرات اثر می‌گذارد.
در کنار بیمه، شرکت‌های کشتیرانی نیز در چنین شرایطی با افزایش هزینه‌های عملیاتی، تغییر مسیر برخی شناورها، افزایش زمان سفر و رشد هزینه‌های لجستیکی روبه‌رو می‌شوند. صادرکنندگان نفت و محصولات پتروشیمی ناچارند این هزینه‌ها را بپردازند یا در قیمت فروش خود لحاظ کنند؛ موضوعی که در نهایت از قدرت رقابت آنها در بازارهای جهانی می‌کاهد.
از سوی دیگر، نقل‌وانتقال مالی نیز در شرایط بحران پیچیده‌تر می‌شود. افزایش ریسک منطقه‌ای، احتیاط بیشتر بانک‌ها و مؤسسات مالی، دشوارتر شدن تسویه مبادلات و افزایش هزینه‌های واسطه‌گری، همگی بخشی از هزینه‌هایی هستند که معمولاً در هیچ گزارش رسمی از صادرات دیده نمی‌شوند، اما در عمل بخشی از درآمد صادرکنندگان را کاهش می‌دهند.

پایین‌دستی ها؛ نخستین پرداخت‌کنندگان صورت‌حساب جنگ

اگرچه نگاه‌ها در روزهای بحران بیشتر متوجه پالایشگاه‌ها و مجتمع‌های بزرگ پتروشیمی بود، اما یکی از نخستین بخش‌هایی که آثار این تنش را لمس کرد، صنایع پایین‌دستی بود. آسیب به بخشی از زنجیره تولید و اختلال در عرضه برخی مواد اولیه، موجب شد بازار پلیمر با جهش قیمت روبه‌رو شود. تولیدکنندگان ظروف پلاستیکی، بسته‌بندی، قطعات خودرو، لوازم خانگی، صنایع غذایی و ده‌ها صنعت دیگر، ناچار شدند مواد اولیه مورد نیاز خود را با قیمت‌هایی بالاتر از گذشته تهیه کنند.
هرچند با افزایش عرضه و بازگشت تدریجی آرامش به بازار، التهاب اولیه تا حد زیادی فروکش کرد، اما آثار این شوک همچنان در زنجیره تولید باقی مانده . کالاهایی که با مواد اولیه گران‌تر تولید شده‌اند، هنوز در بازار عرضه می‌شوند و بسیاری از واحدهای کوچک تولیدی همچنان با فشار سرمایه در گردش و افزایش هزینه تولید مواجه هستند.
فعالان صنعت پلیمر نیز معتقدند اگرچه معاملات مواد اولیه تا حد زیادی به شرایط عادی بازگشته، اما بازگشت بازار به تعادل قیمتی زمان‌بر خواهد بود. سعید ترکمان، رئیس هیئت‌مدیره انجمن ملی صنایع پلیمر ایران، بر این باور است که بخش عمده معاملات به وضعیت عادی بازگشته، اما اثر افزایش قیمت مواد اولیه هنوز از زنجیره تولید و بازار مصرف حذف نشده است. در مقابل، حسین در، رئیس اتحادیه صنایع پایین‌دست پتروشیمی، نیز معتقد است که جهش قیمت برخی گریدهای مواد اولیه، فشار سنگینی بر تولیدکنندگان وارد کرد و بخش مهمی از صنایع پایین‌دستی ناچار شدند هزینه‌های جدید را تحمل کنند.

در رقابت هیچ کشوری منتظر نمی‌ماند

اما شاید مهم‌ترین بخش صورت‌حساب جنگ،یعنی بازارهای صادراتی در جایی نوشته شود که کمتر دیده می‌شود. بازار بسیار رقابتی است. خریداران در آسیا، اروپا و دیگر مناطق جهان، بیش از هر چیز به ثبات عرضه، قابلیت پیش‌بینی و امنیت زنجیره تأمین اهمیت می‌دهند. هر زمان که ریسک یک عرضه‌کننده افزایش پیدا کند، مشتریان برای کاهش ریسک خود، به‌طور طبیعی گزینه‌های دیگر را نیز بررسی می‌کنند.
در همین مدت، رقبای منطقه‌ای ایران از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، صادرات نفت، فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی خود را بدون اختلال جدی ادامه دادند. قطر نیز برنامه توسعه عظیم LNG خود را متوقف نکرده و همچنان در حال افزایش ظرفیت صادرات گاز مایع است. در چنین بازاری، حتی اگر سهم ایران به‌طور رسمی کاهش پیدا نکند، افزایش ریسک می‌تواند قدرت چانه‌زنی خریداران را افزایش دهد و رقابت را برای صادرکنندگان ایرانی دشوارتر کند.
در تجارت انرژی، مشتریان به سادگی جایگزین پیدا می‌کنند، اما بازگرداندن آنها همیشه آسان نیست. پالایشگاه یا مجتمع پتروشیمی که در دوره‌ای خوراک خود را از تأمین‌کننده دیگری تهیه کرده ، ممکن است حتی پس از عادی شدن شرایط نیز بخشی از قراردادهای خود را حفظ کند. به همین دلیل، کارشناسان معتقدند بزرگ‌ترین خسارت بحران‌ها، گاهی نه کاهش تولید، بلکه از دست رفتن اعتماد بازار است.
آنچه بر کسی پوشیده نیست این است که فعلا در ظاهر صنعت انرژی ایران از آزمونی دشوار عبور کرده و توانسته جریان تولید و صادرات را حفظ کند؛ اما اکنون مرحله مهم‌تری آغاز شده ؛ مرحله‌ای که در آن باید اعتماد بازار، شتاب توسعه و جذابیت سرمایه‌گذاری دوباره احیا شود. اگر این هدف محقق نشود، ممکن است خسارت اصلی نه در روزهای جنگ، بلکه در سال‌های پس از آن آشکار شود.
صورت‌حساب واقعی جنگ، فقط روی دیوارهای آسیب‌دیده پالایشگاه‌ها نوشته نمی‌شود. این صورت‌حساب در پروژه‌هایی ثبت می‌شود که دیرتر به بهره‌برداری می‌رسند، در سرمایه‌ای که هرگز وارد صنعت نمی‌شود، در هزینه‌های اضافی حمل‌ونقل و بیمه، در فشار واردشده بر صنایع پایین‌دستی و در بازارهایی که رقبا با ثبات بیشتر به دست می‌آورند. شاید از همین روست که اقتصاددانان انرژی می‌گویند بزرگ‌ترین هزینه جنگ، نه آن چیزی است که ویران می‌شود، بلکه آن چیزی است که دیگر فرصت ساخته‌شدن پیدا نمی‌کند.

#صنعت نفت
#نفت ایران
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط