هزینه اجاره یک نفتکش غولپیکر برای انتقال دو میلیون بشکه نفت خام از خلیج مکزیک به چین، این هفته در برابر ۸ دلار و ۶۰ سنت پیش از بحران به ۸۰ میلیون دلار رسیده یعنی رقمی که هزینه حمل هر بشکه را به حدود ۴۰ دلار میرساند. جهش بیسابقه کرایه نفتکشها، پنجره اقتصادی صادرات نفت آمریکا به آسیا را عملاً بسته و پالایشگاههای آسیایی را به سمت منابع جایگزین، از جمله نفت مربان امارات و نفت آمریکای لاتین، سوق داده و ناگفته پیداست که ریشه این جهش هزینه ای را باید در اختلال تردد از تنگه هرمز و برهمخوردن چرخه جابهجایی نفتکشها جستوجو کرد.
فرزین سوادکوهی
هزینه اجاره یک نفتکش غولپیکر برای انتقال دو میلیون بشکه نفت خام از خلیج مکزیک به چین، این هفته در برابر ۸ دلار و ۶۰ سنت پیش از بحران به ۸۰ میلیون دلار رسیده یعنی رقمی که هزینه حمل هر بشکه را به حدود ۴۰ دلار میرساند. جهش بیسابقه کرایه نفتکشها، پنجره اقتصادی صادرات نفت آمریکا به آسیا را عملاً بسته و پالایشگاههای آسیایی را به سمت منابع جایگزین، از جمله نفت مربان امارات و نفت آمریکای لاتین، سوق داده و ناگفته پیداست که ریشه این جهش هزینه ای را باید در اختلال تردد از تنگه هرمز و برهمخوردن چرخه جابهجایی نفتکشها جستوجو کرد.
افزایش هزینه حمل نفت خام در بازار جهانی، حالا به عاملی تعیینکننده در رقابت میان تولیدکنندگان تبدیل شده است. تا پیش از این، نفت آمریکا به دلیل دسترسی به بازارهای صادراتی و امکان رقابت با نفت خاورمیانه، یکی از گزینههای مهم پالایشگاههای آسیایی بود. اما جهش کرایه نفتکشها معادله را تغییر داده چون حتی اگر نفت خام در مبدأ قیمت مناسبی داشته باشد، هزینه رساندن آن به مقصد میتواند مزیت قیمتیاش را از بین ببرد.
بر اساس گزارشی که رویترز در روز۹ اکتبر منتشر کرد، کرایه یک نفتکش بسیار بزرگ (VLCC) برای انتقال محمولهای دو میلیون بشکهای از خلیج مکزیک به چین، برای بارگیری در ماه نوامبر به حدود ۸۰ میلیون دلار رسیده است. درواقع، هزینه حمل هر بشکه تقریباً ۴۰ دلار میشود؛ رقمی که بهتنهایی سهم بزرگی از قیمت نفت خام وست تگزاس اینترمدیت را میبلعد و خرید نفت آمریکا را برای بسیاری از پالایشگاههای آسیایی از نظر اقتصادی ناموجه میکند.
افزایش نرخها تنها به مسیر آمریکا و چین محدود نیست. طبق اطلاعات نقلشده از بازار، هزینه حمل با نفتکشهای VLCC در مسیر خلیج مکزیک به آسیا و همچنین مسیر فجیره به شرق آسیا از میانه اوت بیش از ۳۰۰ درصد افزایش یافته است. چنین جهشی در فاصلهای کوتاه، نشانه تغییر عمیق در بازار حملونقل نفت است؛ بازاری که قیمت خدمات آن دیگر صرفاً از فاصله میان مبدأ و مقصد یا تعداد کشتیهای آماده حرکت تأثیر نمیگیرد، بلکه بیش از گذشته تابع اختلالهای ژئوپلیتیکی و طولانیشدن چرخه حمل است.
تنگه هرمز چگونه کرایه نفتکشها را بالا برد؟
اختلال در تردد از تنگه هرمز، زنجیرهای از تغییرات را در مسیر انتقال نفت ایجاد کرده است. بخشی از محمولههایی که پیشتر با روال متعارف از خلیج فارس خارج میشدند، اکنون به روشهای پیچیدهتر و پرهزینهتری جابهجا میشوند. در این شرایط، انتقال نفت از یک کشتی به کشتی دیگر در دریا، یا همان عملیات کشتیبهکشتی (STS)، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
در این شیوه، نفت ابتدا با کشتیهایی که در مسیرهای کوتاهتر فعالیت میکنند از منطقه خارج میشود و سپس در نقاطی مانند دریای عمان به نفتکشهای بزرگ اقیانوسپیما انتقال مییابد. این عملیات به زمان، هماهنگی و تجهیزات بیشتری نیاز دارد و باعث میشود نفتکشهای بزرگ برای مدت طولانیتری درگیر هر محموله باشند. در نتیجه، حتی اگر تعداد کشتیهای موجود تغییر محسوسی نکرده باشد، ظرفیت مؤثر ناوگان برای پذیرش سفرهای جدید کاهش مییابد.
به بیان دیگر، مشکل تنها کمبود کشتی نیست بلکه مسئله این است که کشتیها با سرعت و بهرهوری گذشته در چرخه حملونقل فعالیت نمیکنند. وقتی بخش قابل توجهی از نفتکشهای بزرگ درگیر انتقالهای چندمرحلهای و عملیات پیرامون خلیج فارس میشوند، برای مسیرهای دیگر، از جمله صادرات نفت آمریکا به آسیا، ظرفیت کمتری باقی میماند. تقاضای همزمان برای حمل نفت از خاورمیانه و حوزه اقیانوس اطلس نیز فشار بیشتری بر نرخها وارد کرده است.
این وضعیت نشان میدهد اختلال در یک گذرگاه راهبردی میتواند آثار خود را بسیار فراتر از منطقه گسترش دهد. تنگه هرمز فقط مسیر عبور بخشی از نفت جهان نیست چون عملکرد آن بر برنامهریزی کشتیها، زمان تحویل محمولهها و هزینه تأمین نفت برای پالایشگاههایی اثر میگذارد که هزاران کیلومتر دورتر قرار دارند.
چرخش پالایشگاههای آسیایی به سمت منابع جایگزین
با افزایش هزینه حمل، پالایشگاههای آسیایی ناچارند قیمت نهایی نفت تحویلی را دوباره محاسبه کنند. در این محاسبه، نفت خام ارزانتر در مبدأ لزوماً گزینه اقتصادیتری نیست وعملا حالا دیگر فاصله جغرافیایی، کرایه نفتکش، زمان رسیدن محموله و ریسک اختلال در مسیر همگی در تصمیم خرید دخالت دارند.
نفت مربان امارات یکی از گزینههایی است که از این تغییر شرایط سود برده است. صرف قیمت این نفت نسبت به شاخص دبی، طبق اطلاعات بازار، موقتاً از ۱۱ دلار در هر بشکه فراتر رفته است؛ یعنی خریداران برای دسترسی به این نوع نفت حاضر شدهاند مبلغ بیشتری نسبت به قیمت پایه بپردازند. با وجود این میزان بالا، برآورد معاملهگران نشان میدهد هزینه نهایی رساندن مربان به آسیا همچنان حدود دو دلار در هر بشکه کمتر از هزینه نفت وست تگزاس اینترمدیت آمریکا تمام میشود.
این مقایسه بهخوبی نشان میدهد که در شرایط کنونی، مزیت رقابتی نفت خام را نمیتوان تنها با قیمت آن در مبدأ سنجید. هزینه حمل ممکن است اختلاف قیمت اولیه را نهتنها از بین ببرد، بلکه جایگاه دو عرضهکننده را در بازار مقصد کاملاً جابهجا کند. نفت خاورمیانه و آمریکای لاتین، بسته به نوع نفت خام و هزینه انتقال، میتوانند جای بخشی از محمولههای آمریکا را بگیرند.
بازار اجاره نفتکش نیز اکنون بهشدت به سود مالکان کشتی تغییر کرده است. رویترز گزارش داده که شرکت ژاپنی کاسمو اویل برای تأمین یک نفتکش VLCC جهت حمل محموله نوامبر، با نرخ حدود ۸۱ میلیون دلار به توافق رسیده است. در مقابل، تلاش شرکتهایی مانند اسکی انرژی کره جنوبی و ترافیگورا برای تثبیت کرایه در محدوده ۷۶ تا ۷۷ میلیون دلار به نتیجه نرسیده است. این اختلافها نشان میدهد خریداران نفت و معاملهگران با بازاری روبهرو هستند که در آن، ظرفیت آماده حمل، کم و قدرت چانهزنی مالکان کشتی بسیار بیشتر شده است.
برای صادرکنندگان آمریکایی، پیامد این وضعیت فراتر از افزایش یک هزینه عملیاتی است. اگر نفت آمریکا نتواند با درنظرگرفتن کرایه حمل در بازار آسیا رقابت کند، بخشی از محمولهها ممکن است به مقصدهای نزدیکتر هدایت شوند یا فروش آنها با تخفیف بیشتری همراه شود. برای پالایشگاههای آسیایی نیز مسئله صرفاً جایگزینکردن یک فروشنده با فروشنده دیگر نیست چون آنها باید دسترسی پایدار به نفت خام مناسب برای واحدهای پالایشی خود را حفظ کنند، بیآنکه هزینه تأمین خوراک حاشیه سودشان را از بین ببرد.
با این حال، بستهشدن پنجره اقتصادی صادرات نفت آمریکا به آسیا لزوماً به معنای توقف کامل این تجارت نیست. نیاز به تنوعبخشی به منابع تأمین، تفاوت کیفیت نفت خامها و نگرانی از اختلالهای تازه میتواند برخی خریداران را همچنان به خرید نفت آمریکا ترغیب کند. اما تا زمانی که هزینههای حمل در سطوح فعلی باقی بماند، رقابت برای بخش مهمی از محمولهها دشوار خواهد بود.
بحران کنونی بار دیگر نشان میدهد که بازار جهانی نفت فقط با میزان تولید و حجم ذخایر تعیین نمیشود چرا که مسیرهای انتقال، امنیت کشتیرانی و کارایی ناوگان نیز بخشی از معادله عرضهاند. اختلال در تنگه هرمز، با افزایش زمان و هزینه جابهجایی نفتکشها، اکنون حتی صادرات نفت از آن سوی جهان را تحت فشار قرار داده است. در این بازار، نفتی که روی کاغذ ارزانتر است، ممکن است تا رسیدن به پالایشگاه آنقدر گران شود که خریدار به سراغ رقیب برود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 9 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
حدود 9 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
حدود 10 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه