در حالی که استخراج نفت خام در ایالات متحده رکوردشکنی میکند محدودیتهای شیمیایی، فشردگی ظرفیت پالایشگاهی و اختلالات زنجیره تامین جهانی قیمت گازوئیل را به بالاترین حد خود رسانده است.
محمدحسین لطفالهی: در حالی که استخراج نفت خام در ایالات متحده رکوردشکنی میکند محدودیتهای شیمیایی، فشردگی ظرفیت پالایشگاهی و اختلالات زنجیره تامین جهانی قیمت گازوئیل را به بالاترین حد خود رسانده است.
ایالات متحده در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود نفت خام تولید میکند. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا تولید نفت خام این کشور در مسیر ثبت میانگین بیسابقه ۱۳.۸ میلیون بشکه در روز برای سال ۲۰۲۶ قرار دارد که از رکورد سال گذشته نیز فراتر میرود. با این وجود قیمت گازوئیل به تازگی به بالاترین حد خود رسیده و سطح ذخایر فراوردههای تقطیری به شکلی غیرعادی پایین مانده است. اداره اطلاعات انرژی پیشبینی میکند که این ذخایر در بخش اعظم سال ۲۰۲۷ پایینتر از میانگین پنجساله باقی بمانند و برای نخستین بار در بیش از دو دهه گذشته به زیر ۱۰۰ میلیون بشکه سقوط کنند. در نگاه نخست این وضعیت متناقض به نظر میرسد و اگر آمریکا بیش از هر زمان دیگری نفت دارد چرا پالایشگاهها به سادگی گازوئیل بیشتری تولید نمیکنند.
پاسخ این معما در یک واقعیت بنیادین نهفته است چرا که نفت خام و گازوئیل کالاهایی با قابلیت جایگزینی مستقیم نیستند. نفت خام پیش از آنکه به گازوئیل، بنزین، سوخت جت، نفت کوره یا هر فراورده دیگری تبدیل شود باید از هزارتوی پیچیده پالایشگاهها عبور کند. به عبارت دیگر تولید نفت خام میتواند رکوردشکنی کند در حالی که بازارهای فراوردههای پالایشی همچنان در تنگنای شدید باقی بمانند زیرا گلوگاه اصلی نه در مرحله استخراج از زمین بلکه در مراحل پس از آن قرار دارد.
محدودیتهای شیمیایی و ساختاری و تفاوت میان نفت خام و گازوئیل
یکی از پایدارترین و رایجترین سوءتفاهمها در مورد بازارهای نفت این است که پالایشگران میتوانند به دلخواه خود تصمیم بگیرند چه مقدار بنزین یا گازوئیل تولید کنند. واقعیت این است که انعطافپذیری آنها به شدت توسط علم شیمی، کیفیت نفت خام، پیکربندی پالایشگاه و تجهیزات نصبشده در هر تاسیسات محدود شده است.
یک بشکه استاندارد ۴۲ گالنی از نفت خام که در پالایشگاههای آمریکا فراوری میشود به طور تقریبی ۱۹ تا ۲۰ گالن بنزین و ۱۱ تا ۱۳ گالن فراورده تقطیری با گوگرد بسیار پایین که به طور عمده به گازوئیل یا نفت کوره تبدیل میشود تولید میکند. مابقی این حجم به سوخت جت، خوراک پتروشیمیها، آسفالت، کک نفتی و سایر محصولات تبدیل میشود. در سال ۲۰۲۵ فراوردههای تقطیری حدود ۳۰ درصد و بنزین نهایی نزدیک به ۴۶ درصد از کل بازده پالایشگاههای آمریکا را تشکیل دادند. پالایشگاههای مدرن سامانههای بسیار پیچیدهای از برجهای تقطیر، کراکرهای کاتالیزوری، هیدروکراکرها، واحدهای ککسازی و تصفیه هیدروژنی هستند. اگرچه اپراتورها میتوانند تولید خود را تا حدودی بهینهسازی کنند اما پالایشگاهی که برای بازده ۳۰ درصدی گازوئیل طراحی شده نمیتواند تنها به دلیل بالا بودن قیمتها تولید این محصول را دو برابر کند.
پالایشگاهها در مرز فروپاشی ظرفیت
علاوه بر محدودیتهای فنی زمانی که ظرفیت بهرهبرداری در بالاترین سطح خود قرار دارد، محدودیتهای عملیاتی نیز خودنمایی میکنند. در سهماهه سوم پالایشگاههای آمریکا در واکنش به حاشیه سود بسیار جذاب به طور میانگین با حدود ۹۶ درصد ظرفیت خود فعالیت کردند. شاخص شکاف میان ارزش گازوئیل و نفت خام مصرفی برای تولید آن همزمان با کاهش عرضه جهانی به سطوح خارقالعادهای رسید.
هنگامی که پالایشگاهها در محدوده ۹۰ درصد به بالا کار میکنند، ظرفیت مازاد و غیرفعال چندانی برای ورود به مدار وجود ندارد. از سوی دیگر تاسیسات نمیتوانند به طور نامحدود با حداکثر ظرفیت کار کنند چرا که تعمیر و نگهداری امری اجتنابناپذیر است و فصل پاییز به طور سنتی زمان اصلی بازآماد پالایشگاهها به شمار میرود. همچنین ظرفیت کل پالایش آمریکا با افت ملایمی مواجه شده و در آغاز سال ۲۰۲۶ با ۱۳۰ پالایشگاه فعال به حدود ۱۸.۲ میلیون بشکه در روز رسیده است. ساخت ظرفیتهای جدید نیز نیازمند میلیاردها دلار سرمایه، سالها زمان و اطمینان از سودآوری طولانیمدت است و با توجه به سیاستهای زیستمحیطی و روند برقیسازی خودروها کمتر سرمایهگذاری حاضر به پذیرش این خطر خواهد بود.
بحرانی به وسعت جهان و معمای صادرات
بحران گازوئیل تنها یک مشکل داخلی برای آمریکا نیست. ذخایر آمریکا در ماه آوریل همزمان با ناپدید شدن بخش عمدهای از عرضه خاورمیانه، روسیه و چین از بازار به زیر میانگین پنجساله سقوط کرد. حملات اوکراین به پالایشگاههای روسیه، اختلالات ناشی از جنگ ایران در خاورمیانه و توقف صادرات سوخت چین برای بازسازی ذخایر داخلی، همگی دست به دست هم دادند تا در دسترس بودن گازوئیل در چندین منطقه کلیدی به طور همزمان محدود شود. اروپا که ظرفیت پالایش خود را از ۱۷.۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۹ به ۱۴.۴ میلیون بشکه کاهش داده به شدت در معرض این آسیب قرار دارد. در چنین شرایطی خریداران جهانی به شدت برای بشکههای موجود رقابت میکنند و این رقابت قیمتی به طور مستقیم به بازار داخلی آمریکا سرریز میشود.
در مواجهه با این بحران دولت ترامپ ایده اعمال محدودیت بر صادرات گازوئیل را بررسی کرد اما در نهایت از آن منصرف شد. دلیل این امر به اثرات ثانویه در اقتصاد نفت بازمیگردد چرا که پالایشگران کل یک بشکه را بهینهسازی میکنند نه فقط یک محصول را. اگر محدودیت صادرات ارزش تولید گازوئیل را کاهش دهد، پالایشگران ممکن است نرخ عملیات خود را تغییر دهند که این امر به دلیل ماهیت پیوسته فرایند پالایش میتواند به طور ناخواسته بر اقتصاد و در دسترس بودن بنزین نیز تاثیر منفی بگذارد.
زنگ خطر تخلیه ذخایر راهبردی
مهمترین چالش کوتاهمدت بازار، وضعیت ذخایر است. بازارهای گازوئیل به طور معمول به یک لایه محافظ از محصولات ذخیرهشده متکی هستند تا در زمان تعطیلی غیرمنتظره پالایشگاهها یا اختلال در عرضه خارجی به عنوان ضربهگیر عمل کنند. این لایه محافظ اکنون به شدت تحلیل رفته است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا تخمین میزند که ذخایر جهانی نفت در سال جاری حدود ۴۰۰ میلیون بشکه کاهش یافته است.
حتی پایان جنگ در خاورمیانه نیز به سرعت بازار را به حالت عادی بازنمیگرداند. اگرچه با کاهش تنشهای جغرافیای سیاسی ممکن است قیمتها افت کنند اما جایگزینی این ۴۰۰ میلیون بشکه نیازمند آن است که تولید برای مدتی طولانی از مصرف پیشی بگیرد. واقعیت این است که امنیت انرژی تنها به تولید نفت خام از دل زمین بستگی ندارد بلکه در گرو ظرفیت پالایش، خطوط لوله، پایانههای ذخیرهسازی و مسیرهای کشتیرانی است. آمریکا امروز با کمبود نفت خام مواجه نیست بلکه از کمبود گازوئیل در دسترس رنج میبرد، دو واقعیتی که تا زمان بازسازی ظرفیت پالایش جهانی و ترمیم ذخایر به همزیستی تلخ خود ادامه خواهند داد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 9 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه