داوود حشمتی: بر اساس تحلیل مؤسسه Wood Mackenzie از نتایج سهماهه چهارم شرکتهای بزرگ نفتی، مدیران این شرکتها بیش از هر چیز نگران این هستند که آیا منابع عظیم و بلندمدت کافی برای جلوگیری از افت تولید نفت در سالهای پیشرو دارند یا نه. نه شعار «گذار انرژی» خواب را از چشمشان گرفته و نه حتی نوسانات کوتاهمدت قیمتها؛ مسئله اصلی، حفظ جریان پایدار تولید در دهه آینده است.
در شرایط حاضر چشمانداز کوتاهمدت بازار چندان درخشان نیست. قیمت نفت برنت تحت فشار است. براساس گزارش ها حاشیه سود پالایشگاهها قابل قبول است اما پتروشیمی ضعیفتر شده، و بازار LNG به سمت فاز «مازاد عرضه» حرکت میکند. در چنین شرایطی، شرکتهایی مانند TotalEnergies، Equinor، Chevron و ExxonMobil با وجود رشد تولید، به دلیل افت قیمتها ناچار به انضباط مالی شدهاند. این شرکت بازخرید سهامی خود را کاهش دادند و در عین حال روند فروش داراییهای افزایش پیدا کرده است. در این وضعیت پیام روشنی که صادر میشود این است که آنها به دنبال این هستند که ابتدا «ترازنامه مالی خود» را ترمیم کرده و به سراغ «توسعه» بروند.
البته توسعه در حوزه نفت متوقف نشده؛ فقط جهت آن تغییر کرده است. تمرکز دوباره بر صنایع «بالادست» یعنی دسترسی به میادین بزرگ، متعارف و با طول عمر زیاد. همینجاست که کشورهایی مثل لیبی و عراق دوباره به اولویت تبدیل شدهاند، چون میتوانند تولید پایدار و مقیاسپذیر برای دهه ۲۰۳۰ فراهم کنند. در مقابل، ونزوئلا با وجود ذخایر عظیم، به دلیل هزینههای بالای تولید و نیاز به نفت ۸۰ دلاری برای توجیه اقتصادی، گزینهای پرریسکتر محسوب میشود.
نکته مهم این است که غولهای نفتی یک «شکاف تولیدی» در اواخر این دهه را از حالا مشاهده می کنند. شکافی که اگر امروز برایش چارهای نیندیشند، در دهه ۲۰۳۰ به افت تولید و کاهش قدرت بازار منجر خواهد شد. بنابراین از هماکنون به دنبال تمدید قراردادهای بلندمدت، ورود دوباره به برخی کشورها، توسعه میادین کشفشده و حتی اکتشافهای جسورانهتر هستند. این خبر بسیاری مهمی برای آینده بازار نفت است. اما این تصویر جهانی چه نسبتی با ایران دارد؟
بازی برد برد برای ایران
ایران در حالی یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است که همزمان در آستانه یک رویارویی ژئوپلیتیکی با آمریکاست. در سناریوی بدبینانه، ممکن است بخشی از راهبرد فشار این باشد که ایران بهتدریج از «بازی نفت» حذف شود؛ یعنی سهمش از بازار جهانی کاهش یابد و در معادله تأمین بلندمدت انرژی جهان به حاشیه رانده شود. اگر چنین پیشبینیای درست باشد، تمرکز دوباره شرکتهای بزرگ بر کشورهای دیگر دقیقاً در راستای پر کردن خلأ احتمالی ایران خواهد بود.
اما یک خوانش دیگر هم وجود دارد. همانطور که شرکتهای بزرگ نفتی بهدنبال بشکههای نفتی هستند که در دراز مدت در دسترس است و نگرانی ها را در دهه ۲۰۳۰ برطرف می کند، ایران نیز میتواند از همین نیاز جهانی بهعنوان اهرم استفاده کند. اگر فضای سیاسی تغییر کند — حتی در چارچوب یک معامله سخت با دولتی مانند دولت ترامپ — ایران این امکان را دارد که تهدید حذف از بازار را به فرصت بازگشت قدرتمند تبدیل کند؛ فرصتی برای جذب سرمایه، نوسازی میادین و جهش تولید در آستانه دهه ۲۰۳۰.
به بیان ساده، جهان نگران کمبود نفت پایدار قابل عرضه در آینده است؛ و ایران روی یکی از بزرگترین مخازن همین بشکهها نشسته است. مسئله این نیست که نفت در حال پایان است؛ مسئله این است که چه کشوری میتواند در دهه آینده آن را سریع و ارزان تر تولید و عرضه کند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 13 ساعت قبل
حدود 13 ساعت قبل
حدود 13 ساعت قبل
حدود 14 ساعت قبل
حدود 15 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه