محسن پیرهادی، معاون امور حقوقی و مجلس وزارت نفت، و غلامرضا شاهکرمی، مدیرکل امور مجلس این وزارتخانه، بابت کسب رتبه دوم وزارت نفت در ارزیابی عملکرد معاونتهای امور مجلس دستگاههای اجرایی، عملاً به خودشان و مجموعهشان تبریک گفتهاند. شاهکرمی از مدیریت پیرهادی تقدیر کرده و پیرهادی هم در پیامی از «ارتباط حرفهای، مستمر و سازنده» وزارت نفت و مجلس گفته و این موفقیت را تبریک گفته است. خب، مبارک باشد. اما دقیقاً چه چیزی را به خودتان تبریک میگویید؟ بهجای تبریک، یک بیلان روشن بدهید و بگویید برای مردم مناطق نفتخیز چه کردهاید.
قصه مسئولیت اجتماعی نفت و رابطه آن با نمایندگان مجلس، قصه امروز و دیروز نیست. سالهاست رویهای در صنعت نفت شکل گرفته که در آن بخشی از پروژههای مسئولیت اجتماعی از مسیر درخواستها، پیگیریها و رایزنیهای مقامات محلی و نمایندگان مجلس وارد فرآیند تخصیص اعتبار میشوند. حتی نمایندگان رسماً از گرفتن و پیگیری «اعتبارات مسئولیت اجتماعی وزارت نفت» برای حوزه انتخابیه خود خبر میدهند.
اصل مطالبه نماینده اشکالی ندارد. نماینده برای حوزه انتخابیهاش مدرسه، جاده، درمانگاه و زمین ورزشی میخواهد و وظیفهاش هم پیگیری مطالبات مردم است. مسئله جای دیگری است: بودجه مسئولیت اجتماعی صنعت نفت، بودجه لابی با مجلس نیست.
این پول نباید ابزار تنظیم مناسبات وزارتخانه با نمایندگان باشد. قرار نیست هر نمایندهای که دسترسی بیشتر، صدای بلندتر یا قدرت چانهزنی بالاتری دارد، سهم بیشتری برای حوزه انتخابیه خود بگیرد و وزارتخانه هم حاصل چنین رابطهای را «تعامل حداکثری دولت و مجلس» بنامد. اگر چنین اتفاقی نمیافتد، بسیار خوب؛ راه اثباتش دشوار نیست: اطلاعات را منتشر کنید.
مسئولیت اجتماعی اساساً برای این است که صنعت نسبت خود را با جامعهای که از فعالیتش تأثیر میپذیرد اصلاح کند. در مورد نفت، این معنا بسیار روشنتر است. مردمی سالها کنار چاهها، فلرها، خطوط لوله، پالایشگاهها و تأسیسات نفت و گاز زندگی کردهاند؛ آلودگی هوا، آب و خاک را تحمل کردهاند، زیرساختهای شهر و روستایشان زیر فشار توسعه صنعتی قرار گرفته و در بسیاری از نقاط همچنان با مسئله اشتغال محلی، آموزش، بهداشت، آب و کیفیت زندگی درگیرند.
مسئولیت اجتماعی قرار بود بخشی از این فاصله را کم کند. اما بهتدریج بخشی از آن به فهرستی از پروژههای پراکنده تبدیل شده است: اینجا یک مدرسه، آنجا یک زمین ورزشی، جای دیگر چند کیلومتر جاده یا یک ساختمان. همه این پروژهها میتوانند مفید باشند، اما سؤال این است که چرا این پروژه و چرا اینجا؟ چه کسی اولویت را تعیین کرده است؟ مطالعه اجتماعی؟ آمایش سرزمین؟ شدت آسیب ناشی از صنعت نفت؟ شاخص محرومیت؟ جامعه محلی؟ یا نامه و پیگیری و قدرت چانهزنی؟
این تفاوت کوچکی نیست؛ تفاوت میان «مسئولیت اجتماعی» و «توزیع پول» است.
وزارت نفت مرتب از تعداد پروژهها و حجم اعتبارات مسئولیت اجتماعی گزارش میدهد. از هزاران پروژه مدرسهسازی و چندین همت اعتبار سخن گفته میشود. اما بعد از این همه سال و این همه هزینه، یک سؤال ساده کمتر پرسیده شده است: رضایت مردم مناطق نفتخیز از عملکرد اجتماعی صنعت نفت چقدر است؟
اگر این هزینهها موفق بودهاند، اثرشان کجاست؟ آیا مشکل آلودگیهای محیطزیستی نفت حل شده است؟ آیا فلرها کمتر شدهاند؟ آیا فشار بر تالابها، منابع آب و خاک کاهش یافته است؟ آیا سطح رفاه و آسایش مردم مناطق نفتخیز متناسب با ثروتی که از سرزمینشان استخراج میشود بالا رفته است؟ آیا اشتغال مردم محلی بهبود پیدا کرده است؟ آیا روستاهای مجاور تأسیسات نفتی امروز از آب، راه، بهداشت، آموزش و حملونقل متناسب برخوردارند؟
اگر پاسخ این پرسشها همچنان محل مناقشه است، نمیتوان صرفاً با ردیف کردن تعداد پروژهها از موفقیت مسئولیت اجتماعی سخن گفت. مدرسه ساختن خوب است، اما مدرسه فلر را خاموش نمیکند. زمین ورزشی آلودگی آب را از بین نمیبرد. آسفالت یک خیابان تالاب آسیبدیده را احیا نمیکند. ساخت درمانگاه نیز جای پیشگیری از آسیبهای بهداشتی و محیطزیستی صنعت را نمیگیرد.
اولین مسئولیت اجتماعی نفت باید کاهش خسارتی باشد که خود صنعت ایجاد میکند. بعد از آن مدرسه و ورزشگاه و جاده هم معنا پیدا میکنند.
وزارت نفت میگوید برای ۲۱۹۰ مدرسه بیش از هفت همت اعتبار در نظر گرفته شده است. بسیار خوب. اما ما به عدد بزرگ احتیاج نداریم؛ به اطلاعات احتیاج داریم. فهرست پروژههای مسئولیت اجتماعی را منتشر کنید و جلوی هر پروژه بنویسید: مبلغ، محل اجرا، شاخص نیاز، پیشنهاددهنده، مرجع تصویب، مجری، پیمانکار، روش انتخاب پیمانکار، هزینه نهایی و میزان پیشرفت. یک ستون دیگر هم اضافه کنید: این پروژه به درخواست چه کسی وارد فرآیند شده است؟
نماینده مجلس؟ استاندار؟ فرماندار؟ شرکت نفت؟ آموزشوپرورش؟ جامعه محلی؟ یا نتیجه یک مطالعه مستقل نیازسنجی؟
آنوقت خیلی راحت میتوان فهمید نقشه توزیع منابع مسئولیت اجتماعی نفت با نقشه مشکلات و آسیبهای مناطق نفتخیز همپوشانی دارد یا با نقشه قدرت و نفوذ سیاسی.
آییننامه مسئولیت اجتماعی شرکتهای تحت مدیریت دولت نیز اتفاقاً مسیر دیگری نشان میدهد. در این آییننامه از آمایش سرزمین، اولویت مناطق محروم، ثبت اطلاعات، شفافیت و ارزیابی اثربخشی سخن گفته شده است. پس چرا مردم نباید این اطلاعات را ببینند؟
یکی از مشکلات اصلی گزارشهای مسئولیت اجتماعی نفت همین است. میگویند چند مدرسه ساخته شد، چند زمین ورزشی احداث شد و چند میلیارد تومان اعتبار اختصاص یافت. اینها «خروجی» هستند. اثر چیز دیگری است. اثر یعنی چند کودک کمتر ترک تحصیل کردهاند، چند خانواده دسترسی بهتری به خدمات پیدا کردهاند، چقدر از آلودگی محیطزیستی کم شده، چند شغل پایدار برای مردم محلی ایجاد شده و چقدر کیفیت زندگی مردم مناطق میزبان نفت بالا رفته است.
اگر میلیاردها تومان خرج کردهاید اما مردم مناطق نفتخیز همچنان از آلودگی، بیکاری، ضعف زیرساخت و کیفیت زندگی گلایه دارند، افزایش عدد بودجه مسئولیت اجتماعی بهخودیخود افتخار نیست.
اینجاست که خبر تبریک پیرهادی و شاهکرمی معنای دیگری پیدا میکند. وزارت نفت از «تعامل حداکثری دولت و مجلس» میگوید و بابت رتبه دوم خود جشن میگیرد. تعامل با مجلس لازم است. وزیر باید پاسخگوی نمایندگان باشد و نمایندگان هم باید مطالبات مردم را پیگیری کنند. اما این تعامل یک خط قرمز روشن دارد: منابع مسئولیت اجتماعی نباید ابزار تسهیل این رابطه باشند. بودجه مسئولیت اجتماعی، بودجه لابی با مجلس نیست.
اگر وزارت نفت معتقد است این مرز کاملاً رعایت شده، باید از انتشار اطلاعات استقبال کند. نشان دهد چه میزان از منابع براساس مطالعات اجتماعی و نیازسنجی تخصیص یافته و چه میزان از پروژهها با درخواست نمایندگان، استانداران و سایر مقامات وارد فرآیند شدهاند و سپس با چه معیاری تأیید یا رد شدهاند. آنوقت دیگر لازم نیست کسی حدس بزند.
پیرهادی و شاهکرمی میتوانند بابت رتبه دوم معاونت امور مجلس خوشحال باشند. اما مردم مناطق نفتخیز یک رتبه مهمتر میخواهند بدانند: رتبه وزارت نفت در رضایت مردم مناطق نفتخیز چند است؟
بهجای پیام تبریک، بیلان بدهید. بگویید چقدر پول داشتید، کجا خرج کردید، چه کسی درخواست کرد، چرا تصویب کردید، چه کسی قرارداد گرفت و مهمتر از همه، چه مشکلی از زندگی مردم حل شد.
اگر بعد از سالها هزینه مسئولیت اجتماعی هنوز آلودگی پابرجاست، رفاه متناسب ایجاد نشده، اشتغال محلی مسئله است و مردم آثار این همه هزینه را در زندگی روزمره خود احساس نمیکنند، شاید وقت آن رسیده باشد که بهجای افزایش تعداد پروژهها، خود مدل مسئولیت اجتماعی نفت مورد بازنگری قرار گیرد.
مسئولیت اجتماعی صندوق توزیع پروژه نیست، ابزار راضی نگهداشتن نماینده هم نیست و قطعاً بودجه لابی وزارت نفت با مجلس نیست.
ملاک موفقیت مسئولیت اجتماعی باید حال مردم باشد، نه حال رابطه وزارت نفت و مجلس. پول نفت باید دنبال مسئله برود، نه دنبال رابطه.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
حدود 3 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه