بازار نفت در سال ۲۰۲۶ یکی از بیسابقهترین دورههای تاریخی خود را تجربه کرده است. بر اساس تحلیل تیم بازار نفت خام مؤسسه اساندپی گلوبال انرژی، قیمت نفت برنت از ۱۴۴٫۴۲ دلار در ۷ آوریل به تنها ۶۹٫۳۵ دلار در ۳ ژوئیه سقوط کرد؛ یعنی در فاصلهای کوتاه، بازار ابتدا شدیدترین شوک عرضه تاریخی خود و سپس یکی از سریعترین جهشها و سقوطهای قیمتی را تجربه کرد.
با تشدید دوباره بحران و کاهش عرضه نفت و میعانات از خاورمیانه، قیمت نفت مجدداً به محدوده ۸۰ تا ۱۰۰ دلار بازگشته است.
اما در میان این تحولات، یک عامل ثابت و تعیینکننده باقی مانده است: چین به خریدار نوسانساز و تنظیمکننده اصلی بازار نفت تبدیل شده است.
از ماه مه، واردات نفت خام دریایی چین حدود ۵ میلیون بشکه در روز، معادل ۴۵ درصد، کاهش یافته است. این کاهش خرید، عملاً بخشی از نفت از دسترفته خلیج فارس را از سمت تقاضا خنثی کرده و مانع افزایش شدیدتر قیمتها شده است.
نکته مهم این است که کاهش واردات چین به همان میزان به معنی کاهش مصرف این کشور نیست. برآورد اساندپی گلوبال نشان میدهد تقاضای واقعی نفت چین در سهماهه دوم ۲۰۲۶ نسبت به سال قبل حدود ۱٫۶ میلیون بشکه در روز کاهش داشته؛ یعنی بسیار کمتر از افت ۵ میلیون بشکهای واردات.
دلیل اصلی، ذخایر عظیم نفت چین است که حدود ۱٫۵ میلیارد بشکه برآورد میشود. چین توانسته با برداشت از ذخایر تجاری، مصرف داخلی را حفظ کند و همزمان خرید نفت خارجی خود را بهشدت کاهش دهد.
بنابراین، چین در ماههای اخیر عملاً نقش ضربهگیر سمت تقاضا را برای بازار نفت ایفا کرده است.
تحلیل فنی بازار
مهمترین نکته این خبر، تفاوت میان «واردات» و «مصرف» چین است.
کاهش ۵ میلیون بشکهای واردات به معنای نابودی ۵ میلیون بشکه تقاضای واقعی نیست؛ بخش قابلتوجهی از این کاهش از طریق برداشت از ذخایر جبران شده است.
در نتیجه، بازار نفت اکنون با یک متغیر بسیار حساس مواجه است:
اگر چین خرید نفت را به سطوح پیش از جنگ بازگرداند، یکی از بزرگترین حائلهای تقاضایی بازار حذف خواهد شد.
در این حالت، بازار همزمان با کاهش عرضه خاورمیانه، روسیه و مسیرهای دریایی، با افزایش تقاضای وارداتی چین مواجه میشود و توازن بازار میتواند بهسرعت به سمت کسری حرکت کند.
گلدمن ساکس نیز نشانههایی از همین تغییر را مشاهده کرده است. موجودیهای قابل مشاهده جهانی در دو هفته اخیر با سرعتی معادل حدود ۶٫۳ میلیون بشکه در روز کاهش یافتهاند.
همچنین واردات خالص نفت خام و میعانات آسیا طی این مدت ۵٫۶ میلیون بشکه در روز افزایش یافته که سهم چین از این افزایش حدود ۲٫۳ میلیون بشکه در روز بوده است.
این ارقام نشان میدهد که بازار فیزیکی نفت در حال حاضر نسبت به ماههای قبل سفتتر و کمعرضهتر شده است.
تحلیل استراتژیک
تحول مهم این است که چین دیگر صرفاً بزرگترین واردکننده نفت جهان نیست؛ بلکه در شرایط بحران، به تنظیمکننده حاشیهای بازار جهانی تبدیل شده است.
«خریدار نوسانساز» یا Swing Buyer به خریداری گفته میشود که میتواند حجم خرید خود را در واکنش به قیمت و شرایط عرضه به میزان قابلتوجهی افزایش یا کاهش دهد و از این طریق بر توازن بازار اثر بگذارد.
چین دقیقاً چنین قابلیتی پیدا کرده است.
در قیمتهای بالا، پکن میتواند خرید را کاهش داده و از ذخایر خود استفاده کند؛ این رفتار تقاضا را محدود و قیمت را مهار میکند.
اما اگر قیمتها کاهش پیدا کنند، چین میتواند مجدداً وارد بازار شود، ذخایر خود را تکمیل کند و تقاضای جهانی را افزایش دهد.
بنابراین چین اکنون یک اهرم دوطرفه قیمتی در اختیار دارد:
کاهش خرید چین → کاهش فشار تقاضا → محدود شدن رشد قیمت
افزایش خرید چین → افزایش تقاضا → تشدید فشار صعودی قیمت
به همین دلیل، زمانبندی و سرعت بازگشت چین به بازار میتواند یکی از مهمترین متغیرهای تعیینکننده مسیر قیمت نفت در نیمه دوم ۲۰۲۶ باشد.
تحلیل اگزکیتیو
برای بازار نفت، مسئله اصلی دیگر فقط این نیست که «چه مقدار نفت از هرمز عبور میکند»، بلکه این است که چین چه مقدار از نفت مورد نیاز خود را از بازار جهانی خریداری میکند و چه مقدار را از ذخایر داخلی تأمین خواهد کرد.
در شرایط فعلی، ذخایر چین بخشی از شوک عرضه را جذب کردهاند. اما این وضعیت دائمی نیست.
هرچه ذخایر کاهش یابد یا پکن تصمیم بگیرد آنها را مجدداً پر کند، تقاضای وارداتی چین میتواند بهسرعت افزایش یابد.
از سوی دیگر، صادرات فرآوردههای نفتی چین نیز احتمالاً ظرفیت محدودی برای افزایش بیشتر دارد؛ زیرا سهمیه صادرات فرآوردهها در سال ۲۰۲۶ تقریباً همسطح سال گذشته است، دولت بر امنیت انرژی داخلی تأکید دارد و نرخ بهرهبرداری پالایشگاهها نیز اخیراً کاهش یافته است.
تحلیل سیاسی و ژئوپلیتیکی
این تحولات یک واقعیت مهم درباره بازار نفت را آشکار کرده است: در بحرانهای بزرگ عرضه، قدرت تعیینکننده الزاماً در اختیار تولیدکننده نیست؛ قدرت میتواند در اختیار بزرگترین خریدار حاشیهای بازار قرار گیرد.
در شرایط کنونی، تصمیم پکن درباره زمان و سرعت بازگشت به خرید، میتواند اثر اقتصادی قابلتوجهی بر بازار جهانی نفت داشته باشد.
به بیان ساده، همان عاملی که در ماههای گذشته مانع جهش بیشتر قیمت نفت شده، میتواند در مرحله بعد به موتور اصلی افزایش قیمت تبدیل شود.
جمعبندی نهایی
بحران هرمز یک درس مهم برای بازار نفت ۲۰۲۶ داشته است:
چین در حال تبدیل شدن به مهمترین متغیر تقاضای نفت جهان است.
کاهش شدید واردات چین تاکنون مانند یک ضربهگیر عمل کرده و بخشی از شوک عرضه را خنثی کرده است. اما اگر چین برای بازسازی ذخایر خود به بازار بازگردد، همین ظرفیت میتواند در جهت معکوس عمل کند.
بنابراین، در ارزیابی مسیر آینده قیمت نفت، رفتار خرید چین و وضعیت ذخایر نفتی این کشور باید در کنار حجم عرضه خلیج فارس و وضعیت عبور نفت از هرمز، بهعنوان یکی از سه متغیر اصلی بازار رصد شود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه