نازیلا حقیقتی، نفت خبر: یک زمانی گزارش سالانه شرکتهای نفت و گاز، بیشتر درباره گذشته بود؛چقدر تولید کردیم، چقدر فروختیم و چقدر سود ساختیم. امروز اما داستان تغییر کرده است.
سالها گزارش سالانه شرکتهای نفت و گاز بیشتر شبیه کارنامهای برای سهامداران بود؛ چند میلیون بشکه تولید شد، چند میلیارد دلار درآمد به دست آمد، چند پروژه به بهرهبرداری رسید و چه میزان ذخیره در اختیار شرکت است. اما اكنون صفحاتی طولانی درباره انتشار گازهای گلخانهای، مصرف آب، تنوع زیستی، ایمنی کارکنان، حقوق بشر، جوامع محلی، زنجیره تأمین، تغییرات اقلیمی، انرژیهای تجدیدپذیر و آینده صنعت وجود دارد. این تغییر فقط یک تغییر در شکل گزارشها نیست. صنعت انرژی در حال تغییر زبان خود است.
شرکتهای نفت و گاز دیگر نمیتوانند فقط توضیح دهند که امروز چه مقدار انرژی تولید میکنند، آنها باید توضیح دهند که این انرژی با چه هزینهای برای محیطزیست و جامعه تولید میشود و برای جهانی که قرار است در دهههای آینده با بحران اقلیم، تغییر فناوری و دگرگونی الگوی مصرف انرژی روبهرو باشد، چه برنامهای دارند.
در چنین شرایطی، گزارش پایداری از یک سند روابط عمومی و يا گزارش مالي فاصله گرفته و به بخشی از معماری تصمیمگیری شرکت تبدیل شده است؛ ابزاری برای سنجش عملکرد، مدیریت ریسک، پاسخگویی، گفتوگو با ذینفعان و ساختن اعتماد مؤثر واقع مي شود.
یک پرسش اساسی همچنان باقی است: آیا گزارش پایداری واقعاً میتواند ارزش یک شرکت و برند آن را افزایش دهد یا فقط شکل مدرنتری از روابط عمومی است؟
پاسخ پژوهشهای علمی، نه یک «بله» ساده است و نه یک «خیر».
یک فراتحلیل علمی در سال ۲۰۲۴ که نتایج ۹۲ مطالعه تجربی را بررسی کرده، نشان میدهد میان افشای اطلاعات پایداری و شهرت شرکتی (Corporate Reputation) رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ البته شدت این رابطه به کشور، روش اندازهگیری و نحوه سنجش شهرت بستگی دارد.بنابراین گزارش پایداری به خودی خود برند نمیسازد. اما میتواند آنچه را شرکت واقعاً انجام میدهد قابل مشاهده، قابل سنجش و قابل قضاوت کند.و این دقیقاً همان جایی است که داستان پنج غول انرژی جهان آغاز میشود.
پنج غول انرژی و پنج نگاه متفاوت به آینده
برای دیدن این تحول کافی است به پنج شرکت بزرگ جهان نگاه کنیم:
آرامکو عربستان (Saudi Aramco)، شل (Shell)، توتالانرژیز (TotalEnergies)، اکوینور (Equinor) و اکسونموبیل (ExxonMobil).
هر پنج شرکت هنوز در قلب اقتصاد انرژي جهان قرار دارند؛ اما در پاسخ به مسئله آینده، مسیر یکسانی را انتخاب نکردهاند. یکی بر مزیت تولید نفت و گاز با شدت انتشار پایینتر تکیه کرده، دیگری به سمت یک شرکت انرژی چندگانه حرکت کرده، یکی فناوری و جذب کربن را محور آینده خود قرار داده و دیگری تلاش کرده میان نفت و گاز امروز و انرژی کمکربن فردا تعادل ایجاد کند.
همین تفاوتهاست که گزارشهای پایداری آنها را به اسناد مهمی برای فهم استراتژی آینده صنعت انرژی تبدیل کرده است.
۱. آرامکو؛ پایداری در خدمت «ارزشآفرینی ملی»
در مورد آرامکو، پایداری را نمیتوان فقط از دریچه کاهش انتشار کربن دید. این شرکت خود را نه صرفاً یک شرکت نفتی، بلکه بخشی از ساختار اقتصادی و صنعتی عربستان معرفی میکند. بنابراین مسئولیت اجتماعی آن نیز با توسعه زنجیره تأمین، اشتغال، بومیسازی، توسعه فناوری و مشارکت اقتصادی درهمتنیده است.
آرامکو در گزارش پایداری ۲۰۲۵ اعلام کرده است که در این سال ۵۴۱ میلیون دلار برای طرحهای اجتماعی و زیستمحیطی هزینه کرده و مجموع سهم برنامه «iktva» در تولید ناخالص داخلی عربستان به ۲۸۰ میلیارد دلار رسیده است. این رویکرد یک درس مهم برای صنعت انرژی دارد: مسئولیت اجتماعی زمانی به مزیت رقابتی تبدیل میشود که جامعه پیرامون شرکت فقط دریافتکننده کمک نباشد؛ بلکه بخشی از زنجیره خلق ارزش شود.
همچنین ۱۰۰ درصد تأمینکنندگان فعال این شرکت کد رفتاری تأمینکنندگان را امضا کردهاند.
اما در بخش محیطزیست، تصویر پیچیدهتر است. آرامکو برای سال ۲۰۵۰ هدف دستیابی به انتشار خالص صفر در انتشارهای دامنه ۱ و ۲(scop 1, 2) در داراییهای تحت مالکیت و بهرهبرداری خود را اعلام کرده است.
در سال ۲۰۲۵، شدت انتشار متان در فعالیتهای بالادستی04/0 درصد باقی مانده است؛ در حالی که انتشارهای دامنه ۱ و ۲ نسبت به سال قبل ۵.۱ درصد افزایش یافته و شدت کربن بالادستی نیز ۳ درصد افزایش داشته است. شدت مشعلسوزی نیز ۹.۵ درصد افزایش یافته است.
این اعداد یک درس مهم دارند:گزارش پایداری زمانی معتبر است که فقط موفقیتها را روایت نکند. افزایش انتشار نیز باید همانقدر شفاف گزارش شود که کاهش انتشار. آرامکو در کنار کاهش شدت انتشار، روی فناوریهایی مانند پایش نشت متان، تصویربرداری ماهوارهای و هوایی، دیجیتالیسازی و جذب کربن نیز سرمایهگذاری میکند.
اما سؤال بزرگتر همچنان پابرجاست: آیا کاهش شدت انتشار میتواند در بلندمدت جایگزین کاهش مطلق انتشار شود؟این پرسش برای تمام شرکتهای نفتی مطرح است. از منظر برند، آرامکو همچنان یکی از ارزشمندترین برندهای انرژی جهان است. بر اساس گزارش برندفاینانس ۲۰۲۵، ارزش برند آن حدود ۴۱.۷ میلیارد دلار بوده و در جایگاه دوم برندهای نفت و گاز قرار گرفته است. در اینجا گزارش پایداری برای آرامکو فقط درباره محیطزیست نیست؛ بخشی از روایت بزرگتر آن درباره توسعه اقتصادی، فناوری، بومیسازی و آینده صنعت انرژی است.
شل؛ وقتی گزارش پایداری با شهرت جهاني گره مي خورد
اگر آرامکو نماینده «ارزشآفرینی ملی» باشد، شل نمونه بسیار مهمی از تبدیل پایداری به روایت جهانی برند است. شل نزدیک به سه دهه است که گزارشهای مرتبط با پایداری منتشر میکند. این استمرار اهمیت زیادی دارد. زیرا اعتماد با یک گزارش ساخته نمیشود. اعتماد حاصل سالها مقایسه میان چیزی است که شرکت گفته و چیزی که واقعاً انجام داده است.
اگر بخواهیم میان این پنج شرکت، نمونهای را پیدا کنیم که مفهوم برند جهانی در آن بیش از همه با مسئله پایداری درگیر شده باشد، شل یکی از مهمترین نمونههاست. شل سالهاست درباره گذار انرژی، کاهش انتشار و سرمایهگذاری در راهکارهای کمکربن گزارش منتشر میکند. در راهبرد گذار انرژی این شرکت، هدف کاهش ۵۰ درصدی انتشارهای عملیاتی دامنه ۱ و ۲ تا سال ۲۰۳۰ نسبت به ۲۰۱۶ مطرح شده است. شل همچنین کاهش انتشار ناشی از مصرف محصولات نفتی توسط مشتریان و سرمایهگذاری در راهکارهای کمکربن را در برنامه خود قرار داده است. در حوزه عملیاتی نیز شل اعلام کرده که از ابتدای ۲۰۲۵ مشعلسوزی معمول را در عملیات بالادستی خود حذف کرده است.
اما اینجا یک تناقض مهم ظاهر میشود. در مارس ۲۰۲۶، رویترز گزارش کرد که مجموع انتشار گازهای گلخانهای شل در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۱ میلیارد تن معادل دیاکسیدکربن بوده و بخش عمده آن مربوط به انتشارهای دامنه ۳ است؛ یعنی انتشارهایی که عمدتاً در زمان مصرف محصولات توسط مشتریان اتفاق میافتد.
این نکته نشان میدهد کاهش انتشارهای مستقیم یک شرکت نفتی، هرچند مهم، به تنهایی تصویر کامل اثر اقلیمی آن شرکت نیست.
از طرف دیگر، شل یکی از نمونههای مهم خطر «سبزشویی» نیز بوده است؛ یعنی زمانی که تصویر زیستمحیطی یک شرکت از عملکرد واقعی آن سبزتر به نظر برسد. در بریتانیا، نهاد ناظر تبلیغات یک کمپین تبلیغاتی شل را به دلیل ارائه تصویری گمراهکننده از فعالیتهای سبز شرکت ممنوع کرد. این تجربه نشان میدهد که هرچه فاصله میان ادعا و عملکرد بیشتر شود، خود گزارش پایداری میتواند به ابزار سنجش تناقض تبدیل شود.
با وجود این چالشها، قدرت برند شل همچنان بسیار بالاست. بر اساس گزارش برندفاینانس ۲۰۲۵، شل با ارزش برند ۴۵.۴ میلیارد دلار ارزشمندترین برند نفت و گاز جهان بوده و برای یازدهمین سال متوالی در صدر قرار گرفته است. شاخص قدرت برند آن نیز ۸۷.۵ از ۱۰۰ و در سطح AAA گزارش شده است.
اما نباید نتیجه گرفت که «گزارش پایداری باعث شده شل چنین ارزش برندی داشته باشد».
چنین رابطه علت و معلولی بهطور مستقیم اثبات نشده است. آنچه میتوان گفت این است که شفافیت، مدیریت مسائل زیستمحیطی و توانایی پاسخگویی به انتظارات ذینفعان، بخشی از زیرساخت شهرت برندهای جهانی شده است و شل نمونه بسیار خوبی از همین واقعیت است: برند بزرگ، بدون اعتماد بزرگ پایدار نمیماند.
توتالانرژی؛ آیندهای میان نفت امروز و انرژی فردا
توتالانرژی مسیر دیگری انتخاب کرده است. این شرکت نمیخواهد وانمود کند نفت و گاز ناگهان از اقتصاد جهان حذف خواهند شد. در عوض، تلاش کرده است مدل کسبوکار خود را به یک شرکت چندمنبع انرژی تبدیل کند. نام جدید شرکت نیز بخشی از همین روایت است: توتالانرژی، نه صرفاً یک شرکت نفتی. در این مدل، نفت و گاز در کنار برق، انرژی خورشیدی و بادی، سوختهای کمکربن و سایر فناوریهای انرژی قرار میگیرند.
گزارش پایداری و اقلیم این شرکت بهطور منظم میزان پیشرفت در کاهش انتشار، کاهش متان، توسعه انرژیهای کمکربن و آثار اجتماعی پروژهها را دنبال میکند. در گزارش ۲۰۲۶، توتالانرژیز اعلام کرده است که انتشار متان عملیاتی خود را نسبت به سال ۲۰۲۰ حدود ۶۵ درصد کاهش داده و انتشار عملیاتی مستقیم و غیرمستقیم آن در سال ۲۰۲۵ به ۳۳.۱ میلیون تن معادل دیاکسیدکربن رسیده است؛ در مقایسه با حدود ۴۶ میلیون تن در سال ۲۰۱۵. تولید برق شرکت نیز در سال ۲۰۲۵ به ۴۸ تراواتساعت رسید و شدت کربن چرخه عمر محصولات انرژی فروختهشده نسبت به سال ۲۰۱۵ حدود ۱۸.۶ درصد کاهش یافت. این اعداد مهماند، اما اهمیت اصلی در تغییر منطق کسبوکار است. شرکت تلاش میکند بخشی از آینده خود را در بازاری بسازد که وابستگی کمتری به نفت خام دارد.
در عین حال، توتالانرژی همچنان از تولید نفت و گاز درآمد و سود قابل توجهی به دست میآورد.
این یعنی مسئله اصلی شرکت: چگونه از سود امروز برای ساختن کسبوکار فردا استفاده کنیم؟ پاسخ این شرکت، سرمایهگذاری همزمان در هیدروکربن و برق است. اما توتالانرژی نیز با یک آزمون جدی روبهروست.
در سال ۲۰۲۶ دادگاهی در پاریس شرکت را ملزم کرد ریسکهای اقلیمی ناشی از انتشار محصولات نفت و گاز خود را افشا کند و برنامههای کاهش آنها را توضیح دهد؛ موضوعی که شرکت نسبت به آن درخواست تجدیدنظر کرده است.
این پرونده یک پیام مهم دارد: پایداری زمانی قدرتمند میشود که از سطح گزارش به سطح تخصیص سرمایه برسد. اگر شرکت از یک سو درباره آینده کمکربن صحبت کند اما تمام سرمایه خود را به کسبوکار سنتی اختصاص دهد، گزارش پایداری بیشتر شبیه روایتسازی خواهد بود. اما اگر ساختار سرمایهگذاری، سبد دارایی و جریان درآمد نیز تغییر کند، گزارش میتواند نشانهای از تغییر واقعی استراتژی باشد.
اکوینور؛ شفافيت بخشي از حكمراني شركتي
اکوینور شاید از این پنج شرکت یکی از جالبترین نمونهها برای مطالعه ادغام پایداری با راهبرد شرکت باشد.
در گزارش سالانه ۲۰۲۵، این شرکت اعلام کرده انتشارهای عملیاتی دامنه ۱ و ۲ خود را نسبت به سال ۲۰۱۵، ۳۴ درصد کاهش داده و به ۱۰.۱ میلیون تن معادل دیاکسیدکربن رسانده است. شدت انتشار کربن فعالیتهای بالادستی آن نیز ۶.۳ کیلوگرم دیاکسیدکربن به ازای هر بشکه معادل نفت بوده که کمتر از نصف میانگین صنعت اعلام شده است. هدف اکوینور کاهش ۵۰ درصدی انتشارهای عملیاتی تا سال ۲۰۳۰ است.
اما نکته مهمتر در مورد اکوینور، نحوه قرار گرفتن پایداری در ساختار گزارشدهی شرکت است.
گزارش مالی و گزارش پایداری تا حد زیادی در یک ساختار یکپارچه قرار گرفتهاند و موضوعاتی مانند اقلیم، ایمنی، نیروی انسانی، حقوق بشر، محیطزیست و ارزش اجتماعی در کنار عملکرد اقتصادی شرکت دیده میشوند.
همین رویکرد باعث شده اکوینور در ارزیابی آژانس بینالمللی انرژی از ۱۱۶ شرکت نفت و گاز جهان، در صدر شرکتهای بررسیشده قرار بگیرد و ۲۳ امتیاز از ۲۵ امتیاز را در چارچوب ارزیابی اهداف، راهبردها و افشا کسب کند.اما اکوینور نیز با تناقضهای دوران گذار روبهرو است. در سال ۲۰۲۵ برخی اهداف سرمایهگذاری در انرژی کمکربن تعدیل شد؛ موضوعی که نشان میدهد حتی شرکتهایی که در گزارشدهی اقلیمی پیشرو هستند، در برابر اقتصاد پروژه، هزینه سرمایه، زنجیره تأمین و تحولات سیاسی مصون نیستند.
با این حال، در ارزیابی برندفاینانس ۲۰۲۵، اکوینور بالاترین «ارزش ادراکشده پایداری» را در میان برندهای مورد بررسی کشورهای نوردیک، معادل ۱.۳ میلیارد یورو، داشته است. این موضوع بسیار قابل تأمل است:
پایداری فقط آن چیزی نیست که شرکت انجام میدهد؛ آن چیزی هم هست که ذینفعان از آن ادراک میکنند.
اما ادراک مثبت زمانی پایدار میماند که با عملکرد واقعی فاصله زیادی نداشته باشد.
اکوینور هدف خالص صفر تا سال ۲۰۵۰ را دنبال میکند و بر کاهش انتشار عملیاتی، انرژی بادی فراساحلی، برق و راهکارهای کمکربن تمرکز دارد. اما نکته مهمتر این است که اکوینور در سال ۲۰۲۵ بخشی از اهداف بلندپروازانه خود در انرژیهای تجدیدپذیر را تعدیل کرد.
رویترز گزارش داد که افزایش هزینهها، مشکلات زنجیره تأمین، تأخیرهای مقرراتی و تغییر اولویتهای سیاسی از دلایل این بازنگری بودهاند. هدف ظرفیت انرژی تجدیدپذیر شرکت برای سال ۲۰۳۰ نیز از ۱۲ تا ۱۶ گیگاوات به ۱۰ تا ۱۲ گیگاوات کاهش یافت.
ممکن است این اتفاق در نگاه اول یک عقبنشینی تلقی شود. اما از منظر گزارشگری پایدار، درس مهمتری در آن وجود دارد: پایداری به معنای پافشاری کورکورانه بر یک عدد نیست. شرکت باید بتواند اهداف خود را با واقعیت اقتصادی، فناوری، بازار و ژئوپلیتیک تطبیق دهد و درباره این تغییرات توضیح بدهد. این همان چیزی است که گزارش پایداری را از تبلیغات جدا میکند. تبلیغات میگوید:«ما همیشه بهترین خواهیم بود.» گزارشگری حرفهای میگوید:«این هدف ما بود؛ شرایط تغییر کرد؛ این بخش محقق شد؛ این بخش نشد؛ و به همین دلیل مسیرمان را اصلاح کردیم.» این نوع صداقت میتواند بخشی از اعتماد بلندمدت باشد.
اکسونموبیل؛ آینده از مسیر فناوری
اکسونموبیل مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است. این شرکت کمتر تلاش کرده خود را از یک شرکت نفت و گاز به یک شرکت «سبز» تبدیل کند. روایت آن بیشتر این است: جهان برای دهههای آینده به نفت، گاز و محصولات پتروشیمی نیاز خواهد داشت؛ بنابراین باید راههایی برای تأمین این انرژی با انتشار کمتر پیدا کرد. اکسونموبیل در گزارش ۲۰۲۶ خود اعلام کرده است که قصد دارد بین سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ حدود ۲۰ میلیارد دلار در سرمایهگذاریهای مرتبط با کاهش انتشار اختصاص دهد.
این شرکت همچنین انتظار دارد کسبوکارهای جدید کمانتشار آن تا سال ۲۰۳۰ بیش از یک میلیارد دلار در سال سود ایجاد کنند و در صورت شکلگیری بازار و سیاستهای حمایتی، این رقم تا ۲۰۴۰ به حدود ۱۳ میلیارد دلار برسد. در بخش متان نیز اکسونموبیل بر توسعه فناوریهای پایش و کاهش نشت تمرکز کرده است. این رویکرد با یک منطق روشن همراه است: اگر قرار است جهان همچنان به نفت، گاز و محصولات پتروشیمی نیاز داشته باشد، باید فناوری تولید آنها را کمانتشارتر کرد و همزمان بازارهای جدید کمکربن ساخت. اما این شرکت نیز با چالش اعتباری روبهرو است. موضع آن درباره نحوه محاسبه و افشای انتشارهای دامنه ۳ و برخی سیاستهای اقلیمی با انتقادهایی مواجه شده است. در زمینه متان نیز کاهش قابل توجه شدت انتشار را گزارش کرده و روی اندازهگیری و کاهش نشت متان تمرکز دارد. در حوزه اجتماعی نیز سرمایهگذاری قابل توجهی در جوامع محل فعالیت انجام میدهد. اما چالش اکسونموبیل بیشتر در حوزه اعتماد عمومی و مشروعیت اجتماعی است. اختلاف نظرهای این شرکت با برخی سیاستهای اقلیمی و مقررات جدید پایداری در اروپا نشان میدهد که میان نگاه اقتصادی شرکت و بخشی از سیاستگذاران و سرمایهگذاران درباره سرعت و شکل گذار انرژی اختلاف وجود دارد.این موضوع یک درس مهم دارد: شفافیت بهتنهایی اعتماد ایجاد نمیکند. ممکن است شرکتی هزاران صفحه داده منتشر کند؛ اما اگر ذینفعان درباره جهتگیری اصلی شرکت با آن اختلاف داشته باشند، اعتبار همچنان محل مناقشه خواهد بود.
پنج شرکت، پنج پاسخ به یک سؤال
اگر این پنج شرکت را کنار هم قرار دهیم، تفاوت آنها روشنتر میشود:
مهمترین چالش نقطه قوت مهمترین ابزار آینده منطق اصلی پایداری شرکت

این جدول یک واقعیت مهم را نشان میدهد: هیچ نسخه واحدی برای آینده صنعت انرژی وجود ندارد. اما چند مؤلفه تقریباً در همه مسیرهای معتبر تکرار میشوند.
اين پنج شركت آینده را چگونه طراحی میکنند؟
نکته جالب این است که این شرکتها دیگر فقط برای «کاهش انتشار» برنامهریزی نمیکنند. آنها برای چند آینده احتمالی آماده میشوند. زیرا هیچکس دقیقاً نمیداند در سال ۲۰۳۵ یا ۲۰۵۰ قیمت نفت، سهم خودروهای برقی، تقاضای گاز، سرعت توسعه انرژی خورشیدی، هزینه ذخیرهسازی برق، فناوری جذب کربن یا سیاستهای اقلیمی دولتها چگونه خواهد بود.
بنابراین شرکتهای بزرگ انرژی از سناریوهای مختلف، اهداف میانمدت، شاخصهای قابل اندازهگیری و بازنگری دورهای استفاده میکنند. شل حتی سناریوهای انرژی خود را بهعنوان پیشبینی قطعی آینده معرفی نمیکند؛ بلکه آنها را ابزاری برای تصمیمگیری در شرایط عدم قطعیت میداند. این شاید یکی از مهمترین درسهای مدیریت آینده باشد: شرکتهای بزرگ الزاماً آینده را پیشبینی نمیکنند؛ خود را برای چند آینده ممکن آماده میکنند.
محیطزیست؛ از شعار تا پنج اقدام مشخص
وقتی گزارشهای این پنج شرکت را کنار هم میگذاریم، یک تصویر روشن شکل میگیرد. برای کاهش آسیب صنعت نفت و گاز، چند نقطه کلیدی وجود دارد.
نخست متان؛ شاید مهمتر از آن چیزی که در گزارشها دیده میشود
اگر صنعت نفت و گاز واقعاً بخواهد در کوتاهمدت اثر اقلیمی خود را کاهش دهد، کاهش متان یکی از مهمترین نقاط شروع است. آژانس بینالمللی انرژی تأکید کرده است که داده دقیق درباره انتشار متان برای ایجاد خط مبنا، تعیین فرصتهای کاهش انتشار و سنجش پیشرفت ضروری است. با این حال، ارزیابی ۱۱۶ شرکت نفت و گاز جهان نشان داده است که میان «هدف»، «راهبرد اجرایی» و «افشای اطلاعات» هنوز فاصله قابل توجهی وجود دارد.
طبق ارزیابی آژانس بینالمللی انرژی، فقط حدود یکسوم تولید جهانی نفت و گاز تحت پوشش شرکتهایی قرار دارد که هم راهبرد اجرایی قابل مشاهده برای اهداف خود ارائه کردهاند و هم اطلاعات کافی برای سنجش پیشرفت منتشر کردهاند. حتی هیچیک از شرکتهای بررسیشده در شاخص گزارشدهی سرمایهگذاری برای کاهش متان امتیاز کامل نگرفتند. این یعنی آینده گزارش پایداری فقط "به چه هدفی داریم؟" محدود نمیشود.
سؤال اصلیتر این است: برای رسیدن به آن هدف دقیقاً چه کردهایم؟ چقدر هزینه کردهایم؟ چه مقدار کاهش اتفاق افتاده و چه کسی آن را راستیآزمایی کرده است؟
دوم؛ کاهش سوزاندن گاز
سوزاندن گاز همراه هم انتشار ایجاد میکند و هم یک منبع انرژی را هدر میدهد. بنابراین کاهش آن میتواند همزمان یک اقدام اقتصادی و زیستمحیطی باشد.
سوم؛ بهرهوری و برقیسازی عملیات
کاهش مصرف انرژی در پالایشگاهها، سکوها و تأسیسات، استفاده از برق کمکربن و بهبود کارایی تجهیزات،بخش مهمی از مسیر کاهش انتشار است.
چهارم؛ جذب و ذخیره کربن
فناوری جذب و ذخیره کربن میتواند برای صنایع سنگین و بخشهایی که کاهش انتشار آنها دشوار است، اهمیت داشته باشد؛ اما نباید بهانهای برای ادامه انتشار نامحدود باشد.
پنجم؛ تغییر سبد انرژی
شرکتهایی مانند توتالانرژی و اکوینور تلاش کردهاند سهم برق و انرژیهای کمکربن را در کسبوکار خود افزایش دهند. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده که این گذار تنها زمانی پایدار است که از نظر اقتصادی نیز قابل دوام باشد.رویترز در ۲۰۲۵ درباره عقبنشینی یا تعدیل برخی اهداف شرکتهای اروپایی از جمله اکوینور گزارش داد و عواملی مانند هزینه سرمایه، مشکلات زنجیره تأمین و بازده اقتصادی را از عوامل مؤثر دانست.
بنابراین:گذار انرژی اگر اقتصادی نباشد، پایدار نخواهد ماند.
گزارش پایداری چه چیزی به برند اضافه میکند؟
اینجا باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شویم:ارزش برند و اعتبار برند.ارزش برند را میتوان با اعداد مالی و ارزیابیهای بازار سنجید. اما اعتبار برند، چیزی است که در ذهن ذینفعان شکل میگیرد.گزارش پایداری بیشتر از مسیر دوم عمل میکند.یعنی:عملکردواقعی←اندازهگیری←افشای اطلاعات←قابلیت مقایسه←اعتماد←شهرت شرکتی←سرمایه برند
پژوهش علمی سال ۲۰۲۴ درباره ۹۲ مطالعه تجربی نشان میدهد که میان افشای پایداری و شهرت شرکتی رابطه مثبت معناداری وجود دارد. پژوهش دیگری که ۷۶ مطالعه درباره رابطه افشای اطلاعات زیستمحیطی، اجتماعی و حاکمیتی و ریسک شرکت را بررسی کرده، نشان میدهد شواهد علمی درباره این رابطه پیچیده و کاملاً یکدست نیست؛ اما بهطور کلی ادبیات پژوهشی نشان میدهد کیفیت اطلاعات غیرمالی میتواند در کاهش عدماطمینان و مدیریت ریسک برای سرمایهگذاران اهمیت داشته باشد. پس نمیتوان گفت: «شرکت گزارش پایداری منتشر کرد و ارزش برندش بالا رفت.» اما میتوان با اطمینان بیشتری گفت: گزارشگری باکیفیت، وقتی بر عملکرد واقعی، داده معتبر و پاسخگویی استوار باشد، یکی از مسیرهای تقویت اعتماد، شهرت و در نهایت سرمایه برند است.
اما یک خطر بزرگ وجود دارد: سبزشویی . این شاید مهمترین قسمت ماجرا باشد. هرچه گزارشهای پایداری زیباتر و حرفهایتر شوند، خطر تبدیل آنها به ابزار تبلیغاتی نیز بیشتر میشود.
اگر شرکتی دهها صفحه درباره کاهش انتشار بنویسد، اما درباره افزایش تولید، انتشار ناشی از مصرف محصولات یا آثار اجتماعی یک پروژه سکوت کند، گزارش به جای افزایش اعتماد میتواند بیاعتمادی ایجاد کند. به همین دلیل در سالهای اخیر، گزارشگری پایداری بیش از گذشته به سمت: داده قابل اندازهگیری، شاخصهای قابل مقایسه، اطمینانبخشی مستقل و افشای موضوعات منفی در کنار موفقیتها حرکت کرده است. و این همان جایی است که یک اصل بسیار مهم شکل میگیرد:
گزارش پایداری خوب گزارشی نیست که شرکت را بینقص نشان دهد؛ گزارشی است که شرکت را پاسخگو نشان دهد.
در نهایت؛ نفت دیگر فقط انرژی نمیفروشد، «اعتماد» هم میفروشد
پنج شرکت مورد بررسی هنوز از بزرگترین بازیگران اقتصاد نفت و گاز جهان هستند.
اما برای ادامه فعالیت، دیگر کافی نیست بگویند: ما انرژی تولید میکنیم.
آنها باید بتوانند پاسخ دهند: این انرژی با چه میزان انتشار تولید میشود؟ چه میزان آب مصرف میشود؟ با جامعه محلی چه میکنیم؟ کارکنان ما چه شرایطی دارند؟ حقوق بشر در زنجیره تأمین چگونه رعایت میشود؟
اگر یک پروژه به محیطزیست آسیب بزند چه میکنیم؟ برای کاهش انتشار چه مقدار سرمایهگذاری کردهایم؟
اگر یک هدف محقق نشد، چرا؟
و از همه مهمتر:
اگر جهان در حال تغییر است، ما برای فردا چه چیزی ساختهایم؟ این همان جایی است که گزارش پایداری از یک سند روابط عمومی به یک سند اعتماد تبدیل میشود. آرامکو تلاش میکند پایداری را با توسعه اقتصادی و فناوری پیوند بزند. شل آن را به بخشی از روایت جهانی برند خود تبدیل کرده است. توتالانرژی تلاش میکند از دل آن، مدل یک شرکت چندمنبع انرژی را بسازد. اکوینور تلاش کرده است پایداری را به نظام تصمیمگیری و گزارشگری خود نزدیک کند. و اکسونموبیل عمدتاً مسیر فناوری و کاهش انتشار عملیاتی را دنبال میکند.
هیچکدام بینقص نیستند. هیچکدام از نقدهای اقلیمی و اجتماعی مصون نیستند. و هیچکدام نمیتوانند ادعا کنند مسئله اقلیم را حل کردهاند.اما همه آنها به یک واقعیت پاسخ دادهاند: صنعت انرژی دیگر نمیتواند فقط درباره انرژی امروز صحبت کند، باید درباره هزینه انرژی امروز برای فردا نیز پاسخ بدهد. و شاید بزرگترین تحول صنعت نفت و گاز همین باشد.
و در نهایت، ارزشمندترین گزارش پایداری گزارشی نیست که بگوید: ما بهترین هستیم.
ارزشمندترین گزارش گزارشی است که بتواند با عدد و شواهد بگوید: این کاری است که انجام دادهایم، این چیزی است که هنوز حل نشده،این چیزی است که از آن یاد گرفتهایم؛و این برنامه ما برای فرداست. شاید برندهای بزرگ انرژی جهان دقیقاً از همین نقطه، از فروش انرژی به فروش اعتماد نزدیک شدهاند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 4 ساعت قبل
حدود 20 ساعت قبل
حدود 20 ساعت قبل
حدود 20 ساعت قبل
1 روز قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه