در میدان بزرگ نفتی غربالقرنه عراق اعتراض کارگری بالا گرفته و کارکنان برای آغاز اعتصاب عمومی ضربالاجل تعیین کردهاند. کارکنان فنی، مهندسی و اداری غربالقرنه۲ در بصره روز هشتم سپتامبر در اعتراض به وضعیت قراردادهای استخدامی و مطالبات مالی خود تجمع کردند و به شرکت نفت بصره و مجموعه شرکتهای فعال در میدان یک هفته مهلت دادند؛ مهلتی که در صورت بینتیجهماندن، قرار است به اعتصاب عمومی و توقف عملیات تولید و صادرات منجر شود. نماینده معترضان گفته است آنها خواستار قراردادهای قانونی با شرایطی مشابه دوره فعالیت لوکاویل روسیه و پرداخت مطالبات معوق خود از شرکت نفت بصره هستند. برخی گزارشهای عراقی شمار کارکنانی را که معترضان به نمایندگی از آنها سخن میگویند حدود ۱۳۰۰ نفر اعلام کردهاند.
غربالقرنه البته یک میدان معمولی نیست. مجموعه غربالقرنه در شمال و شمالغرب بصره و در قلب کمربند عظیم نفتی جنوب عراق قرار گرفته و از نظر توسعه و قرارداد به دو بخش غربالقرنه۱ و غربالقرنه۲ تقسیم شده است. غربالقرنه۲ حدود ۶۵ کیلومتر شمالغرب بصره قرار دارد و ذخایر آن حدود ۱۴ میلیارد بشکه برآورد میشود. غربالقرنه۱ نیز یکی از بزرگترین میدانهای عراق است و منابع مختلف بیش از ۲۰ میلیارد بشکه ذخیره قابل برداشت برای آن ذکر کردهاند. بنابراین در محدودهای نسبتاً فشرده، دو غول نفتی قرار گرفتهاند که مجموع ظرفیت بالقوه تولیدشان میتواند از تولید نفت برخی کشورهای عضو اوپک بیشتر باشد.
غربالقرنه۱؛ از آمریکاییها به چینیها
دور تازه توسعه غربالقرنه۱ پس از مناقصات نفتی عراق در سال ۲۰۰۹ آغاز شد. کنسرسیومی به رهبری ExxonMobil توسعه میدان را برعهده گرفت و شرکت آمریکایی برای بیش از یک دهه اپراتور اصلی آن بود. Shell نیز یکی از شرکای مهم پروژه بود، اما در سال ۲۰۱۸ سهم ۱۹.۶ درصدی خود را به Itochu ژاپن فروخت.
ExxonMobil نیز سرانجام در پایان سال ۲۰۲۳ از غربالقرنه۱ خارج شد و PetroChina از ابتدای ۲۰۲۴ اپراتوری میدان را برعهده گرفت. امروز PetroChina با حدود ۳۲.۷ درصد بزرگترین شریک پروژه است؛ شرکت نفت بصره ۲۲.۷ درصد، Pertamina اندونزی ۲۰ درصد، Itochu ژاپن ۱۹.۶ درصد و شرکت اکتشاف نفت عراق ۵ درصد در پروژه سهم دارند. بنابراین برخلاف تصور رایج، غربالقرنه۱ مستقیماً توسط شرکت نفت بصره اداره نمیشود؛ شرکت نفت بصره شریک عراقی پروژه است و اپراتوری در اختیار PetroChina قرار دارد.
تولید غربالقرنه۱ در آغاز دوره جدید توسعه حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار بشکه در روز بود و طی سالهای بعد به محدوده ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه رسید. توسعه تأسیسات فرآورش، حفاری دهها حلقه چاه تازه و توسعه شبکه تزریق آب و جمعآوری نفت، ظرفیت میدان را بالاتر برده است. در سالهای اخیر پروژه حفاری ۹۶ حلقه چاه جدید نیز برای افزایش ظرفیت دنبال شده و با راهاندازی واحدهای فرآورشی تازه، ظرفیت تأسیسات میدان از حدود ۵۵۰ هزار بشکه به بیش از ۷۵۰ هزار بشکه در روز افزایش یافته است. هدف نهایی عراق رساندن ظرفیت غربالقرنه۱ به حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز است.
این رشد بدون سرمایهگذاری سنگین ممکن نبوده است. ارقام مربوط به هزینههای غربالقرنه۱ در دورههای مختلف و میان شرکای متعدد پراکنده است و رقم واحد قابل اتکایی برای «کل پول خرجشده» وجود ندارد، اما توسعه میدان طی بیش از یک دهه شامل صدها حلقه چاه، واحدهای فرآورش مرکزی، خطوط جمعآوری و انتقال، تأسیسات تزریق آب، برق و زیرساختهای صادراتی بوده و در مقیاس چندین میلیارد دلار سرمایهگذاری انجام شده است. به همین دلیل بهتر است به جای چسباندن یک عدد غیرقابلدفاع به کل پروژه، سرمایهگذاری هر مرحله از توسعه جداگانه محاسبه شود.
غربالقرنه۲؛ میدان روسها
غربالقرنه۲ داستان متفاوتی دارد. رد پای روسها در این میدان حتی به پیش از سقوط صدام میرسد. لوکاویل در سال ۱۹۹۷ برای توسعه میدان با دولت عراق قرارداد امضا کرد، اما تحریمهای بینالمللی و تحولات سیاسی عراق مانع اجرای واقعی پروژه شد.
پس از ۲۰۰۳ و بازگشت شرکتهای بینالمللی به عراق، لوکاویل دوباره سراغ غربالقرنه۲ رفت و در مناقصه سال ۲۰۰۹ برنده شد. قرارداد خدمات توسعه و تولید در سال ۲۰۱۰ امضا شد. Statoil نروژ نیز در ابتدای کار شریک پروژه بود، اما در سال ۲۰۱۲ کنار رفت و سهم قراردادی لوکاویل به ۷۵ درصد رسید و طرف عراقی ۲۵ درصد را در اختیار داشت.
اینجا روسها تقریباً یک میدان را از نو ساختند. فاز نخست شامل احداث مرکز فرآورش با ظرفیت ۴۰۰ هزار بشکه در روز، حفاری ۴۸ حلقه چاه، ساخت پنج سکوی چاهی، نیروگاه گازی ۱۲۶ مگاواتی، تأسیسات برداشت آب از فرات، بیش از ۱۰۰ کیلومتر خطوط لوله و مجموعه بزرگی از مخازن ذخیره نفت بود.
تولید تجاری غربالقرنه۲ در مارس ۲۰۱۴ آغاز شد. سطح اولیه تولید حدود ۱۲۰ هزار بشکه در روز بود، اما تا پایان همان سال تولید به محدوده ۳۸۰ هزار بشکه در روز رسید. میدان بعداً از مرز یک میلیارد بشکه تولید تجمعی عبور کرد و در دوره اوج توسعه به محدوده ۴۸۰ هزار بشکه در روز رسید.
لوکاویل اعلام کرده بود درآمد حاصل از فروش نفت غربالقرنه۲ برای عراق تا سال ۲۰۲۲ به حدود ۵۰ میلیارد دلار رسیده است. قرارداد این شرکت با عراق نیز در سال ۲۰۲۳ تا سال ۲۰۴۵ تمدید شد و برنامه توسعه جدید، افزایش ظرفیت میدان به حدود ۸۰۰ هزار بشکه در روز را هدف قرار داد. توسعه سازند یمامه، حفاری چاههای تازه، افزایش ظرفیت فرآورش نفت و گاز، تزریق آب و توسعه خطوط انتقال بخشهای اصلی این برنامه بودند.
اما تحریمهای آمریکا علیه لوکاویل در سال ۲۰۲۵ ورق را برگرداند. شرکت روسی با مشکلات مالی، دریافت مطالبات و ادامه فعالیت عملیاتی مواجه شد و سرانجام فورسماژور اعلام کرد. بغداد برای جلوگیری از اختلال در یکی از مهمترین منابع درآمد نفتی کشور، مدیریت عملیاتی غربالقرنه۲ را به طور موقت به شرکت نفت بصره سپرد.
و درست همین نقطه است که اعتراض امروز کارکنان معنا پیدا میکند.
کارکنانی که سالها در ساختار لوکاویل کار کردهاند، اکنون میگویند با خروج شرکت روسی وضعیت قراردادها، حقوق و مطالبات آنها بلاتکلیف شده است. معترضان خواهان همان چارچوب حقوقی و مزایایی هستند که در دوره لوکاویل داشتند و میگویند بخشی از مطالباتشان نیز باید توسط شرکت نفت بصره پرداخت شود. یک گزارش محلی حتی از مطالبات انباشته طی بیش از ده سال سخن گفته است.
درباره میزان تولید فعلی غربالقرنه۲ اعداد متفاوتی منتشر شده است. برخی منابع عراقی تولید را حدود ۳۲۴ هزار بشکه در روز اعلام کردهاند، برخی حدود ۳۷۴ هزار بشکه و شفقنیوز رقم نزدیک به ۴۵۰ هزار بشکه در روز را ذکر کرده است. به دلیل شرایط انتقال مدیریت و نوسان تولید، بهتر است فعلاً به جای یک عدد قطعی، محدوده ۳۲۰ تا ۴۵۰ هزار بشکه در روز را در نظر گرفت. آنچه محل اختلاف نیست، وزن میدان در تولید عراق است: توقف کامل غربالقرنه۲ میتواند چندصد هزار بشکه از تولید روزانه عراق را یکجا از مدار خارج کند.
روسها میروند، آمریکاییها برمیگردند
ماجرا یک پیچ ژئوپلیتیکی دیگر هم دارد. دولت عراق پس از خروج لوکاویل مذاکره با Chevron را آغاز کرده و این شرکت آمریکایی برای بررسی ورود به غربالقرنه۲ و توافق بر سر شرایط قراردادی فرصت مذاکره انحصاری گرفته است. هدف اعلامشده عراق نیز رساندن تولید میدان در دوره توسعه بعدی به حدود ۷۵۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه در روز است.
بنابراین وضعیت دو غربالقرنه امروز تقریباً تصویر کوچکی از رقابت قدرتهای بزرگ در نفت عراق است: در غربالقرنه۱، ExxonMobil آمریکایی خارج شد و PetroChina چینی جایش را گرفت؛ در غربالقرنه۲، Lukoil روسی کنار رفته، شرکت نفت بصره موقتاً میدان را اداره میکند و Chevron آمریکایی پشت در ایستاده است.
اگر برنامههای توسعه عراق محقق شود، مجموع ظرفیت غربالقرنه۱ و غربالقرنه۲ میتواند به حدود ۱.۶ میلیون بشکه در روز برسد. برای مقایسه، این دو میدان به تنهایی بالقوه قادرند نفتی در مقیاس تولید روزانه یک کشور متوسط عضو اوپک تولید کنند.
به همین دلیل اعتراض کارکنان غربالقرنه۲ را نباید صرفاً یک دعوای استخدامی در بصره دید. ماجرا درست در دورهای اتفاق افتاده که مالکیت قراردادی و مدیریت یکی از بزرگترین میدانهای عراق در حال جابهجایی است. روسها رفتهاند، شرکت نفت بصره میدان را تحویل گرفته، آمریکاییها برای ورود مذاکره میکنند و حدود ۱۳۰۰ نیروی عراقی میپرسند در این جابهجایی سهم آنها چه خواهد شد.
فعلاً کارکنان اعتصاب را آغاز نکردهاند؛ آنها هشتم سپتامبر تجمع کرده و یک هفته مهلت دادهاند. ضربالاجل عملاً به ۱۵ سپتامبر میرسد و نمایندگان کارکنان صریحاً هشدار دادهاند اگر توافقی حاصل نشود، اعتصاب عمومی میتواند تولید و صادرات غربالقرنه۲ را متوقف کند. در میدانی که چندصد هزار بشکه در روز نفت تولید میکند، یک اختلاف ظاهراً ساده بر سر قرارداد کار میتواند خیلی سریع از محوطه یک میدان در شمال بصره به جدول صادرات نفت عراق برسد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
اخبار مرتبط
حدود 11 ساعت قبل
حدود 11 ساعت قبل
حدود 11 ساعت قبل
حدود 11 ساعت قبل
حدود 12 ساعت قبل
ویدئو مرتبط
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه
رسانه