naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

ادبیات نفت؛ چگونه طلای سیاه وارد جهان داستان شد؟

از رمان‌های سرمایه‌داری آمریکایی تا روایت فروپاشی جوامع نفت‌خیز؛ تاریخ پیدایش یک جریان ادبی

۱ آبان ۱۴۰۵ | ۱۴:۴۱

0
0
ادبیات نفت؛ چگونه طلای سیاه وارد جهان داستان شد؟





نفت در یک قرن و نیم گذشته، بیش از بسیاری از پدیده‌های اقتصادی، سرنوشت جهان را تغییر داده است. جنگ‌ها را تحت تأثیر قرار داده، دولت‌ها را ثروتمند کرده، امپراتوری‌ها را به خاورمیانه کشانده، شهرهای تازه‌ای ساخته و جوامعی را از زندگی کشاورزی و کوچ‌نشینی به جهان صنعت و سرمایه‌داری پرتاب کرده است. بااین‌همه، حضور این ماده سیاه در ادبیات جهان، به‌اندازه حضورش در سیاست و اقتصاد پررنگ نبوده است. همین تناقض، نقطه آغاز یکی از جریان‌های فکری جذاب در مطالعات ادبی معاصر است؛ جریانی که امروز آن را با عنوان «ادبیات داستانی نفت» یا Petrofiction می‌شناسند.


ادبیات نفت، برخلاف آنچه در نگاه نخست به نظر می‌رسد، ادبیات درباره چاه‌ها، دکل‌ها و پالایشگاه‌ها نیست. موضوع اصلی آن انسان و جامعه‌ای است که نفت سرنوشتشان را تغییر داده است. از کارگران میدان‌های نفتی کالیفرنیا تا ساکنان بیابان‌های عربستان، از مردم بومی آمریکا تا روستاییان دلتای نیجر و از آبادان تا شهرهای نفتی آمریکای لاتین، ادبیات نفت کوشیده است تجربه انسانی زیستن در جهانی را روایت کند که بخش بزرگی از مناسبات آن بر پایه استخراج و مصرف سوخت‌های فسیلی شکل گرفته است.


از تولد صنعت نفت تا ظهور نخستین رمان‌های نفتی


تاریخ صنعت نفت مدرن را معمولاً از حفاری موفق چاه ادوین دریک در پنسیلوانیای آمریکا در سال ۱۸۵۹ آغاز می‌کنند. در دهه‌های بعد، نفت به‌تدریج از کالایی صنعتی به یکی از پایه‌های اقتصاد مدرن تبدیل شد. توسعه موتورهای احتراق داخلی، گسترش صنعت خودرو، تغییر سوخت ناوگان‌های دریایی و رشد صنایع پتروشیمی، جایگاه نفت را در اقتصاد جهانی تثبیت کرد.


اما ادبیات با تأخیر به این تحول واکنش نشان داد.


در قرن نوزدهم، رمان اروپایی و آمریکایی به‌شدت تحت تأثیر انقلاب صنعتی، گسترش سرمایه‌داری و شکل‌گیری طبقه کارگر بود. کارخانه‌ها، معادن زغال‌سنگ و شهرهای صنعتی به جهان داستان راه یافته بودند. نویسندگانی مانند امیل زولا در رمان «ژرمینال» مناسبات کار، سرمایه و استثمار را در معادن زغال‌سنگ روایت کرده بودند؛ اما نفت هنوز جایگاه مستقلی در ادبیات داستانی پیدا نکرده بود.


یکی از نخستین نقاط عطف مهم در این مسیر، انتشار رمان «نفت!» (Oil!) نوشته آپتون سینکلر در سال ۱۹۲۷ بود.


سینکلر که پیش‌تر با رمان «جنگل» به افشای مناسبات کار و سرمایه در صنایع گوشت آمریکا پرداخته بود، این بار به سراغ صنعت نفت کالیفرنیا رفت. رمان او داستان یک سرمایه‌دار نفتی و پسرش را در بستری از فساد سیاسی، منازعات کارگری، سوداگری زمین و قدرت‌گیری شرکت‌های بزرگ روایت می‌کند.


در این اثر، نفت دیگر صرفاً یک ماده معدنی نیست؛ نیرویی است که می‌تواند سیاست را بخرد، مناسبات اجتماعی را تغییر دهد و اخلاق فردی را در برابر منطق انباشت سرمایه قرار دهد.


از همین‌جا یکی از نخستین گفتمان‌های ادبیات نفت شکل گرفت: نفت به‌مثابه سرمایه و قدرت.


این گفتمان در سال‌های بعد، به‌ویژه در ادبیات انتقادی آمریکا و آمریکای لاتین، ادامه یافت. مسئله اصلی آن بود که ثروت حاصل از استخراج نفت چگونه توزیع می‌شود، چه کسانی مالک آن هستند و چه گروه‌هایی هزینه اجتماعی تولید این ثروت را می‌پردازند.


نفت و استعمار؛ ورود ادبیات به جهان کشورهای تولیدکننده


با گسترش صنعت نفت در خاورمیانه، آمریکای لاتین و آفریقا، صورت‌بندی تازه‌ای از مسئله نفت در ادبیات جهان پدید آمد.


در آمریکا، ادبیات نفت غالباً از درون یک جامعه صنعتی و سرمایه‌داری به مناسبات قدرت نگاه می‌کرد؛ اما در بسیاری از کشورهای تولیدکننده، نفت با حضور شرکت‌های خارجی، امتیازهای استعماری، تغییر مناسبات مالکیت و شکل‌گیری دولت‌های جدید پیوند خورده بود.


این تفاوت، موضوع ادبیات نفت را نیز تغییر داد.


دیگر مسئله فقط رابطه سرمایه‌دار و کارگر نبود. پرسش تازه‌ای شکل گرفت: وقتی یک جامعه سنتی ناگهان در معرض ثروت عظیم نفت و قدرت شرکت‌های خارجی قرار می‌گیرد، چه بر سر ساختار اجتماعی، فرهنگ، حافظه تاریخی و استقلال سیاسی آن می‌آید؟


در آمریکای لاتین، نویسندگانی مانند میگل اوترو سیلوا در ونزوئلا به این دگرگونی پرداختند. رمان «دفتر شماره یک» (Oficina No. 1) که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد، پیدایش یک شهر نفتی و تغییرات اجتماعی ناشی از توسعه صنعت نفت را روایت می‌کند.


در خاورمیانه نیز نفت به یکی از نیروهای تعیین‌کننده در شکل‌گیری دولت‌های جدید تبدیل شده بود، اما بازتاب ادبی این دگرگونی، به‌تدریج و در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی نیمه دوم قرن بیستم گسترش یافت.


عبدالرحمن منیف؛ وقتی نفت یک تمدن را دگرگون می‌کند


اگر آپتون سینکلر را یکی از پیشگامان رمان نفتی بدانیم، عبدالرحمن منیف را باید از مهم‌ترین نویسندگانی شناخت که نفت را به مسئله‌ای تاریخی و تمدنی تبدیل کرد.


منیف، نویسنده عرب متولد ۱۹۳۳، تحصیلات خود را در رشته اقتصاد نفت ادامه داده بود و تجربه فعالیت در صنعت نفت را نیز داشت. او از نزدیک با مناسبات اقتصادی و سیاسی این صنعت آشنا بود.


مجموعه پنج‌جلدی «شهرهای نمک» که انتشار آن از سال ۱۹۸۴ آغاز شد، یکی از مهم‌ترین آثار ادبی جهان درباره پیامدهای کشف نفت در جوامع عربی است.


در این رمان، ورود آمریکایی‌ها و آغاز عملیات نفتی، زندگی مردمانی را که نسل‌ها در مناسبات سنتی زیسته‌اند، دگرگون می‌کند. نخلستان‌ها و آبادی‌ها تغییر می‌کنند، ساختار قدرت بازآرایی می‌شود، شهرهای جدید شکل می‌گیرند و مناسباتی تازه میان حاکمان، شرکت‌های خارجی و مردم به وجود می‌آید.


اما اهمیت ادبی منیف در مخالفت ساده با صنعت نفت خلاصه نمی‌شود.


او می‌کوشد نشان دهد چگونه یک منبع طبیعی می‌تواند آهنگ تحولات تاریخی را چنان شتاب دهد که جامعه فرصت سازگار شدن با آن را از دست بدهد. در جهان داستانی منیف، ثروت نفتی لزوماً به معنای توسعه اجتماعی نیست و نوسازی ظاهری شهرها الزاماً با گسترش مشارکت سیاسی و حقوق شهروندی همراه نمی‌شود.


عنوان «شهرهای نمک» نیز واجد معنایی نمادین است؛ شهرهایی که ممکن است با ثروت نفت به‌سرعت ساخته شوند، اما بنیان اجتماعی و تاریخی آن‌ها شکننده باقی بماند.


منیف یکی از مهم‌ترین پرسش‌های ادبیات نفت را صورت‌بندی کرد: آیا نفت می‌تواند جامعه‌ای را ثروتمند کند، بی‌آنکه آن جامعه فرصت ساختن نهادهای توسعه‌یافته را پیدا کند؟


آمیتاو گوش و تولد یک مفهوم نظری


با وجود انتشار رمان‌های متعدد درباره نفت، تا اوایل دهه ۱۹۹۰ هنوز ادبیات نفت به‌عنوان یک حوزه نظری مستقل، جایگاه تثبیت‌شده‌ای در مطالعات ادبی نداشت.


در سال ۱۹۹۲، آمیتاو گوش، نویسنده هندی، مقاله‌ای با عنوان «ادبیات داستانی نفت؛ مواجهه نفت و رمان» (Petrofiction: The Oil Encounter and the Novel) منتشر کرد که به یکی از متون اثرگذار این حوزه تبدیل شد.


گوش با بررسی رمان «شهرهای نمک» عبدالرحمن منیف، تناقض مهمی را پیش کشید: چگونه ممکن است نفت، با چنین نقش عظیمی در شکل‌گیری جهان معاصر، در ادبیات داستانی حضوری نسبتاً محدود داشته باشد؟


این پرسش از آن جهت اهمیت داشت که ادبیات مدرن، پیش‌تر بسیاری از تحولات بزرگ اقتصادی و اجتماعی را به موضوع روایت تبدیل کرده بود. انقلاب صنعتی، استعمار، جنگ‌های جهانی، مهاجرت و شکل‌گیری شهرهای مدرن، هرکدام سنت‌های ادبی گسترده‌ای پدید آورده بودند.


اما نفت، با وجود تأثیر عمیق بر همه این تحولات، کمتر به‌عنوان موضوع مرکزی رمان شناخته می‌شد.


گوش در واقع توجه منتقدان را به نوعی غیبت ادبی جلب کرد؛ غیبت ماده‌ای که تقریباً در همه جنبه‌های زندگی مدرن حضور داشت.


از این منظر، اهمیت مفهوم Petrofiction فقط در نام‌گذاری یک دسته از رمان‌ها نبود. این مفهوم راه را برای طرح پرسش‌های تازه‌ای درباره رابطه ادبیات، انرژی، سرمایه‌داری، استعمار و زندگی روزمره باز کرد.


از ادبیات نفت تا مطالعات انرژی


در دهه‌های بعد، پژوهش درباره ادبیات نفت به حوزه گسترده‌تری پیوند خورد که امروز آن را «علوم انسانی انرژی» (Energy Humanities) می‌نامند.


پژوهشگران این حوزه معتقدند منابع انرژی فقط ابزار تولید و مصرف نیستند، بلکه بر سازمان اجتماعی، فرهنگ، تخیل سیاسی و حتی شیوه روایت داستان تأثیر می‌گذارند.


به بیان دیگر، زغال‌سنگ، نفت، گاز و برق صرفاً موضوعاتی فنی و اقتصادی نیستند. هر نظام انرژی، مناسبات اجتماعی و تجربه تاریخی ویژه‌ای پدید می‌آورد.


در این چارچوب، نفت از یک موضوع داستانی به مفهومی برای فهم مدرنیته تبدیل می‌شود.


نظریه‌پردازانی مانند استفانی لک‌من و پژوهشگرانی چون ایمری سزمن، در گسترش مطالعات فرهنگی و ادبی انرژی نقش داشته‌اند. تیموتی میچل نیز در کتاب «دموکراسی کربنی» (Carbon Democracy) در سال ۲۰۱۱، از منظری تاریخی و سیاسی نشان داد که ساختارهای انرژی چگونه با شکل‌گیری مناسبات قدرت و امکان‌های دموکراسی پیوند می‌خورند.


البته «دموکراسی کربنی» اثری ادبی نیست، اما مباحث آن برای فهم زمینه سیاسی و اجتماعی ادبیات نفت اهمیت دارد.


این تحولات سبب شد پژوهشگران از بررسی داستان‌هایی که مستقیماً درباره استخراج نفت نوشته شده‌اند فراتر بروند و به این پرسش بپردازند که وابستگی جهان مدرن به انرژی فسیلی چگونه در فرم‌های ادبی، تخیل اجتماعی و روایت آینده بازتاب یافته است.


محیط زیست؛ گفتمان تازه ادبیات نفت


از اواخر قرن بیستم و به‌ویژه در دهه‌های نخست قرن بیست‌ویکم، ادبیات نفت با گفتمان تازه‌ای روبه‌رو شد: بحران محیط زیست.


در آثار اولیه، نفت بیشتر در پیوند با سرمایه، استعمار، کار و دولت بررسی می‌شد. اما با گسترش آگاهی جهانی درباره آلودگی‌های نفتی، تخریب زیست‌بوم‌ها و تغییرات اقلیمی، طبیعت نیز به یکی از عناصر مرکزی روایت‌های نفتی تبدیل شد.


رمان «نفت روی آب» (Oil on Water) نوشته هلون هابیلا، منتشرشده در سال ۲۰۱۰، نمونه برجسته این تحول است.


هابیلا داستان دو روزنامه‌نگار را روایت می‌کند که در دلتای نیجر، میان تأسیسات نفتی، جوامع محلی، گروه‌های مسلح و محیط زیستی آسیب‌دیده حرکت می‌کنند.


در این رمان، نفت فقط موضوع یک منازعه اقتصادی نیست. آب آلوده، زمین آسیب‌دیده و زندگی مختل‌شده مردم، به عناصر اصلی جهان داستان تبدیل می‌شوند.


رمان «چه زیبا بودیم» (How Beautiful We Were) نوشته ایمبولو امبوئه در سال ۲۰۲۱ نیز از زاویه دیگری به همین مسئله می‌پردازد. داستان درباره جامعه‌ای آفریقایی است که با پیامدهای فعالیت یک شرکت نفتی خارجی و ساختار قدرت حامی آن مواجه می‌شود.


بااین‌حال، ادبیات محیط‌زیستی نفت را نباید صرفاً معادل ادبیات ضدنفت دانست. مسئله پیچیده‌تر از این دوگانه است.


در بسیاری از این آثار، پرسش اصلی نه ضرورت یا عدم ضرورت استفاده از نفت، بلکه چگونگی توزیع منافع و هزینه‌های استخراج آن است. چه کسانی از تولید ثروت بهره‌مند می‌شوند؟ چه کسانی با پیامدهای زیست‌محیطی آن زندگی می‌کنند؟ چه نهادی مسئول حفاظت از حقوق جوامع محلی است و چه سازوکاری می‌تواند میان توسعه اقتصادی و پایداری محیط زیست تعادل برقرار کند؟


در چنین آثاری، نفت به بستری برای طرح مسئله عدالت محیط‌زیستی تبدیل می‌شود.


ادبیات نفت در ایران؛ صنعتی بزرگ و روایتی پراکنده


ایران از نخستین کشورهای خارج از آمریکای شمالی بود که صنعت نفت در آن به مقیاسی بزرگ و تجاری شکل گرفت. کشف نفت در مسجدسلیمان در سال ۱۹۰۸، آغازگر تحولی شد که در دهه‌های بعد، اقتصاد، سیاست، شهرنشینی و مناسبات اجتماعی ایران را عمیقاً تغییر داد.


صنعت نفت در ایران شهرهای جدید ساخت، مهاجرت‌های گسترده ایجاد کرد، طبقه کارگر صنعتی را گسترش داد و در شکل‌گیری جنبش‌های سیاسی و اجتماعی نقش داشت.


بااین‌همه، ادبیات داستانی ایران کمتر در قالب یک جریان مستقل و شناخته‌شده با عنوان ادبیات نفت بررسی شده است.


این به معنای غیبت نفت از ادبیات ایران نیست.


آثار نویسندگانی مانند احمد محمود، به‌ویژه «همسایه‌ها»، بخش مهمی از تجربه زیستن در شهرهای نفتی جنوب ایران را ثبت کرده‌اند. در جهان داستانی محمود، آبادان شهری است که هویت اجتماعی و سیاسی آن بدون حضور صنعت نفت قابل فهم نیست.


در ادبیات جنوب ایران، نویسندگان دیگری نیز به زندگی کارگران، مهاجران، مناسبات طبقاتی و تحولات فرهنگی شهرهای صنعتی پرداخته‌اند. اما بخش بزرگی از این آثار بیشتر ذیل عنوان‌هایی مانند ادبیات جنوب، ادبیات کارگری یا ادبیات اجتماعی بررسی شده‌اند.


همین مسئله پرسشی مهم پیش روی مطالعات ادبی ایران قرار می‌دهد: آیا می‌توان با بازخوانی آثار داستانی یک قرن گذشته، تاریخ مستقلی برای ادبیات نفت ایران نوشت؟


چنین پژوهشی باید از مرز رمان‌هایی که مستقیماً درباره چاه و پالایشگاه نوشته شده‌اند فراتر برود و تأثیر نفت بر شکل‌گیری شهر، خانواده، طبقه اجتماعی، مهاجرت، زبان و حافظه جمعی را نیز بررسی کند.


از مسجدسلیمان و آبادان تا آغاجاری، گچساران و جزیره خارگ، جغرافیای نفتی ایران ظرفیت گسترده‌ای برای چنین بازخوانی‌ای دارد.


نفت؛ از موضوع داستان تا شیوه‌ای برای فهم جهان


در سال ۲۰۲۱، کتاب «داستان‌های نفتی؛ ادبیات جهان و سپهر نفتی معاصر ما» (Oil Fictions: World Literature and Our Contemporary Petrosphere) به کوشش استیسی بالکان و سوارالیپی ناندی منتشر شد؛ اثری که نشان می‌دهد ادبیات نفت دیگر صرفاً مجموعه‌ای پراکنده از رمان‌های مرتبط با صنعت نفت نیست، بلکه به حوزه‌ای گسترده در مطالعات ادبیات جهان تبدیل شده است.


امروز پژوهشگران این حوزه از زوایای گوناگون به نفت نگاه می‌کنند: نفت و استعمار، نفت و سرمایه‌داری، نفت و شکل‌گیری دولت، نفت و مهاجرت، نفت و جنسیت، نفت و محیط زیست و حتی نفت و تخیل آینده.


وجه مشترک این رویکردها آن است که نفت را پدیده‌ای فراتر از یک منبع طبیعی می‌دانند.


در ادبیات نفت، چاه نفت می‌تواند نقطه آغاز یک رمان خانوادگی باشد؛ پالایشگاه می‌تواند زمینه شکل‌گیری یک شهر و هویت جمعی تازه را فراهم کند؛ قرارداد نفتی می‌تواند مناسبات قدرت را دگرگون سازد و تخریب یک تالاب می‌تواند به داستانی درباره عدالت، حافظه و سرنوشت نسل‌های آینده تبدیل شود.


از این منظر، ادبیات نفت تاریخ دیگری از جهان معاصر را روایت می‌کند؛ تاریخی که در آن، به‌جای آمار تولید و صادرات، زندگی انسان‌هایی در مرکز توجه قرار می‌گیرد که سرنوشتشان با استخراج، توزیع و مصرف نفت گره خورده است.


شاید مهم‌ترین دستاورد این جریان ادبی نیز همین باشد: بازگرداندن انسان به مرکز روایتی که معمولاً با اعداد، قراردادها، مخازن و قیمت هر بشکه نفت تعریف می‌شود.


صنعت نفت تاریخ اقتصادی و سیاسی جهان را نوشته است؛ ادبیات نفت می‌کوشد تاریخ انسانی آن را نیز بنویسد.

#نفت و گاز
#نفت
#طلای‌سیاه
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط