فرزین سوادکوهی
یک جمله از ایگور سچین، مرد نفتی نزدیک به کرملین، کافی بود تا دوباره بحث قدیمی درباره اینکه چه کسی نبض بازار نفت جهان را در دست دارد، بالا بگیرد و ولوله راه بیاندازد. مدیرعامل روسنفت گفته است چین عملاً جای اوپک را گرفته و بدون عضویت در هیچ ائتلاف نفتی، با کاهش واردات نفت خود به اندازه ۵.۵ میلیون بشکه در روز، به ثبات بازار جهانی کمک کرده. سچین این حرف را در نشست روسیه و چین در ولادیوستوک زد؛ درست در همان جایی که نفت، گاز و آینده همکاری انرژی دو کشور روی میز بود.
حرف سچین را میشود یک اظهارنظر سیاسی از سوی یکی از مهمترین متحدان ولادیمیر پوتین دانست، اما پشت آن واقعیتی در حال شکلگیری است که بازار نفت نمیتواند نادیدهاش بگیرد. چین در سال ۲۰۲۶ به مهمترین مرکز تقاضا در بازار نفت تبدیل شده است؛ نه به این معنا که الزاماً بیشتر نفت میخرد، بلکه درست برعکس، با کمتر خریدن، بازار را تکان میدهد.
در سالهایی که اوپکپلاس با کاهش تولید تلاش میکرد قیمت نفت را کنترل کند، سؤال اصلی بازار این بود که عربستان، روسیه و دیگر اعضای ائتلاف چه میزان نفت وارد بازار میکنند. امروز سؤال دیگری هم به همان اندازه اهمیت پیدا کرده و آن اینکه براستی چین چقدر نفت میخواهد؟ و طبعا این تغییر چندان کوچکی نیست.
رویترز هفته گذشته در گزارشی درباره وضعیت اوپکپلاس نوشت که سهم این ائتلاف از تولید جهانی نفت در ژوئیه به حدود ۴۰ درصد رسیده؛ در حالی که پیش از آغاز جنگ ایران این سهم بیش از ۴۸ درصد بود. بخشی از این افت به خروج امارات متحده عربی از اوپک در ماه مه برمیگردد، اما مسئله فقط خروج ابوظبی نیست. جنگ، تنگه هرمز و اختلال در صادرات چند تولیدکننده بزرگ، توان اوپکپلاس برای استفاده از مهمترین ابزارش، یعنی تغییر سریع عرضه، را هم محدود کرده است.
در گذشته اگر عرضه یک کشور نفتی ناگهان سقوط میکرد، نگاهها به سمت ریاض دوخته می شد. عربستان میتوانست تولید را بالا ببرد و بخشی از کمبود را جبران کند. اگر بازار بیش از حد پرنفت میشد، اعضای اوپکپلاس تولید را پایین میآوردند. این سازوکار طی دههها به سازمان کشورهای صادرکننده نفت قدرتی داده بود که کمتر نهاد دیگری در اقتصاد جهان از آن برخوردار بود.اما جنگ ایران این روند سنتی را به چالش کشانده است.
تولیدکنندگان بزرگ خلیج فارس نفت دارند، اما بخش مهمی از این نفت باید از مسیر هرمز عبور کند؛ همان تنگهای که حالا خود به یکی از مهمترین ریسکهای بازار انرژی تبدیل شده . عراق، کویت، عربستان و دیگر تولیدکنندگان منطقه نمیتوانند صرفاً با اعلام افزایش تولید، نفت بیشتری به دست مشتری برسانند. نفت باید از زمین بیرون بیاید، وارد خط لوله یا پایانه شود، نفتکش آن را بارگیری کند و کشتی بتواند از مسیر امن عبور کند. تصمیم روی کاغذ با بشکه هایی که واقعاً باید به پالایشگاه میرسد، فرق دارد.
چین اما در این میان راه دیگری رفته است. این کشور بزرگترین واردکننده نفت جهان است، اما در ماههای اخیر خرید خود را بهشدت کاهش داده . بر اساس محاسبات رویترز، چین از زمان آغاز جنگ حدود ۴۰۰ میلیون بشکه نفت کمتر از مدت مشابه سال قبل خریداری کرده است. کاهش خرید، نتیجه افت فعالیت پالایشگاهها، محدودیت صادرات فرآوردهها و رشد استفاده از خودروهای برقی بوده است.
دادههای مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا نیز از کاهش شدید واردات خالص نفت چین در سهماهه دوم سال حکایت دارد؛ این واردات نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۳۰ درصد پایین آمده و معادل کاهش حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز بوده است. بخشی از این کاهش به افت ذخیرهسازی و بخشی به کاهش خوراک پالایشگاهها مربوط شده است.
پس چرا سچین میگوید چین بازار را تثبیت کرده است؟ علت این است که بازار نفت فقط با تولیدکننده حرکت نمیکند. تقاضا هم میتواند قیمت را بالا و پایین کند. وقتی چین صدها میلیون بشکه کمتر نفت میخرد، بخشی از فشاری که کاهش عرضه بر بازار وارد میکند خنثی میشود. اگر پکن دوباره به بازار برگردد و خریدش را بالا ببرد، داستان میتواند برعکس شود.
چین در واقع به چیزی شبیه تولیدکننده نوسانگیر تبدیل نشده؛ بلکه به مصرفکننده نوسانگیر تبدیل شده است.در واقع اوپک از سمت عرضه بازی میکند وچین از سمت تقاضا.انگار که حالا چین دارد کلید اتاق اوپک را می گیرد.
این تفاوت در سال جنگ بیشتر خودش را نشان داده است. رویترز در اواخر اوت نوشت که تصمیمهای تولیدی اوپکپلاس دیگر مانند گذشته بازار را تحت تاثیر قرار نمی دهد. از ماه مارس، هسته اصلی اوپکپلاس شش بار افزایش تولید را اعلام کرده، اما اختلال در هرمز باعث شده بخش زیادی از این تصمیمها روی کاغذ بماند. در نتیجه، بازار بیشتر از آنکه بپرسد اوپک چقدر نفت تولید خواهد کرد؟ میپرسد اصلاً چه مقدار نفت میتواند تولید و صادر کند؟
برای اوپک خبر بد دیگری هم در راه است. امارات، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان عضو سازمان، اول ماه مه از اوپک و اوپکپلاس خارج شد. ابوظبی همزمان تولید خود را بالا برد و در ژوئن تولید نفتش به بیش از ۳.۸ میلیون بشکه در روز نزدیک شد؛ سطحی که نزدیک به رکوردهای این کشوراست.
این خروج فقط کم شدن یک عضو از فهرست اوپک نبود. امارات از آن دسته اعضایی بود که ظرفیت تولید مازاد قابل توجهی داشت و میتوانست در زمان بحران بخشی از عرضه را جابهجا کند. وقتی چنین کشوری ترجیح میدهد خارج از چارچوب اوپک تصمیم بگیرد، انسجام ائتلاف بیشتر زیر سؤال میرود.
از آن طرف، روسیه هم در شرایطی از افزایش نقش چین صحبت میکند که خودش یکی از بزرگترین ذینفعان این تغییر است.
چین بزرگترین مشتری انرژی روسیه شده و پالایشگران چینی در هفتههای اخیر خرید نفت روسیه را افزایش دادهاند. سینوپک، بزرگترین پالایشگر چین، برای تحویل ماه اکتبر خرید سنگینی از نفت ESPO، سوکول و اورال انجام داده و مجموع خریدهایش میتواند از ۲۰ محموله فراتر برود. رقابت برای نفت ESPO حتی قیمت این گرید را بالا برده و پالایشگاههای کوچک چینی را تحت فشار گذاشته است.
روسیه از چنین بازاری هیچ بدش نمیآید. تحریمها سالها نفت این کشور را با تخفیف روانه چین و هند کرده بود. حالا اما وقتی نفت خاورمیانه گرفتار ریسک جنگ و هرمز است و نفت ایران هم با محدودیت جدی در صادرات روبهرو شده، روسیه برای فروش نفتش دست بازتری دارد.
چین هم از این رابطه سود میبرد. نفت روسیه، بهخصوص ESPO، از نظر جغرافیایی برای پالایشگران چینی جذاب است. فاصله کمتر تا پالایشگاههای شرق چین و امکان تأمین محموله بدون وابستگی مستقیم به مسیر هرمز، ارزش این نفت را در شرایط جنگ بالا برده است.
پکن البته فقط نفت نمیخرد. ذخیره میکند، پالایش میکند و فرآورده میفروشد. در ماه سپتامبر، چین انتظار دارد بیش از ۴ میلیون تن بنزین، گازوئیل و سوخت جت صادر کند؛ در حالی که متوسط صادرات ماهانه این کشور در سال ۲۰۲۵ حدود ۳ میلیون تن بود. افزایش حاشیه سود پالایش فرآوردهها هم پالایشگران چینی را به خرید بیشتر خوراک ترغیب کرده است.
در چنین شرایطی، چین دیگر فقط یک مصرفکننده بزرگ نیست. تصمیمهای پکن درباره خرید نفت، ذخیرهسازی، میزان فعالیت پالایشگاهها و صادرات فرآورده، به قیمت نفت در آسیا و حتی توازن بازار جهانی جهت میدهد.
برای ایران، این تغییر اهمیت بیشتری دارد. چین یکی از معدود بازارهای بزرگ باقیمانده برای نفت ایران است. اما اتفاقی که حالا در بازار چین رخ داده، نشان میدهد رقابت برای تصاحب این بازار سختتر شده. روسیه با نفت ارزان و مسیر نسبتاً نزدیک، عراق با نفت بصره و تولیدکنندگان خلیج فارس با ظرفیتهای بزرگ، همگی برای سهم بیشتری از بازار چین تلاش میکنند.
از طرف دیگر، کاهش صادرات نفت ایران باعث شده حضور ایران در بازار چین بیش از گذشته به مسئله دسترسی وابسته باشد. نفتی که امکان بارگیری و انتقال آن وجود نداشته باشد، حتی اگر روی کاغذ ارزانتر باشد، الزاماً نمیتواند جای نفت روسی را بگیرد.
اوپک هم برای ایران اهمیت متفاوتی دارد. ایران عضو قدیمی این سازمان است و سیاست تولید اوپک مستقیماً با درآمدهای نفتی کشور گره خورده. هرچه قدرت این سازمان برای اثرگذاری بر بازار کمتر شود، مزیت سنتی عضویت در آن هم کمرنگتر میشود.
با این حال، هنوز برای اعلام مرگ اوپک زود است. اوپک هنوز بخش بزرگی از نفت جهان را در اختیار دارد و عربستان همچنان یکی از مهمترین تولیدکنندگان و صاحبان ظرفیت مازاد دنیاست. جنگ هم روزی تمام میشود و با عادی شدن مسیرهای صادراتی، توان تولیدکنندگان دوباره بیشتر به چشم خواهد آمد.اما یک چیز تغییر کرده و آن اینکه بازار دیگر فقط به اتاقهای تصمیمگیری اوپک نگاه نمیکند.
پکن هم پشت میز نشسته است. چین با پایین آوردن خرید نفت، بالا بردن ذخایر، تغییر خوراک پالایشگاهها، خرید نفت روسیه و افزایش صادرات فرآوردهها، بدون داشتن یک صندلی در اوپک، روی بازار اثر میگذارد. شاید سچین در اینکه چین جای اوپک را گرفته اغراق کرده باشد؛ اما اینکه چین دیگر صرفاً بزرگترین مشتری بازار نیست و خودش به یکی از بازیگران تعیینکننده آن تبدیل شده، اغراق نیست.
سالها اوپک میگفت بشکههای نفت را چه کسی وارد بازار کند. حالا چین با تغییر اشتهای خود میتواند تعیین کند چه مقدار از آن بشکهها اصلاً لازم است. و برای بازاری که نیمی از آن با جنگ و اختلال عرضه دستوپنجه نرم میکند، گاهی کم شدن تقاضای یک خریدار بزرگ از افزایش تولید چند کشور نفتی اثرگذارتر است.
اوپک هنوز نفت دارد؛ اما این چین است که کلید تقاضا را در دست گرفته است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 7 ساعت قبل
حدود 21 ساعت قبل
4 روز قبل
4 روز قبل
4 روز قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه