naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

شمارش معکوس ضرر صادرات صفر؛

آذر،ماهی که دیگر از پول نفت خبری نیست

ذخیره نفت روی آب ایران تمام شده و به همین دلیل پولی که از فروش نفت خام به دست می‌آمد تا اواخر آذر قطع می‌شود. کپلر می‌گوید ایران جنگ را با حدود صد و سی و پنج میلیون بشکه نفت شناور تجربه کرد اما حالا هیچ محموله قابل فروشی بیرون از محاصره ندارد. این وضعیت توضیح می‌دهد چرا صفر شدن بارگیری در شهریور به صفر شدن درآمد در آذر می‌رسد و این فاصله دو ماهه برای بودجه و بازار چه معنایی دارد.

۵ آبان ۱۴۰۵ | ۲۳:۴۹

0
0
آذر،ماهی که دیگر از پول نفت خبری نیست

فرزین سوادکوهی

ذخیره نفت روی آب ایران تمام شده و به همین دلیل پولی که از فروش نفت خام به دست می‌آمد تا اواخر آذر قطع می‌شود. کپلر می‌گوید ایران جنگ را با حدود صد و سی و پنج میلیون بشکه نفت شناور تجربه کرد اما حالا هیچ محموله قابل فروشی بیرون از محاصره ندارد. این وضعیت توضیح می‌دهد چرا صفر شدن بارگیری در شهریور به صفر شدن درآمد در آذر می‌رسد و این فاصله دو ماهه برای بودجه و بازار چه معنایی دارد.

تازه‌ترین برآورد موسسه داده‌های انرژی کپلر که سوم آبان منتشر شد، ساده و تکان‌دهنده است چون اعلام می کند نفت شناور قابل ردیابی ایران در بیرون از حلقه محاصره دریایی آمریکا به صفر رسیده و با همین حساب، درآمد نفت خام دریایی ایران تا اواخر آذر به هیچ می رسد. منظور از نفت شناور چیزی پیچیده نیست. ایران سال‌ها نفت خود را به جای آن که در مخازن ساحلی نگه دارد، داخل نفتکش‌های بزرگ می‌ریخت و این کشتی‌ها را وسط دریا، دور از بندر، لنگر می‌انداخت تا هر وقت مشتری پیدا شد، سریع تحویل دهد. این انبار روی آب، در ماه‌های جنگ نقش نجات‌دهنده را بازی کرد، اما حالا همان انبار هم خالی شده است.

انباری که روی آب بود و حالا دیگر نیست

برای این که بزرگی اتفاق روشن شود باید به اسفند پارسال برگردیم. ایران تجربه جنگ را در اوایل اسفند با حدود صد و سی و پنج میلیون بشکه نفت ذخیره‌شده روی آب آغاز کرد. این نفت‌ها قبل از آن که راه بسته شود از تنگه هرمز بیرون رفته بودند و در آب‌های آسیا سرگردان بودند. وقتی آمریکا در فروردین محاصره را کلید زد، بعد در خرداد برای مذاکره برداشت و بعد دوباره از بیست و سوم تیر برگرداند، همین ذخیره بود که فروش را زنده نگه داشت. ایران در فروردین و اردیبهشت هنوز روزی حدود یک میلیون و هشتصد و پنجاه هزار بشکه نفت را از مسیر هرمز رد می‌کرد. در مرداد این عدد به دویست و چهل هزار بشکه رسید و در شهریور بارگیری نفت خام از بندرهای ایران به صفر رسید. به تعبیر و اعلام کپلر،این اولین ماه بدون حتی یک بارگیری از سال دو هزار و سیزده به بعد بود .

از آن به بعد، ایران چیزی از بندر بیرون نفرستاد اما از انبار روی آب فروخت. کپلر می‌گوید این موجودی تا سیزدهم مهر به کمتر از یک میلیون بشکه رسید و حالا به صفر رسیده است. گروه آمریکایی اقدام متحد علیه ایران هسته‌ای که با ماهواره کشتی‌ها را دنبال می‌کند، عددی کمی بالاتر می‌دهد و می‌گوید تا اوایل اکتبر حدود ده میلیون بشکه یا کمتر در جنوب شرق آسیا مانده بود، اما پیام هر دو یکی است چون چیزی برای فروختن نمانده و لوله‌ای که انبار شناور را به پالایشگاه‌های چین وصل می‌کرد، خالی شده است. به زبان ساده، مغز شبکه دور زدن تحریم هنوز کار می‌کند، دلال و کشتی و سند و تخفیف هست، اما نفتی نیست که بخواهد از آن شبکه رد شود.

چرا پول نفت دو ماه دیرتر قطع می‌شود؟

شاید این سؤال پیش بیاید که اگر صادرات در شهریور صفر شد، چرا می‌گوییم پول در آذر صفر می‌شود. جواب در شیوه پرداخت پول نفت است. خریدارهای چینی معمولا پول نفت را همان روز نمی‌دهند. نفت امروز تحویل داده می‌شود و پولش یک تا دو ماه بعد می‌رسد. برای همین وقتی آخرین محموله‌های شناور در مهر فروخته شد، پولش در آبان و اوایل آذر می‌رسد و بعد از آن ورودی تازه‌ای نیست. کپلر دقیقا روی همین فاصله دست گذاشته چون با تسویه طلب‌های قبلی، تا اواخر آذر خزانه از جنس نفت خام دریایی چیزی دریافت نمی‌کند.

فرماندهی مرکزی آمریکا(سنتکام) می‌گوید همین توقف تا حالا دست‌کم بیست و پنج میلیارد دلار صادرات را از ایران گرفته است. این عدد را هیچ نهاد مستقلی تایید نکرده و بیشتر یک برآورد نظامی است، اما جهت آن با اعداد ردیابی کشتی‌ها می‌خواند. امارات هم در مرداد همه تجارت و روابط مالی با ایران را قطع کرد و حدود سیصد و پنجاه میلیون دلار دارایی رمزارزی ایران هم مسدود شد تا راه‌های فرعی جابه‌جا کردن پول هم تنگ‌تر شود.

بودجه‌ای که با یک میلیون و هفتصد هزار بشکه بسته شد

اهمیت آذر را باید در بودجه فهمید. ایران سال را با این انتظار شروع کرد که روزی حدود یک میلیون و هفتصد هزار بشکه نفت و با قیمتی حدود پنجاه و چهار دلار بفروشد. صادرات واقعی کمتر از این انتظار بود، اما چون قیمت جهانی بالا رفت، کمی ذخیره ساخته شد. حالا برنت دور و بر صد و پانزده دلار است؛ یعنی از هفتاد و دو دلار آخر بهمن حدود نود درصد بالاتر رفته. همین گرانی به دولت کمک کرد چند ماه بیشتر دوام بیاورد، اما طبعا ذخیره هیچگاه ابدی نیست. وقتی فروش صفر شود، هر قیمتی هم که بالا باشد برای فروشنده‌ای که چیزی برای فروش ندارد فرقی نمی‌کند.

کپلر می‌گوید صفر شدن مطلق هم در کار نیست. مقادیر کم هنوز می‌تواند با کامیون و قطار و از مسیر دریای خزر جابه‌جا شود و فرآورده و محصولات پتروشیمی هم از راه‌هایی غیر از نفتکش های بزرگ صادر شود. نمونه‌اش همین هفته‌های اخیر است چرا که هشت کشتی کوچک گاز مایع با مجموع چهار میلیون و صد هزار بشکه، معادل حدود سیصد و پنجاه هزار تن، از دریای عمان بیرون رفتند و یک کشتی سوخت جت هم در شهریور به میانمار رسید. اما این‌ها در برابر تجارت چند میلیارد دلاری نفت، فقط به یک می ماند و نمی‌تواند جای خزانه خالی را بگیرد.

تولیدی که چاره‌ای جز کم شدن نداشت

وقتی نفت فروخته نشود، مشکل از دریا به داخل میدان‌های نفتی برمی‌گردد. ایران نمی‌تواند بی‌نهایت نفت تولید کند و نگه دارد، چون مخزن خالی کم دارد. مخزنی که برای میعانات است را نمی‌شود راحت برای نفت خام استفاده کرد و مخزن ساحلی هم سقف دارد. برای همین تولید کم شد. برآورد اوپک می‌گوید تولید روزانه ایران از حدود سه میلیون و دویست و شصت هزار بشکه در سال دو هزار و بیست و پنج به یک میلیون و نهصد و شصت هزار بشکه در شهریور رسیده؛ یعنی حدود چهل درصد افت پیدا کرده. کم کردن تولید هم خودش هزینه دارد؛ هم درآمد را کم می‌کند و هم راه انداختن دوباره بعضی چاه‌ها سخت و پرهزینه است.

این همان حلقه‌ای است که محاصره می‌خواست بسازد؛ اول راه دریا بسته شود، بعد انبار روی آب خالی شود، بعد مخزن ساحلی پر شود، بعد تولید پایین بیاید و در آخر پول با تاخیر دو ماهه قطع شود. ما حالا در حلقه آخر هستیم.

نفتی که مالزیایی شد و بعد هم ناپدید !

بهترین آینه برای دیدن این سقوط، آمار گمرک چین است. گمرک چین از سال دو هزار و بیست هر ماه اعلام کرده هیچ نفتی از ایران نخریده است، اما شرکت‌های ردیابی می‌گویند پارسال به طور میانگین روزی حدود یک میلیون و پانصد هزار بشکه نفت ایران به چین رسیده است. راز این اختلاف در اسم مبدأ است. بیشتر نفت ایران در کاغذ با اسم مالزی ثبت می‌شد و کمی هم با اسم عراق و عمان و امارات. در بعضی ماه‌ها واردات با مبدأ مالزی به دو میلیون بشکه در روز رسید؛ یعنی حدود چهار برابر کل تولید واقعی نفت مالزی. معلوم بود که این نفت نمی‌تواند مال خود مالزی باشد.

حالا همین تصویر هم از بین رفته. در شهریور چین فقط دویست و هفتاد و شش هزار بشکه در روز با مبدأ مالزی خریده، یعنی در برابر میانگین نزدیک به یک میلیون و سیصد هزار بشکه در سال دو هزار و بیست و پنج کهثبت شده بود. داده‌های کپلر نشان می‌دهد ایران از دی تا اردیبهشت روزی بیش از یک میلیون و پانصد و پنجاه هزار بشکه به چین داده وبعد، از خرداد تا شهریور به کمتر از نصف رسیده و اواسط مهر نفت روی آب بیرون محاصره صفر شده است. اگر همین روند بماند، واردات مالزیایی چین ممکن است همین ماه یا ماه بعد به صد و سی هزار بشکه سطح سال دو هزار و هفده برسد.

وقتی بازار نفت بدون ایران پر می‌شود

نکته مهم برای تفهیم این مسئله این است که بازار جهانی منتظر ایران نمانده است. مجموع صادرات نفت و فرآورده منطقه خاورمیانه به بیست و چهار میلیون بشکه در روز رسیده که بالاتر از قبل جنگ است. نفتکش‌های خلیج‌فارس با اسکورت آمریکا دوباره راه افتاده‌اند؛ بیش از سه هزار کشتی در شش ماه با کمک آمریکا از هرمز رد شده و بیش از یک و نیم میلیارد بشکه صادر شده و به ادعای سنتکام بیش از نود و پنج درصد کشتی‌ها سالم گذشته‌اند. چین هم جای خالی ایران را با دیگران پر کرده است. واردات کل چین قبل از جنگ حدود یازده و نیم میلیون بشکه بود، بعد جنگ تا هشت میلیون افتاد و حالا دوباره بالای نه میلیون برگشته است. در شهریور چین از عمان و امارات و قطر و عربستان و عراق روزی دو میلیون و نهصد هزار بشکه خریده، در برابر کمتر از دو میلیون در اردیبهشت، هرچند هنوز زیر سه میلیون و هشتصد هزار بهمن است. پالایشگاه‌های کوچک خصوصی چین هم دست‌کم دوازده میلیون بشکه نفت عراق و قطر برای تحویل مهر و آبان خریده‌اند. این نفت‌ها گران‌تر و بی‌دردسرترند؛ نه تحریم دارند و نه توقف ناگهانی.

بعد از آذر چه می‌شود؟

آذر پایان ماجرا نیست، شروع یک دوره تازه است. از یک طرف فشار مالی بیشتر می‌شود چون پولی از نفت دریایی نمی‌آید و تجارت سالانه حدود پنج میلیارد دلاری گاز مایع هم تقریبا خوابیده است؛ صادرات گاز مایع از حدود سی میلیون بشکه در مدت مشابه پارسال به چهار میلیون و صد هزار بشکه رسیده و تولید حدود ده میلیون تنی روی دست مانده که فقط بخشی از آن را می‌شود در زمستان به جای مازوت در نیروگاه سوزاند. از طرف دیگر، بازار جهانی با نفت صد و پانزده دلاری و گاز نود و چند یورویی در اروپا ادامه می‌دهد و نشست اول نوامبر اوپک‌پلاس هم با سهمیه روی کاغذ سی و یک میلیون بشکه‌ای هفت عضو اصلی برگزار می‌شود که بیشتر اعضا نمی‌توانند آن را پر کنند.

حالا برای ایران، سه راه کوتاه‌مدت بیشتر وجود ندارد؛ نگه داشتن تولید پایین و سوختن از ذخیره، فرستادن نفت بیشتر به پالایشگاه‌های داخلی و سوزاندن گاز مایع در داخل برای کم کردن خاموشی و آلودگی زمستان، و فروش‌های کوچک زمینی و فرآورده‌ای. اما اینها هیچ‌کدام جای صادرات دریایی را نمی‌گیرد، اما می‌تواند ضربه آذر را نرم‌تر کند. سؤال اصلی زمستان همین است که آیا راه دریا باز می‌شود یا خزانه باید با همین فروش‌های کوچک سر کند.تا وقتی مسیر صادرات دریایی باز نشود، آنچه در شهریور به‌صورت صفر شدن بارگیری دیده شد، در آذر به‌صورت صفر شدن درآمد نفتی در حساب دولت دیده می‌شود.



#نفت
#فرزین سوادکوهی
#صادرات نفت
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید