اختلال در نفت خام، موجب فشار بر پالایشگاهها میشود؛ فشار بر پالایشگاهها قیمت گازوئیل و بنزین را بالا میبرد؛ افزایش قیمت فرآوردهها هزینه حملونقل را افزایش میدهد؛ افزایش هزینه حملونقل به هزینه تولید و توزیع کالاها منتقل میشود؛ و در نهایت فشار تورمی افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل، بازار انرژی در حال حاضر با یک ریسک زنجیرهای مواجه است، نه صرفاً یک شوک قیمتی در نفت.
اهمیت گاز طبیعی نیز بسیار بالاست. اگر اختلال حملونقل همزمان بازار نفت و گاز را تحت فشار قرار دهد، نیروگاهها، صنایع انرژیبر و بخش پتروشیمی میتوانند با افزایش هزینه خوراک و انرژی مواجه شوند.
پیامد برای پالایشگاهها
شرایط فعلی برای همه پالایشگاهها یکسان نیست.
پالایشگاههایی که دسترسی مطمئنتری به نفت خام، مسیرهای جایگزین حمل یا ذخایر خوراک دارند، میتوانند از افزایش کرک اسپرد بهره ببرند.
در مقابل، پالایشگاههایی که به واردات دریایی وابستهاند و امکان جایگزینی خوراک خود را ندارند، با ریسک کاهش نرخ بهرهبرداری و افزایش هزینه خوراک مواجه خواهند شد.
بنابراین بحران هرمز میتواند همزمان برای برخی پالایشگاهها فرصت افزایش حاشیه سود و برای برخی دیگر ریسک کاهش تولید ایجاد کند.
پیامد برای بازار نفتکشها
یکی دیگر از آثار مهم این وضعیت، افزایش ارزش ظرفیت حمل دریایی است.
وقتی تعداد کشتیهای قابل استفاده برای حمل نفت کاهش مییابد، هر نفتکش در دسترس ارزش عملیاتی بیشتری پیدا میکند.
از این رو، نرخ کرایه نفتکشها، هزینه بیمه، هزینه تأمین مالی سفر و حق بیمه ریسک مسیر میتوانند افزایش پیدا کنند.
در چنین شرایطی، حتی اگر قیمت نفت خام ثابت بماند، هزینه واقعی تحویل نفت به مصرفکننده میتواند افزایش یابد.
تحلیل اجرایی و مدیریتی
از دید اجرایی، مهمترین نکته این است که «بازگشایی هرمز» باید یک فرآیند تلقی شود، نه یک رویداد لحظهای.
برای بازگشت بازار به شرایط عادی، چند مرحله باید پشت سر گذاشته شود:
ابتدا افزایش تردد کشتیها آغاز میشود.
سپس شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و صاحبان کالا باید اطمینان پیدا کنند که این افزایش تردد پایدار است.
پس از آن، نرخهای حمل و بیمه کاهش مییابد.
در مرحله بعد، جریان نفت خام و فرآوردهها به سطح بالاتری بازمیگردد.
در نهایت، کاهش کرک اسپرد و افزایش ذخایر میتواند نشاندهنده بازگشت واقعی تعادل به بازار باشد.
بنابراین ممکن است فاصله زمانی قابلتوجهی میان اعلام توافق سیاسی و بازگشت واقعی بازار انرژی به شرایط عادی وجود داشته باشد.
ریسک تورمی
بانک آمریکا همچنین نسبت به پیامدهای افزایش قیمت انرژی بر اقتصاد جهانی هشدار داده است.
نفت و بهویژه گازوئیل، فقط کالاهای انرژی نیستند؛ آنها نهادههای اصلی اقتصاد هستند.
گازوئیل در حملونقل جادهای، کشاورزی، معدن، ساختوساز، حمل دریایی و بسیاری از فعالیتهای صنعتی استفاده میشود.
بنابراین افزایش شدید قیمت گازوئیل میتواند با یک وقفه زمانی به قیمت کالاها و خدمات منتقل شود.
این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری دارد که اقتصاد جهانی همزمان با نرخهای بهره، تورم و رشد اقتصادی مواجه است.
پیامد برای بازارهای مالی
بانک آمریکا در کنار تحلیل انرژی، نسبت به افزایش ریسک در بازارهای مالی نیز هشدار داده است.
شاخص «گاو و خرس» این بانک، که برای سنجش میزان خوشبینی یا ریسکپذیری بازار استفاده میشود، به ۹٫۷ رسیده که بالاترین سطح از سال ۲۰۲۱ محسوب میشود.
مایکل هارتنت، استراتژیست ارشد سرمایهگذاری بانک، موضع فعلی بانک را «عقبنشینی و چرخش، نه بارگذاری مجدد» توصیف کرده است؛ یعنی در شرایط فعلی افزایش ریسکپذیری را مناسب نمیداند.
دلیل اصلی این نگرانی آن است که بازار سهام آمریکا در نزدیکی رکوردهای تاریخی قرار دارد و در صورت تداوم جهش قیمت انرژی، فشار تورمی میتواند دوباره افزایش یافته و بر چشمانداز رشد اقتصادی و سیاست پولی اثر بگذارد.
جمعبندی اجرایی
پیام اصلی بانک آمریکا را میتوان در چند نکته خلاصه کرد:
تردد فعلی از هرمز حدود ۵ تا ۱۰ کشتی در روز است، در حالی که پیش از بحران حدود ۱۴۰ کشتی در روز بود.
برای ایجاد ثبات نسبی در بازار انرژی، این رقم باید به حدود ۸۰ تا ۱۰۰ کشتی در روز برسد.
بنابراین حتی در صورت آغاز بازگشایی، بازار برای رسیدن به شرایط عادی به یک دوره افزایش تدریجی و پایدار جریان حملونقل نیاز دارد.
در حال حاضر، مسئله اصلی فقط نفت خام نیست؛ گازوئیل، بنزین و گاز طبیعی در مرکز فشار بازار قرار گرفتهاند.
کرک اسپرد گازوئیل در محدوده ۸۰ تا ۸۵ دلار در هر بشکه نشاندهنده شدت غیرعادی کمبود فرآوردههای میانتقطیر و فشار بر ظرفیت پالایش است.
پایین بودن ذخایر نیز ظرفیت بازار برای جذب یک شوک جدید را کاهش داده است.
در نتیجه، مسیر قیمت نفت در ماههای آینده بیش از هر چیز به سه متغیر وابسته خواهد بود: سرعت عادیشدن تردد از هرمز، میزان بازگشت عرضه فیزیکی انرژی و سرعت کاهش شکاف قیمتی فرآوردهها.
اگر تردد کشتیها بهصورت پایدار افزایش یابد و همزمان کرک اسپرد گازوئیل، هزینه حمل و حق بیمه ریسک کاهش پیدا کند، بازار میتواند به سمت عادیشدن حرکت کند.
اما اگر جریان فیزیکی همچنان محدود بماند، حتی وجود نفت خام کافی نیز الزاماً مانع از تداوم فشار قیمتی بر فرآوردههای نفتی و گاز نخواهد شد.
نتیجه نهایی:
بحران فعلی هرمز از یک «شوک عرضه نفت» فراتر رفته و به یک شوک زنجیرهای در حملونقل انرژی، پالایش، فرآوردههای نفتی، گاز، هزینههای صنعتی و تورم جهانی تبدیل شده است. به همین دلیل، برای ارزیابی پایان بحران نباید فقط به قیمت برنت یا اعلام بازگشایی هرمز نگاه کرد؛ بازگشت پایدار جریان فیزیکی انرژی و عادیشدن بازار فرآوردهها معیار واقعی بازگشت ثبات خواهد بود.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 16 ساعت قبل
حدود 16 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
حدود 17 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه