بازار نفت چین در هفتههای اخیر شاهد تغییری معنادار در آرایش تأمین خوراک پالایشگاههاست، تغییری که اگرچه هنوز نمیتوان آن را یک «جانشینی کامل» نفت روسیه به جای نفت ایران دانست، اما نشانههای روشنی از بازتوزیع جریان نفت در آسیا دارد. سینوپک، بزرگترین پالایشگر چین، خرید نفت روسیه بهویژه گرید ESPO را افزایش داده و همزمان کاهش عرضه نفت ایران، فشار قابلتوجهی بر پالایشگاههای مستقل چینی موسوم به «تِیپاتها» وارد کرده است.
به گزارش نفت خبر- این اتفاق را باید فراتر از یک معامله تجاری دید؛ زیرا تحولات اخیر میتواند بخشی از نقشه سنتی تأمین نفت چین را تغییر دهد.
رویترز در دوم سپتامبر گزارش داد که سینوپک موج جدید خرید نفت روسیه را ادامه داده و انتظار میرود تعداد محمولههای خریداریشده در این دوره از ۲۰ محموله فراتر برود. این محمولهها به طور عمدت شامل ESPO، اما همچنین Sokol و Urals هستند. انگیزه اصلی، ترکیبی از قیمت مناسب نفت روسیه، حاشیه سود بالاتر پالایش و امکان افزایش صادرات فرآوردههای نفتی چین است.
این نخستین بار نیست که روسیه از بحران عرضه در خاورمیانه منتفع میشود، اما این بار تفاوت مهمی وجود دارد، روسیه فقط یک تأمینکننده جایگزین نیست، بلکه در حال رقابت مستقیم برای سهمی از همان بازاری است که نفت ایران سالها در آن حضور داشته است.
دادههای تحلیلی Centre for Research on Energy and Clean Air نیز این تغییر را تأیید میکند. در ژوئیه ۲۰۲۶، سهم روسیه از واردات دریابرد نفت خام چین به حدود ۲۵ درصد رسید؛ در حالی که این سهم در ژوئیه ۲۰۲۵ حدود ۱۳ درصد بود. در همین ماه، ESPO حدود ۷۴ درصد نفت دریابرد روسیه واردشده به چین را تشکیل میداد.
بنابراین، اتفاقی که اکنون در بازار چین رخ میدهد تنها افزایش خرید چند محموله نیست، مسیر شرق روسیه ـ چین در حال تبدیلشدن به یکی از مهمترین مسیرهای تعدیل شوک نفتی آسیاست.
اهمیت این تحول زمانی بیشتر میشود که وضعیت نفت ایران در بازار چین را بررسی کنیم.
چین طی سالهای اخیر مهمترین مشتری نفت ایران بوده است، بهخصوص پالایشگاههای مستقل که به دلیل ساختار تحریمی، انعطاف بیشتری برای خرید نفت تخفیفدار ایران داشتهاند. اما بازگشت فشارهای آمریکا و بهویژه تشدید محدودیتهای حملونقل دریایی، این جریان را مختل کرده است.
بر اساس دادههای Kpler که رویترز در ماه اوت منتشر کرد، واردات نفت ایران توسط چین که در سال گذشته بهطور متوسط حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز بود، در ژوئن به حدود ۷۸۵ هزار بشکه کاهش یافت. این رقم در ژوئیه بهطور موقت به حدود ۸۲۳ هزار بشکه رسید، اما برآورد اولیه برای اوت تنها ۵۳۴ هزار بشکه در روز بود.
این کاهش برای «تِیپاتها» اهمیت زیادی دارد. این پالایشگاههای مستقل، برخلاف غولهای دولتی چین، به خوراکهای ارزان و انعطافپذیر وابستگی بیشتری دارند و نفت ایران یکی از گزینههای مهم آنها بوده است.
در نتیجه، مسئله فقط این نیست که چین نفت ایران کمتری میخرد؛ مسئله این است که چه کسی میتواند نفتی را که دیگر بهراحتی از ایران نمیرسد، با قیمت، کیفیت و شرایط حمل مناسب جایگزین کند.
افزایش خرید روسیه به معنای آن نیست که چین میتواند نفت ایران را بشکهبهبشکه با نفت روسیه جایگزین کند. ساختار پالایشگاهها، کیفیت نفت خام، مسیر حمل، قیمت و حتی نوع خریدار اهمیت دارد.
گزارش رویترز نکته مهمی را نشان میدهد، افزایش خرید سینوپک از روسیه، خود به مشکل جدیدی برای تِیپاتها تبدیل شده است. افزایش تقاضای سینوپک برای ESPO باعث رشد قیمت و محدودشدن دسترسی پالایشگاههای کوچکتر به این گرید شده است. این پالایشگاهها در نتیجه ناچار شدهاند به گزینههایی مانند نفت برزیل، کانادا و عراق روی بیاورند، گزینههایی که به طور معمول هزینه تأمین بالاتری دارند.
به عبارت دیگر، بحران نفت ایران یک اثر دومینویی ایجاد کرده است.
ابتدا عرضه ایران کاهش پیدا میکند، سپس تِیپاتها برای جایگزینی آن به بازارهای دیگر مراجعه میکنند؛ همزمان سینوپک برای حفظ تولید و استفاده از حاشیه سود بالای پالایش به سراغ نفت روسیه میرود، افزایش تقاضای سینوپک قیمت نفت روسیه را بالا میبرد و در نهایت همان نفت روسیه نیز برای پالایشگاههای کوچک چینی کمتر قابل دسترس میشود.
تفاوت ساختاری میان پالایشگاههای بزرگ دولتی و پالایشگاههای مستقل، یکی از مهمترین ابعاد این ماجراست.
سینوپک به منابع مالی، ظرفیت پالایشی، زیرساخت لجستیکی و سهمیههای صادراتی بیشتری دسترسی دارد. از سوی دیگر، چین به تازگی محدودیتهای صادرات فرآورده را تا حدی تسهیل کرده و همین مسئله جذابیت پالایش نفت خام را افزایش داده است.
رویترز گزارش داده است که چین در سپتامبر انتظار دارد بیش از ۴ میلیون تن بنزین، گازوئیل و سوخت جت صادر کند، رقمی بالاتر از میانگین ماهانه حدود ۳ میلیون تن در سال گذشته. بخش عمده مجوزهای صادراتی نیز در اختیار شرکتهایی مانند سینوپک و پتروچاینا قرار گرفته است.
بنابراین برای سینوپک، خرید نفت روسیه تنها یک تصمیم تأمین خوراک نیست؛ یک بازی حاشیه سود است.
این منطق اقتصادی میتواند حتی مستقل از مسئله ایران، خرید نفت روسیه را برای سینوپک جذاب کند.
در سطح ژئوپلیتیک، اتفاق مهمتر این است که بحران ایران میتواند وابستگی چین به مسیرهای نفتی خاورمیانه را در حاشیه قرار دهد.
چین بزرگترین واردکننده نفت جهان است و بخش قابلتوجهی از نفت مورد نیاز آن از خاورمیانه میآید. اما جنگ و اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز، ریسک این مسیر را بهشدت افزایش داده است. رویترز در چهارم سپتامبر گزارش داد که تردد کشتیهای تجاری از تنگه هرمز بهشدت پایینتر از میانگین معمول باقی مانده و تنها چهار کشتی حامل کالا در یک روز از این مسیر عبور کردهاند.
در چنین شرایطی، نفت روسیه یک مزیت ژئوگرافیک هم دارد: بخش مهمی از نفت روسیه از مسیرهای شرقی و بنادر اقیانوس آرام به چین میرسد و بنابراین برای پالایشگران چینی، دسترسی به یک منبع غیرخاورمیانهای ایجاد میکند.
این مسئله میتواند در بلندمدت اهمیت زیادی داشته باشد. چین نهتنها به دنبال نفت ارزان، بلکه به دنبال تنوع جغرافیایی عرضه است.
آیا روسیه واقعاً جای ایران را گرفته است؟
روسیه در حال تصاحب بخشی از فضای ایجادشده توسط کاهش نفت ایران است.
افزایش واردات روسیه هم لزوماً به معنای افزایش کل مصرف نفت چین نیست. واردات نفت چین در ماههای اخیر بهشدت کاهش یافته است، رویترز گزارش داده واردات نفت خام چین در ژوئیه نسبت به سال قبل حدود ۲۴.۳ درصد پایینتر بوده است.
بنابراین بخشی از ماجرا «جانشینی تأمینکننده» است و بخشی دیگر کاهش تقاضای پالایشی و استفاده از ذخایر.
از سوی دیگر، خود روسیه نیز ظرفیت نامحدودی برای افزایش صادرات به چین ندارد. مسکو به تازگی پیشبینی تولید نفت ۲۰۲۶ خود را کاهش داده و تولید سالانه حدود ۴۹۴.۲ میلیون تن، معادل ۹.۸۸ میلیون بشکه در روز، را پیشبینی کرده است؛ پایینترین سطح از سال ۲۰۰۹.
به همین دلیل، رقابت بر سر نفت روسیه میان چین و هند نیز تشدید شده است. کاهش واردات روسیه توسط هند در ماه اوت، در حالی اتفاق افتاد که افزایش تقاضای چین یکی از عوامل فشار بر دسترسی هند به نفت روسیه بود.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، بازار نفت چین ممکن است به سمت یک آرایش سهلایه حرکت کند، روسیه به تأمینکننده مهمتر پالایشگاههای بزرگ و دولتی، بهویژه با محوریت گرید ESPO، تبدیل شود، ایران همچنان منبع بالقوه مهم برای پالایشگاههای تِیپات باقی بماند، اما با دسترسی پرریسکتر و نامطمئنتر؛ و در نهایت عراق، برزیل، کانادا و سایر صادرکنندگان، بخشی از نیاز پالایشگاههایی را تأمین کنند که از نفت ایران و روسیه فاصله گرفتهاند.
اما نکته کلیدی آن است که،بحران نفت ایران فقط سهم ایران را کاهش نمیدهد؛ بلکه قدرت چانهزنی فروشندگان و ساختار رقابت میان پالایشگران چینی را نیز تغییر میدهد.
در این میان، روسیه یکی از بزرگترین برندگان کوتاهمدت است. مسکو اکنون فرصت پیدا کرده است تا نفتی را که پیشتر تحت فشار تحریمها با تخفیف بالا میفروخت، در بازاری عرضه کند که بخشی از عرضه خاورمیانه در آن مختل شده است. افزایش تقاضای چین حتی میتواند تخفیف نفت روسیه را کاهش دهد و درآمد صادراتی مسکو را تقویت کند.
اما برای ایران، مسئله از این هم مهمتر است، بازار چین دیگر یک بازار تضمینشده برای نفت ایران نیست.
هرچه اختلال عرضه ایران طولانیتر شود، پالایشگاههای چینی انگیزه بیشتری برای ایجاد روابط تجاری جدید با روسیه، عراق، برزیل و سایر تأمینکنندگان پیدا میکنند. این روابط، پس از عادیشدن شرایط نیز ممکن است بهسادگی از بین نروند.
از این منظر، بزرگترین خطر برای ایران فقط از دست دادن چند صد هزار بشکه صادرات در روز نیست؛ بلکه از دست دادن بخشی از جایگاه خود در معماری تأمین انرژی چین است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 4 ساعت قبل
حدود 20 ساعت قبل
حدود 20 ساعت قبل
حدود 20 ساعت قبل
1 روز قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه