بازار نفت بهتدریج از سناریوی «بحران کوتاهمدت هرمز» فاصله گرفته و احتمال تداوم اختلال در عرضه نفت و فرآوردههای نفتی را در قیمتها و معاملات خود لحاظ میکند.
بر اساس دادههای Kpler که رویترز گزارش کرده، عبور نفت از تنگه هرمز از حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ به حدود ۴.۸ میلیون بشکه در ژوئیه و تنها حدود ۲ میلیون بشکه در روز در اوت رسیده است؛ یعنی جریان فعلی حدود ۱۱٪ سطح پیش از جنگ است.
همزمان، بحران در حال انتقال از بازار نفت خام به بازار فرآوردهها، بهویژه گازوئیل است؛ زیرا اختلال همزمان در صادرات خاورمیانه و پالایشگاههای روسیه، ظرفیت عرضه فرآورده را محدود کرده است.
آژانس بینالمللی انرژی نیز پیشبینی خود را کاهش داده و انتظار دارد عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۴.۳ میلیون بشکه در روز کاهش یابد و به حدود ۱۰۲ میلیون بشکه در روز برسد. این رقم در گزارش ژوئیه ۳.۷ میلیون بشکه بود.
در مقابل، تقاضای جهانی نیز تحت تأثیر قیمتهای بالا و ضعف اقتصادی کاهش مییابد؛ اما کاهش عرضه بسیار شدیدتر از کاهش تقاضاست. IEA برای ۲۰۲۶ کاهش ۱.۶ میلیون بشکهای تقاضا را پیشبینی کرده است.
تحلیل فنی
نکته مهم این خبر، تفاوت میان قیمت نفت خام و بحران واقعی در بازار فرآوردهها است.
ممکن است قیمت برنت در محدوده حدود ۹۰ دلار باقی بماند، اما این الزاماً به معنای عادی بودن بازار انرژی نیست. مصرفکننده نهایی نفت خام مصرف نمیکند؛ بلکه گازوئیل، بنزین، سوخت جت و سایر فرآوردهها را مصرف میکند.
اختلال در خوراک پالایشگاهها، کاهش صادرات فرآورده و محدودیت حملونقل موجب افزایش حاشیه سود پالایش یا Crack Spread میشود؛ یعنی فاصله قیمت فرآورده با قیمت نفت خام افزایش مییابد. بنابراین فشار اصلی میتواند ابتدا در گازوئیل و سوخت جت ظاهر شود و سپس به اقتصاد واقعی منتقل شود.
از سوی دیگر، کاهش ۴.۳ میلیون بشکهای عرضه به معنای کمبود خالص ۴.۳ میلیون بشکه نیست؛ زیرا کاهش تقاضا، استفاده از ذخایر، افزایش تولید برخی مناطق و تغییر مسیر صادرات بخشی از شوک را جذب میکنند. با این حال، IEA برای سهماهه سوم کسری حدود ۱.۸ میلیون بشکه در روز را برآورد کرده که نشاندهنده شدت بالای عدم تعادل فیزیکی بازار است.
تحلیل استراتژیک
اهمیت اصلی خبر این است که ریسک از «اختلال موقت» به «بحران عرضه پایدار» در حال تغییر است.
در ابتدای بحران، معاملهگران عمدتاً بر بازگشت سریع جریان نفت پس از توافق سیاسی حساب میکردند. اکنون با ادامه اختلال، بازار مجبور است سناریوی طولانیمدتتری را لحاظ کند.
سه روند اهمیت ویژه دارند:
۱. فرآوردهها ممکن است آسیبپذیرتر از نفت خام باشند.
اگر بحران طولانی شود، فشار روی گازوئیل، سوخت جت و سایر فرآوردهها میتواند شدیدتر از آن چیزی باشد که صرفاً از قیمت برنت قابل مشاهده است.
۲. ظرفیتهای جایگزین محدودیت دارند.
عربستان و امارات توانستهاند بخشی از صادرات را از مسیرهای جایگزین منتقل کنند، اما این مسیرها ظرفیت نامحدود ندارند و توسعه خطوط لوله جدید نیز سالها زمان میبرد. IEA نیز نشان داده که مسیرهای جایگزین و ذخایر توانستهاند بخشی از شوک هرمز را جذب کنند، اما نمیتوانند بهطور کامل جایگزین این آبراه شوند.
۳. بحران میتواند از نفت به کل زنجیره انرژی منتقل شود.
اختلال همزمان در نفت خام، فرآوردههای پالایشی و LNG، ریسک را از یک شوک قیمتی به یک شوک زنجیره تأمین انرژی تبدیل میکند.
تحلیل اجرایی
برای مدیران انرژی، مهمترین شاخص در این مرحله صرفاً قیمت برنت نیست.
باید همزمان این متغیرها رصد شوند:
* حجم واقعی عبور نفت و فرآورده از هرمز؛
* سطح ذخایر نفت خام و فرآوردهها؛
* Crack Spread گازوئیل و سوخت جت؛
* نرخ حمل نفتکشها و دسترسی به ناوگان؛
* صادرات خاورمیانه از مسیرهای جایگزین؛
* وضعیت پالایشگاههای روسیه؛
* روند صادرات LNG قطر و سایر تولیدکنندگان منطقه؛
* و مهمتر از همه، نشانههای واقعی بازگشت ظرفیت حملونقل، نه صرفاً اظهارات سیاسی.
از منظر بازار، بازگشت تدریجی جریان فیزیکی اهمیت بیشتری از کاهش چنددلاری قیمت نفت دارد. اگر هرمز باز شود ولی ظرفیت حملونقل، بیمه و پالایش به سرعت عادی نشود، فشار بازار فرآوردهها میتواند ادامه پیدا کند.
تحلیل سیاسی
در گزارش رویترز، اختلاف جدی میان روایت آمریکا درباره باز بودن هرمز و ارزیابی ایران از وضعیت این تنگه مشاهده میشود و همزمان نشانهای از آغاز مذاکرات مؤثر جدید دیده نمیشود.
از منظر بازار، مسئله مهمتر از مواضع لفظی این است که تا زمانی که فعالان بازار نشانه معتبر و قابل مشاهدهای از کاهش ریسک حملونقل نبینند، احتمالاً تخفیف قابلتوجهی در Risk Premium انرژی ایجاد نخواهد شد.
بنابراین، حتی یک اعلام سیاسی مثبت لزوماً به معنای بازگشت فوری بازار به شرایط قبل از بحران نیست؛ بازار ابتدا به شواهد فیزیکی واکنش نشان خواهد داد.
ارزیابی نهایی
این گزارش از یک تغییر مهم در ماهیت بحران خبر میدهد:
بحران دیگر صرفاً «کمبود نفت خام» نیست؛ در حال تبدیل شدن به بحران عرضه فرآورده، پالایش، حملونقل و LNG است.
کاهش جریان هرمز به حدود ۲ میلیون بشکه در روز در برابر ۱۸ میلیون بشکه پیش از جنگ و برآورد IEA از کاهش ۴.۳ میلیون بشکهای عرضه جهانی در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که ریسک بازار از یک شوک کوتاهمدت عبور کرده است.
پیام اصلی: اگر اختلال هرمز ادامه یابد، احتمالاً فشار اصلی در ماههای آینده نه الزاماً در جهش بیشتر قیمت نفت خام، بلکه در گازوئیل، سوخت جت، حاشیه سود پالایشگاهها، هزینه حملونقل و قیمت نهایی انرژی آشکارتر خواهد شد.
در نتیجه، مسیر بازگشت جریان فیزیکی انرژی مهمتر از سطح اسمی قیمت برنت است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 2 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه