محمدحسین لطف الهی: بازارهای جهانی نفت با شوکهای قیمتی فزاینده و متواتری دستوپنج نرم میکنند؛ وضعیتی که ناشی از ترکیب سمی تنشهای ژئوپلیتیک، ذخیرهسازی غیرشفاف و تشدید تحریمهای غربی است که بسیاری از معاملهگران را در تاریکی نگه داشته است.
ران بوسو، تحلیلگر مسائل انرژی در یادداشتی در رویترز نوشته است: نفوذ روزافزون نیروهای خارجی و غیرقابلپیشبینی بر بزرگترین و نقدترین بازار کالای جهان، تردیدهایی جدی را درباره اینکه قیمتها تا چه حد دقیق بنیادهای فیزیکی بازار را منعکس میکنند، پدید آورده است.
در واقع، به نظر میرسد بازار جهانی نفت در درک تراز اولیه عرضه و تقاضای خود دچار نوعی اختلال شناختی شده است. «آژانس بینالمللی انرژی» (IEA) پیشبینی میکند که تولید نفت در سال جاری به میزان ۳.۷ میلیون بشکه در روز از تقاضا فراتر رود؛ رقمی که معادل بیش از ۳ درصد کل مصرف جهانی است.
با این حال، تابلوی قیمتها روایت متفاوتی را بازگو میکند. در حالی که قیمت نفت خام «برنت» (شاخص پایه جهانی) در هفتههای اخیر نوساناتی را تجربه کرده، اما همچنان در کانال بالای ۶۵ دلار در هر بشکه تثبیت شده است. فراتر از آن، منحنی قیمتهای آتی در وضعیت «وارونگی شدید» قرار دارد؛ ساختاری در بازار که قیمتهای نقد بالاتر از قیمتهای آتی است و معمولاً بهعنوان سیگنالی از «کمبود عرضه» تفسیر میشود.
پس دلیل این پارادوکس چیست؟
در چند هفته گذشته، عدم قطعیت پیرامون تحولات خاورمیانه نقش پررنگی ایفا کرده است. ریسک حملات نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران و احتمال سرریز شدن درگیری به سراسر منطقه، به حفظ قیمت نفت در محدوده ۷۰ دلار کمک کرده است. در میان انبوه تیترهای خبری ضدونقیض، «شاخص نوسان نفت خام» به بالاترین سطح خود از زمان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران در ژوئن گذشته صعود کرده است.
تنشهای واشنگتن-تهران در نهایت یک متغیر کوتاهمدت محسوب میشوند (مگر آنکه درگیری کاملاً از کنترل خارج شود)، اما روندهای بلندمدت دیگری وجود دارند که تهدید میکنند تصویر عرضه و تقاضا را برای ماهها تیره و تار سازند.
ذخایر نامرئی
یکی از نشانههای کلاسیک بازاری با مازاد عرضه، افزایش سطح ذخیرهسازی است و موجودی انبارها در مقیاس جهانی در حال رشد است. اما پراکندگی ژئوپلیتیک در حال ایجاد واگراییهای منطقهای است که این معادله ساده را پیچیده میکند.
بانک مورگان استنلی برآورد میکند که موجودی نفت خام جهانی در سال ۲۰۲۵ به میزان ۵۲۰ میلیون بشکه (حدود ۷ درصد) افزایش یافته و بازار در مسیر انباشت ۷۳۰ میلیون بشکهای دیگر در سال جاری قرار دارد. طبق برآوردهای ROI، بخش اعظم این انباشت در چین رخ داده است؛ کشوری که طی سال گذشته تقریباً ۸۰۰ هزار بشکه در روز را روانه مخازن خود کرده است. این رقم نشاندهنده انباشتی بیش از ۳۰۰ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۵ است که سهم بزرگی از مازاد عرضه جهانی را میبلعد.
اما میزان دقیق داراییهای نفتی و ظرفیت ذخیرهسازی چین همچنان در هالهای از ابهام است. بخش بزرگی از ذخایر استراتژیک این کشور در سایتهای زیرزمینی و دور از نظارت ماهوارهای نگهداری میشود که دید ناظران را نسبت به اینکه پکن چقدر ذخیره کرده و چقدر دیگر ظرفیت دارد، کور میکند. استراتژی خرید چین نیز با عدم قطعیت احاطه شده است. پکن معمولاً با افزایش قیمتها خرید را کاهش میدهد، بنابراین ممکن است پس از خیز اخیر قیمتها به سمت ۷۰ دلار، روند ذخیرهسازی را کند کرده باشد. اما باز هم، بازار هیچ داده دقیقی در اختیار ندارد.
این عدم شفافیت به یک «نقطه کور» بزرگ برای بازار نفت بدل شده و نحوه تفسیر دادههای ذخیرهسازی را دگرگون کرده است. از نظر تاریخی، قیمتهای نفت همبستگی دقیقی با تغییرات موجودی انبارها در کشورهای عضو OECD (بهویژه آمریکا و اروپا) داشتند. افزایش ذخایر در این مناطق معمولاً سیگنالی نزولی (Bearish) تلقی میشد. با این حال، به گفته «مارتین رتز»، تحلیلگر مورگان استنلی، انباشت ذخایر چین در حال حاضر بهعنوان نشانهای صعودی (Bullish) تفسیر میشود؛ نشانهای از تقاضای نهفته قوی که سیگنالهای منفی ناشی از افزایش موجودیهای قابلمشاهده در غرب را خنثی میکند. این پدیده توضیح میدهد که چرا با وجود اشباع مخازن جهانی، قیمتها سقوط نکردهاند.
سردرگمی ژئوپلیتیک و گره کور لجستیک
تحریمهای غرب علیه چندین تولیدکننده بزرگ، لایه دیگری از پیچیدگی را به این تصویر میافزاید. طبق آمارهای موسسه کپلر، چین، هند و ترکیه در سالهای اخیر مقصد اصلی نفت خام تحریمشده روسیه، ایران و ونزوئلا بودهاند و در سال ۲۰۲۵ حدود ۳.۵ میلیون بشکه در روز واردات داشتهاند.
اما این آرایش پس از ممنوعیت اتحادیه اروپا بر واردات فرآوردههای نفتی روسیه (اجرایی شده از ۲۱ ژانویه) و فشار فزاینده دولت ترامپ بر هند برای کاهش خرید نفت مسکو، در حال تغییر است. هند واردات نفت خام روسیه را در سال جاری به حدود ۱ میلیون بشکه در روز کاهش داده است (سقوط از ۱.۶ میلیون بشکه در سال ۲۰۲۵) و طبق ادعای ترامپ، وعده داده که این روند کاهشی را ادامه دهد.
این تغییرات، تعدیلهای دردناکی را به بازار تحمیل میکنند. محدودیتهای غربی تقاضا برای بشکههای غیرتحریمی و نفتکشهای قانونی را بالا برده و هزینههای عملیاتی را برای پالایشگاهها افزایش داده است؛ بهویژه در آسیا که به دلیل تولید داخلی محدود، وابستگی شدیدی به «نفت دریابرد» دارد.
حاشیه سود پالایشگاههای آسیایی از اوایل ژانویه کمتر از اروپا بوده است؛ میانگین آن در سال جاری تاکنون حدود ۶ دلار در هر بشکه بوده، در حالی که این رقم در اروپا ۹ دلار است. این شکاف عمدتاً ناشی از هزینههای لجستیک است. «کشاو لوهیا»، مدیرعامل HiLo Analytics میگوید: «هزینه حملونقل (Freight) امسال یک متمایزکننده منطقهای معنادار است.»
طبق دادههای LSEG، نرخ حمل برای یک نفتکش غولپیکر (VLCC) در مسیر خاورمیانه یا غرب آفریقا به آسیا، از ابتدای سال نزدیک به ۱۵۰ درصد جهش کرده است. هزینههای حملونقل فعلی برای پالایشگاههای آسیایی اکنون میتواند از ۳ دلار در هر بشکه فراتر رود، در حالی که برای کارخانههای اروپایی نزدیک به ۲ دلار است.
همزمان، محدودیتها منجر به انباشت نفت خام تحریمشده بر روی آب شده است، زیرا فروشندگان برای یافتن خریدار تقلا میکنند. روسیه، ایران و ونزوئلا حدود ۳۰ درصد از ۱.۳ میلیارد بشکه نفت خامی را که هماکنون در ترانزیت (روی دریا) است به خود اختصاص دادهاند (رقمی بسیار بالاتر از سهم صادراتی آنها) که نشاندهنده نرخ تخلیه کندتر و مشکلات فروش است.
بازاری دوگانه
نتیجه نهایی، بازاری است که همزمان دارای «عرضه فراوان» و بهطور غیرمعمولی دچار «تنگنا» به نظر میرسد. این تنش پارادوکسیکال منعکسکننده بازاری است که دیگر نه توسط دادههای بنیادینِ شفاف، بلکه توسط ژئوپلیتیک و رفتار بازیگران غیرشفاف هدایت میشود. تا زمانی که شفافیت بهبود نیابد یا ریسکهای سیاسی فروکش نکنند، قیمتهای نفت احتمالاً با واقعیتهای عرضه فیزیکی ناهمخوان باقی خواهند ماند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 8 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
حدود 8 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه