naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

دولت ها بودند که اجازه دادند فشارافزایی پارس جنوبی به تاخیر بیافتد

پول گاز کجاست؟ بدهی پتروشیمی ها و فولادی ها چه شد؟

۵ مرداد ۱۴۰۵ | ۱۰:۵۶

0
0
پول گاز کجاست؟ بدهی پتروشیمی ها و فولادی ها چه شد؟

فرزین سوادکوهی

بدهی مصرف‌کنندگان بزرگ گاز، کمبود منابع توسعه‌ای و تأخیر در اجرای پروژه‌های حیاتی، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که چرا صنعت انرژی ایران همیشه چند قدم عقب‌تر از بحران‌ها حرکت می‌کند؟این پرسش همچنین سلسله وار سوال های دیگری را پیش می آورد که به راستی چرا صنعتی که قرار است موتور اقتصاد کشور باشد، به دلیل بدهی برخی مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی، منابع لازم برای توسعه خود را از دست می‌دهد؟ چگونه اینک فولادی ها و پتروشیمی ها که خودشان صنایع بزرگ و سودآور هستند، باید به یکی از عوامل ایجاد مانع در توسعه زیرساخت گاز تبدیل شوند؟برای چه هر بار به جای حل ریشه‌ای مشکل، دولت‌ها سراغ راهکارهای کوتاه‌مدت می‌روند؟ به چه دلیل امروز باید درباره فشارافزایی پارس جنوبی صحبت کنیم، در حالی که سال‌ها قبل هشدار داده شده بود که این میدان وارد نیمه دوم عمر خود خواهد شد؟ گویا مشکل ریشه ای تر از این حرف هاست چون این فهرست را می توان همچنان ادامه داد.

نخست آنکه پارس جنوبی سال‌هاست ستون اصلی تأمین انرژی ایران محسوب می‌شود؛ میدانی عظیم که بخش بزرگی از گاز مصرفی کشور را تأمین می‌کند و حیات بسیاری از صنایع، نیروگاه‌ها و بخش خانگی به استمرار تولید آن وابسته است. اما این میدان بزرگ نیز مانند هر مخزن هیدروکربوری دیگری، با گذشت زمان وارد مرحله‌ای شده که دیگر نمی‌توان تنها با اتکا به برداشت طبیعی، آینده تولید آن را تضمین کرد.

اکنون مسئله فشارافزایی پارس جنوبی به یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت گاز ایران تبدیل شده است؛ پروژه‌ای که قرار است افت فشار طبیعی میدان را جبران کند و اجازه ندهد کاهش تولید، بحران تازه‌ای برای اقتصاد کشور ایجاد کند.

اما در کنار بحث‌های فنی و مهندسی، یک سؤال اساسی‌تر مطرح است و آن اینکه منابع مالی مورد نیاز برای چنین پروژه‌هایی از کجا باید تأمین شود؟ و چرا صنعتی که قرار است موتور محرک اقتصاد کشور باشد، امروز با مشکلاتی مواجه است که بخشی از آن به ضعف جریان مالی در زنجیره انرژی بازمی‌گردد؟

گزارش‌دیوان محاسبات درباره وضعیت مطالبات صنعت گاز نشان می‌دهد بخشی از بدهی‌های انباشته مربوط به مصرف‌کنندگان بزرگ، از جمله برخی صنایع عمده مانند فولاد و پتروشیمی است. صنایعی که خود از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان گاز کشور محسوب می‌شوند و در عین حال نقش مهمی در صادرات و درآمدهای اقتصادی دارند.

اینجاست که یک تناقض جدی شکل می‌گیرد و آن اینکه صنایعی که برای فعالیت خود به گاز پایدار نیاز دارند، اگر منابع مالی مربوط به مصرف انرژی را به‌موقع پرداخت نکنند، عملاً به کاهش توان سرمایه‌گذاری در همان زیرساخت‌هایی کمک می‌کنند که آینده فعالیت خودشان را تضمین خواهد کرد.

موضوع وصول نشدن بدهی های گفته شده، فراتر از یک اختلاف حساب مالی میان شرکت‌هاست. مسئله اصلی این است که صنعت گاز برای حفظ تولید، توسعه میدان‌ها، نگهداری تأسیسات و اجرای پروژه‌های بزرگی مانند فشارافزایی پارس جنوبی، به جریان مالی پایدار نیاز دارد. وقتی این جریان مختل شود، نخستین قربانی، پروژه‌هایی خواهند بود که شاید اثر آنها امروز دیده نشود، اما چند سال بعد نقش حیاتی خود را نشان خواهند داد.

در صنعت انرژی، تأخیر همیشه فقط یک گپ زمانی نیست و گاهی به معنای از دست رفتن فرصت است. یک پروژه توسعه‌ای که امروز آغاز نمی‌شود، ممکن است چند سال بعد کشور را با هزینه‌های بسیار بیشتری برای جبران کمبود تولید مواجه کند.

تجربه ثابت کرده همیشه بحران از جایی شروع می‌شود که آینده قربانی امروز می‌شود. پتروشیمی و فولاد بدون تردید از مهم‌ترین بخش‌های اقتصاد ایران هستند. این صنایع برای اشتغال، صادرات و ایجاد ارزش افزوده اهمیت زیادی دارند. اما مسئله زمانی برجسته تر به چشم می آید که می بینیم رابطه میان تولیدکننده انرژی و مصرف‌کننده انرژی از یک رابطه اقتصادی منظم خارج می شود.

در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، صنایع بزرگ انرژی‌بر نه‌تنها مصرف‌کننده منابع انرژی هستند، بلکه با قراردادهای شفاف، نظام پرداخت منظم و مشارکت در توسعه زیرساخت‌ها، بخشی از امنیت انرژی خود را نیز تضمین می‌کنند.

اما در ایران، سال‌هاست میان تولید، مصرف و سرمایه‌گذاری یک عدم تعادل شکل گرفته است. قیمت‌گذاری، نحوه وصول مطالبات، محدودیت منابع مالی و تصمیم‌های کوتاه‌مدت باعث شده زنجیره انرژی کشور نتواند به شکل پایدار توسعه پیدا کند.

پاسخ این سؤال که چرا فولادی ها و پتروشیمی ها بدهیشان را تسویه نمی کنند را هم نباید تنها در رفتار یک صنعت یا یک مجموعه جست‌وجو کرد. گرفتاری بر سر سال‌ها سیاست‌گذاری ناهماهنگ است؛ سیاستی که از یک طرف انتظار دارد صنایع بزرگ با انرژی ارزان رشد کنند و از طرف دیگر، منابع کافی برای توسعه همان صنعت انرژی را فراهم نمی‌کند.

نتیجه این چرخه، وضعیتی است که امروز شاهد آن هستیم؛ از یک سو کشور دارای ذخایر عظیم گاز طبیعی است، اما از سوی دیگر برای حفظ تولید آینده، نیازمند سرمایه‌گذاری‌های سنگین در میادینی مانند پارس جنوبی است.

پروژه فشارافزایی پارس جنوبی دقیقاً در همین نقطه اهمیت پیدا می‌کند. این پروژه فقط یک طرح عمرانی یا فنی نیست؛ یک ضرورت برای حفظ جایگاه ایران در بازار انرژی و تأمین امنیت داخلی است.

با این حال، اجرای چنین پروژه‌هایی نیازمند تصمیم‌گیری بلندمدت، منابع مالی پایدار و نگاه فراتر از مدیریت روزمره است؛ چیزی که در سال‌های گذشته بارها جای خود را به راه‌حل‌های موقت داده است.

یکی از مشکلات قدیمی صنعت انرژی ایران، حل کردن بحران‌های امروز با ابزارهایی است که فقط برای عبور از چند ماه آینده طراحی شده‌اند. در سال‌های گذشته، هر زمان که ناترازی گاز افزایش یافته، معمولاً مجموعه‌ای از راهکارهای کوتاه‌مدت- از محدودیت مصرف صنایع گرفته تا مدیریت اضطراری شبکه و تغییر اولویت‌های مصرف- در دستور کار قرار گرفته.

این اقدامات شاید در مقاطع خاص برای جلوگیری از بحران فوری ضروری باشند، اما مشکل اصلی را حل نمی‌کنند. صنعت گاز برای ادامه مسیر خود به سرمایه‌گذاری مداوم در توسعه میدان‌ها، نگهداشت تأسیسات، افزایش بهره‌وری و اجرای پروژه‌های بزرگ نیاز دارد.

اینکه چرا دولت ها هربار عوض اینکه چالش ها را بصورت عمقی برطرف کنند با چاره اندیشی هایی کم فروغ و کم اثر و مقطعی همه چیز را پشت گوش می اندازند قاعدتا در این است که باید در ساختار تصمیم‌گیری انرژی کشور قضیه را جست‌وجو کرد.جایی که گاهی هزینه‌های تصمیم‌های امروز به آینده منتقل می‌شود. به تعویق انداختن یک پروژه بزرگ شاید در کوتاه‌مدت فشار مالی را کاهش دهد، اما در بلندمدت هزینه‌ای بسیار بیشتر به کشور تحمیل می‌کند.

فشارافزایی پارس جنوبی نمونه روشنی از همین مسئله است. سال‌ها پیش کارشناسان درباره ضرورت آماده شدن برای دوره افت فشار این میدان هشدار داده بودند. مشخص بود که یک میدان گازی با این حجم برداشت، نمی‌تواند برای همیشه با همان توان اولیه تولید کند. اما اکنون که افت فشار به یک نگرانی جدی تبدیل شده، اجرای پروژه‌ای که باید از سال‌ها قبل در برنامه توسعه قرار می‌گرفت، به یکی از فوری‌ترین اولویت‌های صنعت نفت و گاز تبدیل شده است.

اینکه چرا حالا بحث فشار افزایی مهم تر شده ، شاید مهم‌ترین پرسش درباره مدیریت منابع انرژی کشور باشد. مسئله فقط یک پروژه مشخص نیست؛ بلکه درباره نوع نگاه به دارایی‌های راهبردی کشور است.

میدان‌هایی مانند پارس جنوبی، سرمایه‌هایی نیستند که تنها با برداشت از آنها ارزش درست کنیم. این میدان‌ها مانند یک کارخانه بزرگ هستند که برای حفظ ظرفیت تولید، نیازمند تعمیر، نوسازی و سرمایه‌گذاری مستمرند. همان‌طور که یک واحد صنعتی بدون نگهداری و توسعه تدریجی فرسوده می‌شود، یک میدان گازی نیز بدون برنامه‌ریزی برای آینده با کاهش توان تولید مواجه خواهد شد.


فشارافزایی؛ آزمون آینده صنعت گاز


اجرای پروژه فشارافزایی پارس جنوبی، امروز به یک آزمون بزرگ برای صنعت انرژی ایران تبدیل شده. امتحانی که نشان خواهد داد آیا کشور می‌تواند از مدیریت روزمره بحران‌ها عبور کند و به سمت برنامه‌ریزی بلندمدت حرکت کند یا همچنان باید هر سال در فصل سرد، به دنبال راه‌حل‌های اضطراری برای تأمین گاز باشد.

واقعیت این است که ناترازی گاز تنها نتیجه افزایش مصرف نیست. بخش بزرگی از این مشکل به تأخیر در توسعه زیرساخت‌ها، کمبود سرمایه‌گذاری و ضعف در مدیریت اقتصادی زنجیره انرژی بازمی‌گردد.

وقتی منابع مالی صنعت گاز به دلیل انباشت بدهی‌ها محدود می‌شود، وقتی پروژه‌های توسعه‌ای با تأخیر مواجه می‌شوند و وقتی تصمیم‌های بزرگ به آینده موکول می‌شوند، نتیجه آن چیزی است که امروز در قالب نگرانی درباره آینده تولید پارس جنوبی مشاهده می‌کنیم.

کشوری که از یکی از بزرگ‌ترین ذخایر گازی جهان برخوردار است، نباید به نقطه‌ای برسد که برای تأمین پایدار انرژی خود، میان مصرف امروز و امنیت فردا انتخاب کند.

راه‌حل، نه در فشار بر یک بخش خاص از اقتصاد، بلکه در اصلاح کل زنجیره از نظام پرداخت و وصول مطالبات گرفته تا شیوه سرمایه‌گذاری، اولویت‌بندی پروژه‌ها و نگاه بلندمدت به امنیت انرژی است.

صنایع بزرگی مانند فولاد و پتروشیمی برای ادامه فعالیت خود به گاز نیاز دارند، اما صنعت گاز نیز برای ادامه حیات خود به منابع مالی، سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی نیازمند است. این رابطه باید از یک رابطه یک‌طرفه مصرف به یک همکاری پایدار اقتصادی تبدیل شود.

علی القاعده، مسئله امروز فقط این نیست که چه کسی بدهکار گاز است؛ مسئله بزرگ‌تر این است که چرا ساختار انرژی کشور اجازه داده بدهی‌ها، تأخیرها و تصمیم‌های کوتاه‌مدت، آینده یکی از مهم‌ترین دارایی‌های ملی ایران را تحت تأثیر قرار دهد.

پارس جنوبی هنوز فرصت ادامه تولید دارد، اما این فرصت نامحدود نیست. فشارافزایی، توسعه و سرمایه‌گذاری در این میدان دیگر یک انتخاب سیاسی یا اقتصادی نیست بلکه بخشی از ضرورت حفظ امنیت انرژی کشور است. هر سال تأخیر، هزینه‌ای است که نه امروز، بلکه در سال‌های آینده اقتصاد ایران آن را پرداخت خواهد کرد.



#گاز
#نفت
#پتروشیمی
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید