naftkhabar-header-2k

پتروشیمی، پالایش

چین قواعد بازی را عوض می‌کند؛

پلیمر در پایان دوران حاشیه سودهای آسان

برخورداری از خوراک ارزان و دسترسی به بازارهای صادراتی،طی تمام سنوات گذشته دو امتیاز تعیین‌کننده در صنعت پتروشیمی بود؛ ترکیبی که به تولیدکنندگان خاورمیانه اجازه می‌داد محصولات پایه پلیمری را با هزینه رقابتی تولید و در بازارهای جهانی عرضه کنند. اما این معادله به‌تدریج در حال تغییر است. چین ظرفیت تولید خود را افزایش داده، واردات پلیمر این کشور کاهش یافته و در بازار آسیا، فاصله میان هزینه خوراک و قیمت محصولات نهایی بیش از گذشته زیر ذره‌بین قرار گرفته است.

۱۲ آبان ۱۴۰۵ | ۲۳:۲۷

0
0
پلیمر در پایان دوران حاشیه سودهای آسان

فرزین سوادکوهی: 


برخورداری از خوراک ارزان و دسترسی به بازارهای صادراتی،طی تمام سنوات گذشته دو امتیاز تعیین‌کننده در صنعت پتروشیمی بود؛ ترکیبی که به تولیدکنندگان خاورمیانه اجازه می‌داد محصولات پایه پلیمری را با هزینه رقابتی تولید و در بازارهای جهانی عرضه کنند. اما این معادله به‌تدریج در حال تغییر است. چین ظرفیت تولید خود را افزایش داده، واردات پلیمر این کشور کاهش یافته و در بازار آسیا، فاصله میان هزینه خوراک و قیمت محصولات نهایی بیش از گذشته زیر ذره‌بین قرار گرفته است.

در واقع حالا دیگرچین دیگر همان مشتری سابق نیست.یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی که در سال‌های اخیر در بازار پتروشیمی رخ داده، تغییر جایگاه چین است. این کشور که سال‌ها مقصد اصلی بخشی از صادرات محصولات پلیمری تولیدکنندگان خاورمیانه بود، اکنون با توسعه ظرفیت‌های داخلی، در حال کاهش وابستگی به واردات است. اهمیت این تغییر زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم بسیاری از طرح‌های پتروشیمی منطقه، با فرض تداوم تقاضای بالای چین طراحی و اجرا شده‌اند.
بر اساس تحلیل موسسه معروف مشاوره ای مکنزی از وضعیت صنعت شیمیایی در سه‌ماهه سوم ۲۰۲۶، واردات خالص پلی‌اتیلن چین در مقیاس نرخ سالانه، حدود شش میلیون تن نسبت به سال ۲۰۲۵ کاهش یافته. هم‌زمان، صادرات پلی‌پروپیلن این کشور در سه‌ماهه دوم رشد قابل‌توجهی داشته است. این ارقام صرفاً تغییراتی در آمار تجارت خارجی نیستند چرا که آنها از جابه‌جایی تدریجی جایگاه تولیدکنندگان در یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مصرف محصولات پتروشیمی حکایت دارند.
چین با توسعه واحدهای جدید الفینی، مجتمع‌های یکپارچه پالایشگاهی و استفاده از فناوری‌های تبدیل زغال‌سنگ و متانول به الفین، توانسته بخش مهمی از زنجیره تأمین داخلی خود را تقویت کند. نتیجه این روند، کاهش فضای بازار برای صادرکنندگانی است که پیش‌تر می‌توانستند روی تقاضای وارداتی چین حساب کنند.
البته نباید تصور کرد که چین به‌سرعت از واردات همه محصولات پلیمری بی‌نیاز خواهد شد. کیفیت گریدها، تفاوت مشخصات فنی، ساختار تقاضا و مزیت اقتصادی تولید داخلی همچنان تعیین‌کننده‌اند. اما جهت حرکت بازار روشن است چون فروش محصول به چین دیگر به اندازه گذشته قابل اتکا نیست و تولیدکنندگان باید برای رقابت با عرضه‌کنندگان چینی نیز آماده باشند.


خوراک لزوما مشکل اصلی نیست
در صنعت پلیمر، قیمت مواد اولیه همواره یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده سودآوری بوده است. تولیدکننده‌ای که به اتان، نفتا یا پروپان با قیمت رقابتی دسترسی دارد، در شرایط برابر می‌تواند محصول خود را ارزان‌تر از رقیب عرضه کند. با این حال، تحولات اخیر نشان داده‌اند که مزیت خوراک به‌تنهایی برای تضمین سودآوری کافی نیست.
در زنجیره پلی‌اتیلن، قیمت اتان و اتیلن و هزینه تبدیل آنها به محصول نهایی اهمیت دارد. در پلی‌پروپیلن نیز قیمت پروپیلن و شرایط تأمین خوراک، نقش تعیین‌کننده‌ای در اقتصاد تولید دارند. اما زمانی که ظرفیت عرضه محصول نهایی از رشد مصرف جلو می‌زند، حتی تولیدکنندگان برخوردار از خوراک ارزان نیز با فشار بر قیمت فروش مواجه می‌شوند.
مسئله دقیقاً همین‌جاست. افزایش ظرفیت تولید در چین، آمریکا و برخی کشورهای خاورمیانه، در کنار رشد نه‌چندان متناسب تقاضا، رقابت بر سر بازارهای صادراتی را تشدید کرده است. در چنین بازاری، تولیدکننده نمی‌تواند تمام افزایش هزینه خوراک و انرژی را به خریدار منتقل کند. قدرت چانه‌زنی مشتریان بالا می‌رود و حاشیه سود تولیدکننده تحت فشار قرار می‌گیرد.
گزارش اکتبر مکنزی نیز به همین مسئله اشاره می‌کند که محدود شدن نیاز وارداتی چین باعث شده اثر اختلال عرضه در خاورمیانه بر بازارهای آسیایی به اندازه‌ای نباشد که در شرایط دیگر انتظار می‌رفت. به بیان دیگر، حتی زمانی که عرضه منطقه‌ای با محدودیت روبه‌روست، کاهش تقاضای وارداتی یک مصرف‌کننده بزرگ می‌تواند مانع رشد متناسب قیمت محصولات پتروشیمی شود.
وضعیت بازار هند نیز تصویر دیگری از همین فشار را نشان می‌دهد. این کشور طی سال‌های گذشته به یکی از مقاصد مهم صادرات محصولات پتروشیمی تبدیل شده و رشد مصرف داخلی آن، فرصت مناسبی برای تولیدکنندگان منطقه فراهم کرده است. با این حال، گزارش ۲۲ اکتبر ICIS از کاهش خرید پلی‌اتیلن و پلی‌پروپیلن پس از پایان دوره تقاضای مناسبتی خبر می‌دهد.
در این گزارش، علاوه بر کاهش تقاضا، به افزایش هزینه انرژی و خوراک، بالا بودن نرخ حمل دریایی و طولانی شدن زمان تحویل محموله‌ها نیز اشاره شده. در برخی مسیرهای تجاری از شمال شرق آسیا به هند، زمان حمل به حدود ۶۰ روز رسیده است.
این شرایط برای تولیدکنندگان رزین و به‌ویژه مصرف‌کنندگان پایین‌دستی اهمیت دارد. کارخانه‌های تولید فیلم‌های بسته‌بندی، لوله، قطعات پلاستیکی و محصولات مصرفی معمولاً نمی‌توانند هر افزایش قیمتی را بلافاصله به مشتری نهایی منتقل کنند. افزایش قیمت مواد اولیه، سرمایه در گردش بیشتری می‌طلبد و در صورت کاهش سفارش‌ها، موجودی انبار به یک هزینه اضافی تبدیل می‌شود.
در واقع، فشار بازار فقط متوجه مجتمع‌های بزرگ پتروشیمی نیست. حلقه‌های پایین‌دستی نیز در معرض کاهش حاشیه سود قرار دارند. این مسئله در اقتصادهایی که بخش بزرگی از صنایع تبدیلی آنها را بنگاه‌های کوچک و متوسط تشکیل می‌دهند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
یکی از ویژگی‌های صنعت پتروشیمی در سال‌های گذشته، رقابت کشورها برای افزایش ظرفیت تولید بوده است. چین با سرمایه‌گذاری گسترده در مجتمع‌های یکپارچه، آمریکا با اتکا به خوراک حاصل از گاز شیل و کشورهای خاورمیانه با استفاده از منابع هیدروکربوری خود، ظرفیت‌های تازه‌ای به بازار اضافه کرده‌اند.
اما ظرفیت اسمی بالا، به‌تنهایی شاخص موفقیت اقتصادی یک مجتمع نیست. آنچه اهمیت دارد، میزان تولید واقعی، هزینه تمام‌شده، دسترسی به بازار، ترکیب محصولات و حاشیه سود عملیاتی است.


نمونه قابل توجه را می‌توان در عملکرد شرکت‌های بین‌المللی مشاهده کرد. طبق گزارش ICIS در ۳۰ اکتبر، عملکرد بخش شیمیایی شرکت OMV در سه‌ماهه سوم تحت تأثیر شرایط دشوار بازار و عملکرد شرکت بوروج قرار گرفته است. نتیجه عملیاتی بخش بوروج اینترنشنال از ۳۴۹ میلیون یورو در سه‌ماهه دوم به ۱۶ میلیون یورو در سه‌ماهه سوم کاهش یافته است؛ افتی که نشان می‌دهد حتی شرکت‌های بزرگ و برخوردار از زیرساخت‌های پیشرفته نیز از فشارهای بازار مصون نیستند.
برخورداری از فناوری، ظرفیت تولید و حضور بین‌المللی، ریسک بازار را حذف نمی‌کند و این نکته ای مهم تلقی می شود. در صنعتی که قیمت محصولات، هزینه خوراک و تقاضای مشتریان دائماً تغییر می‌کنند، کیفیت تصمیم‌های تجاری و انعطاف‌پذیری تولید اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده است.


ایران و مزیت خوراک در برابر محدودیت بازار
صنعت پتروشیمی ایران نیز در همین بازار فعالیت می‌کند، با این تفاوت که بخشی از محدودیت‌های آن منشأ داخلی و بخشی دیگر ناشی از شرایط تجارت خارجی است. دسترسی به منابع گازی و مایعات هیدروکربوری، موقعیت جغرافیایی و برخورداری از ظرفیت تولید قابل‌توجه در زنجیره‌های مختلف، از امتیازهای این صنعت محسوب می‌شوند. با این حال، تبدیل این امتیازها به سود پایدار، به عوامل دیگری نیز وابسته است.
نخستین مسئله، ترکیب سبد محصولات است. توسعه ظرفیت متانول، پلی‌اتیلن و برخی محصولات پایه، بدون توجه کافی به توسعه زنجیره‌های پایین‌دستی، می‌تواند وابستگی تولیدکننده به بازارهای کالایی را افزایش دهد. در بازار کالایی، محصول تولیدکننده ایرانی معمولاً در کنار محصولات مشابه آمریکایی، چینی، سعودی و قطری قرار می‌گیرد و خریدار بیش از هر چیز قیمت، کیفیت و قابلیت تحویل را مقایسه می‌کند.
مسئله دوم، تأمین مستمر خوراک است. مجتمع پلیمری برای حفظ تولید اقتصادی به جریان پایدار اتیلن، پروپیلن و سایر مواد اولیه نیاز دارد. محدودیت گاز در زمستان، تعمیرات واحدهای بالادستی یا اختلال در تأمین خوراک می‌تواند برنامه تولید را بر هم بزند. در چنین وضعیتی، حتی اگر قیمت جهانی پلیمر بالا باشد، توقف تولید یا کاهش ظرفیت عملیاتی اجازه بهره‌برداری کامل از شرایط بازار را نمی‌دهد.
مسئله سوم، دسترسی به بازارهای صادراتی است. تغییر مسیر تجارت چین، رقابت شدیدتر در هند و محدودیت‌های لجستیکی، به این معناست که تولیدکننده ایرانی باید بازارهای مقصد را دقیق‌تر انتخاب کند. فروش یک محموله با تخفیف بالا و هزینه حمل سنگین، الزاماً معامله سودآوری نیست؛ همان‌طور که افزایش تناژ صادرات نیز به‌تنهایی نمی‌تواند عملکرد اقتصادی یک مجتمع را توضیح دهد.


در این میان، تفاوت میان فروش محصول پایه و محصولات با ارزش افزوده بیشتر اهمیت پیدا می‌کند. توسعه گریدهای تخصصی پلیمر، محصولات مهندسی و مواد مورد استفاده در صنایع بسته‌بندی پیشرفته، خودرو، تجهیزات پزشکی و قطعات صنعتی، نیازمند فناوری، دانش فنی و بازارسازی است. چنین محصولاتی البته بازار و الزامات کیفی متفاوتی دارند و نمی‌توان صرفاً با تغییر نام محصول یا افزایش قیمت فروش، آنها را در سبد تولید قرار داد.
حالا آنچه در بازار پلیمر اتفاق می‌افتد، پایان مصرف پلاستیک یا از بین رفتن فرصت‌های سرمایه‌گذاری در پتروشیمی نیست. تقاضای جهانی برای محصولات پلیمری همچنان وجود دارد و صنایع بسته‌بندی، ساختمان، حمل‌ونقل و تجهیزات صنعتی به این مواد وابسته‌اند. مسئله، تغییر شکل رقابت است.
در گذشته، دسترسی به خوراک ارزان و ظرفیت تولید بالا می‌توانست بخش مهمی از فاصله رقابتی را جبران کند ولی اکنون تولیدکنندگان باید علاوه بر هزینه خوراک، به ترکیب محصول، نرخ بهره‌برداری، کیفیت، هزینه حمل، اعتبار تجاری و موقعیت مشتریان نیز توجه کنند.
این تغییر در حساب‌وکتاب توسعه برای صنعت پتروشیمی ایران اهمیت دارد. احداث یک واحد جدید پلیمر زمانی توجیه اقتصادی دارد که بازار فروش، تأمین پایدار خوراک و هزینه‌های واقعی تولید آن مشخص باشد. ظرفیت تولیدی که برای آن بازار مطمئن وجود ندارد، ممکن است به‌جای ایجاد درآمد، به افزایش رقابت داخلی و فشار بر قیمت فروش منجر شود.
بازار جهانی پلیمر همچنان فرصت دارد، اما دیگر هر تن ظرفیت تازه‌ به معنای یک تن درآمد جدید نیست. در صنعتی که مشتریان بزرگ خودشان به تولیدکننده تبدیل شده‌اند، برنده لزوماً شرکتی نیست که بیشتر تولید می‌کند بلکه شرکتی است که می‌داند چه محصولی را با چه هزینه‌ای، برای کدام بازار و در چه زمانی عرضه کند.


انتهای پیام

#فرزین سوادکوهی
#پتروشیمی
#چین
#پلیمر
#نفت خبر
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید