naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

ورود سرما را نمی‌توان به شانس سپرد؛

گاز اروپا ته کشیده و زمستان سخت نزدیک می‌شود

۱۹ مرداد ۱۴۰۵ | ۲۲:۳۹

0
0
گاز اروپا ته کشیده و زمستان سخت نزدیک می‌شود

فرزین سوادکوهی: اروپا هنوز در میانه تابستان است، اما بازار گاز این قاره از همین حالا چشم به زمستان دوخته . ذخایر گاز در مخازن اروپایی به کمتر از ۵۸ درصد ظرفیت رسیده؛ سطحی که برای این مقطع از سال، از زمان آغاز ثبت داده‌ها در سال ۲۰۱۱ بی‌سابقه است. ذخایر اکنون حدود ۱۲ واحد درصد پایین‌تر از سال گذشته قرار دارد و این فاصله برای بازاری که طی چند سال گذشته تلاش کرده وابستگی خود به گاز روسیه را کاهش دهد، زنگ هشدار محسوب می‌شود.

مسئله البته به معنای آن نیست که اروپا همین حالا با کمبود گاز مواجه است. مخازن گاز اساساً برای همین ساخته شده‌اند که در ماه‌های گرم پر شوند و در زمستان، زمانی که مصرف خانوارها و صنایع افزایش پیدا می‌کند، گاز مورد نیاز شبکه را تأمین کنند. نگرانی اصلی این است که اروپا با چه سرعتی می‌تواند این عقب‌ماندگی را جبران کند و پیش از آغاز فصل سرد به سطحی برسد که در برابر جهش مصرف یا اختلال در عرضه آسیب‌پذیر نباشد.
رویترز گزارش داده اتحادیه اروپا همچنان هدف ذخیره‌سازی ۸۰ درصدی تا دسامبر را دنبال می‌کند، اما برخی فعالان بازار درباره تحقق این هدف بدون مداخله بیشتر دولت‌ها تردید دارند.
این نگرانی از آنجا جدی‌تر می‌شود که اروپا امسال فصل تزریق گاز را از نقطه‌ای ضعیف‌تر آغاز کرد. در آغاز فصل تزریق تابستانی، سطح ذخایر حدود ۲۸ درصد بود و در ادامه نیز فاصله با سطح ذخایر سال‌های گذشته باقی ماند. در نتیجه، اروپا باید طی ماه‌های باقی‌مانده هم عقب‌ماندگی خود را جبران کند و هم ذخیره کافی برای ماه‌های سرد سال کنار بگذارد.
این کار در یک بازار عادی شاید چندان نگران‌کننده نباشد، اما بازار گاز اروپا دیگر بازار چند سال پیش نیست.

گاز روسیه رفت،LNG آمد

اروپا پس از بحران گاز روسیه به سرعت به سمت LNG رفت. این تغییر کمک کرد وابستگی به خطوط لوله روسیه کاهش پیدا کند، اما در مقابل، اروپا را بیش از گذشته به بازار جهانی گاز طبیعی مایع وابسته کرد؛ بازاری که در آن اروپا تنها خریدار نیست و باید برای محموله‌های LNG با آسیا و دیگر مصرف‌کنندگان رقابت کند.
همین جا یکی از نقاط آسیب‌پذیر مدل جدید انرژی اروپا آشکار می‌شود. گاز خط لوله در بسیاری از موارد بر مبنای قراردادهای بلندمدت و روابط نسبتاً باثبات میان تولیدکننده و مصرف‌کننده عرضه می‌شد، اما LNG در بازاری جهانی جابه‌جا می‌شود و محموله‌ها می‌توانند بر اساس قیمت و شرایط بازار به مقصدهای مختلف تغییر مسیر دهند.
در نتیجه، هر اختلال در عرضه LNG می‌تواند برای اروپا به معنای افزایش رقابت بر سر محموله‌های موجود باشد. بحران خاورمیانه نیز این نگرانی را بیشتر کرده است؛ زیرا بخشی از عرضه گاز و LNG منطقه تحت تأثیر تنش‌های ژئوپلیتیک قرار گرفته و هر اختلال در تولید یا حمل‌ونقل می‌تواند بازار را با شوک تازه‌ای مواجه کند.
قیمت گاز اروپا نیز بی‌تفاوت به این وضعیت نمانده . قیمت شاخص گاز اروپا در هفته‌های اخیر به بالای ۶۰ یورو به ازای هر مگاوات‌ساعت رسیده و به بالاترین سطح از اوایل ۲۰۲۳ نزدیک شده است.
البته این عدد به تنهایی نشانه وقوع بحران نیست. قیمت گاز در اروپا به عوامل مختلفی از جمله دمای هوا، سطح ذخایر، میزان واردات LNG، تولید داخلی و وضعیت عرضه جهانی وابسته است. اما ترکیب ذخایر پایین و قیمت‌های بالاتر نشان می‌دهد بازار از همین حالا در حال قیمت‌گذاری ریسک زمستان است.

اروپا برای عبور بدون دردسر از زمستان، به چند متغیر همزمان مثل افزایش سرعت تزریق به مخازن، تداوم ورود LNG، زمستانی نه‌چندان سرد و نبود اختلال بزرگ در عرضه جهانی نیاز دارد.هر کدام از این متغیرها می‌تواند معادله را تغییر دهد.
یک زمستان سردتر از انتظار، مصرف گاز را بالا می‌برد. اگر همزمان عرضه LNG کاهش پیدا کند، اروپا مجبور خواهد شد برای جذب محموله‌های بیشتر قیمت بالاتری پیشنهاد دهد. نتیجه می‌تواند افزایش هزینه انرژی برای صنایع و خانوارها باشد؛ همان مسئله‌ای که اروپا پس از بحران گاز روسیه تلاش کرده بود از تکرار آن جلوگیری کند.
از همین رو، مسئله امروز اروپا فقط «پر کردن مخازن» نیست؛ مسئله این است که آیا می‌تواند پیش از شروع زمستان، حاشیه امن کافی برای خود ایجاد کند یا نه؟و اینجاست که بازار گاز دوباره به یک بازی ژئوپلیتیک تبدیل می‌شود؛ بازاری که در آن ذخیره‌سازی، مسیرهای انتقال، LNG و روابط سیاسی تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان به یکدیگر گره خورده‌اند.
ایران در این میان یک وضعیت متناقض دارد. کشوری با یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گاز جهان که از نظر منابع بالقوه می‌تواند یکی از بازیگران مهم بازار باشد، اما سهم آن از تجارت جهانی گاز همچنان فاصله زیادی با ظرفیت منابعش دارد.
این بخش، داستان دیگری است؛ داستان کشوری که گاز دارد، اما در بازار جهانی گاز هنوز آن‌طور که باید حضور ندارد.
اروپا برای پر کردن مخازن خود فقط با مسئله مقدار گاز روبه‌رو نیست؛ مسئله مهم‌تر، هزینه‌ای است که باید برای این گاز بپردازد. هرچه ذخایر پایین‌تر باشد، حساسیت بازار به کوچک‌ترین اختلال در عرضه بیشتر می‌شود و در چنین شرایطی، قیمت به ابزار اصلی برای جذب محموله‌های LNG تبدیل خواهد شد. اگر خریداران آسیایی نیز همزمان وارد بازار شوند، رقابت برای محموله‌های شناور شدت بیشتری می‌گیرد.
در چنین وضعیتیست که امنیت انرژی از یک موضوع فنی به یک مسئله اقتصادی تبدیل می‌شود. افزایش قیمت گاز فقط قبض خانوارها را بالا نمی‌برد بلکه برای صنایع انرژی‌بر اروپا، از فولاد و شیشه گرفته تا کود و مواد شیمیایی، افزایش قیمت خوراک و برق می‌تواند مستقیماً روی هزینه تولید و رقابت‌پذیری اثر بگذارد.
اروپا در سال‌های گذشته برای کاهش وابستگی به روسیه، پایانه‌های LNG را توسعه داده، قراردادهای جدید بسته و مسیرهای واردات خود را متنوع کرده است. این اقدامات تا حد زیادی موفق بوده‌اند، اما یک واقعیت همچنان پابرجاست و آن اینکه اروپا برای تأمین امنیت انرژی خود، بیش از گذشته به بازار جهانی LNG وابسته شده است.
در چنین بازاری، هر اتفاقی در خاورمیانه می‌تواند در اروپا اثر بگذارد. اختلال در تولید یا حمل LNG در منطقه، کاهش جریان گاز از یک مسیر، افزایش تقاضای آسیا یا حتی یک زمستان سردتر از انتظار، می‌تواند معادله عرضه و تقاضا را تغییر دهد.
به همین دلیل، ذخایر پایین گاز اروپا را نباید فقط یک عدد در جدول‌های انرژی دانست. این عدد نشان‌دهنده میزان حاشیه امن قاره در برابر شوک‌های احتمالی است.

هزینه‌ای که اروپا نمی‌خواهد دوباره بپردازد

بحران گاز اروپا در سال‌های گذشته یک درس روشن برای سیاست‌گذاران این قاره داشت: و آن اینکه انرژی ارزان بدون امنیت عرضه، چندان ارزان نیست.
پس از کاهش شدید جریان گاز روسیه، کشورهای اروپایی ناچار شدند با سرعت زیادی منابع جایگزین پیدا کنند LNG. آمریکا، نروژ، قطر و دیگر عرضه‌کنندگان وارد سبد انرژی اروپا شدند و زیرساخت‌های دریافت LNG نیز توسعه یاف،اما تغییر مسیر انرژی هزینه دارد.
اروپا اکنون باید برای ذخیره‌سازی، پایانه‌های LNG، شبکه انتقال و قراردادهای جدید سرمایه‌گذاری کند. در عین حال، صنایع اروپایی هنوز با هزینه انرژی بالاتری نسبت به دوره پیش از بحران روبه‌رو هستند.

به همین دلیل، مسئله ذخایر گاز فقط یک نگرانی برای زمستان آینده نیست؛ بخشی از رقابت صنعتی اروپا نیز به آن وابسته است.
اگر قیمت گاز دوباره جهش کند، فشار بر صنایعی که پیش‌تر نیز با هزینه بالای انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کردند افزایش خواهد یافت. در این شرایط، ممکن است اروپا مجبور شود میان چند هدف مانند امنیت انرژی، کنترل قیمت، حفظ رقابت‌پذیری صنایع و سرعت حرکت به سمت انرژی‌های پاک تعادل برقرار کند و طبعا این معادله ساده نیست.

ایران؛ دارنده گاز والبته غایب بزرگ بازار

در این میان، کشور ما با یک تناقض بزرگ روبروست.ایران از نظر ذخایر گاز طبیعی در میان کشورهای نخست جهان قرار دارد و تولید گاز آن نیز در مقیاس بزرگی انجام می‌شود، اما حضور کشور در تجارت بین‌المللی گاز بسیار محدودتر از ظرفیت منابعش است.
مشکل صد البته که فقط تحریم نیست. نبود زیرساخت کافی برای صادرات گاز، محدودیت در LNG، نیاز بالای مصرف داخلی، رشد مصرف در بخش خانگی و نیروگاه‌ها و مشکلات سرمایه‌گذاری نیز بخشی از این معادله هستند.
کشورمان در حالی با یکی از بزرگ‌ترین بازارهای مصرف گاز جهان روبه‌روست که در برخی دوره‌ها برای تأمین نیاز داخلی نیز با ناترازی مواجه شده است. این مسئله عملاً بخشی از گاز تولیدشده را از مسیر صادرات دور می‌کند.
در طرف دیگر، بازار اروپا به دنبال منابع متنوع و مطمئن است اما ورود ایران به چنین بازاری بدون سرمایه‌گذاری سنگین، زیرساخت صادراتی و حل موانع سیاسی و تحریمی ممکن نیست. ساخت پایانه LNG، توسعه خطوط انتقال، افزایش ظرفیت تولید و ایجاد قراردادهای بلندمدت، پروژه‌هایی نیستند که در کوتاه‌مدت نتیجه بدهند.
به همین دلیل، شاید مهم‌ترین فرصت ازدست‌رفته ایران فقط فروش گاز نباشد بلکه فرصت تبدیل شدن به یک تأمین‌کننده پایدار در بازار منطقه‌ای و جهانی انرژی مطرح باشد.
اروپا امروز برای امنیت انرژی خود پول می‌دهد و برای هر مترمکعب گاز، به دنبال مسیر و فروشنده مطمئن می‌گردد. ایران در سوی دیگر، منابع عظیمی دارد، اما هنوز نتوانسته این منابع را به یک مزیت پایدار در بازار جهانی تبدیل کند.این فاصله در شرایط فعلی بیشتر به چشم می‌آید.
با این حال، هنوز برای اعلام بحران زود است. سطح ذخایر می‌تواند در ماه‌های باقی‌مانده افزایش پیدا کند و ورود LNG نیز می‌تواند بخشی از نگرانی‌ها را کاهش دهد. وضعیت آب‌وهوا نیز نقش تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت. اما بازار انرژی معمولاً منتظر وقوع بحران نمی‌ماند؛ بازار، احتمال بحران را پیشاپیش قیمت‌گذاری می‌کند.
به همین دلیل، سطح پایین ذخایر اروپا در میانه تابستان اهمیت دارد. هرچه فاصله با سطح مطلوب بیشتر باشد، بازار در برابر یک شوک کوچک حساس‌تر خواهد شد.
اروپا اکنون باید خود را برای زمستانی آماده کند که هنوز شروع نشده، اما هزینه آن از همین حالا در بازار گاز دیده می‌شود.
بحران انرژی سال‌های گذشته یک واقعیت را به اروپا یاد داد و آن اینکه امنیت انرژی با خرید اضطراری در روز بحران ساخته نمی‌شود؛ باید ماه‌ها و حتی سال‌ها قبل برای آن سرمایه‌گذاری کرد.
و شاید همین نکته برای ایران مهم‌تر از آن باشد که صرفاً به‌عنوان یک مقایسه با اروپا یا دیگر کشورهای گازی دیده شود.
کشوری که ذخیره و تولید گاز دارد اما زیرساخت ذخیره‌سازی، صادرات، تجارت و مصرف بهینه را به اندازه کافی توسعه نداده، الزاماً از ثروت گازی خود قدرت اقتصادی نمی‌سازد.

اروپا اکنون برای کمبود احتمالی گاز، نگران ذخایر و قیمت است؛ ایران برای تبدیل منابع گاز به قدرت اقتصادی، همچنان با مسئله سرمایه‌گذاری و زیرساخت روبه‌روست.
گاز اروپا شاید ته نکشیده باشد؛ اما حاشیه امن آن به اندازه‌ای کم شده که دیگر نمی‌توان زمستان را به شانس سپرد.

#گاز
#فرزین سوادکوهی
#زمستان سخت
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

اخبار مرتبط

ویدئو مرتبط