فرزین سوادکوهی
خبر کشف میدان گازی جدید در فارس مسرت بخش است، اما نباید آن را جایگزین پاسخگویی درباره مسائل فوری و انباشته امروز صنعت گاز کشور کرد. مانورهای تبلیغاتی از این دست برای اینکه برای مدتی در خلسه فرو برویم و دردهای صنعت نفت و گاز کشورمان را فراموش کنیم حالا دیگر کارکردی ندارد.گوش همه ما از این حرفها پر است.در شرایطی که بخش مهمی از ظرفیت تولید کشور نیازمند بازسازی و احیاست و مثلا پروژههای بزرگی همچون فشارافزایی پارس جنوبی سالهاست در انتظار اجرای کامل ماندهاند و دهها طرح نفت و گاز با مسئله تأمین مالی و سرمایهگذاری دستوپنجه نرم میکنند، ارائه آمار از افزودن چند هزار میلیارد فوتمکعب دیگر به فهرست ذخایر زیرزمینی کشور، امروز دقیقاً چه دردی از اقتصاد و صنعت ایران دوا میکند که سرخوشانه به آن می بالیم؟
افزوده شدن هزاران میلیارد فوتمکعب به ذخایر هیدروکربوری کشور، در شرایط فعلی قرار است چه گرهی از صنعت نفت و گاز ایران باز کند؟ آیا گاز کشفشده به این زودیها راهی شبکه خواهد شد؟ سرمایهگذار و منابع مالی توسعه آن از کجا قرار است تأمین شود و فناوری و تجهیزات مورد نیاز آن چگونه فراهم خواهد شد؟ مهمتر از همه، آیا صنعت نفت ایران با وجود انبوه پروژههای نیمهتمام و معطلمانده، امروز میتواند زمان مشخصی برای تبدیل این ذخیره تازه از یک عدد بزرگ زیر زمین به تولید واقعی روی زمین اعلام کند؟
ایران که الی ماشالله کمبود ذخایر گاز ندارد. مسئله اصلی ما سالهاست که چیز دیگری است و آن کمبود سرمایه، فناوری، ثبات اقتصادی و امکان اجرای پروژههایی که همین حالا نیز روی زمین ماندهاند. اضافه شدن چند هزار میلیارد فوتمکعب گاز به آمار ذخایر کشور، تا زمانی که برنامهای عملی، زمانبندیشده و دارای پشتوانه مالی برای توسعه آن وجود نداشته باشد راه به هیچ دهی نمی برد و بیش از آنکه یک دستاورد اقتصادی باشد، رقمی تازه در جدول ذخایر هیدروکربوری ایران است؛ رقمی که نه گاز بیشتری وارد شبکه میکند، نه ناترازی را کاهش میدهد و نه درآمد تازهای برای کشور به همراه دارد.
واقعیت این است که صنعت نفت و گاز ایران امروز با انبوهی از پروژههای نیمهتمام و طرحهای معطلمانده مواجه است؛ طرحهایی که بسیاری از آنها نه در مرحله اکتشاف، بلکه سالهاست در انتظار تأمین مالی، تجهیزات، سرمایهگذاری و تصمیمگیری برای ورود به مرحله اجرا هستند. نمونه روشن آن، طرح فشارافزایی پارس جنوبی است؛ پروژهای که اهمیت آن برای آینده تولید گاز کشور بسیار بیشتر از اضافه شدن نام یک میدان تازه به فهرست ذخایر ایران است.
پارس جنوبی ستون اصلی تأمین گاز کشور است و افت فشار طبیعی مخزن، مسئلهای نیست که بتوان آن را با اعلام کشف ذخایر جدید به تعویق انداخت. طرح فشارافزایی این میدان مشترک دقیقاً برای حفظ توان تولید و جلوگیری از افت برداشت طراحی شده است. اما اجرای آن به سرمایهگذاریهای عظیم، تجهیزات پیچیده و فناوری نیاز دارد؛ همان چیزهایی که سالهاست تأمین آنها به یکی از گرههای اصلی توسعه صنعت نفت و گاز ایران تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، استقبال از کشف ذخایر جدید یک چیز است و ساختن موجی از خوشبینی درباره آن چیز دیگری. ذخیره زیر زمین با گاز در شبکه تفاوت دارد. میان کشف یک میدان و رسیدن نخستین مولکول گاز آن به مصرفکننده، سالها مطالعه، توسعه، حفاری، احداث تأسیسات، خطوط انتقال و میلیاردها دلار سرمایهگذاری قرار دارد. مسئله اینجاست که ایران حتی برای توسعه بخشی از ظرفیتهای شناختهشده و پروژههای موجود خود نیز هنوز منابع و شرایط لازم را فراهم نکرده است.
بنابراین باید پرسید شمارش ذخایر هیدروکربوری جدید، در شرایط فعلی چه گرهی از صنعت نفت و گاز کشور باز میکند؟ آیا قرار است گاز کشفشده فردا وارد شبکه شود؟ آیا سرمایهگذار و تأمینکننده مالی پروژه مشخص شده ؟ آیا فناوری و تجهیزات مورد نیاز توسعه آن فراهم است؟ و مهمتر از همه، آیا صنعت نفت ایران در شرایطی قرار دارد که بتواند با اطمینان بگوید این میدان در یک زمانبندی مشخص از زیر زمین به تولید خواهد رسید؟
اگر پاسخ این پرسشها روشن نیست، بزرگنمایی کشف میدان جدید بیش از آنکه نشانه یک تحول فوری باشد، میتواند به تولید دلخوشی کاذب منجر شود؛ دلخوشی به ثروتی که وجود دارد، اما هنوز امکان بهرهبرداری از آن فراهم نشده است.
این مسئله امروز اهمیت بیشتری هم پیدا کرده است، زیرا صنعت گاز کشور با موضوعاتی بسیار فوریتر مواجه است. پس از آسیبدیدن بخشی از زیرساختهای انرژی در جریان جنگ، حدود ۲۵۰ میلیون مترمکعب در روز از ظرفیت تولید گاز کشور کاهش یافته است. بازسازی این ظرفیت و بازگرداندن آن به مدار، در شرایط فعلی بهمراتب ضروریتر از تبلیغ درباره میدانی است که تازه کشف شده و برای تبدیل شدن به تولید، مسیری طولانی در پیش دارد.
پرسش اصلی این است که منابع محدود مالی و مدیریتی کشور باید ابتدا صرف چه شود؟ بازسازی ظرفیتهایی که همین حالا از دست رفتهاند؟ تکمیل پروژههایی که با سرمایهگذاری کمتر و زمان کوتاهتر میتوانند تولید را افزایش دهند؟ اجرای فشارافزایی پارس جنوبی برای جلوگیری از افت تولید در بزرگترین منبع گازی کشور؟ یا ساختن هیجان رسانهای پیرامون ذخایری که فعلاً کیلومترها زیر زمین باقی خواهند ماند؟
مشکل ایران در نفت و گاز، نداشتن میدان نیست؛ مشکل، فاصله عمیق میان ظرفیت بالقوه و ظرفیت بالفعل است. ما سالهاست از بزرگی ذخایر نفت و گاز خود میگوییم و به آن می بالیم، اما ذخیره زیر زمین زمانی به ثروت تبدیل میشود که بتوان آن را استخراج، فرآورش، منتقل و صادر کرد. در غیر این صورت، اعلام افزایش ذخایر، شبیه شمردن ثروتی است که کلید دسترسی به آن را نداریم.
در همین زمان، کشورهای منطقه با سرعت در حال حرکت هستند. آنها منتظر نمیمانند تا صرفاً حجم ذخایرشان را اعلام کنند. قراردادهای جدید میبندند، سرمایه جذب میکنند، میدانهایشان را توسعه میدهند و تولید را افزایش میدهند. رقابت انرژی در منطقه با تعداد میدانهای کشفشده تعیین نمیشود؛ با حجم سرمایهگذاری، سرعت توسعه و توان تبدیل ذخایر به تولید تعیین میشود.
ایران نیز اگر بتواند از فضای تنش و مناقشه فاصله بگیرد و پنجرههای اقتصادی خود را باز کند، ظرفیت بازگشت بسیار بالایی دارد. صنعت نفت و گاز ایران همچنان از نظر منابع انسانی، زیرساخت، موقعیت جغرافیایی و حجم ذخایر، مزیتهای بزرگی دارد. اما سرمایهگذاری چندمیلیارددلاری در صنعتی مانند نفت و گاز، بیش از هر چیز به امنیت، ثبات و امکان پیشبینی نیاز دارد.
در چنین شرایطی، هم پروژههای قدیمی و معطلمانده میتوانند جان تازه بگیرند و هم میدانهای تازه کشفشده فرصت توسعه واقعی پیدا کنند. مسئله این نیست که کشف میدان جدید خبر بدی است؛ برعکس، این میتواند پشتوانهای مهم برای آینده کشور باشد. مسئله این است که نباید ثروت بالقوه فردا را به جای دستاورد واقعی امروز فروخت.
ایران بیش از کشف ذخایر تازه، به حل مسئله توسعه ذخایر موجود نیاز دارد. شاید مهمترین خبر برای صنعت نفت و گاز ایران نه اعلام چند هزار میلیارد فوتمکعب ذخیره جدید، بلکه اعلام تأمین مالی پروژههای معطلمانده، آغاز واقعی فشارافزایی پارس جنوبی، بازسازی ظرفیتهای آسیبدیده و فراهم شدن شرایط حضور سرمایهگذاران در پروژههای بزرگ باشد.
آن زمان است که کشف میدان جدید واقعاً معنا پیدا میکند؛ زمانی که بتوانیم آنچه زیر زمین داریم را به تولید، تولید را به درآمد و درآمد را به توسعه تبدیل کنیم. وگرنه شمردن ذخایر زیرزمینی، هرچقدر هم عدد آن بزرگ باشد، به تنهایی نه گازی به خانه مردم میرساند و نه جایگاه صادراتی ایران را در رقابت انرژی منطقه حفظ میکند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه