فرزین سوادکوهی
در نگاه اول، هر بحران نظامی در خلیج فارس با شاخصی بنام قیمت نفت سنجیده میشود. طبعا هرچه تنش بیشترباشد، بهای هر بشکه بالاتر می رود. اما تجربه بازار جهانی انرژی نشان میدهد مهمترین اثر بحرانها الزاماً روی قیمتها دیده نمیشود، بلکه در نقشه مشتریان است که آشکار میشود. فعلا تا این لحظه، با وجود ادامه صادرات نفت از خلیج فارس و باز ماندن تنگه هرمز، نشانههای رفتاری بازار از افزایش احتیاط خریداران، شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران حکایت دارد؛ روندی که اگر ادامه پیدا کند، میتواند بیش از هر عامل دیگری آرایش بازار نفت آسیا را تغییر دهد و رقابت میان صادرکنندگان را وارد مرحلهای تازه کند.
همیشه بازار انرژی بیش از آنکه به خود جنگ واکنش نشان دهد، به ادامهدار شدن نااطمینانی واکنش نشان میدهد. قیمت نفت ممکن است ظرف چند روز افزایش پیدا کند و دوباره کاهش یابد، اما تغییر مسیر تجارت نفت و جابهجایی مشتریان گاهی ماهها و حتی سالها باقی میماند.
تحولات روزهای اخیر در خلیج فارس نیز از همین جنس است. تا زمان نگارش این گزارش، هیچ اختلال فراگیری در صادرات نفت کشورهای منطقه رخ نداده و تنگه هرمز همچنان باز است، اما دادههای رهگیری نفتکشها نشان میدهد بخشی از شرکتهای حملونقل دریایی، ورود به منطقه را با احتیاط بیشتری دنبال میکنند. همزمان، گزارشهایی از افزایش نرخ بیمه جنگ، تغییر زمانبندی برخی محمولهها و حساسیت بیشتر بازار نسبت به امنیت مسیرهای کشتیرانی منتشر شده است. این اتفاقات شاید در نگاه اول جزئی به نظر برسند، اما در اقتصاد انرژی دقیقاً از همین نقطه است که ریسک وارد قیمتها میشود.
در ادبیات بازار نفت اصطلاحی وجود دارد که معاملهگران آن را "حق بیمه ژئوپلیتیک" مینامند؛ بخشی از قیمت نفت که نه به دلیل کمبود واقعی عرضه، بلکه به علت نگرانی از احتمال اختلال در عرضه شکل میگیرد. به بیان دیگر، بازار پیش از آنکه منتظر وقوع بحران بماند، هزینه بحران احتمالی را در قیمتها لحاظ میکند. همین مسئله باعث شده است که حتی در شرایطی که جریان صادرات ادامه دارد، نفت برنت دوباره تحت تأثیر تنشهای منطقهای تقویت شود و معاملهگران با احتیاط بیشتری وارد بازار شوند.
اما شاید مهمتر از واکنش بازارهای مالی، تغییری باشد که در رفتار خریداران بزرگ نفت رخ میدهد. پالایشگاههای آسیایی که امروز اصلیترین مقصد صادرات نفت خاورمیانه هستند، تنها به قیمت هر بشکه فکر نمیکنند. برای آنها امنیت عرضه، قابلیت پیشبینی زمان تحویل، هزینه بیمه، دسترسی به ناوگان حمل و ثبات قراردادها نیز اهمیت دارد. هرچه ریسک منطقهای افزایش پیدا کند، این پالایشگاهها انگیزه بیشتری پیدا میکنند تا سبد خرید خود را متنوعتر کنند و وابستگی به یک منطقه یا یک مسیر حمل را کاهش دهند.
دقیقاً از همین نقطه است که رقابت واقعی آغاز میشود. برخلاف تصور رایج، بحرانهای ژئوپلیتیکی همیشه برنده و بازنده خود را در میدان نبرد مشخص نمیکنند؛ بلکه گاهی این بازار انرژی است که برندگان خاموش را معرفی میکند. تولیدکنندگانی که هزاران کیلومتر از خلیج فارس فاصله دارند، ممکن است بدون آنکه حتی یک بشکه به ظرفیت تولید خود اضافه کنند، از افزایش ریسک منطقهای سود ببرند.
آمریکا یکی از این بازیگران است. رشد تولید نفت شیل طی سالهای اخیر، این کشور را به یکی از بزرگترین عرضهکنندگان جهان تبدیل کرده است. هر بار که ریسک حملونقل از خلیج فارس افزایش پیدا میکند، بخشی از پالایشگاهها به نفت آمریکا به چشم گزینهای مطمئنتر نگاه میکنند. همین وضعیت درباره برزیل و گویان نیز تا حدودی صدق میکند. این دو کشور در سالهای اخیر با افزایش سریع تولید، سهم خود را در بازار جهانی بالا بردهاند و اکنون از نگاه برخی خریداران، نفت آنها با ریسک ژئوپلیتیکی کمتری همراه است.
این به آن معنا نیست که پالایشگاههای آسیایی بهطور ناگهانی خرید نفت خاورمیانه را متوقف میکنند؛ چنین اتفاقی نه ممکن است و نه از نظر اقتصادی منطقی. اما آنچه اهمیت دارد، تغییر تدریجی ترکیب قراردادهای بلندمدت است. مدیر یک پالایشگاه بزرگ، وقتی برای تأمین خوراک شش ماه یا یک سال آینده تصمیم میگیرد، تنها قیمت امروز را نمیبیند؛ او احتمال بروز بحران در ماههای آینده را نیز در محاسبات خود وارد میکند.
تجربه جنگ اوکراین نشان داد که بازار نفت با سرعتی بسیار بیشتر از گذشته قادر است مسیر تجارت خود را بازآرایی کند و خریداران، در صورت افزایش ریسک، منابع جایگزین را با جدیت بیشتری دنبال کنند.
از سوی دیگر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نیز طی سالهای اخیر تلاش کردهاند خود را صرفاً بهعنوان صادرکننده نفت معرفی نکنند، بلکه به تأمینکنندگان قابل اتکای انرژی تبدیل شوند. سرمایهگذاری در پالایشگاههای چین، هند و دیگر کشورهای آسیایی، توسعه ناوگان حمل، انعقاد قراردادهای بلندمدت و افزایش ظرفیت تولید، همگی بخشی از راهبردی است که هدف آن حفظ مشتریان حتی در دورههای پرتنش است. برای این کشورها، بازار آسیا دیگر فقط مقصد صادرات نیست؛ سرمایهای است که حفظ آن، گاه از افزایش چند دلاری قیمت نفت نیز مهمتر است.
افزایش قیمت همیشه به معنای افزایش منفعت نیست
در نگاه اول، شاید اینگونه به نظر برسد که هر تنش در خلیج فارس به سود صادرکنندگان نفت، از جمله ایران، تمام میشود؛ زیرا با افزایش ریسک ژئوپلیتیکی، قیمت نفت نیز بالا میرود. این گزاره در کوتاهمدت تا حدی درست است، اما تنها بخشی از واقعیت را روایت میکند. در بازار امروز، آنچه بیش از قیمت اهمیت دارد، توانایی حفظ مشتریان و استمرار صادرات است.
ایران سالهاست در شرایطی متفاوت از دیگر تولیدکنندگان منطقه فعالیت میکند. محدودیتهای ناشی از تحریم، دشواریهای نقلوانتقال مالی، هزینههای بیشتر حملونقل و بیمه و اتکا به مسیرهای تجاری پیچیدهتر، باعث شده است صادرات نفت ایران از پیش نیز با هزینههای مضاعف همراه باشد. حال اگر به این شرایط، افزایش ریسک امنیتی در خلیج فارس نیز اضافه شود، طبیعی است که هزینه تجارت نفت ایران بیش از بسیاری از رقبایش افزایش پیدا کند.
فعلا که در ظاهرهیچ نشانهای از توقف صادرات نفت ایران یا بسته شدن تنگه هرمز وجود ندارد، اما همین افزایش سطح نااطمینانی کافی است تا برخی شرکتهای کشتیرانی و بیمهگران با احتیاط بیشتری عمل کنند. در چنین فضایی، حتی اگر صادرات ادامه داشته باشد، هزینه رساندن هر بشکه نفت به مقصد افزایش مییابد و بخشی از مزیت ناشی از رشد قیمت جهانی را خنثی میکند.
نکته مهمتر آن است که بازار نفت دیگر مانند سه دهه قبل تنها به کمبود عرضه واکنش نشان نمیدهد. پالایشگاههای بزرگ آسیایی امروز تلاش میکنند زنجیره تأمین خود را متنوع نگه دارند. چین، هند، کره جنوبی و دیگر واردکنندگان بزرگ انرژی، پس از تجربه همهگیری کرونا، جنگ اوکراین و بحران دریای سرخ، بیش از گذشته به مفهوم «امنیت عرضه» توجه میکنند.
در این میان، عربستان سعودی و امارات تلاش کردهاند از سالها قبل خود را برای چنین شرایطی آماده کنند. سرمایهگذاری گسترده در پالایشگاههای آسیایی، توسعه زیرساختهای صادراتی، انعقاد قراردادهای بلندمدت و حضور فعال در بازارهای مقصد، بخشی از راهبردی است که هدف آن تثبیت مشتریان است
اینک همه منابع تحلیلگر و رسانه ای معتبر جهانی می گویند تولیدکنندگان خارج از خاورمیانه دارند با دقت تحولات منطقه را دنبال میکنند. آمریکا، برزیل، گویان و حتی برخی تولیدکنندگان آفریقایی، هر بار که ریسک حملونقل از خلیج فارس افزایش پیدا میکند، فرصت بیشتری برای حضور در سبد خرید پالایشگاههای آسیایی پیدا میکنند. شاید این کشورها نتوانند جای خلیج فارس را بگیرند، اما حتی تصاحب چند درصد از بازار آسیا نیز در بازاری با این ابعاد، به معنای میلیاردها دلار درآمد جدید است.
اینجاست که تفاوت میان "شوک قیمتی" و مفهومی بنام "تغییر سهم بازار" آشکار میشود. شوک قیمتی معمولاً موقتی است و با فروکش کردن تنشها، بازار دوباره به تعادل بازمیگردد. اما تغییر سهم بازار، اگر در قالب قراردادهای بلندمدت و سرمایهگذاری مشترک تثبیت شود، میتواند سالها دوام داشته باشد.
برای ایران، پیام این تحولات بیش از آنکه سیاسی باشد، اقتصادی است. حتی اگر فرض کنیم صادرات نفت کشور در کوتاهمدت ادامه پیدا کند و قیمتهای بالاتر بخشی از درآمدها را افزایش دهد، تداوم نااطمینانی میتواند هزینه حفظ مشتریان را بالا ببرد. در بازاری که هر روز رقابتیتر میشود، افزایش هزینه حمل، بیمه، تأمین مالی و مبادلات بانکی، در نهایت بر قدرت رقابت صادرکننده اثر میگذارد.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران بینالمللی معتقدند آینده بازار نفت بیش از آنکه با حجم تولید تعیین شود، با کیفیت روابط تجاری، امنیت مسیرهای صادراتی و اعتماد خریداران شکل خواهد گرفت.
و شاید بازبه همین دلیل، اگر تنشهای منطقهای ادامه پیدا کند، پرسش اصلی این نخواهد بود که قیمت نفت تا کجا افزایش مییابد؛ بلکه این خواهد بود که در پایان این دوره، چه کسی مشتریان بیشتری را حفظ کرده است. ممکن است قیمتها دوباره کاهش پیدا کنند، اما پالایشگاهی که در میانه بحران به سراغ عرضهکننده دیگری رفته و قرارداد چندساله امضا کرده است، بهسادگی به نقطه اول بازنخواهد گشت.
بازار جهانی انرژی امروز بیش از هر زمان دیگری بر پایه اعتماد عمل میکند. اعتماد به اینکه نفت در زمان مقرر به مقصد میرسد، کشتی بدون مشکل از مسیر عبور میکند، بیمه معتبر باقی میماند و قراردادها بدون وقفه اجرا میشوند. هر عاملی که این اعتماد را تضعیف کند، حتی اگر به توقف واقعی صادرات منجر نشود، میتواند جایگاه یک صادرکننده را در رقابت جهانی متزلزل کند.
از همین رو شاید مهمترین درس بحرانهای اخیر آن باشد که جنگ امروز، بیش از آنکه بر سر تصرف چاههای نفت باشد، بر سر حفظ مشتریان نفت است. در این رقابت، برنده کشوری است که در روزهای بحران بتواند اعتماد بازار را حفظ کند. برای ایران نیزبی شک حفظ ثبات در تجارت انرژی و کاهش ریسکهای اقتصادی، بخشی از راهبرد حفظ سهم بازار در یکی از رقابتیترین دورههای تاریخ صنعت نفت خواهد بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه