بازار نفت در یکی از غیرعادیترین مقاطع سال ۲۰۲۶ قرار گرفته است. در شرایطی که درگیری آمریکا و ایران همچنان جریان نفت در خاورمیانه را مختل کرده، عبور نفت از تنگه هرمز کاهش یافته و حتی تأسیسات انرژی عربستان نیز هدف حمله قرار گرفتهاند، قیمت برنت هنوز در محدوده ۹۷ تا ۹۸ دلار قرار دارد و نتوانسته بهطور پایدار از مرز ۱۰۰ دلار عبور کند. این رفتار بازار یک پرسش مهم ایجاد کرده است، آیا نفت دیگر مانند گذشته از جنگ نمیترسد؟
به گزارش نفت خبر- پاسخ کوتاه این است که نفت هنوز از جنگ میترسد، اما ساختار بازار جهانی بهگونهای تغییر کرده که یک شوک ژئوپلیتیکی الزاماً به یک جهش پایدار قیمت نفت خام منجر نمیشود.
نخستین دلیل، وضعیت متفاوت جریان فیزیکی نفت است. بر اساس گزارش تازه رویترز، صادرات نفت تولیدکنندگان خاورمیانه از حدود ۱۸ میلیون بشکه در روز پیش از آغاز جنگ به حدود ۱۱ میلیون بشکه در روز کاهش یافته است. با این حال، بخشی از نفت همچنان از هرمز عبور میکند و تولیدکنندگان خلیج فارس نیز از مسیرهای جایگزین صادراتی استفاده میکنند.
در واقع، مسئله بازار این نیست که «نفت خاورمیانه کاملاً متوقف شده»، بلکه این است که هزینه و ریسک رساندن نفت به بازار افزایش یافته است.
حتی امروز گزارشها از کاهش شدید تردد کشتیها در هرمز حکایت دارند؛ روز دوشنبه تنها هفت کشتی کالایی از این تنگه عبور کردند. در مقابل، تردد در بابالمندب افزایش یافته است. این تغییر مسیرها نشان میدهد بازار در حال سازگار شدن با شرایط جدید است، هرچند این سازگاری هزینهبر و شکننده است.
تولیدکنندگان خارج از خاورمیانه، ضربهگیر بازار شدهاند
دومین تغییر، افزایش نقش تولیدکنندگان خارج از اوپک و خلیج فارس است. آژانس بینالمللی انرژی در آخرین گزارش بازار نفت خود برآورد کرده است که اگرچه عرضه جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ حدود ۴.۳ میلیون بشکه در روز کاهش مییابد و به حدود ۱۰۲ میلیون بشکه در روز میرسد، رشد حدود ۱.۴ میلیون بشکهای تولید در قاره آمریکا بخشی از کاهش تولید خاورمیانه و روسیه را جبران میکند.
این تغییر از نظر ژئوپلیتیکی بسیار مهم است.
در بحرانهای نفتی گذشته، اختلال در خلیج فارس تقریباً به معنای بحران عرضه جهانی بود. اما امروز آمریکا، کانادا، برزیل و گویان سهم بیشتری از عرضه جهانی را در اختیار دارند. بنابراین بازار میتواند بخشی از شوک خاورمیانه را با تغییر جغرافیای عرضه جذب کند.
به بیان سادهتر، خاورمیانه هنوز قلب بازار نفت است، اما دیگر تنها قلب آن نیست.
تقاضا هم دیگر مانند گذشته کشش ندارد
اما مهمترین تغییر شاید در سمت تقاضا رخ داده باشد. رویترز در گزارش امروز خود میگوید کاهش مصرف، بهویژه در چین، یکی از دلایلی است که مانع جهش بیشتر قیمت نفت شده است. مصرف جهانی نفت در سهماهه سوم حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز کاهش یافته و کاهش مصرف چین، به دلیل رشد خودروهای برقی و ضعف فعالیتهای پتروشیمی، نقش مهمی در این روند داشته است.
آمارهای IEA نیز همین تغییر ساختاری را تأیید میکند. این نهاد در گزارش ماه اوت خود پیشبینی کرده تقاضای جهانی نفت در سال ۲۰۲۶ بهطور متوسط ۱.۶ میلیون بشکه در روز کاهش پیدا کند؛ همزمان قیمتهای بالاتر و اختلال در زنجیرههای تأمین، فشار بیشتری بر مصرف وارد کردهاند.
این تحول اهمیت زیادی دارد. در گذشته اگر پنج میلیون بشکه از عرضه خاورمیانه خارج میشد، بازار با تقاضایی به طور نسبی مقاوم مواجه بود. اکنون بخشی از همان شوک با کاهش مصرف جذب میشود. بنابراین رابطه ساده «کاهش عرضه = جهش قیمت» دیگر به اندازه گذشته معتبر نیست.
چین؛ ضربهگیر بزرگ بازار نفت
اما چین در این میان نقش ویژهای دارد. بر اساس دادههای مورد استناد رویترز، ذخایر نفت چین حدود ۱.۱۷ میلیارد بشکه برآورد میشود. همین ذخایر باعث شده بازار نسبت به اختلال عرضه نگرانی کمتری داشته باشد. از سوی دیگر، واردات دریایی نفت چین در ماههای ژوئیه و اوت به حدود ۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافته؛ در حالی که در فوریه بیش از ۱۱ میلیون بشکه در روز بود.
بنابراین چین امروز تنها یک مصرفکننده بزرگ نیست؛ ذخایر چین به یک متغیر تعیینکننده در قیمت جهانی نفت تبدیل شده است.
اما این سپر هم محدودیت دارد. EIA برآورد میکند ذخایر جهانی نفت در سهماهه دوم ۲۰۲۶ بهطور متوسط روزانه ۴.۲ میلیون بشکه کاهش یافته و در سهماهه سوم نیز کاهش ۳.۸ میلیون بشکهای در روز را تجربه خواهد کرد. این یعنی بازار برای حفظ تعادل فعلی در حال مصرف ذخایر خود است. درنتیجه پایین ماندن قیمت نفت الزاماً به معنای آرام بودن بازار نیست؛ ممکن است بازار در حال مصرف کردن حاشیه امنیت خود باشد.
تناقض بزرگ: نفت خام زیر ۱۰۰ دلار، اما دیزل در بحران
شاید مهمترین نشانه تغییر ساختار بازار نفت در جای دیگری دیده شود، فرآوردههای نفتی.
در حالی که برنت هنوز زیر ۱۰۰ دلار است، بازار دیزل با کمبود جدی مواجه شده است. رویترز گزارش داده عرضه جهانی دیزل تا زمستان محدود باقی خواهد ماند؛ علت اصلی، کمبود ظرفیت مازاد پالایشی، محدودیت صادرات روسیه و نزدیک شدن به فصل اوج تقاضای زمستانی است.
این اتفاق پیش تر نیز در بازار دیده شده است. در ماه اوت، قیمت دیزل در آمریکا جهش کرد و حاشیه سود پالایش دیزل در اروپا نیز افزایش قابل توجهی داشت. در اروپا حتی قیمت محمولههای دیزل برای نخستین بار در بیش از یک سال از سوخت جت عبور کرد؛ نشانهای از اینکه فشار عرضه الزاماً در بازار نفت خام منعکس نمیشود و میتواند به بازار فرآوردهها منتقل شود.
بنابراین شاید سؤال اصلی دیگر این نباشد که «چرا نفت ۱۰۰ دلار نشده؟» بلکه باید پرسید آیا بحران نفتی جدید به جای نفت خام، ابتدا در بازار فرآوردهها ظاهر میشود؟
بازار آرام نیست؛ فقط شوک را جور دیگری جذب میکند
واقعیت این است که بازار نفت آرام نیست. قیمت نقدی برخی انواع نفت خاورمیانه اکنون بهشدت بالاتر از قیمت شاخصهای اصلی قرار گرفته است. رویترز گزارش داده پریمیوم نفت دبی و عمان برای محمولههای بارگیری نوامبر به حدود ۱۹ تا ۲۰ دلار در هر بشکه رسیده و معاملات فیزیکی نشاندهنده کمبود شدید هستند. در همین حال، نفت برنت امروز به حدود ۹۷.۵ دلار رسیده و به بالاترین سطوح چند هفته اخیر نزدیک شده است.
پس بازار در عمل دو چهره دارد، نخست آنکه بازار کاغذی نفت خام هنوز زیر ۱۰۰ دلار است و دیگری آنکه بازار فیزیکی و فرآوردهها بسیار متشنجتر هستند. این تفاوت میتواند یکی از مهمترین نشانههای بازار نفت در دوره جدید باشد.
مرز ۱۰۰ دلار هنوز مهم است؛ اما دیگر مقصد قطعی نیست
با این حال، نباید نتیجه گرفت که نفت دیگر ظرفیت جهش ندارد.برعکس، اگر اختلال در هرمز طولانی شود، ذخایر جهانی بیشتر کاهش یابد و حملات به زیرساختهای انرژی منطقه گسترش پیدا کند، بازار میتواند با شوک بسیار بزرگتری مواجه شود. رویترز گزارش داده برخی بانکها پیشبینی خود را افزایش دادهاند؛ مورگان استنلی متوسط قیمت برنت در سهماهه چهارم را حدود ۱۰۰ دلار میبیند و گلدمنساکس نیز به دلیل احتمال تداوم اختلالات حملونقل، پیشبینیهای خود را افزایش داده است . حتی گزارش فایننشالتایمز هشدار میدهد در صورت تشدید حملات به مسیرهای کشتیرانی، قیمت نفت میتواند تا محدوده ۱۲۰ دلار نیز افزایش یابد، بهویژه آنکه ذخایر خارج از چین کاهش قابل توجهی داشتهاند. بنابراین مسئله اصلی بازار نفت در سپتامبر ۲۰۲۶ نه «ترس از جنگ» بلکه مدیریت زمان است.
اگر بحران کوتاه باشد، ذخایر، مسیرهای جایگزین، تولیدکنندگان خارج از خاورمیانه و کاهش تقاضا میتوانند شوک را جذب کنند.
اما اگر بحران طولانی شود، همین ضربهگیرها به تدریج فرسوده خواهند شد.
نفت نمیترسد، اما فرسوده میشود
بازار نفت امروز بیش از آنکه از جنگ نترسد، یاد گرفته است با جنگ زندگی کند. تولیدکنندگان جدید، مسیرهای جایگزین صادرات، ذخایر چین، رشد خودروهای برقی و کاهش مصرف نفت باعث شدهاند شوک ژئوپلیتیکی به اندازه گذشته به افزایش فوری قیمت نفت خام منجر نشود. اما این به معنای پایان ریسک نفتی نیست. برعکس، خطر اصلی ممکن است از جایی دیگر سر برآورد، فرسایش تدریجی ذخایر، کاهش ظرفیت پالایش، کمبود دیزل و طولانی شدن اختلال در مسیرهای کشتیرانی.
به همین دلیل، مرز ۱۰۰ دلار نباید تنها معیار سنجش بحران نفتی باشد. ممکن است برنت برای مدتی زیر این مرز باقی بماند، اما هزینه انرژی در اقتصاد جهانی از مسیر دیزل، سوخت کشتیرانی و سایر فرآوردهها افزایش یابد.
در واقع، بازار نفت شاید دیگر مانند گذشته از «انفجار جنگ» نترسد؛ آنچه بازار باید از آن بترسد، طولانی شدن جنگ و تمام شدن تدریجی حاشیه امن عرضه است. اگر این حاشیه امن تمام شود، عبور نفت از ۱۰۰ دلار دیگر یک واکنش روانی به جنگ نخواهد بود، بلکه نتیجه مستقیم کمبود واقعی بشکههای قابل تحویل به بازار خواهد بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه