نمایندگان ترامپ در مذاکرات صلح مسکو طرح خرید داراییهای بینالمللی لوکاویل روسیه را با مشارکت سرمایهگذاران خلیج فارس بررسی کردند.
پنجم سپتامبر، در کرملین، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ، جرد کوشنر، داماد رئیسجمهور آمریکا و کریل دمیتریف، نماینده اقتصادی ولادیمیر پوتین، برای گفتوگو درباره پایان جنگ اوکراین گرد هم آمدند. جنگی که بیش از چهار سال ادامه یافته، روابط اقتصادی روسیه و غرب را دگرگون کرده و میلیاردها دلار دارایی روسی را زیر فشار تحریمها قرار داده است. اما آنچه در مسکو مطرح شد، ظاهراً به آینده میدانهای نبرد محدود نبود.
کرملین پس از دیدار اعلام کرد که پروژههای بزرگ اقتصادی مشترک روسیه و آمریکا نیز در گفتوگوها مطرح شدهاند. توضیح بیشتری نداد. چند هفته بعد، گزارشهای نیویورکتایمز و رویترز جزئیاتی از طرحهایی را آشکار کردند که میتوانند بخشی از داراییهای انرژی روسیه را به سرمایهگذاران آمریکایی و خلیج فارس پیوند بزنند؛ از میدانهای نفتی و پالایشگاههای لوکاویل گرفته تا خطوط لولهای که زمانی گاز روسیه را به آلمان میرساندند.
در مرکز این گفتوگوها دو چهره نزدیک به ترامپ قرار دارند که پیش از ورود به دیپلماسی، در دنیای تجارت فعالیت میکردند. ویتکاف ثروتش را از معاملات املاک و مستغلات به دست آورده و کوشنر از کسبوکار خانوادگی ساختمانسازی به مدیریت سرمایه رسیده است. حالا این دو در مذاکراتی حضور دارند که ممکن است هم بر آینده سیاسی اوکراین اثر بگذارد و هم راه را برای تغییر مالکیت بخشی از داراییهای بینالمللی انرژی روسیه باز کند.
پیشنهادی که پوتین روی میز گذاشت
نخستین نشانه روشن از پیوند مذاکرات صلح با معاملات انرژی، سوم اکتبر منتشر شد. نیویورکتایمز به نقل از منابع آگاه گزارش داد که پوتین شخصاً در دیدار پنجم سپتامبر با ویتکاف و کوشنر، موضوع فروش داراییهای بینالمللی لوکاویل را پیش کشیده است. به گفته یکی از منابع، رئیسجمهور روسیه این معامله را نمونهای از همکاری تجاری احتمالی میان روسها و آمریکاییها معرفی کرده بود.
لوکاویل یکی از بزرگترین شرکتهای نفتی روسیه است و داراییهای خارجی آن از میدانهای نفتی تا پالایشگاهها و شبکه جایگاههای سوخت در کشورهای مختلف امتداد دارد. بنابراین، موضوع مذاکره خرید چند سهم در یک شرکت روسی نیست. صحبت از مجموعهای از داراییهاست که در زنجیره تولید، پالایش و توزیع انرژی حضور دارند و ارزش آنها به میلیاردها دلار میرسد.
بر اساس گزارش نیویورکتایمز که رویترز نیز آن را بازتاب داده، گروه علاقهمند به این معامله شامل تاد بولی، سرمایهگذار میلیاردر آمریکایی، دو گروه تجاری خاورمیانهای با سابقه همکاری با خانواده ویتکاف یا کوشنر و نهادی وابسته به دولت آمریکاست. انجام چنین معاملهای نیز بدون موافقت دولتهای آمریکا و روسیه ممکن نخواهد بود.
اینجاست که پرونده از یک خریدوفروش بزرگ نفتی فراتر میرود. ویتکاف و کوشنر از طرف دولت آمریکا مأمور مذاکره درباره پایان جنگ هستند و همزمان نام سرمایهگذارانی در اطراف معامله مطرح شده که پیشتر با خانوادههای آنان روابط تجاری داشتهاند.
وجود این روابط بهخودیخود نشاندهنده منفعت شخصی مذاکرهکنندگان یا تعارض منافع نیست. گزارشهای منتشرشده نیز چنین چیزی را اثبات نکردهاند. با این حال، مشخص نیست سرمایهگذاران احتمالی چگونه وارد این طرح شدهاند و روابط تجاری گذشته تا چه اندازه در شکلگیری پیشنهاد فعلی نقش داشته است. پرسشی که پاسخ آن برای ارزیابی مرز میان مسئولیت دولتی و منافع خصوصی اهمیت دارد.
پول خلیج فارس در معامله نفت روسیه
پنج روز بعد، هشتم اکتبر، رویترز جزئیات بیشتری از مذاکرات اقتصادی آمریکا و روسیه منتشر کرد. یکی از طرحهای مورد بررسی، خرید داراییهای لوکاویل با مشارکت نهاد تأمین مالی توسعه بینالمللی آمریکا و سرمایهگذارانی از قطر و امارات است.
به گفته منابع رویترز، کوشنر و دمیتریف درباره فروش این داراییها گفتوگو کردهاند. یک مقام کاخ سفید نیز در پاسخ به پرسش درباره مذاکرات انرژی تأکید کرده است که توافقهای احتمالی باید به سود مالیاتدهندگان و شرکتهای آمریکایی باشند.
در ساختار احتمالی چنین معاملهای، سرمایه میتواند از خلیج فارس تأمین شود، دارایی متعلق به یک شرکت روسی باشد و مجوز اجرای معامله از واشنگتن صادر شود. این ترکیب، تصویری متفاوت از مناسبات اقتصادی روسیه و آمریکا در سالهای پس از آغاز جنگ اوکراین ارائه میکند؛ سالهایی که بخش مهمی از سیاست غرب بر محدودکردن دسترسی مسکو به سرمایه و بازارهای بینالمللی استوار بوده است.
قطر و امارات در سالهای گذشته با استفاده از صندوقهای ثروت ملی و شرکتهای سرمایهگذاری خود، به خریداران مهم داراییهای بینالمللی تبدیل شدهاند. حضور احتمالی سرمایهگذاران این دو کشور در پرونده لوکاویل میتواند منابع مالی لازم برای معاملهای را فراهم کند که سرمایهگذاران آمریکایی نیز در آن نقش دارند.
خلیج فارس برای دو مذاکرهکننده ترامپ نیز قلمروی ناآشنایی نیست. در سابقه تجاری ویتکاف، معاملات مرتبط با سرمایهگذاران قطری دیده میشود. کوشنر هم پس از پایان دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، از طریق صندوق سرمایهگذاری خود روابطی با سرمایهگذاران بزرگ خاورمیانه برقرار کرد.
این پیشینه، اهمیت شناسایی دقیق طرفهای معامله را بیشتر میکند. منابع خبری از سابقه همکاری برخی سرمایهگذاران احتمالی با خانوادههای ویتکاف و کوشنر سخن گفتهاند، اما هنوز شواهدی منتشر نشده که نشان دهد شرکتهای متعلق به خود این دو نفر قرار است از خرید داراییهای لوکاویل سود ببرند.
در نتیجه، فعلاً آنچه میتوان درباره نقش سرمایه خلیج فارس گفت، محدود به طرحی است که منابع آگاه از بررسی آن خبر دادهاند. نه ترکیب نهایی خریداران روشن است، نه میزان مشارکت سرمایهگذاران قطری و اماراتی و نه اینکه مذاکرات سرانجام به قراردادی منتهی خواهد شد.
معامله دوم؛ گاز روسیه در دست سرمایهگذار آمریکایی
لوکاویل تنها دارایی انرژی روسیه نیست که نام سرمایهگذاران آمریکایی در اطراف آن شنیده میشود. پرونده دیگری نیز روی میز است؛ خطوط لوله نورد استریم، زیرساختی که زمانی گاز روسیه را به قلب اقتصاد اروپا میرساند و اکنون بخشهایی از آن در بستر دریای بالتیک آسیبدیده و بلااستفاده مانده است.
پنج منبع آگاه به رویترز گفتهاند مقامهای ارشد آمریکا و روسیه درباره ورود یک سرمایهگذار آمریکایی به این خطوط لوله گفتوگو کردهاند. نام کوشنر و دمیتریف در این مذاکرات مطرح شده و به گفته منابع، موضوع نورد استریم همچنان در دستور کار قرار دارد. با این حال، روشن نیست در ملاقاتهای اخیر مسکو و نیویورک چه اندازه درباره آن گفتوگو شده است. کاخ سفید نیز انجام مذاکرات اخیر درباره نورد استریم را رد کرده است.
نورد استریم پیش از جنگ اوکراین یکی از مهمترین مسیرهای انتقال گاز روسیه به آلمان بود. پس از حمله روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، کاهش و توقف جریان گاز و سپس انفجارهای زیرآبی سپتامبر همان سال، این زیرساخت عملاً از چرخه تأمین انرژی اروپا خارج شد.
حالا طرحی در دست بررسی است که در صورت اجرا، میتواند موقعیت این خطوط لوله را تغییر دهد. اگر سرمایهگذار آمریکایی وارد ساختار مالکیت یا بهرهبرداری نورد استریم شود و موانع قانونی و سیاسی برطرف شوند، ممکن است بخشی از گاز روسیه بار دیگر به بازار اروپا راه پیدا کند؛ این بار در شرایطی که سرمایهگذار آمریکایی نیز از انتقال آن درآمد به دست میآورد.
چنین طرحی هنوز با موانع بزرگی روبهروست. خطوط لوله تحت تحریم آمریکا و اتحادیه اروپا هستند، آلمان با بازگشایی آنها مخالفت کرده و بخشی از زیرساخت نیز آسیب دیده است. اروپا هم طی سالهای گذشته میلیاردها یورو برای تأمین انرژی از منابع جایگزین، از جمله گاز طبیعی مایع، سرمایهگذاری کرده است.
با این همه، خودِ مذاکرات حامل یک تناقض سیاسی است. واشنگتن در سالهای پس از آغاز جنگ از کاهش وابستگی اروپا به انرژی روسیه حمایت کرده بود. اکنون منابع رویترز از گفتوگوهایی خبر میدهند که میتواند سرمایه آمریکایی را به همان خطوط لوله بازگرداند؛ زیرساختی که کنارگذاشتن آن زمانی یکی از نشانههای جدایی اقتصادی اروپا از روسیه بود.
نقشه خط لوله نورد استریم ۲ (Nord Stream 2) روی دیوار ایستگاه دریافت گاز در آلمان
i.guim.co.uk
اروپا؛ بازاری که بدون رضایت آن معامله کامل نمیشود
در میان بازیگران این پرونده، اروپا موقعیت متفاوتی دارد. روسیه صاحب گاز است، سرمایهگذاران آمریکایی ممکن است در مالکیت خطوط لوله سهم بگیرند و کشورهای خلیج فارس نیز در معامله داراییهای نفتی نقش داشته باشند. اما برای بازگشت گاز نورد استریم، وجود خریدار اروپایی و موافقت دولتهای مربوط ضروری است.
آلمان پیش از جنگ بزرگترین خریدار گاز روسیه در اروپا بود. دولت این کشور اکنون میگوید منابع جایگزینی برای تأمین انرژی یافته و خواهان بازگشایی نورد استریم نیست. اتحادیه اروپا نیز سیاست کاهش و حذف واردات انرژی روسیه را از طریق محدودیتها و مقررات جدید دنبال کرده است.
به همین دلیل، حتی اگر واشنگتن و مسکو بر سر ساختار مالکیت یا بهرهبرداری خطوط لوله به تفاهم برسند، ازسرگیری جریان گاز به تصمیمهایی وابسته خواهد بود که در پایتختهای اروپایی گرفته میشوند.
اختلاف اروپا با روسیه هم به قراردادهای گازی محدود نیست. کشورهای اروپایی در سالهای اخیر میلیاردها یورو برای تقویت توان دفاعی خود در برابر روسیه اختصاص دادهاند و همچنان نسبت به اهداف مسکو بدبیناند. بازگشت گاز روسیه با مشارکت سرمایهگذار آمریکایی، در چنین فضایی، میتواند به اختلاف تازهای میان واشنگتن و متحدان اروپاییاش تبدیل شود.
از نظر اقتصادی نیز منافع آمریکا در این پرونده یکدست نیست. شرکتهای آمریکایی در سالهای گذشته از افزایش صادرات گاز طبیعی مایع به اروپا بهره بردهاند. بازگشت گاز خط لوله روسیه میتواند رقابت در بازار اروپا را افزایش دهد و بر موقعیت برخی صادرکنندگان آمریکایی اثر بگذارد. در مقابل، سرمایهگذارانی که احتمالاً در مالکیت یا بهرهبرداری نورد استریم مشارکت میکنند، ممکن است از درآمد انتقال گاز سهم ببرند.
در یک سوی این معادله، صادرکنندگان آمریکایی گاز طبیعی مایع قرار دارند و در سوی دیگر، سرمایهگذارانی که احتمالاً به دنبال درآمد حاصل از خطوط لولهاند. معاملهای که برای گروه دوم فرصت محسوب میشود، لزوماً به سود گروه اول نخواهد بود.
لوله سیاه بزرگ با نوشته RUSSIA در سایت ساخت خط لوله روسیه
i.guim.co.uk
صلح اوکراین و تقسیم فرصتهای اقتصادی پس از جنگ
هیچیک از معاملات مطرحشده نهایی نشدهاند. فروش داراییهای لوکاویل به کنسرسیوم مورد بحث قطعی نیست و توافقی هم برای بازگشایی نورد استریم اعلام نشده است. حتی یک مقام آمریکایی به رویترز گفته که با توجه به موانع موجود، دستیابی به توافق درباره خطوط لوله در میانمدت بعید به نظر میرسد.
با این حال، کنار هم قرارگرفتن این مذاکرات، بخشی از منطق اقتصادی دیپلماسی دولت ترامپ را نشان میدهد. کوشنر همکاری تجاری را یکی از ابزارهای دستیابی به صلح میبیند و در طرف روسی نیز دمیتریف، با سابقه مدیریت سرمایهگذاری، از گسترش همکاری اقتصادی با آمریکا حمایت کرده است.
برای مسکو، احیای روابط تجاری میتواند راهی برای دسترسی دوباره به سرمایه و بازارهای بینالمللی باشد. سرمایهگذاران آمریکایی و خلیج فارس نیز ممکن است فرصت خرید داراییهایی را پیدا کنند که تحریمها و جنگ، آینده مالکیت و فعالیت آنها را با ابهام روبهرو کرده است. واشنگتن هم میتواند تلاش کند در کنار اهداف سیاسی خود، سهمی اقتصادی از توافق احتمالی تعریف کند.
البته روشن نیست این مشوقهای اقتصادی تا چه اندازه میتوانند بر تصمیمهای سیاسی و امنیتی طرفهای درگیر اثر بگذارند. اختلافها بر سر آینده اوکراین همچنان پابرجاست و هیچ تضمینی وجود ندارد که طرحهای تجاری بتوانند راه رسیدن به توافق صلح را هموار کنند.
با وجود این، مذاکرات انرژی نشان میدهند که گفتوگو درباره روابط اقتصادی پس از جنگ، پیش از پایان خود جنگ آغاز شده است. داراییهایی که در سالهای گذشته موضوع تحریم و محدودیت بودند، اکنون در طرحهای احتمالی همکاری اقتصادی جای گرفتهاند.
هنوز معلوم نیست از مذاکرات مسکو چه توافقی بیرون خواهد آمد. اوکراین و اروپا همچنان با پیامدهای جنگ دستوپنجه نرم میکنند و راه بازگشت انرژی روسیه به بازارهای غربی پر از مانع است. اما در حالی که آینده سیاسی جنگ نامعلوم مانده، بحث بر سر مالکیت داراییها و درآمدهای انرژی روسیه جریان دارد. جنگ هنوز پایان نیافته، ولی گفتوگو درباره اقتصاد پس از جنگ از همین حالا آغاز شده است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 7 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
1 روز قبل
ویدئو مرتبط