naftkhabar-header-2k

نفت، گاز

شبی که قلب نفت جهان را زدند

۹ شهریور ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۴

0
0
شبی که قلب نفت جهان را زدند

شبی که قلب نفت جهان را زدند


ساعت حدود سه‌ونیم بامداد شنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۹ است. در شرق عربستان هنوز هوا تاریک است. در مجموعه عظیم بقیق، تأسیساتی که بخش بزرگی از نفت عربستان پیش از صادرات باید از آن عبور کند، شیفت شب جریان عادی خود را طی می‌کند. کمی آن‌طرف‌تر، در خریص، یکی از بزرگ‌ترین میادین نفتی عربستان، حدود ۲۰۰ نفر مشغول کارند.


در ساعت ۳:۳۱ نخستین انفجارها در خریص رخ می‌دهد. چند دقیقه بعد بقیق هدف قرار می‌گیرد. تا حدود ۳:۴۸ مجموعه‌ای از انفجارها و آتش‌سوزی‌ها دو نقطه از حیاتی‌ترین زیرساخت‌های نفتی عربستان را درگیر کرده است. 


چند ساعت بعد عددی منتشر می‌شود که بازار نفت را شوکه می‌کند:


۵.۷ میلیون بشکه در روز تولید نفت عربستان متوقف شده است.


بیش از نیمی از تولید عربستان و بیش از پنج درصد عرضه نفت جهان، در یک حمله از مدار خارج شده بود. گزارش پژوهشی کنگره آمریکا بعدها آن را، بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، بزرگ‌ترین اختلال یک‌باره عرضه نفت در تاریخ توصیف کرد. بزرگ‌تر از شوک انقلاب ایران، بزرگ‌تر از اختلال ناشی از جنگ عراق و بزرگ‌تر از هر توفانی که تا آن زمان تأسیسات نفتی آمریکا را زده بود. 


اما برای فهمیدن اهمیت آن شب باید اول بدانیم بقیق چیست.


بقیق پالایشگاه نیست؛ گلوی نفت عربستان است


در روایت‌های خبری آن زمان بارها از «پالایشگاه بقیق» صحبت شد، اما این تعبیر دقیقی نیست.


بقیق یکی از بزرگ‌ترین مراکز فرآورش و تثبیت نفت خام جهان است. نفتی که از بسیاری از میادین عربستان بیرون می‌آید هنوز محصولی نیست که بتوان آن را مستقیم داخل نفتکش ریخت و فروخت. باید گاز، آب، سولفید هیدروژن و مواد همراه از آن جدا و نفت تثبیت شود.


بقیق یکی از مهم‌ترین نقاط انجام همین کار بود و ظرفیت فرآورش آن حدود هفت میلیون بشکه در روز برآورد می‌شد. 


یعنی مهاجم به‌جای آنکه ده‌ها یا صدها چاه پراکنده در بیابان عربستان را بزند، سراغ یک گلوگاه رفته بود.


این نخستین نکته جذاب قصه است.


برای آسیب‌زدن به یک قدرت نفتی الزاماً لازم نیست ذخایرش را نابود کنید. باید بفهمید نفت در کجای مسیر، از صدها جریان پراکنده به چند نقطه متمرکز می‌شود.


آن نقطه را بزنید.


بقیق دقیقاً چنین نقطه‌ای بود.


حمله‌ای که کوچک به نظر می‌رسید اما کوچک نبود


حوثی‌های یمن خیلی زود مسئولیت حمله را پذیرفتند و گفتند با ۱۰ پهپاد عملیات را انجام داده‌اند.


اما بازرسان با تصویر پیچیده‌تری مواجه شدند.


بر اساس اطلاعاتی که عربستان بعداً در اختیار دبیرخانه سازمان ملل قرار داد، دست‌کم ۱۸ پهپاد به بقیق حمله کرده بودند. خریص نیز با چهار موشک کروز هدف قرار گرفته بود و سه موشک کروز دیگر پیش از رسیدن به هدف سقوط کرده بودند.


یعنی در مجموع صحبت از دست‌کم ۲۵ سامانه پروازی بود. 


و اینجا پرونده نفتی تبدیل به پرونده اطلاعاتی شد.


اگر حمله را حوثی‌ها انجام داده بودند، این پرنده‌ها از کجا آمده بودند؟


مسیرشان چه بود؟


بردشان چقدر بود؟


چطور از شبکه دفاعی عربستان عبور کردند؟


و چه کسی آنها را ساخته بود؟


آمریکا و عربستان انگشت اتهام را به سوی ایران گرفتند. ایران هرگونه دخالت را رد کرد. سعودی‌ها گفتند نشانه‌ها حاکی از آن است که حمله از یمن انجام نشده است.


اما نکته‌ای که در روایت تاریخی باید با دقت حفظ کنیم این است که سازمان ملل در آن مقطع نتوانست مستقلاً تأیید کند که موشک‌های کروز یا قطعات بررسی‌شده منشأ ایرانی داشته‌اند. در عین حال، کارشناسان سازمان ملل گفتند تعداد و نوع تسلیحات مشاهده‌شده با روایت اولیه حوثی‌ها درباره استفاده از ۱۰ پهپاد تطابق ندارد. 


همین ابهام، بقیق را به چیزی فراتر از یک حمله نظامی تبدیل کرد.


یک عملیات بزرگ علیه مهم‌ترین زیرساخت نفتی جهان انجام شده بود و حتی درباره اینکه دقیقاً چه کسی از کجا شلیک کرده اجماع وجود نداشت.


مهاجمان خوب می‌دانستند کجا را بزنند


این شاید جذاب‌ترین قسمت فنی قصه باشد.


تصاویر پس از حمله نشان می‌داد ضربات صرفاً تصادفی به محوطه وسیع صنعتی وارد نشده‌اند. بخش‌هایی از تجهیزات فرآورش هدف قرار گرفته بودند.


در خریص، خبرنگاران رویترز چند روز بعد دو ستون تثبیت سوخته، لوله‌های ذوب‌شده و شبکه‌ای از خطوط لوله سوراخ‌شده با ترکش را دیدند. تجهیزات جایگزین نیز از آمریکا و اروپا با عجله به عربستان منتقل می‌شد. 


این یعنی مهاجم فقط مختصات جغرافیایی «آرامکو» را نداشت.


منطق تأسیسات نفتی را می‌شناخت.


در یک مجموعه صنعتی چند کیلومترمربعی، همه تجهیزات ارزش یکسان ندارند. بعضی مخزن‌اند، بعضی لوله، بعضی واحد جداسازی و بعضی نقطه‌ای که حذف آن می‌تواند کل زنجیره را مختل کند.


از همین‌جا یک سؤال اطلاعاتی بسیار جذاب شکل می‌گیرد:


اطلاعات لازم برای انتخاب اهداف از کجا آمده بود؟


ما برای پاسخ قطعی سند کافی نداریم و نباید جای خالی اسناد را با داستان‌سازی پر کنیم. اما خود میزان دقت حمله نشان می‌دهد مسئله فقط «داشتن پهپاد» نبوده است. شناخت صنعتی هدف نیز بخشی از عملیات بوده.


پنج درصد نفت جهان ناپدید می‌شود


اثر حمله فوری بود.


۵.۷ میلیون بشکه تولید روزانه نفت خام متوقف شد. علاوه بر آن، حدود دو میلیارد فوت مکعب در روز گاز همراه نیز از مدار خارج شد؛ گازی که برای تولید حدود ۷۰۰ هزار بشکه مایعات گازی استفاده می‌شد. عرضه اتان و NGL عربستان نیز تا حدود ۵۰ درصد تحت تأثیر قرار گرفت. 


مشکل فقط خود این ۵.۷ میلیون بشکه نبود.


عربستان در آن زمان بیش از دو میلیون بشکه در روز ظرفیت مازاد تولید داشت و بازار جهانی عربستان را بیمه‌نامه نفتی جهان می‌دانست.


اگر جای دیگری بحران ایجاد می‌شد، ریاض شیرها را بیشتر باز می‌کرد.


حمله بقیق نشان داد مشکلی ظریف در این تصور وجود دارد:


اگر خودِ بیمه‌گر مورد حمله قرار بگیرد چه؟


رویترز همان زمان نوشت حمله نه‌تنها بیش از نیمی از تولید عربستان را متوقف کرد، بلکه تقریباً تمام ظرفیت مازادی را که جهان برای جبران یک اختلال بزرگ روی آن حساب می‌کرد، تحت فشار قرار داد. 


به همین دلیل بازار دوشنبه با یکی از بزرگ‌ترین جهش‌های قیمت نفت در چند دهه مواجه شد.


دنیا برای چند ساعت با یک سؤال بسیار ساده روبه‌رو بود:


اگر تعمیر بقیق شش ماه طول بکشد چه؟


و بعد آرامکو کاری کرد که تقریباً به اندازه خود حمله مهم بود


صبح حمله، تصویر فاجعه‌بار بود.


اما کمتر از ۲۴ ساعت بعد، خریص دوباره شروع به تولید کرد.


تا ۱۷ سپتامبر، آرامکو اعلام کرد بقیق دوباره به حدود دو میلیون بشکه در روز تولید رسیده است و انتظار دارد ظرفیت کامل تا پایان همان ماه بازگردد. 


همزمان آرامکو برای مشتریانش از ذخایر نفت استفاده کرد، جریان نفت را میان تأسیسات مختلف جابه‌جا کرد و نفت خام دیگری پیشنهاد داد.


نتیجه عجیب بود:


طبق اعلام شرکت، حتی یک محموله بین‌المللی لغو نشد. 


یک هفته پس از حمله، آرامکو بیش از ۸۰ خبرنگار داخلی و خارجی را به بقیق و خریص برد.


این خودش بخشی از عملیات بود.


این بار عملیات نظامی نبود؛ عملیات اعتمادسازی بود.


جهان باید با چشم خودش می‌دید که جرثقیل‌ها کار می‌کنند، لوله‌ها تعویض می‌شوند و تأسیسات دوباره بالا می‌آیند. 


مسابقه‌ای میان مهاجم و مهندس


اینجاست که به نظرم قصه بقیق از روایت سیاسی معمول جذاب‌تر می‌شود.


یک طرف برای ماه‌ها یا شاید بیشتر برنامه‌ریزی کرده تا نقطه آسیب‌پذیر شبکه نفتی عربستان را پیدا کند.


پهپاد، موشک کروز، اطلاعات هدف، مسیر پرواز و زمان حمله را کنار هم گذاشته است.


طرف دیگر باید ظرف چند ساعت بفهمد چه چیزی از بین رفته، جریان نفت را از مسیرهای جایگزین عبور دهد، آتش را خاموش کند، قطعه از آمریکا و اروپا بیاورد، واحدها را تعمیر کند و مهم‌تر از همه نگذارد مشتری ژاپنی یا کره‌ای یا اروپایی احساس کند نفت عربستان دیگر قابل اعتماد نیست.


بقیق در واقع مسابقه مهاجم و مهندس بود.


مهاجم در ساعات اول برنده شد.


۵.۷ میلیون بشکه تولید را با یک حمله از مدار خارج کرد.


اما آرامکو در مرحله دوم اجازه نداد اختلال عملیاتی به بحران تجاری طولانی تبدیل شود.


این قسمت برای مقایسه حکمرانی نفتی هم بسیار مهم است: امنیت انرژی فقط موشک پاتریوت و پدافند هوایی نیست. موجودی نفت، قطعات یدکی، طراحی شبکه، مسیرهای جایگزین، تیم تعمیرات، زنجیره تأمین و اختیار مدیریتی نیز اجزای امنیت ملی‌اند.


یک پارادوکس عجیب


از نظر نظامی، بقیق یک شکست امنیتی بزرگ برای عربستان بود.


مهاجمان توانسته بودند به یکی از حساس‌ترین نقاط زیرساختی جهان برسند و بزرگ‌ترین اختلال یک‌باره تاریخ عرضه نفت را ایجاد کنند.


اما از نظر تاب‌آوری صنعتی، همان حادثه به نمایش قدرت آرامکو تبدیل شد.


تأسیسات آسیب دید.


تولید سقوط کرد.


اما صادرات فرو نریخت.


و این تفاوت مهمی است.


امنیت یعنی نگذارند تو را بزنند؛ تاب‌آوری یعنی وقتی زدند، زمین نمانی.


بقیق نشان داد عربستان در اولی آسیب‌پذیرتر از چیزی بود که تصور می‌شد و در دومی بسیار قوی‌تر از چیزی بود که بازار انتظار داشت.


و شاید مهم‌ترین میراث بقیق


تا پیش از ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۹، تصور کلاسیک امنیت نفت حول حفاظت از تنگه هرمز، خطوط لوله، نفتکش‌ها و تأسیسات در برابر حملات بزرگ نظامی می‌چرخید.


بقیق یک واقعیت تازه را عریان کرد:


برای ایجاد شوک چندمیلیون‌بشکه‌ای دیگر الزاماً به نیروی هوایی یک کشور، اسکادران جنگنده یا بمباران وسیع نیاز نیست.


تعداد محدودی پهپاد و موشک کروز ارزان‌تر می‌توانند اگر گلوگاه درست را پیدا کنند، اثری ایجاد کنند که زمانی فقط از یک جنگ بزرگ انتظار می‌رفت.


و شاید به همین دلیل است که ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۹ هنوز یکی از مهم‌ترین روزهای تاریخ مدرن نفت است.


در ساعت ۳:۳۱ صبح، کسی لازم نبود میلیون‌ها بشکه نفت را بسوزاند.


کافی بود جایی را بزند که میلیون‌ها بشکه مجبور بودند از آن عبور کنند.

#لارک
#لکه‌های نفتی
#نفت
لینک کوتاه

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید