naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

انبار پراست و دریا بسته؛

LPG، گازی که نه فروخته می‌شود، نه می‌شود نگهش داشت

از اواخر تیر که راه دریا به روی نفتکش‌های ایران بسته شد، فقط هشت کشتی حامل گاز مایع (LPG) از آب‌های عمان رد شده‌اند یعنی حجمی حدود ۳۵۰ هزار تن که در برابر دو میلیون و ۶۰۰ هزار تن مدت مشابه پارسال تقریباً هیچ است. حالا میلیون‌ها تن پروپان و بوتان روی دست ایران مانده؛ گازی که نه می‌شود به‌راحتی صادر کرد و نه به‌راحتی در خانه نگه داشت و هر هفته که می‌گذرد انبارها پرتر می‌شوند.

۴ آبان ۱۴۰۵ | ۲۳:۲۱

0
0
LPG، گازی که نه فروخته می‌شود، نه می‌شود نگهش داشت

فرزین سوادکوهی

از اواخر تیر که راه دریا به روی نفتکش‌های ایران بسته شد، فقط هشت کشتی حامل گاز مایع (LPG) از آب‌های عمان رد شده‌اند یعنی حجمی حدود ۳۵۰ هزار تن که در برابر دو میلیون و ۶۰۰ هزار تن مدت مشابه پارسال تقریباً هیچ است. حالا میلیون‌ها تن پروپان و بوتان روی دست ایران مانده؛ گازی که نه می‌شود به‌راحتی صادر کرد و نه به‌راحتی در خانه نگه داشت و هر هفته که می‌گذرد انبارها پرتر می‌شوند.


داستان تازه‌ای که هفته گذشته فاش شد، تصویر روشنی از همین بن‌بست ارائه می‌دهد. بر اساس اطلاعاتی که برای نخستین بار منتشر شده، ایران از ۱۴ ژوئیه، یعنی روزی که محاصره دریایی آمریکا دوباره برگشت، تا امروز فقط توانسته هشت محموله (LPG) را از دریای عمان خارج کند. این هشت کشتی در مجموع حدود چهار میلیون و ۱۰۰ هزار بشکه گاز مایع برده‌اند که وزنش چیزی حدود ۳۵۰ هزار تن می‌شود. در کنار آن، یک کشتی حامل سوخت جت ایران هم توانسته در ماه سپتامبر خود را به میانمار برساند. همین چند محموله کوچک، تنها نشانه‌ای است که می گوید هنوز راه باریکی برای خروج فرآورده‌های نفتی ایران وجود دارد؛ راهی که در برابر نفت خام حتی همین‌قدر هم باز نیست، چون صادرات نفت خام ایران در ماه سپتامبر به صفر رسیده بود.

مهم‌تر از تعداد کشتی‌ها، روشی است که برای عبور از محاصره به کار رفته. به گفته چهار منبع آگاه در حوزه امنیت کشتیرانی که رفت‌وآمد نفتکش‌ها در خلیج‌فارس را رصد می‌کنند، ایران در هفته‌های اخیر محموله‌های خود را در میان رفت‌وآمد پرحجم کشتی‌های دیگر کشورهای حاشیه خلیج‌فارس پنهان کرده که نزدیک سواحل عمان از یک کشتی به کشتی دیگر بار منتقل می‌کنند. به زبان ساده، کشتی ایرانی بار خود را در نزدیکی دو شهر ساحلی عمان به نام شیناس و صحار به یک کشتی دیگر می‌دهد و بعد آن کشتی دوم آرام‌آرام از منطقه‌ای که آمریکا آن را خط محاصره می‌داند، یعنی حوالی مرز دریایی ایران و پاکستان، رد می‌شود و به سمت لنگرگاه شرقی مالزی می‌رود. در آنجا دوباره بار از کشتی به کشتی دیگر منتقل می‌شود تا رد آن گم شود و در نهایت راهی چین شود.

آمریکا می‌گوید این چند مورد استثنا، قاعده را عوض نمی‌کند. فرماندهی مرکزی آمریکا، محاصره را آهنین توصیف کرده و گفته در همین سه ماه، چهار کشتی تجاری را از کار انداخته و ۱۳۵ کشتی را برگردانده است. هفته گذشته هم ۱۷ کشتی را که در جابه‌جایی نفت و محصولات پتروشیمی ایران نقش داشتند، تحریم کرد. از هشت کشتی گاز مایعی که از محاصره رد شده‌اند، شش فروند در فهرست تحریم‌های آمریکاست. یک مقام نظامی آمریکا گفته رد شدن یک کشتی لزوماً به معنی شکستن محاصره نیست؛ هر کشتی را جداگانه بررسی می‌کنند، مدارکش را می‌بینند و گاهی به دلایل انسانی یا عملیاتی اجازه عبور می‌دهند. وزارت خزانه‌داری آمریکا هم گفته به آمار ردیابی کشتی‌ها باید با تردید نگاه کرد، چون بعضی کشتی‌ها جای واقعی خود را پنهان می‌کنند یا با اسم جعلی حرکت می‌کنند.


هشت کشتی در برابر سه ماه طلایی پارسال


برای این‌که بزرگی این کاهش روشن شود، باید عدد امسال را کنار عدد پارسال گذاشت. در همین بازه زمانی در سال گذشته، ایران حدود دو میلیون و ۶۰۰ هزار تن ؛ یعنی حدود ۳۰ میلیون بشکه (LPG) صادر کرده بود. به عبارت دیگر، صادرات امسال به کمتر از یک‌هفتم پارسال رسیده است. برآوردها می‌گویند کل صادرات گاز مایع ایران در سال ۲۰۲۵ بین ده و نیم تا یازده میلیون تن بوده که ارزش آن بیش از پنج میلیارد دلار است. آمار اتاق بازرگانی ایران هم نشان می‌دهد در سال مالی منتهی به ۲۰ مارس ۲۰۲۶، حدود ۹ میلیون تن پروپان و بوتان به ارزش چهار میلیارد و ۳۵۰ میلیون دلار صادر شده است. این اختلاف عددها به‌خاطر تفاوت دوره زمانی و روش محاسبه است، اما پیام هر دو یکی است بدین معنی که (LPG) برای ایران یک تجارت چند میلیارد دلاری بوده که حالا تقریباً متوقف شده و از دست رفتن آن در کنار از دست رفتن درآمد نفت، فشار را دو برابر کرده است.

شاید برای خواننده‌ای که با بازار انرژی آشنا نیست، این سؤال پیش بیاید که اصلاً گاز مایع چیست و چرا این‌قدر مهم است. گاز مایع همان گازی است که در کپسول‌های خانگی، در بعضی خودروها و در کارخانه‌های پتروشیمی استفاده می‌شود. دو جزء اصلی آن پروپان و بوتان است که به‌صورت مایع در کشتی‌های مخصوص حمل می‌شود. ایران پارسال حدود ۱۳ میلیون تن از این گاز تولید می‌کرد. در واقع حدود هفت میلیون تن آن از تأسیسات فرآوری پارس جنوبی می‌آمد.

حدود دو میلیون و ۴۰۰ هزار تن از پالایشگاه‌های نفت به دست می‌آمد و بقیه از دیگر تأسیسات گازی و کارخانه‌های پتروشیمی در عسلویه و ماهشهر. از این ۱۳ میلیون تن، حدود ۸۰ درصد صادر می‌شد و مصرف عادی داخل کشور کمتر از دو میلیون تن در سال بود. یعنی ایران برای بیشتر گاز مایعی که تولید می‌کرد، روی مشتری خارجی حساب کرده بود و حالا که راه فروش بسته شده، این موازنه به‌هم خورده است.

جنگ، تولید را هم بی‌نصیب نگذاشته است. اسرائیل واحدهای فرآوری گاز در پارس جنوبی و کارخانه‌های پتروشیمی در عسلویه و ماهشهر را هدف گرفت. مقام‌های ایرانی می‌گویند در ابتدا تولید گاز پارس جنوبی حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب در روز کم شد، اما بعد با برگشتن بعضی واحدها به مدار، این کمبود به حدود ۱۰۰ تا ۱۳۰ میلیون مترمکعب رسید. مدیر عامل شرکت ملی پتروشیمی هم گفته حدود ۶۰ درصد واحدهای آسیب‌دیده پتروشیمی بازسازی شده و برگشته‌اند. با این حساب، تولید گاز مایع ایران شاید ۲۰ تا ۲۵ درصد کم شده و به حدود ده میلیون تن در سال رسیده باشد یعنی چیزی شبیه سطح تولید سال ۲۰۲۰. اما مشکل اینجاست که صادرات خیلی بیشتر از تولید سقوط کرده. تولید قدری کم شده، ولی راه فروش تقریباً بسته شده و همین فاصله، میلیون‌ها تن گاز اضافی روی دست ایران گذاشته که هر ماه بزرگ‌تر می‌شود.

حالا سؤال اصلی این است که با این گاز اضافی چه می‌شود کرد. تجربه سال ۲۰۲۰ که تحریم‌ها سخت‌ترین روزهای خود را می‌گذراندند، نشان می‌دهد ایران یک بار دیگر هم سراغ مصرف داخلی رفته است. در آن سال صادرات (LPG) به کمتر از نصف پارسال رسید، اما مصرف داخلی حدود دو و نیم برابر شد و به حدود پنج میلیون تن رسید؛ یعنی نصف تولید در داخل مصرف شد. در آن سال‌ها ایران باز هم توانست چهار میلیون و ۴۰۰ هزار تن در سال ۲۰۲۰ و پنج میلیون و ۸۰۰ هزار تن در سال ۲۰۲۱ صادر کند. حالا اما شرایط سخت‌تر است و صادرات دریایی تقریباً قطع شده است. یکی از راه‌ها این است که بخشی از این پروپان و بوتان به شبکه گاز کشور تزریق شود یا در کارخانه‌ها و نیروگاه‌هایی که امکان سوزاندن آن را دارند، به‌جای گاز طبیعی یا نفت کوره استفاده شود. این کار می‌تواند کمبود همیشگی گاز در زمستان را کمتر کند و نیاز به سوزاندن مازوت در نیروگاه‌ها را که یکی از دلایل اصلی آلودگی هواست، پایین بیاورد و برای شهرهای بزرگ در زمستان تنفس راحت‌تری بیاورد.

اما این راه‌حل هم سقف دارد. همه نیروگاه‌ها و کارخانه‌ها نمی‌توانند به‌راحتی سوخت خود را عوض کنند. برای تزریق به شبکه گاز هم زیرساخت و استاندارد فنی لازم است و تقاضای خانگی هم حدی دارد. به زبان ساده، نمی‌شود هشت تا ده میلیون تن گاز صادراتی را یک‌شبه در داخل سوزاند. انبار کردن هم اندازه دارد؛ چون مخازن مخصوص گاز مایع با مخازن نفت خام فرق دارد و نمی‌شود هر مخزنی را به هر محصولی اختصاص داد. مخزن خالی هم خودش هزینه نگهداری و ایمنی دارد. اگر نفت خام هم صادر نشود و پالایشگاه‌ها و چاه‌ها به تولید ادامه دهند، مخازن پر می‌شود و در نهایت باید تولید کم شود. کم کردن تولید نفت و گاز هم کار ساده‌ای نیست، چون هم درآمد را کم می‌کند و هم راه‌اندازی دوباره چاه‌ها هزینه و زمان می‌برد و گاهی به مخزن آسیب می‌زند.


پنج میلیارد دلاری که روی آب ماند


اثر مالی این بن‌بست، کم‌کم خود را نشان می‌دهد. پولی که از فروش محموله‌های قبلی به دست آمده، با چند هفته تأخیر می‌رسد، اما وقتی محموله تازه‌ای نمی‌رود، ورودی تازه‌ای هم در کار نیست. آمریکا می‌گوید در صد روز محاصره، جلوی دست‌کم ۲۵ میلیارد دلار صادرات نفت ایران گرفته شده و حالا باید چند میلیارد دلار از دست‌رفته (LPG) را هم به آن اضافه کرد. اگر محاصره طولانی شود، ایران فقط بازار نفت را از دست نداده، بلکه تجارت سالانه حدود پنج میلیارد دلاری گاز مایع را هم از دست می‌دهد؛ تجارتی که مشتری اصلی آن چین و بازارهای آسیایی بودند و حالا همان مشتری‌ها سراغ فروشنده‌های دیگر رفته‌اند و جای خالی ایران را با خرید از عراق و قطر و دیگر کشورها پر کرده‌اند. برگشتن به آن بازارها هم حتی اگر راه باز شود، زمان و تخفیف زیاد می‌خواهد.

این وضعیت برای منطقه هم دو پیام در خود نهفته دارد. اول این‌که بازار جهانی گاز مایع، برخلاف نفت خام، هنوز جای خالی ایران را حس نکرده، چون کشورهای دیگر عرضه را بالا نگه داشته‌اند و قیمت‌ها جهش شدیدی نکرده‌اند. دوم این‌که خود ایران، با وجود ذخایر بزرگ گاز، به‌جای صادرکننده، به کشوری با مازاد مصرف‌نشده تبدیل شده ؛ مازادی که اگر به داخل برگردد، شاید زمستان امسال را کمی کم چالش‌تر کند و از مازوت‌سوزی کم کند، اما اگر راه دریا باز نشود، در بلندمدت به کاهش تولید و از دست رفتن سهم بازار منجر می‌شود.

سرنوشت این میلیون‌ها تن گاز، حالا به همان گره‌ای وصل است که نفت را قفل کرده؛همان تنگه هرمز و خط محاصره‌ای که از عمان تا مرز پاکستان کشیده شده است.



#ال‌پی‌جی
#نفت
#فرزین سوادکوهی
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید